کاهش ضریب نفوذ روزنامه ها و هدایت افکار عمومی توسط فضای مجازی

تهران- ایرنا-  مطبوعات و به طور خاص روزنامه ها، از دیرباز نقش مهمی در هدایت افکار عمومی ایفا کرده اند، اما تضعیف آنها راه را برای جولان فضای مجازی در جهت دهی به افکار عمومی باز کرده است. این مساله از جمله موارد مطرح شده در میزگرد ایرنا تحت عنوان "دغدغه های روزنامه نگاران در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی "بود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، امروزه مشکلات و محدودیت هایی که دامن روزنامه نگاران را گرفته، هر روز دست آنها را در اثرگذاری و جهت دهی به افکار عمومی کوتاه تر می کند. واقعیت این است که امروز با تغییرات فناوری و رشد اشکال مختلف و نوین رسانه به ویژه شبکه های مختلف اجتماعی در فضای مجازی مسائل و مشکلات صنف روزنامه نگاران را پیچیده تر شده و نیازمند بررسی های دقیق کارشناسانه و متعاقب آن اقدامات جدی است.

چالش های یاد شده از دیگر مسایلی بود که در میزگرد ایرنا تحت عنوان « دغدغه های روزنامه نگاران در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی» با حضور «بهروز گرانپایه»؛ عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، «بیژن مقدم»؛ مدیر مسئول سایت «الف» و «داوود محمدی»؛ عضو هیأت مؤسس انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران مورد بحث قرار گرفت.

پیامدهای عدم آزادی و بسته بودن فضای رسانه ای

گرانپایه در ابتدای سخنانش گفت: باید یک سفر ذهنی داشته باشیم به گذشته و بر اساس این سفر ذهنی یک سفر عینی برای آینده خودمون در نظر بگیریم تا این گذشته نگری بتواند به این امر کمک کند. بحث آزادی مطبوعات را من می خواهم از این منظر نگاه کنم که ما الآن صد سال است که با این موضوع مواجه هستیم. حتی در این چهل سال گذشته، درست است که در مقاطعی روندی کلی محدودیت آزادی ها از بین رفت، برای مثال در مقطع انقلاب، در مقطع اصلاحات ما به وضعیت آزادی مطبوعات رسیدیم، اما،هم آماده نبودن ساختار دولتی و هم فرهنگ استفاده از این مطبوعات اجازه نداد این روند ادامه پیدا کند. چون ریشه های دولتی مطبوعات پایدار بوده و ساختار دولتی و حاکمیتی ما هم یک دست نبوده و نیست. بنابر این،دوباره، گرایش ها برای ایجاد محدودیت و بستن فضا و غیره غلبه پیدا می کند.

وی در ادامه عنوان داشت: اما در صد سال پیش انتظار این وجود نداشت که پیامدهای آزادی مطبوعات برای هیأت حاکمه روشن شود. درواقع، طی دهه های اخیر که دانش بشری افزایش پیدا کرده باید پیامدهای عدم آزادی رسانه ای و مطبوعاتی برای حاکمیت و مدیریت دولت روشن باشد. یعنی این بسته بودن فضا و بگیر و ببند ها و تعطیلی مطبوعات پیامدهایی دارد که به تدریج در نوع رابطه مردم با جامعه و حاکمیت شکل می گیرد و یک گسست هایی شکل می گیرد که برای دوام و بقای حاکمیت زیانبار است. به همین دلیل هرکسی که حاکم است و هر دولت و ساختاری که وجود دارد باید در مورد پیامدهای عدم آزادی و بسته بودن فضای رسانه ای را بیاندیشد. در غیر این صورت بیش از آنچه که ما شاهدش هستیم دچار مشکل خواهد شد.

این روزنامه نگار گفت: وقتی نماینده مطبوعات ما، یک مقام دولتی است با این پست، چطور به خودش اجازه می دهد نماینده مطبوعات کشور باشد. این فقط چیزی جز ابتذال آزادی مطبوعات نیست.  چون آزادی مطبوعات به این معنا است که نماینده فردی غیر دولتی و غیر حاکمیتی باشد. باید فردی باشد نماینده جامعه شریف روزنامه نگاران، نه نماینده ساختار قدرت و دولت.

عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران عنوان داشت: امیدوارم توانسته باشم این نکته را روشن کنم که مدیریت دوراندیش دولتی و حاکمیتی باید برای آزادی مطبوعات فکری بکند. آزادی مطبوعات هم فقط شامل مطبوعات کاغذی و نشریات نمی شود. منظور رسانه است، چون به تدریج نشریات مکتوب جنبه نوستالژی پیدا می کند؛ یعنی وارد موزه می شود. این امر ممکن است دیر و زود داشته باشد، اما اجتناب ناپذیر است. اما رسانه، روزنامه نگار و خبرنگار هیچگاه از بین نمی رود، شکل عوض می کند، قالب عوض می کند، تکنولوژی و نحوه بیان عوض می کند،تا بتواند مسئولیت و رسالت خودش را انجام بدهد.

او اظهار داشت: در مورد دولتی و حزبی شدن نشریات هم به نظر من باید یک دسته بندی جامع تری را برای مطبوعات در نظر بگیریم. چهار دسته و جریان کلی در مطبوعات مان قابل شناسایی است. نخست همین روزنامه های دولتی و یا به صورت دقیق تر روزنامه های حاکمیتی وابسته به قدرت هستند. هم ساختارهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اداری و اجرایی دارای رسانه هستند. این دسته دارای قدرت و زور هستند.

دوم، روزنامه ها حزبی هستند. این روزنامه ها و رسانه ها تریبون احزاب سیاسی و باندهای قدرت طلب هستند که نمونه هایش روشن است.

سوم، یک جریان رسانه ای و مطبوعاتی داریم که درواقع تعلق یا ایدئولوژی آن تجارت است. نگاه تجاری و اقتصادی و مالی و پولی به روزنامه و رسانه دارد و آن را ابزاری می داند برای کسب درآمد.

وی در نهایت به جریان چهارم اشاره کرد و گفت: من آن را جریان مردمی مطبوعات می گویم. حرفه ای نمی گویم، چرا؟ چون  حتی آن سه دسته دیگر هم می توانند حرفه ای باشند، اما حرفه ای نه به مفهوم اعم آن، بلکه به مفهوم اخصش. یعنی از نظر فنی و کاربردی خوب خبر تهیه کنند، خوب گزارش بنویسند، عکس و گرافیک و غیره را به خوبی استفاده کنند. درحالی که حرفه ای به معنای اعم آن در روزنامه نگاری آمیخته است به یک سری تعهدها، هویت ها و اخلاق و اصول هایی که به آن شأن و منزلتی اجتماعی می دهد که گروه های اول، دوم و سوم ممکن است از آن برخوردار نبوده و صاحب این ویژگی ها و خصال نباشند.

محمدی گفت: بنابر این من فکر می کنم که ما جریانی داریم به نام جریان مردمی مطبوعات که در کل در مقابل آن سه دسته اول است. چرا که یکی از رسالت های عمده مطبوعات در مفهوم خاص آن این است که طرفدار و سخنگوی مردم در مفهوم حداکثری و در مقابل قدرت باشد. این جزو مانیفست جامعه روزنامه نگاری است. اگر روزنامه نگار واقعی است و دارای هویت صنفی روزنامه نگاری است باید منتقد دولت و حاکمیت باشد. این به نظر من می تواند به ما نشان بدهد که این جریان های چهارگانه در عرصه مطبوعات پیوسته و همیشه وجود داشته و چالش های آن نیز وجود دارد.

این روزنامه نگار به دیجیتالی شدن به عنوان  نکته دوم اشاره کرد و اظهار داشت: باید گفت امری اجتناب ناپذیر است. اما اینکه تصوری از آزادی بیان در آینده داشته باشیم فکر نمی کنم اینطور باشد. همین الآن، سایت ها و شبکه های مجازی وجود دارد که سیستم اداری و اجرایی و امنیتی کشور  نسبت به اینها هم حساس هستند.  یعنی اینها در تقابلی که با جامعه ایران برای بیان مطالبات و خواسته های خود دارند واکنش نشان می دهند و می خواهند ایجاد حصر و محدودیت بکنند. این موارد مربوط به بخش بیرونی صنف و حرفه روزنامه نگاری است.

او در ادامه اذعان داشت: اما ما باید به چالش ها و مشکلات خود روزنامه نگاران نیز بپردازیم و آنها را شناسایی کنیم. به نظر می آید که طی یکی دو دهه اخیر علیرغم رونق کمی جامعه روزنامه نگاری و اینکه توانسته است از سرمایه انباشته ی تجربی و حرفه ای و معنوی و هویتی نسل های گذشته روزنامه نگاری استفاده کند ولی در ادامه آن و با بروز مشکلات مختلف سیاسی و امنیتی و هم مشکلات اقتصادی ما با تنزل سطح کیفی جامعه روزنامه نگاری مواجه شدیم. یعنی تعهد پذیری و جنبه های هویتی و معرفتی جامعه روزنامه نگاری و حتی جنبه های حرفه ای و مهارتی آن به اندازه کافی رشد کیفی پیدا نکرده است.

این روزنامه نگار ادامه داد: در گذشته ها برای سردبیرهای یک نشریه تازه شکل گرفته یا دبیران سرویس یک روزنامه در حال تأسیس با تعدد نیرو مواجه بودیم ولی امروزه از این نظر دچار ضعف ها و کمبودهایی هستیم. بنابر این، من فکر می کنم چالش های معرفتی - هویتی ، چالش های حرفه ای-مهارتی و چالش های اخلاقی وجود دارد. روزنامه نگار باید یاد گرفته و آموخته باشد که زمانی که در این عرصه پا می گذارد به یک سری اصول پایبند باشد. یعنی روزنامه نگاری را مثل برخی از شغل هایی که با حیات و شخصیت جامعه سر و کار دارد باید افرادی یاد بگیرند که فقط دغدغه آنها مردم و خدمت و کمک رسانی باشد به جامعه. درست است که روزنامه نگار باید معیشت و زندگی خود را از قِبَل کار روزنامه نگاری تأمین کند، ولی روزنامه نگاری چیزی فراتر از تأمین معیشت است؛ چیزی فراتر از یک حرفه و کسب و کار مادی و اقتصادی است.

عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران اظهار داشت: ویژگی هایی که به این صنف هویت می دهد نقد قدرت و سوء استفاده هایی است که در دستگاه های اجرایی احتمال انجامش جود دارد. طبیعی است که این مسئله چالش زا است و دشواری به وجود آورده و محدودیت ایجاد می کند. اما این چالش همیشگی بوده و با زندگی شرافتمندانه بشری آمیخته است. کسی که می خواهد وارد این نوع زندگی شود باید چالش هایش را هم بپذیرد. حتی کسی که از جنبه تجاری وارد عرصه مطبوعات می شود باید این اصول را رعایت کند. یعنی حتی روزنامه نگاری که نمی خواهد نقد قدرت کند باید درواقع به اصول حرفه ای پایبند باشد. جریانی که می خواهد از ناآگاهی مردم سوء استفاده کند و یا غیر مستقیم حرفی را در جامعه ترویج کند و یا کالایی را عرضه کند تا سود آن را بیشتر کند و با آنها زد و بند داشته باشد به نوعی شرافت روزنامه نگاری را زیرپا می گذارد.

وی در پایان گفت: خوب این موارد مسائل مهم و عمده ای است که باید از نظر خود صنف به آن بپردازیم. نهادهای صنفی و نهادهای مدنی که می توانند شکل بگیرند برای مجهز کردن و تحت آموزش مستمر قرار دادن جامعه روزنامه نگاری و به تربیت اجتماعی و اخلاقی بپردازند می توانند به جلوگیری از تنزل شأن و منزلت حرفه روزنامه نگاری کمک کنند. برای مثال حدود ده تا دوازده سال پیش جامعه روزنامه نگاری از این شأن و منزلت در جامعه ما برخوردار بود که لیست نامزدهایی که جامعه مطبوعاتی از آن حمایت می کرد همه مستقیماً به مجلس می رفتند. اما الآن اگر نگاه کنیم، می بینیم که اصلاً قابل مقایسه نیست، اعتباری که ممکن است یک لیست روزنامه نگارانه داشته باشد قابل مقایسه با دوران اصلاحات نیست. این نشان دهنده تنزل شأن و منزلت حرفه است که متأسفانه هم ساختار حکومتی در آن دخیل بوده و هم خود جامعه مطبوعاتی و رسانه و خود روزنامه نگاران و صنف روزنامه نگاری که هرکدام به نحوی در این مسئله درگیر بوده و نقش دارند و بنابر این باید مورد توجه قرار بگیرند.

عوامل مختلف در تضعیف روزنامه نگاری سهمی برابر ندارند

بیژن مقدم نیز در ابتدای سخنانش گفت: به نظر من در تحلیل وضعیت موجودِ روزنامه نگاری در کشور عوامل متعددی دخالت دارند که سهم آنها هم یکسان نیست. شاید ما الآن نتوانیم سهم گذاری کنیم. در حقیقت کارهای پژوهشی دقیق تری لازم است تا شما بتوانید سهم دقیق عوامل مختلف را تعیین بکنید.  اینکه بگوییم اگر آزادی باشد رسانه ها از وضعیتی که به نظر من بین مرگ و زندگی هستند نجات پیدا می کنند، شاید درست باشداما حتماً نیازمند این است که سهم آن در کنار سایر عوامل مشخص شود.

وی به تغییر ذائقه مردم اشاره کرد و گفت: اگر همین الآن که ذائقه مردم هم خیلی تغییر کرده آزادی بدهیم، خواهیم دید که اتفاق خاصی نخواهد افتاد. فضای مجازی که به وجود آمده محتویات روزنامه ها را حتی جلوتر از خود آنها عرضه می کند. بله حتما شرایط انقباضی امروزی و یا شرایط رخدادهای سیاسی و اجتماعی مؤثر بوده، ورود افراد غیر حرفه ای به روزنامه نگاری نیز یکی از عوامل است. وقتی بستر صدور مجوز را نگاه می کنیم می بینیم که چه تعداد آدم به واسطه رانت وارد این حوزه شده اند. بگذارید از زبان یک معاون مطبوعاتی نقل کنم که می گفت: مدیر مسئول نشریه ای آمده بود که اسم نشریه خود را نمی دانست.  همچنین، نشریات اجاره ای وجود دارد. ما با این پدیده ها مواجه هستیم. افرادی هستند که یک شرکت باز کرده و ۱۰ نشریه زده و نمی دانند که مثلاً فلان روز برای کدام یک از این نشریات به نهادهای مربوطه مراجعه می کنند، اسم نشریه اش را هم واقعاً نمی دانند. خوب این یکی از این عوامل است.

این روزنامه نگار به مخاطبان روزنامه هم پرداخت و گفت: یکی از مسائل که همیشه بوده به سرانه مطالعه باز می گردد. ما از نظر سرانه مطبوعات هیچگاه به نسبت جمعیت کشور شرایط خوبی نداشته ایم. چه زمانی که یک روزنامه دوم خردادی ۱۰۰ هزار نسخه چاپ می کرده و چه ۵۰۰ هزارنسخه، باز هم نسبت به سرانه مطالعه عدد قابل توجهی نبوده است. البته همه این آمارهای بالای فروش نیز به صورت انفجاری و مقطعی بوده است.  این امر یک روند نبوده و تداوم نداشته است. اگر متوسط را در نظر بگیریم همیشه کارشناسان و اساتید روزنامه نگاری این را نشان داده اند که توجه به مکتوب و روزنامه نگاری مکتوب از شنیدن و دیدن و حرف زدن پایین تر بوده است. الآن با این وضعیت اصلاً سرانه مطالعه مطبوعات افتضاح است.

مقدم عنوان داشت: دوستان به ظهور رسانه های جدید اشاره کردند. این رسانه ها چه کاری انجام داده اند. اولین مورد این است که سرعت اطلاع رسانی آنها بسیار بالا است. روزنامه دیگر کلاً از موضوع خبر رسانی حذف شده است. اینکه از روزنامه انتظار خبر داشته باشیم دیگر منتفی است. کمی جلوتر اگر برویم می بینیم که ذائقه مردم عوض شده است. امروزه ذائقه مردم با مطالب کوچک و کادری همخوانی دارد. گرایش برای دیدن عکس و یا اگر اینترنت یاری بکند یک فیلم ۳۰ ثانیه ای تا یک دقیقه ای زیاد است. قبلاً در گذشته ما در باره میل به تحلیل به عنوان یکی از راه هایی که می تواند روزنامه نگاری ما را نجات دهد بحث می کردیم. یعنی ما روزنامه را از حوزه خبر که عقب مانده است وارد حوزه تحلیل کنیم. یعنی مردم از ما بخواهند که در باره این اتفاق خاص تحلیل مان چیست. خوب در این طرف با یک شتاب پرقدرتی ذائقه عوض شده است، دیگر حوصله ندارد که تحلیل بخواند، حوصله ندارد که نظر چند نفر را در یک صفحه روزنامه بخواند.ضمن اینکه فضای مجازی مردم را در ظاهر «همه چیز دان» هم کرده است.  یعنی من همه چیز را می دانم، خودم هم دارم تحلیل می کنم و صد تحلیل مختلف هم دارم.

 مدیر مسئول سایت «الف» در ادامه صحبت هایش اظهار داشت: خوب، نگاه من به آینده روزنامه نگاری است. وقتی ذائقه ی مردم تغییر پیدا کرده آیا راه نجات روزنامه نگاری در ایران تحلیلی کردن روزنامه است. این بحث ها بسیار جدی است و کار کارشناسی می خواهد. اگر فردا رفتیم همه روزنامه خود را تحلیلی کردیم آیا مشکل حل می شود. مردم داستانشان به طور کل عوض شده است. شرایط ما روز به روز دارد تغییر می کند. یکی از کارهایی که رسانه های جدید کرده اند سهولت دسترسی است؛ همه جا و هر لحظه و همیشه در دسترس هستند.

وی به اهمیت قیمت مطبوعات نیز اشاره کرد و گفت:  همچنین ارزان بودن آن مهم است. دوستان می دانند که بر سر افزایش پانصد تومانی روزنامه و افزایش آن به هزار تومان چقدر بحث می کردیم. تجربه به ما نشان داده است که مخاطب ما حاضر نیست این پول اضافی را هزینه بکند. اگر پانصد تومان را به هزار تومان افزایش دهید در خوشبینانه ترین حالت ۳۰ درصد از مخاطبان ریزش می کند و در گام بعدی ممکن است ۱۰ درصد برگردند. آن هم زمانی بر می گردند که روزنامه همگن ما قیمتش را با ما یکسان کند و گرنه می روند آن روزنامه را می خرند.برای مثال وقتی می خواستیم روزنامه جام جم را افزایش قیمت بدهیم ابتدا می رفتیم با روزنامه های همشهری و ایران صحبت می کردیم که قیمت را با هم افزایش دهیم که مخاطبان ما به خاطر ۵۰۰ تومان اضافه تر کوچ نکنند. چنین مسئله ای اگرچه در ظاهر کوچک است اما از اهمیتی فراوان برخوردار است.

مقدم در ادامه عنوان داشت:  این امر در واقع مهاجرت منابع درآمدی است. روزنامه یا باید مستقل باشد، یا وابسته به یک دستگاه و یک نهاد. راه استقلال این است که تک فروشی کند، اما این کار درصد بسیار کمی از هزینه های روزنامه را پوشش می دهد. راه دیگر این است که درآمد از طریق آگهی به دست بیاید. خوب در شرایط کنونی منابع درآمدی کوچ کردند به دنیای جدید. یعنی روزنامه ای که با ۳ تا ۴ میلیارد، تازه در آن شرایط ؛ یعنی هم خیلی خوب  اداره می کردیم و هم اگر کسری هایی داشتیم با این حال اداره می کردیم. اما الآن اگر کل آگهی را بدیم ۳۰۰ یا ۴۰۰ میلیون بر نمی دارند.  یعنی همان شرکت قبلی که در سال های ۱۳۸۹، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ حاضر بود ۴ میلیارد بدهد برای آگهی اکنون حاضر نیست برای آن دویست میلیون بپردازد. همه این منابع کوچ کردند به فضای مجازی. بنابر این اگر ما مجموعه عوامل را در نظر بگیریم حتماً وزن آنها متفاوت است.

او به موضوع آزادی بیان پرداخت و گفت: بحث آزادی رسانه بحثی است که می تواند به این قضیه جان بدهد اما واقعاً در شرایط کنونی موضوع آزادی می خواهد به مردم چه چیزی عطا کند که فضای مجازی نمی دهد. فلان کانال تلگرامی ته آزادی را نشان می دهد. ما می خواهیم بگوییم که روزنامه نگاری می خواهد در مورد آزادی چه چیزی را بگوید که در فضای مجازی گفته نمی شود. مردم هم واکسینه می شوند، عادت می کنند و گوششان از این حرف ها پر می شود.

این روزنامه نگار ضمن اذعان به اینکه مسائل مربوط به روزنامه نگاری پیچیده است گفت: نسخه هایی که الآن پیچیده می شود جواب نمی دهد. لازم است تیم تعیین شود، مجموعه ای از افراد متخصص گرد هم بیایند و حتی از تجارب جهانی دنیا استفاده شود. برای مثال آیا روزنامه «یومیوری» در ژاپن در چنین مختصاتی قابل بررسی است،که مثلا بالای ۱۰ میلیون نسخه تیراژ دارند و یا روزنامه ای که در آمریکا بعد از ۱۵۰ سال تعطیل می شود. آیا این روزنامه به دلیل نداشتن آزادی تعطیل شد. بنابر این عوامل متعددی در این موضوع دخیل هستند.

وی معتقد است: ما در این مسیر تقریباً در اوایل راه هستیم. هم ورود ما به رسانه های جدید با تأخیر بوده است و هم درگیر شدن ما با مسئله روزنامه نگاری به معنای مکتوب آن. شرایط خاص کشور از نظر ارز، کاغذ، فساد و غیره نیز بر این امر مضاعف شده است.همین الآن اکثر مدیران مسئول می گویند که نه کاغذی گرفته اند و یا اگر هم گرفته اند بسیار کم بوده است، مثلاً سهمیه کاغذ نیاز ۵ روزشان را جواب می دهد. خوب وقتی کاغذ ندارند روزنامه شان را تعطیل می کنند. برای مثال وطن امروز این هفته تعطیل شده است. آیا وطن امروز می تواند بگوید من چون آزادی نداشتم تعطیل شده ام.  این روزنامه که از نعمت آزادی برخوردار بوده است؛ آزاد بود که هر تیتری بزند. اما مشکلش نبود پول است نه کمبود آزادی. به نظر من باید مجموعه این عوامل را که همه از شرایط بالاتری متأثر است در نظر بگیریم.

وی در پایان عنوان داشت: امنیت شغلی هم که می گویند مهم است، بخشی از آن اقتصادی بود و بخشی هم سیاسی؛ یعنی روزنامه نگاران می گویند ما می رویم در یک روزنامه کار کنیم فردا تعطیل می شود. چگونه می توان کار کرد؟ چندجا برویم که تعطیل بشود. امنیت شغلی الآن این نیست. مسئول روزنامه می گوید الآن پول ندارم که تو را بیمه کنم. روزنامه هایی مانند بهار و غیره به این دلایل از ادامه کار باز ماندند. البته ما همه عوامل را نمی توانیم نشان دهیم. این نیاز به یک کار مطالعاتی دارد و  باید از این مطالعات الگو دربیاید. استقلالی که دوستان فرمودند، بنده در جلساتی که دوستان مطبوعاتی با مسئولان ارشاد و غیره دارند شرکت می کنم، چه راست باشند، چه چپ و چه اصولگرا و چه اصلاح طلب فرقی نمی کند،همه، از دولتی و خصوصی دنبال حمایت هستند. 

تضعیف روزنامه ها و هدایت افکار عمومی در فضای مجازی

محمدی در ابتدای سخنانش گفت: درست است، چالش مطبوعات مثل همه مسائل علوم انسانی چند متغیره است. مشخص کردن اینکه سهم کدام بیشتر است می تواند گره گشا باشد اما خیلی نمی توان امیدوار بود. الآن وضعیت بد مطبوعات محرز است اما یادمان نرود که مطبوعات قدیمی ترین رسانه جهان منصوب می شود. زمانی که رادیو آمد گفتند کار مطبوعات تمام است. تلوزیون که آمد گفتند کار رادیو و مطبوعات تمام است. وقتی هم ماهواره آمد دیگر هیچ، گفتند مطبوعات، رادیو و تلویزیون همه رفتند کنار و مردم دیگر از این استفاده می کنند. ولی الآن می بینیم که هم مطبوعات هست و هم رادیو و تلویزیون. ممکن است ضریب نفوذ شان کم شده باشد اما اینجوری نیست که به فنا رفته باشند.

وی بر این باور است : الآن با این شبکه های اجتماعی، وضعیت مطبوعات همین است. نمی توانیم بگوییم که به فنا می رود. زیرا ظرفیت ها و امکانات بالقوه ای دارند که می توانند ماندگار شوند. همین الآن خبری را در جمعی نقل کنید. اگر بپرسند منبعش چیست در جواب بگویید روزنامه یا شبکه های اجتماعی کدام را بیشتر مستندتر و باورپذیرتر می دانند؛ قریب به یقین منبعی که  در مطبوعات است. چرا؟ چون کسانی که در روزنامه ها کار می کنند شغلشان این است، باید دروازه بانی کنند، و می دانند اگر جایی هم خطا کنند قانون یقه آنها را خواهد گرفت. بنابر این خیلی سعی می کنند خبرهای مستند انتشار دهند. اما در شبکه های اجتماعی چنین چیزی نیست. هر کسی می تواند و با هر سن و سالی در خانه بنشیند یک کانال ایجاد کند و هر چیزی هم که بخواهد منتشر کند. منظورم این است که هنوز اطمینان مردم به صحت محتوای روزنامه ها خیلی بیشتر از فضای مجازی است.

این روزنامه نگار به موضوع مهم محتوای مطبوعات پرداخت و گفت: نکته دوم این است که آیا مطبوعات می توانند تولید کننده محتوا باشند. نمی دانم شما عضو چند کانال تلگرامی هستید، به محض اینکه یک خبر می آید همه پشت سرهم در کانال خود کپی پیست می کنند. اگر درصدی نگاه بکنیم به این نتیجه می رسیم که بالای ۹۵ درصد آنها فقط منتشر کننده خبر هستند و نه تولید کننده محتوا. حتی خبرنگار پشت این کانال ننشسته است. کسی این کار را انجام می دهد که هیچ تخصصی ندارد و به او می گویند فقط کپی پیست کند. اگر هم تخصص داشته باشد خوب است اما در کل از او می خواهند کانال هایی را ببیند و هر مطالبی که مهم  است را در کانال خود قرار دهد.

محمدی اذعان داشت: از نظر تولید محتوا، شبکه های اجتماعی هنوز  قوی نیستند. ممکن است روزی قوی شوند که آن هم اما و اگر خاص خود را دارد. خوب این شبکه ها از کجا  مطالب خود را تهیه می کنند. اغلب از سایت ها تأمین می شوند و در معدود مواردی از کانال های دیگر که ممکن است به صورت محدود تولید محتوا داشته باشند، که آن هم خیلی ناچیز است. به نظر من اگر روزنامه های ما خوب باشند باز می توانند مقداری خودشان را از این تنگنا نجات بدهند. واقعیت این است که مردم دنبال خبرهای خوب می روند. اگر ببینند که مطلب خوب نیست روزنامه را نمی خرند. مردم به هیچ عنوان تعهدی ندارند که روزنامه بی کیفیت بخرند. اگر مطالب خوب باشد مردم تشویق می شوند که روزنامه را بخوانند، ولی اگر اینطور نباشد این اتفاق هرگز نمی افتد.

این روزنامه نگار معتقد است: با روندی که وجود دارد مطبوعات می توانند نابود شوند. راهی که برای نجات وجود دارد این است که فعالیت شان در فضای مناسب تری صورت بگیرد. دغدغه های صنفی اهالی مطبوعات رسیدگی شود و فضای فعالیت داشته باشند. واقعاً جای تعجب است که سایت های گمنام و بدنام  هرچه دلشان می خواهد می نویسند و کوچکترین برخوردی با آنها نمی شود ولی کافی است روزنامه ای چیزی بنویسد که به کسی بر بخورد.  حتی اگر «دوخوانی»(یکی بگوید منظورم این است و دیگری بگوید نه منظورت این است) داشته باشد حتماً برخورد صورت می گیرد و حتماَ توقیف می شوند. ولی با دسته اول کسی کاری ندارد.

عضو هیأت مؤسس انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران اظهار داشت: موضوع دیگر اینکه روزنامه آدرس دارد. زمانی در خیلی از روزنامه ها پیک، نامه توقیف را می آورد. ولی اگر بخواهند کانال ها را پیدا کنند، اینکه  آیا بتوانند یا نتوانند بحث مهمی است. نباید به دلیل اینکه روزنامه دیوارش کوتاه است و دم دست است برخورد نا مناسبی بشود. ولی در فضای مجازی اصلاً برخوردی صورت نگیرد. 

محمدی در ادامه گفت: اصل قضیه این است که متناسب با قانون برخورد شود. در ایران ما آزادی بیان داریم اما آزادی بعد از بیان نداریم. در غرب مطبوعات مطلبی را منتشر می کنند، اگر شاکی وجود داشته باشد به دادگاه می روند، اگر بتواند دفاع کند تبرئه می شود و اگر نتواند مجازات می شود. در ایران می دانند که هر چیزی را که بخواهند می توانند چاپ کنند اما بعد از آن چه اتفاقی می افتد خیلی چارچوب ها را قانون تعیین نمی کند.  برخی افراد و نهادها و یک سری فشارهای سیاسی تعیین کننده است. در این حالت فرد می گوید چرا خودم را دچار مشکل بکنم، در نتیجه نه تنها سانسور را رعایت می کند بلکه حتی خود سانسوری هم می کند. در نتیجه روزنامه هایی در می آید که خیلی هم محتوا ندارند. 

این روزنامه نگار در پایان به پیامدهای برخورد با مطبوعات پرداخت و گفت: قابل توجه کسانی که خواسته یا ناخواسته می خواهند روزنامه ها تضعیف شوند. امروز نمی دانم، به این موضوع فکر کرده اند که مدیریت افکار عمومی افتاده دست همین کانال های فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای. می توانیم بگوییم که  مردم تحت تأثیر قرار نمی گیرند اما این همه واقعیت نیست و اگر هم چنین باشد به خاطر هشیاری خود مردم است. اما در کل اینگونه نیست که تأثیر گذار نباشند. خیلی از بدبینی هایی که در جامعه تشدید می شود به خاطر تبلیغات آنها است. امنیت ملی ما ایجاب می کند که بحث رسانه به طور کلی و روزنامه به طور خاص مورد توجه قرار گیرد و آسیب ها و چالش های آن شناسایی شود و راهکارهای عملیاتی و قابل اجرا ارائه دهند. باید به روزنامه ها کمک شود تا ضریب نفوذ آنها بالا برود. زمانی ضریب نفوذ بالا می رود که آزادی بیان باشد، مشکلات معیشتی رفع شود و جذابیت های شغل روزنامه نگاری به قدری باشد که افرادی که نخبه و دارای استعداد هستند وارد این حوزه شوند و نه اینکه فضا دست کسانی بیافتد که استعدادی در این حوزه ندارند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =