حال  و روزگار روزنامه نگاری چندان خوب نیست

تهران- ایرنا- در حال حاضر روزنامه نگاری مکتوب و روزنامه نگاران چالش ها و مشکلات عدیده ای دارند که دهه ها است لاینحل مانده و امروزه پیدایش فضای مجازی نیز بر پیچیدگی آن افزوده است، مسایلی که از جمله موارد مطرح شده در میزگرد ایرنا تحت عنوان "دغدغه های روزنامه نگاران در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی "بود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، صنف روزنامه نگاری و روزنامه نگاران، در طول تاریخ پیدایش آن در کشور، که به بیش از یک قرن پیش باز می گردد با چالش ها و مشکلات عدیده ای رو به رو بوده اند. امروز با تغییرات فناوری و رشد اشکال مختلف و نوین رسانه مسائل و مشکلات این صنف پیچیده تر شده و نیازمند بررسی های دقیق کارشناسانه جهت ارائه راهکارهایی عملیاتی است.

در این راستا، گروه تحلیل و تفسیر ایرنا اقدام به برگزاری میزگردی با عنوان « دغدغه های روزنامه نگاران در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی»  با حضور سه تن از فعالان رسانه شامل «بهروزگرانپایه»؛ عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، «بیژن مقدم»؛ مدیر مسئول سایت «الف» و «داوود محمدی»؛ عضو هیأت مؤسس انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران و سردبیر سابق روزنامه ایران کرد.

در این بخش از میزگرد به  مهمترین چالش ها و مشکلات روزنامه نگاران پرداخته شد.

دولتی بودن روزنامه نگاری و تأخر فرهنگی

بهروز گرانپایه در ابتدای بحث گفت: البته چون سؤال شما معطوف به آینده است. در هر نگاهی به آینده باید ابتدا گذشته را مرور کرد و به آن توجه  و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و سپس بر اساس این گذشته، آینده را ترسیم بکنیم. در ارتباط با مطبوعات دو نکته به ذهن من خطور می کند که همچنان در ارتباط با مطبوعات و خبرنگاری و روزنامه نگاری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. یکی تولد دولتی روزنامه، نشریات و مطبوعات در ایران است. دومی هم عبارت از تأخر فرهنگی در عرصه مطبوعات و عرصه های کلی و عمومی جامعه که با آن مواجه هستیم.

وی در ادامه اذعان داشت: شاید خیلی نیازی به مرور دوباره نباشد. اما روزنامه در جهان مدرن و در غرب توسط پیشرفت جامعه مدنی و بخش خصوصی عرضه شد و مورد استفاده قرار گرفت. ولی در جوامع توسعه نیافته که از نظر اقتصادی، صنعتی و علمی هم دچار یکسری عقب ماندگی هایی هستند و کشورهای جهان سومی محسوب می شوند، روزنامه نگاری و مطبوعات عمدتاً توسط دولت ها تأسیس و پایه گذاری شده است. از نظر زمانی بیش از دو قرن شکاف بین پیدایش و انتشار حرفه ای نشریات و مطبوعات بین جوامع توسعه یافته و جهان توسعه نیافته وجود دارد.

گرانپایه گفت: ما در زمان ناصر الدین شاه، یا حتی محمدشاه با «کاغذ اخبار» و «وقایع اتفاقیه» و غیره توسط دستگاه های دولتی صاحب روزنامه شدیم که متأثر از وقایع نگاری هایی بود که در دربارها شکل گرفته بود. بعد با یک فاصله بیست ساله تلاش می شود، نشریات و مطبوعاتی مستقل از دولت شکل بگیرد. در مقابل وقایع اتفاقیه روزنامه «اختر» به وجود می آید که آن هم توسط سفیر ایران در ترکیه یا دولت عثمانی ایجاد شده است. اما نویسندگان آن از میان روشنفکرهای آن زمان، یعنی کسانی چون میرزا آقاخان کرمانی بودند. آنها خواهان آن بودند که مستقل از دولت به مسائل نگاه کنند و نقش هایی که در غرب برای مطبوعات در نظر گرفته شده بود را در حوزه مطبوعات داخلی ایفا کنند که البته در عمل درگیر چالش ها و مشکلاتی شدند که در آن زمان وجود داشت.

عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران اظهار داشت: به نظر من اکنون که بیش از صد سال از پیدایش مطبوعات گذشته است، هنوز این بحران، چالش و یا وضعیت در جامعه ما حاکم است. یعنی هنوز نمی توانیم ادعا کنیم که ما دارای مطبوعات آزاد هستیم. شاید بگوییم که در قانون اساسی ما آمده است که افراد حق آزادی بیان دارند و یا اینکه بگوییم مطبوعات آزاد هستند، اما واقعیت این است که خود مقوله آزادی مطبوعات وجود ندارد. وقتی فرایند صدور مجوز وجود دارد، این به آن معنا است که مطبوعات در ایران دولتی است، دولت است که اجازه می دهد. وقتی چیزی در اختیار دولت است و دولت اجازه آن را صادر می کند معنایش این است که آن چیز همچنان دارای ماهیت دولتی است.

گرانپایه در ادامه بحث خود با اشاره به بحث تأخر فرهنگی به عنوان دومین مسئله گفت: معنای تأخر فرهنگی این است که بین رشد دانش و ابزار فنی و تکنولوژی و غیره با فرهنگ استفاده از این تکنولوژی ناسازگاری وجود داشته باشد و ما به الزامات آن تکنولوژی پایبند نباشیم. برای مثال در یک قرن گذشته تکنولوژی چاپ و به طور کل بخش فنی چاپ و نشر و روزنامه نگاری به تدریج پیشرفت کرده و  وارد جامعه شده، اما الزامات هماهنگ با تکنولوژی ها در جامعه ما استوار نشده و آن را قانونمند و نظام مند نکرده است. وقتی در عرصه مطبوعات، دیجیتال ترین و پیشرفته ترین ابزار چاپ نشریات را داشته باشیم، اما آزادی مطبوعات محدود باشد، یا قانون گرایی در جامعه کم رنگ باشد، و مردم سالاری درواقع نهادینه نشده باشد، نشان می دهد که ما دچار تأخر فرهنگی هستیم.

وی گفت: این مسئله یک سری چالش های را برای فعالیت های ما در چهل سال اخیر در مطبوعات ایجاد کرده که این موضوع همچنان به قوت خودش باقی است و آینده ما را در عرصه فعالیت رسانه ای و مطبوعاتی محدود می کند. من فکر می کنم که بر اساس این مقدمه ما باید ببینیم که چالش های ما در عرصه مطبوعات از دو جنبه چیست. یکی از جنبه های «برون حرفه ای» و یکی از جنبه «درون حرفه» است. درون حرفه ای به معنای این است که یک سری ملاحظات قانونی باید وجود داشته باشد تا آزادی مطبوعات در معنای واقعی آن تحقق پیدا کند .همچنین، تغییرات تکنولوژیکی که صورت گرفته و در حال صورت گرفتن است، شکل فعالیت روزنامه نگاری و خبرنگاری و انتشار نشریات را متأثر می کند. بنابر این موضوع این است که چگونه باید به عنوان عوامل بیرونی با آن مواجه شویم.

گرانپایه در نهایت بیان داشت: در عرصه داخلی هم باید ببینیم که خود روزنامه نگارها و صنف روزنامه نگاری طی یک قرن اخیر و یا طی چهل سال اخیر در چه مقوله ها و دسته هایی قرار می گیرد و ما با توجه به شعب مختلف و جریان های مختلف و گرایش های اعتقادی و غیره با چه تنوعی از روزنامه نگاران مواجه هستیم.

روزنامه نگاری؛ مابین مرگ و زندگی

بیژن مقدم در ابتدا به مظلوم واقع شدن روزنامه نگاران اشاره کرد و گفت: به نظر من یکی از مظلومیت های روزنامه نگاران و کسانی که در این حرفه کار می کنند این است که به خودشان کمتر می پردازند. مگر در مناسبت خاصی و آن هم سالی یکبار از مشکلات شان بگویند. البته این شاید از نجابت و تعهدشان ناشی شود.در هر صورت چون بحث مربوط به روزنامه نگاری و وضعیت آن است و با توجه به عنوان میزگرد اگر به ارائه  آسیب شناسی آن بپردازیم شاید بحث دقیق تری باشد.

وی در ادامه عنوان داشت: به نظر من امروز مسئله و دغدغه روزنامه نگاری در ایران در حقیقت چیزی است بین زندگی و مرگ. دغدغه اول حیات روزنامه نگاری است؛ اینکه آیا می تواند باشد یا نه ،و اینکه تداوم این حیات به چه عواملی بستگی دارد. این هم بحثی است که باید قاعدتاً به آن پاسخ داده شود. و سومین سؤالی که مطرح است آینده روزنامه نگاری در ایران است. حال چه این موضوع را به صورت روندی و طی ۳۰ یا ۴۰ سال تا به امروز ببینیم و چه به اوضاع و شرایط امروز نگاه و آن را تجزیه و تحلیل کنیم که آیا این شرایط متأثر از عوامل درونی است یا عوامل بیرونی.

مدیر مسئول سایت الف عنوان داشت: این موارد قابل بحث و بررسی است. برای مثال آقای گرانپایه آزادی مطبوعات و محدودیت هایی که در این مورد وجود دارد، اشاره کردند. البته آزادی هم حد و حدودی دارد که در مورد این حد و حدود اختلاف هایی وجود دارد. در هر صورت باید ببینیم اگر آزادی هم تأمین شد آیا مشکلات روزنامه نگاری حل خواهد شد. استقلال روزنامه، رسانه و مطبوعات از دولت چیزی بوده که همیشه خیلی از افراد سرشان را بالا می گرفتند و دوست داشتند که این اتفاق بیافتد. اما شما الآن روزنامه ای را پیدا کنید که بگوید یارانه دولت را نمی خواهم. پول دولت را نمی خواهم. برعکس، روزنامه ها مرتباً به دولت فشار می آورند که ما نمی توانیم بدون یارانه ادامه بدهیم. به دولت می گویند کاغذ بدهید، پول بدهید، حالا چه دولت را از خودش بداند و چه نداند. با اینکه از دولت انتقاد دارد تقاضای یارانه هم می کند و می گوید به من کاغذ بدهید که بروم از خودت انتقاد کنم. در حقیقت همه این مدل ها وجود دارد. بنابر این همین الاآن که در آستانه روز خبرنگار داریم در این مورد حرف می زنیم به نظر من دغدغه اصلی حیات و ممات روزنامه نگاری است.

سنگر سازان بی سنگر

داوود محمدی سخنان خود را این ونه آغاز کرد: به نظر من خبرنگاران و روزنامه نگاران سنگرسازان بی سنگر هستند. یعنی هر قشر و هر صنفی که دچار مشکل می شود سریع می رود سراغ روزنامه نگارها؛ برای مثال خانه موسیقی دچار مشکل شده است، درحق فلان هنرپیشه اجحاف می شود، فلان فیلم توقیف شده و موضوع هایی از این دست. البته حق هم دارند، چون رسانه باید صدای بلند آنها باشند. حتی اگر آنها هم نیایند خود روزنامه نگاران می روند سراغ چنین مسائلی و می کوشند احقاق حق کنند.

محمدی در ادامه گفت: اما متأسفانه و به دلایل مختلف مسائل و مشکلات روزنامه نگاران خیلی بازتاب داده نمی شود. بخشی از این موضوع به این دلیل است که خود روزنامه نگارها آنقدر غرق در مسائل دیگر هستند که برای انعکاس مشکلات خودشان شاید نقطه تمرکزی و یا وحدتی بین آنها وجود ندارد. بخشی هم به این خاطر است که می دانند هرچقدر فریاد بزنند به جایی نمی رسد. و نهادهایی دیگر هم که همیشه روزنامه نگاران طبق وظیفه شان به آنها برای احقاق حق شان کمک می کنند، معمولاً خیلی به یاری مطبوعات نمی آیند. یعنی روزنامه نگاری نهادی است که اینطور در موردش جا افتاده است که مسائل و مشکلات آن مربوط به رابطه ی آن با حاکمیت است و خیلی نمی شود کاری انجام داد. و اگر ورود نکنیم بهتر است ، و یا اگر ورود هم پیدا کنیم بی فایده است.

این فعال رسانه ای عنوان داشت: جدا از این، در حال حاضر وضعیت روزنامه نگاری در ایران مطلوب نیست. فکر می کنم یکی از معدود مواردی که در مورد آن اجماع وجود دارد همین است. یعنی اگر در مورد همه مسائل و مشکلات اختلاف نظر های فاحش و تفاوت های عمقی می بینیم ولی به روزنامه نگاری که برسیم اجماع نا نوشته ای وجود دارد در این مورد که وضعیت روزنامه نگاری خیلی خوب نیست. یعنی در هر موردی دودستگی وجود دارد، اما خوشبختانه در مورد مطبوعات این دو دستگی وجود ندارد. این می تواند نقطه شروع و حرکت خوبی باشد برای افرادی که احیاناً قدم بردارند و آستینی بالا بزنند برای کم کردن مشکلات. البته تمرکز من روی روزنامه است، چرا که رسانه ها چالش های متفاوتی دارند. من بیشتر بحث خود را روی روزنامه و مطبوعات متمرکز می کنم.

محمدی ضمن اشاره به تقسم بندی آقای گرانپایه از مسائل و مشکلات بیرونی/درونی گفت: یکی از عمده ترین آفت های روزنامه نگاری در ایران این است که روزنامه ها نقش احزاب را بازی می کنند. در نظر بگیرید که بعد از انقلاب تا سال ۱۳۷۶ همه روزنامه ها تقریباً یکجور بودند. خبرها رسمی بود، صدای چندانی از جامعه مدنی شنیده  نمی شد و انتقادات هم خیلی سطحی و جزئی بود، و تقریباً می توان گفت که همه آنها نیز دولتی بودند. سال ۱۳۷۶ که اصلاح طلب ها  پیروز شدند. موجی از روزنامه های غیر دولتی آمدند، سعی کردند صدای جامعه مدنی باشند، تیترهایشان متفاوت بود، بر اساس مقام چیده نمی شد، مثلاً رئیس جمهوری این را گفت و تیتر یک باشد، فلان مقام این را گفت و تیتر دو باشد و غیره. تیتر ها بر اساس  توجه به واقعیت های جامعه بود. منتها، از همان موقع کارکرد حزبی روزنامه ها نیز شروع شد. یعنی یک سری شدند اصلاح طلب و یک سری شدند اصولگرا. البته آن موقع چپ و راست بودند و بعداً عناوین تغییر کرد.

وی عنوان داشت: هر کدام از این گروه ها روزنامه هایی را راه انداختند که این روزنامه ها در معنای واقعی روزنامه نبودند، هر چند کارکرد رسانه های واقعی را داشتند ولی ارگان احزاب و جناح ها محسوب می شدند. در غرب هم چنین موضوعی وجود دارد اما در آنجا روزنامه ها رسماً اعلام می کنند که ما ارگان فلان حزب هستیم و دیگر کسی توقعی هم از آنها ندارد. اما در اینجا به عنوان روزنامه آمدند اما کارکرد حزبی پیدا کردند و خواسته و ناخواسته شدند ارگان حزبی، که این فوایدی هم داشت. فایده اش این بود که به هر حال جو جامعه سیاسی شده بود، مردم این صف بندی ها را تشخیص داده بودند و با آن فضایی که ایجاد شده بود گرایش هایی پیدا کرده بودند و بنابراین به این رسانه ها استقبال نشان می دادند. برای مثال وقتی روزنامه صبح امروز مطلبی را می نویسد به نوعی بازتاب دهنده نظر اصلاح طلب ها است. بنابراین،  فضا خیلی گرم و داغ شد و روی تیراژ و ضریب نفوذ مطبوعات تأثیر گذاشت.

وی در ادامه عنوان داشت: ولی گیر اصلی اینجا بود که وقتی نبرد جناح های سیاسی شروع شد، اولین قربانیان آن همین روزنامه ها بودند. به محض اینکه اصولگرا ها توانستند اصلاح طلب ها را محدود کنند و اتفاقاتی که پیش آمد، بلافاصله محدود کردن مطبوعات هم شروع شد و توقیف هایی پشت سر هم به وجود آمد و باعث شد که روزنامه هایی که فعال بودند یا توقیف شدند و یا اگر ادامه انتشار دادند دچار خود سانسوری شدند که بعداً توقیف نشوند. این ضربه بزرگی برای مطبوعات ایران بود. البته این رویه الآن هم ادامه دارد. اما فضا خیلی بازتر شده و قابل قیاس با آن زمان نیست  ولی واقعیت این است که باز می بینیم روزنامه ها ارگان جناح ها هستند و آن جناحی که دست بالاتر را دارد، حال قانونی یا شبه قانونی، با روزنامه های رقیب خودش برخورد می کند. خیلی از روزنامه ها به خاطر قصور با کمترین اغمازی بلافاصله توقیف می شوند. منتها اینور روزنامه هایی داریم که بدترین تخلفات را انجام می دهند ولی مصونیت آهنین دارند. حالا به قول آقای روحانی اسلحه و پول دارند و غیره و مطمئناً هیچ برخوردی با آنها شکل نمی گیرد. همینجا یک رقابت نابرابری شکل می گیرد و به دنبال آن بحث سانسور و خودسانسوری پیش می آیدکه تبعاتش برای کارکرد روزنامه نگاری خیلی زیاد است.

سردبیر سابق روزنامه ایران گفت: موضوع دیگر نیز همین نیروهای مطبوعاتی است که فعال بودند. الان اگر به تحریریه ها نگاه کنیم می بینیم که یک نسل جدید آمده اند. پر انگیزه هستند و میانشان آدم های با استعداد زیاد است اما مطبوعات خیلی هم ریزش و خروجی داشته است. حالا یا رفته اند خارج و یا گفته اند امنیت شغلی ندارد و بهتر است از این حوزه خارج شویم. به همین خاطر مطبوعات دچار خلاء شده و کیفیت آن پایین آمده است. 

او عنوان داشت: بحث سانسور و خود سانسوری هم اشاره کردم که نخست روی عملکرد صاحب امتیاز و مدیر مسئول ها و بعد طیفی از سردبیرها و بعد هم روی خبرنگارها  اثر گذاشته است. خیلی از موارد را به درستی تشخیص می دهند که سانسوری است و نمی شود کار کرد و خیلی جاها هم سانسوری نیست ولی چون احتمال می دهند که به مشکل برخورد دچار خود سانسوری می شوند. روزنامه ای که با این کیفیت در بیاد مشخص است که خیلی محتوایی نخواهد داشت.

محمدی ضمن اشاره به مشکلات اقتصادی حوزه روزنامه نگاری گفت: به لحاظ پرداختی، حقوقی که به خبرنگاران یا مطبوعاتی ها پرداخت می شود در اشل های خیلی پایین است. احتمالاً می دانید که در خیلی از جاها با وجود اینکه زحمت این کار زیاد است، حقوق شان از حداقل حقوق کارگری پایین تر است.  بعد نکته دیگری که می تواند خیلی تأثیر گذار باشد این پرداخت های دیر هنگام و بدهنگام است که اینها همگی روی انگیزه ها تأثیر می گذارد. خبرنگاری که دغدغه اجاره مسکن و هزینه درمان و غیره دارد  وقتی ذهنش درگیر تأمین معاش می شود صد در صد روی کیفیت کارش تأثیر می گذارد. تولید محتوایی که انجام می دهد طبیعتاً نمی تواند تولید محتوایی متناسب با ظرفیت واقعیش باشد و به همان نسبت هم نمی تواند مخاطب را راضی کند.

او به به فضای مجازی نیز پرداخت و اذعان داشت: پدیده ای به اسم تلفن همراه و شبکه های اجتماعی پیدا شده  که ابعاد جهانی دارد اما در ایران بنا به دلایلی تأثیرات منفی اش خیلی بیشتر است. الآن در سطح جهان روزنامه ها مشکل پیدا کرده اند، چون تکنولوژی آمده و شما اولاً می توانید خبرها را در لحظه بگیرید و دوم اینکه تقریباً رایگان است. سومین مورد اینکه محدودیت صفحه ندارید. یعنی شما در روزنامه تعداد محدودی صفحه دارید و تعداد محدودی کلمه می توانید کار کنید اما در فضای مجازی اینگونه نیست هرچقدر مطلب بخواهید تولید می کنید و مخاطب می بیند. بعد می شود در این فضا فیلم و عکس گذاشت و خیلی مزیت های دیگر دارد. حالا این برای روزنامه ای که در بهترین حالت، ۲۴ ساعت فاصله انتشار و محدودیت صفحه دارد، فیلم و صوت و غیره نمی تواند کار کند. همچنین، در ایران مشکل توزیع وجود دارد. در بعضی استان ها ظهر می رسد، در بعضی ها اصلاً نمی رسد. وقتی اینها را مقایسه می کنید یک رقابت نابرابری  وجود دارد.

محمدی به چرایی آثار منفی فضای مجازی در ایران پرداخت و گفت: حالا چرا در ایران اثرات منفی اش بیشتر است، چون تولید محتواها هم ضعیف است. روزنامه های خارج می توانند بگویند که من چیزی را تولید می کنم که اگر فردا صبح مخاطب من آن را دید مشابهش را در شبکه های اجتماعی در فضای مجازی نمی بیند. یعنی یک تولید محتوایی وکیفی و ویژه دارم. در ایران چنین اتفاقی نمی افتد و معمولا کپی پیست است. اگر هم تولیدی وجود دارد اغلب تولیدات خیلی کیفی و محتوایی به معنای واقعی نیست، معمولی است و خیلی مخاطب را ارضاء نمی کند. حالا مدیران مسئول می توانند این تهدید را مثل خیلی از نشریات معتبر جهان تبدیل به فرصت کنند اما اینکار را هم نمی کنند. چرا، چون با این تکنولوژی آشنا نیستند. یا اگر هم آشنا هستند آن پول لازم را ندارند چون تولید محتوا در فضای مجازی خیلی هزینه برتر از تولید روزنامه کاغذی است و اینها که در هزینه روزنامه مانده اند قطعاً نمی توانند یک تیم خوب راه بیاندازند که فضای مجازی شان را اداره کنند. ته این کار می شود این که نهایتاً یک سایت ایجاد شود و فقط صفحات روزنامه ها در آن قرار گیرد. خیلی هنر هم به خرج بدهند اغلب یک کانال تلگرامی هم می زنند ولی این کانال تلگرامی هم خبرنگار ندارند. کسانی اداره می کنند که مطالب دیگران را کپی پیست می کنند. خیلی در تولید محتوا فعال نبوده و از این نظر هیچ مزیت رقابتی ندارند. البته اینکه تازه اهمیت فضای مجازی را فهمیده اند نکته مثبتی است اما گام عملی هنوز برداشته نشده چون مشکلات آن هم زیاد است.

او  گفت: یک قسمت هم به مخاطب باز می گردد. به هر حال هر رسانه ای برای جذب مخاطب تلاش می کند و درآمدش هم مستقیم به این بستگی دارد که مخاطب چقدر از آن استقبال نشان بدهند. الآن به دلایل مختلف مردم با دسترسی به شبکه های اجتماعی خیلی به روزنامه ها احتیاج پیدا نمی کنند. بحث گرایش سیاسی هم که ابتدا مطرح کردم و گفتم یکی از دلایل اقبال به روزنامه ها بود که معکوس شده است. یعنی الآن نه اصلاح طلب ها خیلی جایگاه مطلوبی در جامعه دارند و نه اصول گرا ها. حالتی از قهر سیاسی احساس می شود، البته بین جناح ها و منظور قهر حاکمیتی نیست. این امر باعث شده است که مردم خیلی برایشان مهم نیست که روزنامه های هر جناح، چی می نویسند، به ویژه اینکه کیفیت مطالب هم پایین آمده است.  بحث ماهواره و سایت هست و بحث اینکه آدم های امروزی فکر می کنند که، درست یا غلط آدم های مهمی هستند، وقتشون ارزش دارد و خیلی روی روزنامه وقت نمی گذارند. بحث تورم و گرانی و اینکه اولین چیزی که از سبد خرید حذف می شود معمولاً کالای فرهنگی و در رأس آن کتاب و روزنامه و غیره  نیز مؤثر است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =