۵ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۶:۵۳
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83413133
۰ نفر
قصر شیرین، آینه تلخی های معاصر

تهران-ایران- فیلم قصر شیرین را می توان تماما یک بیانیه اجتماعی دانست، بیانیه ای که سرشار از گله ها و نمادهایی است که اشاره به دغدغه مندی های فیلمساز دارد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، قصر شیرین را می توان یکی از بهترین ساخته های سینمایی کشور در سال 97 نامید. فیلمی اثرگذار، فارغ از مدها و المان هایی که سینمای امروز با آنها در جدال است. قصر شیرین که در بخش های بسیاری از جشنواره سی و هفتم فیلم فجر، نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده بود (نامزد بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و...) و حتی دو بازیگر خردسالش در جمع نامزدهای بهترین بازیگر مکمل مرد و زن حضور داشتند (که خود این موضوع حرف و حدیث هایی را از سوی برخی از بازیگران و کارگردانان برانگیخت) در نهایت موفق شد تا سیمرغ بلورین «بهترین فیلمنامه» و «بهترین موسیقی متن» را از آن خود کند.

قصر شیرین را می توان تماما یک بیانیه اجتماعی دانست، بیانیه ای که سرشار از گله ها و نمادهایی است که اشاره به دغدغه مندی های فیلمساز دارد. بیانیه ای که تماما در استان کهکیلویه و بویراحمد فیلمبرداری و ساخته شده و نیاز ندارد تا برای مطرح ساختن مشکلات عمیقش، یک آپارتمان، زندگی شهری، تهران و امثالهم را محور توجه قرار دهد (نکته ای که عمدتا محور تمرکز در فیلم های معاصر امروز ما است)؛ قصر شیرین داستانی جاده ای است؛ یعنی فیلمی است که شخصیت ها و داستانش را در ماشین و حین رانندگی در جاده می شناسیم؛ آن هم از خلال حرف ها و گفته هایشان از زبان خودشان یا از زبان دیگران درباره آنها.  مشکلاتی چون تصادفات و بی مبالاتی های فردی در رانندگی از یک طرف و فساد ساختاری و رشوه گرفتن پلیس از طرف دیگر، طلاق عاطفی و داستان ازدواج مجدد و توهم خیانت زناشویی از سوی دیگر و مشکلات و درگیری های خانوادگی از جمله برجسته ترین مفاهیم مطرح شده در داستان این فیلم هستند.

قصر شیرین اسم یک کارگردان خوب را به همراه دارد که تصور کیفیت فیلم را از همان ابتدا تداعی می کند؛ در واقع «رضا میرکریمی» هرچند که در روزهای اخیر به دلیل تهیه کنندگی فیلم «ما همه با هم هستیم» آماج حملات تند و نگاه خشمگین منتقدان بود، توانسته است تا در مقام کارگردان قصر شیرین دوباره نظرهای مثبت را به سوی خویش جلب کند.

ساده اما پیچیده

قصر شیرین را هم می توان در کنار سایر آثار موفق در کارنامه میرکریمی قرار داد؛ داستانی که همانند کارهای موفق وی همچون «خیلی دور ، خیلی نزدیک » ، « زیر نور ماه » ، « به همین سادگی » و « یه حبه قند» روایت داستانی در نهایت سادگی اما سرشار از پیچیدگی های نگفتنی است.

مادر، شخصیت حاضر اما غایب این داستان است، کسی که مدام از کارها و حرف هایش سخن به میان می آید، و گرچه حتی تصویری از او در فیلم نیست اما فیلم تحت الشعاع زندگی اوست؛ و رفتار و زندگی کودکانش انعکاسی است از حضورش ؛ از عنوانی که برای خانه آینده شان در ذهن بچه ها کاشته: «قصر شیرین» تا کادوهایی که هر سال برای تولد کودکان به اسم پدر و از طرف او می گرفته و نام پدر را همواره زنده نگه می داشته است؛ به رغم این که در این سال ها اصلا پدری حضور نداشته است.

 جلال (با بازی حامد بهداد) شخصیتی عصبی و آشفته است که پس از پشت سر گذاشتن  دوران محکومیت خود و آزادی از زندان به واسطه قتلی که مرتکب شده (قتلی که در نهایت غیرعمد تلقی شده و باعث رهایی وی از زندان می شود)، زندگی جدیدی را با زنی شروع کرده است که متوجه می شود همسر اولش (شیرین) که سرپرست دو فرزندشان بوده تصادف کرده و به کما رفته است. حالا جلال پس ازفراغی چند سال به سراغ خانواده اش رفته و مواجه او با کودکانش (علی و سارا) که در این مدت با مادر زندگی کرده و تجربه خلا پدر و احساس غریبگی (به ویژه در مورد پسربچه داستان) با او را دارند و حقایق، ناگفته ها و احساساتی که در این بین کشف می شود، روایت آخرین ساخته میرکریمی است.

جلال مصداقی از یک والد غیرمتعهد و یک همسر پرمدعا است؛ کسی که باید و نباید ها و حقوق خود را خوب می شناسد اما شناختی نسبت به مسوولیت های خود در قبال زن و فرزند ندارد؛ غیرت و مردانگی اش صرفا در اعمال نظر در مورد ظاهر زن و روابطش خلاصه می شود و درکی از مردانگی در معنای اصیل آن، حمایتگری و تکیه گاه بودن ندارد.

فیلمنامه ضعیف و بازیگران قوی

یکی از مهمترین ایراداتی که باید به فیلمنامه و قصه قصر شیرین وارد ساخت اغراق نویسنده در ندادن اطلاعات به بیننده است؛ تلاش برای افزودن جذابیت داستانی به واسطه ابهام قصه تا آنجا پیش می رود که عملا بسیاری از نکات در این داستان برای مخاطب پوشیده می ماند و هرگز تا انتهای فیلم تلاشی برای گره افکنی از آنان نمی شود؛ مسائلی چون چرایی برهم خوردن زندگی مشترک جلال و همسر اولش شیرین و احساسی که آنان نسبت به هم داشته اند، دلیل بی مسوولیتی جلال نسبت به فرزندانش و ...

پایان فیلم را هم می توان به عنوان یکی از نامناسب ترین پایان بندی ها دانست؛ زمانی که ذهن مخاطب درگیر سوال ها وگره های متعددی است که انتظار گشایش آنان را دارد، فیلم بدون این که پاسخ یا لااقل سرنخی برای آنها داشته باشد، تمام می شود. قصر شیرین مصداق همان عبارت است که می گوید «بگذار پایان همانند آغاز غافلگیرت کند» چنانچه فیلم آغاز خسته کننده ای دارد و زمانی نسبتا طولانی را برای معرفی داستان و شخصیت ها صرف می کند که ممکن است مخاطب معمولی را خسته کند.

شخصیت سارا دخترک خردسال قصه (با بازی نیوشا علیپور) را می توان یکی از بهترین بازی گرفتن ها از کودکان توسط کارگردانان در سال های اخیر دانست؛ زبان شیرین، چهره دلنشین و قدرت اثرگذاری کودکانه یک کودک بر مخاطب بزرگسال، شاید عمده ترین دلیل انتخاب نیوشا علیپور به عنوان نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بود.

به نظر می رسد کلیشه نقش های حامد بهداد با رفتارهای اغراق آمیز و غلوشده در قصر شیرین شکسته شده و بهداد سرانجام نقشی باورپذیر را ایفا کرده است؛ چنانچه «آنتونیا شرکا» منتقد فیلم در این باره عقیده داردکه «این فیلم یک حامد بهدادکنترل شده دارد».

«ژیلا شاهی» در نقش همسر دوم جلال هم یکی دیگر از بازیگران خوب فیلم است که از پس نقش خویش برآمده و به خوبی در نقش زنی که دلخور از رفتار و گفتار همسری عصبی است و تلاش می کند تا از پس رفتارهای مبهم وی برآید، ظاهر شده است.

«مسعود فراستی» منتقد فیلم، در باب قصر شیرین گفته است: قصر شیرین جز معدود فیلم‌های است که نگاه سالم دارد و رضا میر کریمی ادا در نمی‌آورد. خیلی سال بود که دو کودک در یک فیلم انقدر به خوبی نقش بازی نکرده بودند.

در واقع قدرت کارگردان و بازیگران توانسته است تا حد زیادی ضعیف بودن فیلمنامه را پوشش داده و هیجان مخاطب را برای دنبال کردن داستان تا انتها برانگیزد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =