۱۶ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۳۹
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83428526
۰ نفر
کلیشه های موذی

تهران-ایرنا- یکی از مهمترین چالش هایی که اهمیت، قدرت و جایگاه زنان را دست کم می گیرد و تلاش می کند تا آنان را به حاشیه رانده و نادیده بگیرد، کلیشه های جنسیتی است که به اشکال مختلف از جمله کتب درسی تولید و بازتولید می شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، یکی از مسائل ایدئولوژیک که تاثیر بسزایی در جهت دهی ذهنی و رفتاری افراد جامعه دارد بازنمایی نادرست زنان در متون آموزشی و به ویژه کتاب های درسی است؛ منظور از بازنمایی نادرست، بازنمایی مبتنی بر کلیشه های جنسی و جنسیتی است که در آن رفتارها و ویژگی های خاصی به زنان نسبت داده می شود که نه لزوما درست هستند و نه لزوما شامل حال همه می شوند؛ بیان یک تعریف ثابت و یکسان از زن، تاکید اغراق آمیز بر حضور زنان در خانه،  احساساتی بودن و ناتوانی در تصمیم گیری های عقلانی برای زنان و... بخشی از کلیشه هایی است که در متون درسی و امثالهم بارها تکرار شده و می شوند.

این تصویر از زنان چنانچه متخصصان جامعه شناسی و روانشناسان تاکید می کنند باعث آسیب هایی به اعتماد به نفس و کیفیت عمل زنان در جامعه می شود؛ آسیب هایی که حتی مردان نیز از آن مبری نبوده و نتیجه این افکار و ذهنیت منفی جنسیتی هستند.  

پیش داوری های تخریب گر

«ثریا معمار» جامعه شناس و هیات علمی دانشگاه در اشاره به وضعیت موجود، مبتنی بر کلیشه های جنسیتی و رواج آن در جامعه در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا بیان داشت: همه ما خانم ها درگیر این مساله هستیم که می خواهیم به نوعی از این کلیشه های جنسیتی رها شویم و تا رها نشویم امکان رشد نداریم و نمی توانیم به فرهیختگی لازم برسیم؛ چرا که بسیاری از این کلیشه ها قدرتمندی سترگی دارند و محدودیت های ذهنی ای را ایجاد می کنند. بحث جنسیت زدگی هم ظلم به زن است و هم به مرد. در دیدگاه  های مردسالارنه زن را پایین دست تلقی می کنند و مرد را بالادست. بر این اساس یک سری ویژگی ها به زن نسبت داده می شود و یکسری ویژگی ها به مردان؛ این که مردان خشن هستند و زنان را تحت استیلای خودشان قرار دارند، مرد خوب مردی است که خشونت و ویژگی های خاص مردانه (که غالبا از جنس همان خشونت هستند) داشته باشد یا عقل و دانایی فقط متعلق به مرد است و زنان از این مساله مبری هستند؛ زن عاقل نیست، احساسی است و مرد هست که بر زن مسلط است.

«کلیشه های جنسیتی چون دربردارنده پیش داروی و افکار قالبی هستند و گاها تعمیم های افراطی می دهند در ابعاد مختلف زندگی تاثیرگذار هستند؛ این کلیشه های عمدتا بر فرودستی و ناتوانی یا نسبت دادن یک سری از ویژگی ها و صفت ها به زنان مبتنی هستند که زنان را پایین تر از مردان در نظر می گیرند و همین مساله روی کنش ها، عملکرد و رفتار آنان اثرگذار است. وقتی این کلیشه ها به صورت مکرر در کتاب های درسی تکرار می شود و در روابط بین فردی شکل می گیرد و در رفتار آدم ها بازتولید شده و از طریق خانواده، رسانه ها و مدرسه به صورت غیرمستقیم در ذهن خانم ها و آقایان تثبیت می شود، در رفتارها نمود عینی و بیرونی می یابد؛ در نتیجه این پیامدها نشان از اهمیت این موضوع دارد که اگر بخواهیم نگرشی جنسیت زدا شده و بدون جنسیت داشته باشیم طبیعتا اولین جایی که باید به آن بپردازیم، اصلاح ساختار آموزشی و به ویژه کتاب های درسی است که در آنها آموزش هایی را به بچه ها می دهیم که نوعی تصور اشتباه از زن یا مرد بودن منتقل می شود».

شیء شدگی زنان

این استاد دانشگاه ضمن تشریح سازوکار کلیشه های جنسیتی ادامه داد: کلیشه ها وقتی آموزش داده و تکرار می شوند در ذهن تثبیت شده و موانعی را به صورت ذهنی در کنشگری ما ایجاد می کنند؛ یعنی وقتی که ما یک سری از کلیشه ها را باور می کنیم، انجام یک سری از کارها برای ما سخت می شوند؛ به دلیل این که فکر می کنیم زنان نمی توانند و همین احساس ناتوانی و تصویرهای خاصی که از زنان ارائه می شود و پاره ای از خصوصیات را به آنها نسبت می دهند، خود باعث فرودستی زنان و عدم پیشرفت آنها در زمینه های مختلف می شود.

«این موضوع مساله بسیار مهمی است چراکه باور به این کلیشه ها می تواند در زنان، مردان و کنشی که با زنان دارند، اثرگذارد. یک نکته مهم که در مورد کلیشه ها وجود دارد این است که کلیشه ها خیلی آهسته و آرام در ذهن ما نشسته اند و زمام امور ما را بدون این که ما متوجه باشیم، در اختیار دارند؛ یعنی عمدتا ناخودآگاه هستند و طبیعتا تا افراد متوجه این مساله شوند که آن تفکر و دیدگاهی که در مورد موضوعات مختلف دارند، مبتنی بر کلیشه های جنسیتی است، زمانی را می گیرد؛ به این معنی که فرد باید مطالعه کند و نوعی از خویشتن شناسی یا خودشناسی را طی کند تا متوجه شود چیزهایی که گفته شده، تصویر واقعی یک زن یا انسان نیست. یک انسان، هم ویژگی های مثبت و هم ویژگی های منفی و هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت دارد. انسان ها در طول زندگی شان در یک شدن قرار دارند و دائما خودشان را تغییر می دهند تا بهتر شوند و رو به کمال بروند، زنان هم به همین ترتیب هستند؛ اما وقتی ما یک مدل از زن بودن را می سازیم امکان تغییر را از او می گیریم، این عمل تصوری خاص و مشخص از زن بودن را به ما می دهند».

این متخصص جامعه شناسی علم و معرفت تصریح کرد: به عقیده ام در حال حاضر مهمتر از کتاب های درسی، رسانه ها و شبکه های مجازی هستند که در اینها زنان عمدتا یک ابژه (شیء) جنسی هستند؛ یعنی برای زن بودن باید زیبایی، طنازی، اندامی متناسب، چهره ای خاصی و مواردی همانند این را داشته باشند. این مساله باعث می شود که زنان و به ویژه دختران ما که در سنین پایین هستند، تحت فشار این تصاویر و باورها و کلیشه هایی که از زنان و زن بودن ارائه می شود، به آنها تن بدهند و به یک سری رژیم های بسیار سخت، آرایش کردن و جراحی های زیبایی و حتی روابط با جنس مخالف رو بیاورند.

«یک دختر دبیرستانی به نسبت یک دختر در دوره راهنمایی، تمایل به جنس مخالف دارد و یک سری نهاد و ساختارهایی وجود دارند که به دلیل این که نگاه ابژگی (شیءوارگی) به زنان دارند، بسیار سریع او را وارد رابطه با جنس مخالف می کنند. این مساله بسیار خطرناک است چراکه تا این دختر به این موضوع آگاه شود که خود این روابط یک کلیشه اجتماعی است که در نگاه نظام مردسالار به دنبال نوعی از سوءاستفاده از زن است، آسیب و آزار دیده است».

وی افزود: وقتی زن بدل به یک شیء و یک کالا می شود، روابط عوض می شوند؛ امروز می بینید که برخی از دختران چند دوست پسر دارند و تمایل زیادی به داشتن دوستان متعدد دارند؛ اگر ساختاری به این جریان نگاه کنیم می بینیم که آن ساختار با فشاری وحشتناک، دخترهای ما را در سنین پایین به ابژه های جنسی بدل و وارد رابطه جنسی می کند؛ باید به این مسائل توجه ویژه ای داشته باشیم و خیلی ساده از کنار آن نگذریم؛ ساده انگارانه نگویم تقصیر دختران است و خودشان این گونه می خواهند، چون در نگاه ساختارگرایانه به هر حال بنیان هایی در جامعه هست و ساختارهایی وجود دارد که به صورت پنهان، انسان ها را به یک سری از اعمال سوق می دهد؛ کنش ها در فردی ترین نمودهایشان اجتماعی هستند و این که ببینیم یک دختر تمایل به ارتباط به پسران دارد، تقاضایی وجود دارد که زن را به صورت یک ابژه جنسی درآورده اند و دائما از آن طلب رابطه جنسی دارند؛ در نتیجه این کلیشه ها که امروز در رسانه ها بسیار زیاد است و دائما تکرار می شود، تاثیر بدی دارد و این مساله به لحاظ آسیب شناختی پیامدهای منفی متعددی را متوجه دختران در سنین پایین می سازد.

کلیشه های موذی

معمار در پاسخ به این سوال که  امیدواری وی نسبت به کاهش بازتولید کلیشه های جنسیتی (با توجه به این مساله که امکان حذف صددرصدی آنها را حداقل در آینده ای نزدیک نداریم)، چقدر است، خاطر نشان کرد: مردسالاری به صورت کلی در حال عقب نشینی است؛ یعنی زنان به موازات آگاهی یافتن از حقوق خودشان، جنبش ها مختلفی را به وجود آوردند و امروز می بینیم یکی از جنبش های زنده دنیا جنبش های فمنیستی است که به تعابیر مختلف برخی آن را نقد می کنند و برخی می پذیرند؛ به هرحال صرف نظر از این که این حرکات یکسری نقاط ضعف دارد ولی خود این موضوع که زنان به حقوق خودشان آگاه می شوند و این که در می یابند چگونه می توانند از حقوقشان دفاع کنند، به نظرم نوعی از پیشرفت است. البته هرچه جلو می رویم، جامعه هم به لحاظ ویژگی هایی که دارد پیچیده تر می شود و به شکلی پیچیده تر دست به استثمار می زند؛ یعنی نه فقط در مورد زنان که در مورد مردان و طبقات اجتماعی مختلفی که سرمایه داری روی آنان اثر می گذارد، این استثمار اعمال می شود؛ به همین جهت من احساس می کنم که ما در یک چالش دائمی هستیم و خیلی جای امیداری هست که زنان به حقوقشان آگاه شده اند.

«همینقدر که ما به حقوقمان آگاه شده و مطالبه گری داشته باشیم و آن موانع ذهنی را کنار بزنیم و این درک را داشته باشیم که بسیاری از فضاهای جنسیت زده یا اندیشه های جنسیت زده را مورد نقد قرار بدهیم و حتی این نکته را بفهمیم که اینها جنسیت زده و خودشان تابع کلیشه ها هستند، پیشرفت است».

وی افزود: این دیدگاه امروز نه تنها از سوی زنان آگاه بلکه حتی از سوی مردان آگاه که دریافته اند مردسالاری و اساس سیستم سالاری خیلی نمی توانند، موفق باشند بسیار به چالش کشیده شده است؛ به این دلیل که ما اگر بخواهیم در یک جامعه انسانی زندگی کنیم (که بر محوریت روابط انسانی و اخلاقی مبتنی باشد) قطعا این دیدگاه ها جایگاهی ندارند.

«من خوشبین هستم؛ البته راه ساده ای هم نیست چون مشکل ما بیش از هرکسی با خود زنانی است که تحت تاثیر این نظام های فکری قرار گرفته اند و متاسفانه خود بازتولیدش می کنند؛ یعنی از طریق تربیت فرزندانشان، دخترانشان را هم با همان دیدگاه ها بار می آورند. البته تغییرات زیادی در این راستا صورت گرفته ولی باز بنیان های فکری هنوز احتیاج دارد تا تغییر کند؛ و این بسیار لازم است که زنان آگاهی بیشتری کسب کنند چرا که کلیشه ها به شکل موذیانه ای دستاوردها را هدف گرفته اند؛ دستاوردهایی که این همه سال با زحمت به دست آمده است که زنان در موقعیت بهتری قرار بگیرند، با این بدل شدن آنها به ابژه جنسی،گویی توسط خودشان درحال از دست رفتن است. به شخصه در این مورد بسیار نگران هستم چراکه احساس می کنم که خود ما زنان هستیم که این مردسالاری را تولید و بازتولید می کنیم؛ قطعا بخشی از زنان آگاه شده اند اما بخش های دیگر این گونه نیستند و این خود نگران کننده است».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =