۱۹۱۹، قراردادِ سلطه نامرئی انگلیس بر ایران

تهران- ایرنا- قرارداد ۱۹۱۹ که در دوره پادشاهی احمدشاه قاجار و در کابینه احمد وثوق الدوله به امضا رسید ایران را تحت الحمایه انگلیس قرار می‌داد. این اتفاق با خشم شدید افکار عمومی جامعه مواجه شد تا اینکه مشیرالدوله نخست وزیر بعدی آن را لغو کرد.

پس از پایان جنگ جهانی اول، انگلیس قدرت خارجی در ایران به شمار می‌آمد زیرا رقبای او دچار آشفتگی و جنگ داخلی بودند. بنابراین لرد کرزن وزیر امور خارجه انگلیس که در رویای ایجاد یک رشته دولت های دست‌نشانده از کناره‌های دریای مدیترانه تا فلات پامیر بود،  امضای قرارداد ۱۹۱۹ با ایران دنبال می کرد.

قرارداد ۱۹۱۹ ایران را تحویل انگلیس می‌داد. این قرارداد در ۹ اوت ۱۹۱۹ میلادی میان وثوق‌الدوله نخست وزیر و سرپرستی کاکس وزیرمختار انگلیس امضاء و محرمانه نگه داشته شد. در واقع این قرارداد ۶ ماده ای، ضامن همه منافع انگلیسی ها در ایران بود و به موجب آن ۲ رکن بزرگ کشور یعنی ارتش و دارایی تحت نظر رایزنان انگلیسی قرار می گرفت. همچنین امتیاز راه‌آهن و راه‌های شوسه ایران نیز به آنها واگذار می‌شد. در مقابل، دولت انگلیس متعهد شد وامی به دولت وقت ایران دهد و خساراتی را که در جنگ جهانی اول به ایران وارد کرده بود، جبران و به احداث راه آهن جدید و تجدیدنظر در تعرفه‌های گمرکی اقدام کند.

دلیل قیام مردم علیه قرارداد ۱۹۱۹

در ابتدا چند تا عامل باعث جوشش و تحریک مردم علیه این قرارداد شد از جمله نحوه عمل کاکس و کرزن در رهبری مذاکرات بود. پنهان کاری شدید و جلوگیری از شرکت هیات نمایندگی ایران در کنفرانس صلح پاریس باعث تحریک و حساس شدن میهن پرستان شد و در قدرت‌های بزرگ دیگر این سوءظن به وجود آمد که ایران استقلال خود را از دست داده است و از این پس تحت سلطه مشترک عمال ایرانی انگلیس و رایزنان انگلیسی خواهد بود.

یکی دیگر از عواملی که باعث قیام مردم علیه این قرارداد شد این بود که سیاستمداران انگلیسی بلافاصله ۲ هیات نظامی و مالی به ایران فرستادند و کمیسیونی با افسران ژاندارمری و قزاق تشکیل دادند. از اعضای این کمیسیون کلنل فضل‌الله‌خان آق‌اولی بود. وی چون در آغاز کار دریافت که کمک به اجرای این قرارداد خیانت به ایران و ایرانیان است و برای شرکت نکردن در این کمیسیون نیز راهی نداشت، به همی دلیل به نشانه اعتراض خودکشی کرد؛ خودکشی او مردم را چنان منقلب کرد که آماده قیام شدند و اعتراض های گسترده ای انجام دادند.

خشم افکار عمومی ایران علیه قرارداد ۱۹۱۹
تصویب قرارداد ۱۹۱۹ مغایر با قانون اساسی مشروطه بود و در مجلس شورای ملی و بیرون از مجلس با چالش جدی روبرو شد. انتشار متن قرارداد موجی از خشم در میان مردم ایران پدید آورد و با مخالفت ها و اعتراض های گسترده ای در تمام نقاط ایران مواجه شد و اعلامیه هایی با شعار مرگ بر انگلیس و مرگ بر دولت انگلیس مآب وثوق الدوله منتشر کردند.

شیخ محمد خیابانی در تبریز و میرزا کوچک خان در گیلان با این قرار داد مخالفت کردند و به مبارزه با آن برخاستند. جمعی از دموکرات های و دیگر آزادی خواهان شب نامه ها و مقالات شدید اللحنی ضد دولت منتشر کردند. شیخ محمد خیابانی در تبریز و میرزا کوچک خان در گیلان با این قرار داد مخالفت کردند و به مبارزه با آن برخاستند. حتی وثوق الدوله و برخی از عاقدان انگلیسی قرارداد به میرزا کوچک‌خان وعده دادند تا در صورت حمایت از قرارداد، امتیازاتی به وی دهند و سران انگلیس به او پیشنهاد کردند به سیاست این کشور اعتماد کند تا پادشاه انگلیس هم سیاست داخلی وی را به‌رسمیت بشناسد اما میرزا کوچک‌خان زیر بار حمایت از این قرارداد نرفت.

همچنین خیابانی در مخالفت با این قرارداد می گوید: امروز من رسماً به همه جهانیان اعلام می‌کنم ما علیه این حکومت که قرارداد خانمان‌برانداز وثوق‌الدوله و انگلیس را منعقد کرده است، قیام کرده‌ایم. بنابراین در ۱۷ فروردین ۱۲۹۹ خورشیدی در تبریز قیام مسلحانه ضد دولت وثوق الدوله و استکبار انگلیس به رهبری خیابانی آغاز شد و به دیگر شهرستان های آذربایجان سرایت کرد.

یکی دیگر از افرادی که به مخالفت با این قرارداد پرداخت، عبدالله مستوفی بود که در مخالفت با آن رساله پرطول و تفصیلی به نام ابطال‌الباطل نوشت. مستوفی خطاب به وثوق الدوله نوشت: شاید تصور کرده‌اید که ایران چیز دیگری هم داشته است که شما به انگلیسی‌ها نبخشیده باشید... عبث تشویق نکنید. همین اندازه خدمتی که به انگلیسی‌ها کرده‌اید، آنها را مالک همه چیز ایرانیان نموده و می‌توانید مطمئن باشید که به قول روزنامه مضحکه منطبعه پاریس، مملکت ایران را به پنجاه سانتیم (یک عباسی) به انگلیسی‌ها فروخته‌اید.

افرادی چون مشیرالدوله پیرنیا، امام جمعه خویی، ممتازالدوله، محمود افشار یزدی، میرزا یحیی دولت‌آبادی، عبدالله مستوفی، محمدعلی فروغی، مستوفی الممالک و بسیاری دیگر، نهضت ضد قرارداد ۱۹۱۹ به راه انداختند.

مخالفت روحانیان علیه قرارداد ۱۹۱۹

هم زمان با ورود هیات‌های انگلیسی به ایران علمای زیادی از جمله شیخ حسین لنکرانی علیه این قرارداد سخنرانی‌ کردند و مردم را به مخالفت با آن برانگیخت. جمال اصفهانی از مجتهدان محافظه‌کار تهران نیز که به طور معمول در سیاست مداخله نمی‌کرد، از دیگر روحانیان مخالف با این قرارداد بود.

مخالفان قرارداد حزبی علیه وثوق‌الدوله به نام جامعه ملیون اسلامی تشکیل دادند، پس از تنظیم مرام نامه و نظام‌نامه کاغذهایی به نام جمعیت و حزب جامعه ملیون اسلامی طبع و حاضر شد و شروع به پخش اعلامیه، اطلاعیه و شب‌نامه کردند. مخالفان قرارداد در این خصوص حزبی علیه وثوق‌الدوله به نام جامعه ملیون اسلامی تشکیل دادند پس از تنظیم مرام نامه و نظام‌نامه کاغذهایی به نام جمعیت و حزب جامعه ملیون اسلامی طبع و حاضر شد و شروع به پخش اعلامیه، اطلاعیه و شب‌نامه کردند. اشخاص برجسته چون میرزا رضا خان نائینی، شیخ حسین یزدی، شیخ زین‌العابدین شاه‌حسینی، مستشارالدوله، ادیب‌السلطنه و آقاسیف‌اله خان نواب عضو این حزب بودند که بیانیه‌ای علیه قرارداد انتشار دادند اما بدون تردید یکی از چهره های برجسته ای که توانست با سیاست نقش مهمی در افشای ابعاد معاهده ۱۹۱۹ و بسترسازی برای لغو آن ایفا کند، سیدحسن مدرس بود که از وی به عنوان بزرگترین مخالف این قرارداد نام برده می شود.

مدرس، این قرارداد را به منزله تحکیم مواضع ابرقدرت ها، منزوی و ضعیف شدن ایران تلقی کرد و از نظر او روابطی که ایران با دولت های خارجی ایجاد می کند، باید در حد برخوردهای معقول و متداول بین المللی و روابط حسنه باشد و در هیچ کدام از مسایل سیاسی که میان ایران و کشورها به وجود می آید، ایران مطیع و محکوم آنان نباشد.

همچنین هنگام بررسی قرارداد ۱۹۱۹ در مجلس، مدرس مهم ترین دلیل مخالفت خود با این قرارداد را در سخنرانی خود این طور بیان کرد: به من می گفتند که این قرارداد کجایش بد است؟ بگویید تا برویم اصلاح کنیم، من جواب می دادم آقایان من یک فرد آشنا به سیاست نیستم... اما آن چیزی که در این قرارداد به نظرم بد است، همان ماده اولش است که می گوید ما(انگلیسی ها) استقلال ایران را به رسمیت می شناسیم. این قرارداد در واقع استقلال مالی و نظامی ایران را از میان می برد چون اگر بخواهیم ایران، مستقل بماند باید همه چیزش در دست ایرانی باشد. همه چیزش باید متعلق به ایران باشد اما این قرارداد یک دولت خارجی (انگلستان) را در دو چیز مهم مملکت ما شریک می کند: در پولش و در قوه نظامی اش این دلیل اصلی مخالفت من با این قرارداد است.

در حقیقت مدرس، مخالفان قرارداد را چنان ماهرانه و با ذکاوت رهبری می کرد که در مدت بسیار کمی بازارها تعطیل شدند. وی مردم را به برگزاری راهپیمایی در شهرها هدایت می کرد و سخنان تندی علیه این قرارداد در مجلس انجام داد. مدرس در گروه‌های سیاسی، نفوذ زیادی داشت. یکی از یاران او امام جمعه خویی (پدر جمال امامی سیاستمدار مشهور سال‌های ۱۳۲۰ خورشیدی به بعد) بود که او هم در تهران قدرت و محبوبیت زیادی داشت. کاکس، مخالفت این ۲ با قرارداد را به قدری مهم تشخیص داد که درباره‌ نفوذ آنها به لندن گزارش نوشت.

همچنین مدرس درباره نقش مردم در لغو این قرارداد می گوید: ملت ایران به بهترین شکل مخالفت خود را با قرارداد نشان دادند و نیروی ملت قوی ترین نیرویی است که می تواند با هر دسیسه و تهاجمی مقابله کند.

واکنش شاعران و مطبوعات در مقابل قرارداد ۱۹۱۹

مطبوعات آزاد و ملی در برابر قرارداد ۱۹۱۹ واکنشی سخت نشان دادند و صفحه های روزنامه‌ها از انتقاد ضد وثوق‌الدوله پر بود. در واقع روشنفکران و نویسندگان که خطر را درک کردند و عوارض بد این  قرارداد را شدید و غیر قابل ترمیم دانستند با چاپ و نشر شب نامه مخالفت خود را اعلام داشتند.

روزنامه های قرن بیستم به مدیریت سید محمد میرزاده عشقی و طوفان به مدیریت فرخی یزدی مقاله ها و شعرهای شدید اللحن و تندی ضد قرارداد و خود وثوق الدوله نگاشتند. تنها روزنامه رعد و ایران به دفاع از دولت می پرداختند، بقیه روزنامه ها به ویژه روزنامه های قرن بیستم به مدیریت سید محمد میرزاده عشقی و طوفان به مدیریت فرخی یزدی مقاله ها و شعرهای شدید اللحن و تندی ضد قرارداد و خود وثوق الدوله نگاشتند.

میرزاده عشقی در خصوص شعرهای خود درباره قرارداد ۱۹۱۹ می نویسد: این ابیات من اثر احساساتی است که از معاهده دولت انگلیس و ایران از طبع من ناشی شده است. از بدو اطلاع از این مساله شب و روز هر گاه راه می‌روم فرض می‌کنم روی خاکی راه می‌روم که تا دیروز مال من بود و حالا مال دیگری است.

عشقی این قرارداد را معامله فروش ایران به انگلیس نامید و در یکی از شعرهای خود در این زمینه چنین گفت:
رفت شاه و رفت ملک و رفت تاج و رفت تخت
باغبان، زحمت مکش کز ریشه کندند این درخت
میهمانان وثوق الدوله خونخوارند سخت
ای خدا، با خون ما این میهمانی می کنند ...

عشقی همچنین چکامه ای را علیه این قرارداد در ۱۲۹۷ خورشیدی سروده است که ابیاتی رسا و واضح در مذمت انگلیس و وثوق الدوله دارد و در آخر از اینکه ملت با بی حالی و بی حسی خود را تسلیم چنین قراردادهایی می کنند، گله کرده است.
...داستان موش و گربه است، عهد ما و انگلیس
موش را گر گربه بر گیرد، رها چون می کند؟
انگلیس آخر دلش، بهر من و تو سوخته
آن که بهر یک وجب خاک اینقدر خون می کند؟
آنقدر می دانم امروزه ارکه بر ما داده پنج
غاز، فردا دعوی پنجاه ملیون می کند ...

سرانجام سخنرانی های تند و شعرهای آتشین عشقی ضد قرارداد باعث شد که وثوق الدوله او را به زندان بندازد.

علاوه بر عشقی، فرخی یزدی هم شعرهای زیادی علیه این قرارداد سرود. وی به انتقاد و بدگویی از وثوق الدوله می پردازد و خطاب به او می سراید:
داد که دستور دیو خوی زبیداد
کشور جم را به باد بی هنری داد
داد قراری که به قراری ملت
زآن فلک می رسد زولوله و داد ...

 
و در رباعی دیگری می گوید:
بدبختی ایران زد و تن یافت قوام
این نکته مسلم خواص است و عوام
آن دولت انگلیس را بود وثوق
این سلطنت هنوز را هست قوام

به جز عشقی و فرخی شاعران و نویسندگان دیگر بودند که به مخالفت با این قرارداد پرداختند و نام این قرارداد را فروش ایران گذاشتند. از جمله این افراد می توان به عارف قزوینی، دهخدا، ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا و ... اشاره کرد.

استفاده ایران از رقابت قدرت های جهانی برای لغو قرارداد ۱۹۱۹

همچنان که تغییرات سیاست بین الملل و آشفتگی و نابسامانی های داخلی ایران نقش عمده ای در انعقاد قرارداد یک جانبه ۱۹۱۹ ایفا کرد، یکی از دلایل لغو آن را می بایست در پیوند با رقابت قدرت های جهانی و مخالفت هایی که از طرف آنها صورت گرفت، جست وجو کرد. به عبارتی اگر از میان رفتن توازن قدرت های خارجی در ایران به ویژه خروج موقت شوروی از میدان سیاست،  دولت مردان انگلیس را تشویق کرد تا مقاصد انحصارطلبانه خود را در قالب قرارداد استعماری ۱۹۱۹ در ایران پیاده کنند، برقراری مجدد موازنه میان قدرت های خارجی به ویژه تمایل بلشویک های روسیه به ایجاد مناسبات سیاسی و اقتصادی با ایران، کارگزاران سیاست انگلیس را در رسیدن به مقاصد و مطامع  خود با مشکل های متعددی مواجه ساخت.

در واقع رویکرد مجدد سیاست خارجی ایران به دولت شوروی در شرایطی صورت گرفت که این دولت نوبنیاد ضمن انتقاد از سیاست های گذشته دولت روسیه تزاری در ایران، قرارداد ۱۹۱۹ را هم شدیداً مورد حمله قرار داد. در نتیجه اتخاذ سیاست دو طرفه از طرف دولت مردان ایران، می توانست استقلال ایران را در چالش با بحران های بین المللی تا حدودی حفظ کند.

حسین مکی روزنامه نگار و سیاستمدار، این دیپلماسی احمد شاه را از ۲ اصل اساسی ذیل ناشی می داند: مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ و دیگر اقدام برای انعقاد و پیمان میان ایران و شوروی تا در نتیجه آن نفوذ انگلیسی ها را کاهش دهد و همسایه شمالی را وارد صحنه ایران گرداند. مکی می افزاید که احمد شاه همین استراتژی را یگانه عامل استقلال کشورش می شناخت و تمامی تلاش های خود را در راستای تحقق این سیاست به کار می گرفت. همچنین احمد شاه با تجاربی که از گذشته به دست آورده بود کوشید تا مجدداٌ تعادل میان انگلیس و شوروی را برقرار سازد. حسین مکی روزنامه نگار و سیاستمدار، این دیپلماسی احمد شاه را از ۲ اصل اساسی ذیل ناشی می داند: مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ و دیگر اقدام برای انعقاد و پیمان میان ایران و شوروی تا در نتیجه آن نفوذ انگلیسی ها را کاهش دهد و همسایه شمالی را وارد صحنه ایران گرداند. مکی می افزاید که احمد شاه همین استراتژی را یگانه عامل استقلال کشورش می شناخت و تمامی تلاش های خود را در راستای تحقق این سیاست به کار می گرفت.

در نتیجه دیپلماسی احمد شاه، به طور هم زمان مخالفان داخلی و خارجی مبارزه، علیه این قرارداد را آغاز کردند. در خارج از ایران مبارزه با قرارداد را دولت های فرانسه، آمریکا،  و ایرانیان مقیم اروپای غربی از جمله اعضای هیات اعزامی به کنفرانس صلح پاریس رهبری می کردند. مطبوعات فرانسه در حمله به قرارداد هیچ حدودی برای خود قایل نبودند و روزنامه فیگارو نوشته بود: شاه نیم سانتیمتر کشورش را با نیم پول سیاه فروخت.

پیترآوری نویسنده انگلیسی در کتاب خود هم به نقش مهم دولت های خارجی در لغو این قرار داد به ویژه نقش آمریکا اشاره می کند. بنابراین می توان گفت تاثیر محکوم سازی این قرارداد از طرف آمریکا و فرانسه به مراتب بیش از دیگر کشورها از جمله شوروی بود، چرا که آنها قدرت های ظاهراً بی طرف و بی غرض بودند.

از مجموع رویدادهای داخلی و خارجی مربوط به قرارداد ۱۹۱۹ چنین می توان نتیجه گرفت که دولت انگلیس با از میان رفتن توازن قدرت های خارجی، ایران را برای جولان سیاست های خود بی رقیب دید. همچنین آشفتگی سیاسی و از هم گسیختگی اجتماعی نیز بیش از پیش دولت مردان انگلیس را به طمع انداخت تا ایران را از رهگذر قرارداد مذکور به صورت تحت الحمایه خود در بیاورند اما با توجه به رویکرد مجدد قدرت های خارجی به ایران و مخالفت آشکار آنها با سیاست های یک جانبه دولت انگلیس این قرارداد به شکست انجامید و سرانجام تحت فشار افکار عمومی وثوق ­الدوله استعفا و در اول تیر ۱۳۰۰ خورشیدی مجلس شورای ملی ایران همه مفاد این قرار داد را تقبیح و غیر قابل تصویب اعلام کرد.

منابع

۱. نقش سیاست موازنه و نیروی سوم در تاریخ ایران، علی صوفی، انتشارات پیام نور، ۱۳۷۸، ص۳۱۱

۲. تاریخ معاصر ایران، پیترآوری، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، انتشارات عطایی، جلد اول، ۱۳۷۷، ص۳۷۷

۳. دولت و جامعه در ایران، محمد علی همایون کاتوزیان، ترجمه حسن افشار، نشرمرکز، ۱۳۸۰، ص۱۵۱

۴. زندگی سیاسی احمدشاه، حسین مکی، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۲، ص۱۳

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =