۲ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۲۵
کد خبرنگار: 1767
کد خبر: 83409847
۰ نفر

تاملاتی درباره اپلیکیشن فیس‌اَپ(۲)

قصهٔ صورت‌ها در Faceapp

علی سلطانی | روزنامه‌نگار فلسفه و دین
قصهٔ صورت‌ها در Faceapp

تهران-ایرنا- «فیس‌اَپ» کاهن مدرن، پیشگوی هوشمند و فلک‌خوان امروزین زبردستی است که میل و عطش کهنه آدمی به دانستن درباره آینده را برآورده می‌کند.

چند روز بیشتر نیست در صفحه‌های مجازی، در مهمانی‌ها، شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های دوستانه، گونه دیگری از عکس‌هایمان مورد توجه قرار گرفته است، نوبتی هم باشد، این بار نوبت سوژه پیری است!

پیشتر هم امکان داشت که عکس‌ها با شگردهای فتوشاپی آینه جوانتری یا پیرتری باشند. اما ترفندها و ابزارهای فتوشاپ زمان‌برند و مهارت زیادی می‌طلبند. در نقطه مقابل آن زمان‌بری این بار به سرعت برق و به آسانی فشردن یک کلیک چهره‌هامان با نرم افزار «فِیس اَپ Face app» پیرتر و جوان‌تر می‌شود. همین آسانی و دسترس‌پذیری کافی بود تا تکنیکی که در انحصار آشنایان به نرم افزار فتوشاپ بود، همگانی و دموکراتیک شود و چهره‌های کهنسال و جوانسال در میان‌مان دست به دست شود.

به دنبال رواج این نرم افزار چالش‌ها و هشتک‌هایی شکل گرفت و کسی نماند که چهره پیری‌اش را در این شهرِفرنگ مدرن نبیند. حتی کار به حوزه‌های امنیت اطلاعات اینترنتی هم کشید و برخی هشدار دادند که قرار دادن آسوده خاطر عکس و اطلاعات در این نرم افزار از منظر امنیتی کار درستی نیست.

گذشته از تمام حواشی و متن این نرم افزار باید در نظر داشت که تکنیک و رسانه با این نرم افزارِ همه‌گیر دوباره ثابت می‌کند که صرفاً یک ابزار پیام‌رسان نیست و به تعبیر «مارشال مک لوهان» خود یک پیام است. پیامی که خارج از تصور و تعبیه سازندگان نخستین، مثل موجی به صخره‌های جامعه می‌خورد و نقش‌ها و نمودهایی تازه و پیش‌بینی نشده می‌آفریند. در این گفتار به بخشی از این نقش و نمودها از منظر خود خواهم پرداخت. تلاش می‌شود در این تحلیل نه داوری ارزشی در مقام توصیه، بلکه تماشای یک پدیدار در مقام توصیف انجام شود.

رو به‌پیش، نه رو به‌پس

فیس اَپ این امکان را در اختیار ما می‌گذارد که بر صورت‌هایمان دستکاری‌های متفاوتی انجام دهیم. مشاهده پیری فقط یکی از امکان‌ها است. اما چرا این امکان بیشتر از همه مورد استقبال قرار گرفته است؟ همچنانکه ما در این نرم‌افزار می‌توانیم به آسانی جوانتری‌مان را نیز ببینیم. اما جوان‌تری هیچگاه سکه اقبالش به دیدن پیرتری نمی‌رسد. راز این جذابیت کشف صورت کهنسالی‌مان در چیست؟

جوانتری رفتن رو به عقبِ گذشته‌ٔ تجربه شده است. پیری رفتن به سوی آینده‌ تجربه‌نشده است. تجربه‌ی شده، تجربه شده است و از نویی و انتظار خالی است. با هر چه شگفتی و ملالت، امرِ در گذشته دیگر ظرفیت به بروز نرسیده ای ندارد و همه چیزش را عیان کرده است. ما با دیدن عکس جوانتری نهایتاً حس حسرت و حیرت را تجربه می‌کنیم و هیچ وجهی از میل و عطش در کشف نامده‌ها در آن برآورده نمی‌شود.

اما با دیدن عکس پیری یکی از مهمترین جلوه‌های میل و عطش ما برای حدس و تخمین آینده‌ٔ نامده برآورده می‌شود. به همین علت رو به سوی گذشته بودن هیچگاه همسنگ شور رو به سوی آینده بودن را ندارد. آدمی در طول تاریخ همیشه مایل بوده است به هر دستاویز از فلک گرفته تا سنگ و اسطرلاب به پیشگویی آینده بپردازد و پرده از معما و جهالت نسبت به آن بردارد. دانایان مدعی اطلاع از آینده هم به موجب این ادعا از قدرت و نفوذ برخوردار بوده اند.

با این اوصاف Faceapp کاهن مدرن، پیشگوی هوشمند و فلک‌خوان امروزین زبردستی است که همان میل و عطش کهنه آدمی را برآورده می‌کند. در این اثنا فرقی بین چرایی محبوبیت کاهن پیشامدرن با جذابیت اپلیکشن مدرن اسمارت‌فون نیست. هر دو در خدمت کشش ما برای پرش از زمان و حدس آینده و در رأس آن آگاهی از عاقبت تن و روانمان است. البته با این تفاوت که پیشگویی با هوش مصنوعی Faceapp آمیخته به سرگرمی و تفریح است.

پیری تبدیلی با دستکاری امروز

دقت در خروجی‌های اپلیکشن فیس‌اَپ نشان می‌دهد که الگوریتم پردازش این اپلیکشن کار بر همان اجزای عکس فعلی است. به این معنا که مثلاً این نرم‌افزار موی حاضر در عکس را سپید می‌کند. یک نکته باریک در اینجا وجود دارد. پیری واقعی صرفاً تبدیل نیست، بلکه تحول است. در همین مثال موی، پیری لزوماً موهای مشکی امروزین یک جوان را قلموی سفید نمی‌کشد. بلکه در بسیاری جاها در هنگام پیری موها می‌ریزند و اثری ازشان نمی‌ماند. قد کاسته می‌شود و از رشیدی و ایستادگی جوانی فاصله می‌گیرد و مثال‌های دیگر.

با این اوصاف گرچه فیس‌اَپ با پردازشی مثال زدنی و دقیق با بهره‌گیری از هوش مصنوعی خروجی‌ای بسیار جالب توجه تولید می‌کند، اما باز هم از واقعیت فربه‌تر از پردازش‌های «فعلی» تکنولوژیک عقیم‌تر است. ما در تجربه «تبدیل» در خروجی‌های این اپلیکشین چروک‌های نشسته بر داشته‌های امروزمان را صرفاً مشاهده می‌کنیم. این وسط وجه عظیمی از واقعیت «تحول و نابودی» جا می‌ماند. ما در پیری صرفاً مُبدل نمی‌شویم، بلکه با واقعیت از دست دادن نیز به طور گسترده مواجه می‌شویم و بخشی از داشته‌ها را به طور کل از دست می‌دهیم. تا آنکه منتهی به از دست دادن بزرگ و کامل یعنی مرگ برسد. پس پیری‌های Faceapp دقیق و ظریفند، اما در بازنمایی کامل واقعیت پیری نارسایند.

«شاهدِ بازاری» شدن پیری

پیری همیشه مترادف انکار و تردید است. بسیاری از پیران سن خود را کتمان می‌کنند تا مبادا در معرض تأسف یا تحیر دیگران واقع شوند و بپذیرند که از طراوت و چابکی ذهنی و بدنی جوانی فاصله گرفته‌اند. بسیاری از پیران به واسطه فرهنگ پیری‌گریزِ مدرن به محض رسیدن به سنین بالاتری خود را می‌بازند و پرداختن به بسیاری از امور را دیگر بی‌وجه و بیهوده و نامتناسب با خود می‌شمرند. از جمله حضور متعدد در عکس‌ها از این نمونه است که بسیاری از پیران از آن حذر می‌کنند. در یکچنین فرهنگی ظاهراً Faceapp باز به نوعی خلاف‌آمد جوّ غالب است.
عکس ها به محض تولید در این نرم‌افزار پیشنهاد می‌شوند که در شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام بارگذاری و همرسان شوند. اگر تا دیروز پیرانِ حقیقی و پیران فتوشاپی سعی در قایم کردن و قایم شدن داشتند و جوانی نوبر بازار بود، امروز قدرت و تهییج سرگرمی‌های مجازی اجتماعی تا آنجا است که اصلاً صورت‌ها در فیس‌اَپ برای این چروک می‌خورند که به اشتراک‌گذاری برسند. در این بین صورتهای چروک خورده و موهای سپیدشده به مثابه کالایی در بازار جذابیت و سرگرمی است. نه جای قایم کردن دارد و نه وجهی از انکار و فراموشی. همچنانکه ظلم بالسویه عدل است، پیری بالسویه نیز هراس و انکاری ندارد. ما کالای پیری‌هایمان را با کمترین هراس و حسرت به اشتراک می‌گذاریم که اتفاقاً بیشتر دیده شود و دیده شویم.

اگر تا دیروز پیریِ حقیقی حُکم ازلی‌اش «پرده‌نشینی» بود، امروز حُکم پیری مجازی «شاهد بازاری» بودن است! در این بازاری و کالایی شدن، پیری هم با پنجهٔ پر زور سرگرمی‌های مدرن، پشتش به خاک مالیده می‌شود و ترسیده و افسرده‌ای از هیبش باقی نمی‌ماند. اما آیا در اوج این سرگرمی مفرح و مهیج از سوژه پیری، ما در عین به اشتراک‌گذاری شجاعانه و کالایی شدهٔ پیری‌مان، باز از هیبت پیری شوک‌زده و هراسان نمی‌شویم؟!

اَپ بعدی کِی می‌آید؟

تجربه‌های ملموس، متن‌های کسانی که پیری‌شان را در معرض اشتراک گذاشته‌اند، انبوه کسانی که در عین این سرگرمی باز جسارت و شهامت و میل به اشتراک‌گذاری دوران زوال و افول خود را نداشته‌اند، همه و همه حاکی از این است که همچنان پیری ابعادی از مهابت و صلابت خود را حفظ کرده است. به این معنا که ما در اوج این تجربه‌های مفرح باز اندکی ذهن و جانمان قلقک داده می‌شود که انگاری همیشه جوان نمی‌مانی! این عکس جذاب روزی واقعیت تو خواهد شد و آنوقت حقیقتِ شکنندگی و کُندی و کسالت کهنسالی هیچ جایی برای سرگرمی و بازی نخواهد داشت. پس در زیر خوشباش‌ترین و سرگرم‌ترین لحظات کار با Faceapp باز اندکی تامل و تحیر و تلنگر ما را به این دست هراس‌های جانخراش می‌کشاند.

اما این تامل خفیف حل‌شده در سرگرمی چقدر می‌پاید؟ غذای اصلی چگونه است که نمک این تامل باقی بماند؟ تحولات محیرالعقول و شتابناک تکنولوژیک به روشنی نشان می‌دهد رونقی بازار فیس‌اَپ به حکم دولت مستعجل بسیاری سرگرمی ها و نرم‌افزارها و ابزارهای هوشمندِ جدید طولانی نخواهد بود. انبوهی از ابداعات کشف نشده و اَپ‌های به رونق‌نرسیده برای ظهور و بروز در صف‌اند و مدت زمان زیادی برای نمایش به فیس‌اَپِ محبوب امروز نخواهند داد. چه بسا این نمایش پیری در آینده در تحولات بعدی علاوه بر حس بینایی، با حس لامسه و شنوایی و چشایی هم پیشاپیش درک شود.

مقصود اینکه اگر فیس‌اَپ شده اندکی ما را به تدبر و تامل زوال قطعی‌مان بکشاند، باز به حکم گذرا بودن و منقضی شدن ستاره اقبالش به زودی جای را به سرگرمی دیگری خواهد داد و آنقدر طولانی عمر نخواهد کرد که از وجوه سرگرمی مآبی‌اش به حکم تکرار کاسته شود و ما را پس از خنده و سرگرمی اولیه به تامل و تحیر و تنبه هم بکشاند. بگذریم از اینکه اگر هم نوبت به اپلیکشین بعدی جذاب بازار گوشی‌های هوشمند امروز نمی‌رسید، تکرار و ملال و عادی شدگی مثل همه پدیده‌های عالم دیدنِ زودازود پیری را نیز از جذابیت می‌اندازد. پس Faceapp را باید سرگرمی‌ای مدرن، جالب‌توجه و گذرا دانست که در میانه خنده و سرگرمی و لایک، اندکی بال توجه ما را به پیری قطعی و حتمی‌مان می‌ساید. چیزی که آنقدرها نمی‌پاید.

نقد و تحلیل از علی سلطانی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =