۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۹
کد خبرنگار: 2530
کد خبر 83409791
۰ نفر
ماجرای مهاجرت یک مجری

تهران- ایرنا- پس از مجری سرشناس برنامه ۹۰، «مزدک میرزایی» دومین چهره فوتبالی تلویزیون است که سرنوشت او خبرساز شده است. اقدام نماینده پرحاشیه جبهه پایداری و رئیس دولت اصلاحات هم به ترتیب به خاطر انتشار یک فهرست و یک مقاله مورد توجه کاربران توییتر قرار گرفته اند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، کاربران توییتر در ۲۴ ساعت گذشته بحث و نظر در مورد مسایلی چون خبر تایید نشده مهاجرت «مزدک میرزایی» و پیوستن او به شبکه ماهواره ای «ایران اینترنشنال»، اتهام زنی «جواد کریمی قدوسی» به بیش از ۷۰ چهره سیاسی و اقتصادی مطرح در خصوص دوتابعیتی بودن و محتوای سرمقاله «سید محمدخاتمی» رییس دولت اصلاحات در روزنامه «گاردین» را از رویکردهای مختلفی مورد بررسی قرار دادند.

این گزارش به بررسی تحلیلی محتوای تولید شده در خصوص این محورها در شبکه اجتماعی توییتر پرداخته است.

با مزدک یا علیه مزدک؟

خبر پیوستن مزدک میرزایی به یک شبکه ماهواره ای، در توییتر واکنش های زیادی داشت. کاربران با هشتگ هایی چون «#مزدک_میرزایی»،» «#عادل_فردوسی پور»، «#صدا_سیما»، «#علی_فروغی» و… از رویکردهای مختلفی به این موضوع پرداختند. بسیاری از کاربران و فعالان فضای مجازی از این موضوع ابراز تعجب و تاسف کرده اند.

این رخداد یک بار دیگر صدا و سیما و مدیران آن را در سیبل انتقادات عمومی قرار داد. در توییتی می خوانیم: «مزدک میرزایی بعد از اینکه ماه ها در صدا و سیما بدون آنتن و برنامه مانده بود به شبکه اینترنشنال رفت. او در چند وقت اخیر با مدیران سازمان به مشکل جدی خورده بود که نمونه اش با مدیر شبکه مستند سر مستندی درباره تیم ملی بود.»

کاربران سیاست های صدا و سیما را موجب از دست رفتن سرمایه های ملی و رسانه ای می دانند. در این راستا بارها نام «عادل فردوسی پور» در توییت ها تکرار شد. کاربران برخورد صدا و سیما با فردوسی پور را نمونه ای روشن از سیاست های «غیر مردمی» و «غیرملی» این نهاد حاکمیتی دانستند.

«آذر منصوری» فعال سیاسی اصلاح طلب در توییتی نوشت: «آنچه با عادل می کنید، نتیجه اش می شود مزدک…»

از دید کاربران نتیجه سیاست های صدا و سیما که «هیچکدام در راستای خواست عمومی مردم نیست»، نمودهای مختلفی دارد. کاربری نوشت: «هر خانواده پدرسالارانه یک فرزند شبیه به عادل فردوسی‌پور دارد که روی اصول می‌ایستد و زیربار حرف زور نمی‌رود؛ یک فرزند شبیه محمدحسین میثاقی که حرف گوش‌کن است و بله قربان‌گو؛ یک فرزند هم شبیه مزدک میرزایی که با دلگیری قهر می‌کند، می‌رود.»

در این دسته توییت ها، کاربران تلاش کرده اند دوگانگی و تضاد میان مزدک و میثاقی را برجسته کنند.

برخی کاربران که اغلب از همکاران پیشین میرزایی بودند، از تجربه خود در مورد صداقت و تعهد او در کار تعریف و تمجید کرده اند. در توییتی می خوانیم: «مزدک سالهای سال مسابقه پیامکی نود را اجرا کرد، مثل یک همکار فارغ از اینکه از هرنظر این کار برایش کوچک بود. دوربین دزد نبودن چیزکمی نیست.»

رد یاس، دلسردی و ناامیدی از اصلاح رویه های جاری در صدا و سیما و مجموعه کشور را می توان در فضای بسیاری از توییت ها در این ارتباط مشاهده کرد. در توییتی آمده است: «وقتی یامین پور ها هستند، فروغی ها، آقازاده ها و …، به درک که مزدک میرزایی ها بروند.اصلاً باید رفت از جایی که جایی برای ما ندارد، سهمی نداریم، حقی نداریم.»

برخی کاربران رفتن مزدک میرزایی را به مثابه خیانت به کشور و خدمت به سعودی ها تعبیر کردند. برخی دیگر اما مدیریت صدا و سیما را به کم کاری متهم کردند که اسباب از دست رفتن سرمایه های اینچنینی را فراهم می کند.

برخی دیگر در همین ارتباط، اتهام سرقت بخشی از آرشیو صدا و سیما را علیه مزدک مطرح کرده اند، در برابر، تعدادی دیگر با اشاره به شخصیت و تعهد مزدک، چنین اتهامی را از اساس مردود دانسته اند. برخی هم طرح این مسایل را در چارچوب پیشبرد «پروژه تخریب» مجریان محبوب مردم تحلیل کرده اند.

همچنین برخی راه افتادن هشتگ «#فساد_ فردوسی_ پور» را سیستماتیک و برنامه ریزی شده دانستند و این هشتگ سازی را در چارچوب تداوم اتهام زنی های بی اساس به مجریان محبوب با هدف ریزش پایگاه اجتماعی آنان دانستند. کاربری در این ارتباط با انتشار صفحاتی که این هشتگ را کار کرده اند آورد: «توییت زننده ها با هشتگ #فساد_فردوسی_پور روببینید کپی پیست کار و همه هم فیک و قلابی.»

برخی هم راه افتادن این هشتگ را در راستای «تقابل» با خواست مردم و اصرار بر مخالفت با مردم دانسته اند. در توییتی آمده است: «روزی که فردوسی پور، محبوبترین مجری شد، نوچه‌های دولت پنهان انقدر عقده‌ای بودند که برنامه‌اش را تعطیل کردند. بعد که در حافظ، محبوبترین شد منتظر ریختن زهرشان بودم. حالا بدون سند و مدرکی و با خط دهی از بالا، فساد فردوسی پور راه انداختند و تهمت می زنند.»

چالش تابعیت در مجلس

ادعای مطرح شده از سوی یکی از نمایندگان مجلس در خصوص ایرانی الاصل نبودن «جواد کریمی قدوسی» نماینده مجلس و واکنش قدوسی در انتشار فهرستی از نام چهره های سیاسی و اقتصادی و به زعم او دوتابعیتی، واکنش های گسترده ای را در توییتر برانگیخت. کاربران از زوایای مختلفی ابعاد این مساله را مورد توجه قرار دادند.

هشتگ هایی چون «#کریمی_قدوسی»، «#دو_تابعیتی»، «#تابعیت_مضاعف» و … معرف توییت هایی در این رابطه بود.

بسیاری از کاربران با مفروض قرار دادن گزاره غیر ایرانی بودن قدوسی و دوتابعیتی بودن برخی مسوولان از این مساله ابراز تاسف کردند و شورای نگهبان، وزارت اطلاعات و نهادهای نظارتی را به بی توجهی در این مساله متهم کردند. برخی هم خواهان بررسی صحت و سقم این مساله از سوی نهادهای نظارتی شدند.

برخی کاربران به صورت غیر مستند، کریمی قدوسی را افغانستانی خوانده اند و با تمرکز بر این مساله کنایه هایی را نثار او کرده اند.

برخی فهرست ادعایی کریمی قدوسی را زیر سوال برده اند. در همین ارتباط، «پدرام سلطانی» عضو و نایب رئیس سابق اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران که نامش در فهرست ادعایی این نماینده مجلس بود در توییتی نوشت: «کمیته تحقیق و تفحص مجلس از افراد دارای تابعیت مضاعف، گرین کارت یا اقامت، لیستی منتشر کرده و ادعا کرده بر اساس "شواهد و قرائن" بنده دارای تابعیت دوگانه یا اقامت کشور دیگری هستم. این ادعا کذب است. جایی که از آن گزارش دروغ بیرون می آید، خانه ملت نیست، حضیض اخلاق و اعتماد است.»

برخی کاربران سیاست های نظام را موجب «ضد ارزش» تلقی شدن تابعیت مضاعف یا غیر ایرانی بودن دانسته اند. از دید آنها موضع تقابلی نظام در برابر کشورهای غربی از یک سو و بهره مندی بسیاری از مسوولان از مزایای تابعیت دوگانه از سویی دیگر، موجب شده مردم به تابعیت دوگانه به عنوان مصداقی از خیانت به کشور بنگرند. از دید کاربران این در حالی است که داشتن تابعیت دوگانه، در صورت سیاسی نشدن این مساله از سوی حاکمیت، می توانست مساله ای شخصی باشد. از دید مردم، خود حاکمیت این مساله را به مساله ای سیاسی و اجتماعی تبدیل کرده و باید تبعات خودخواسته اش را هم بپذیرد.

با این حال مردم همچنان میان دو مساله برخورداری از تابعیت مضاعف و در اختیار داشتن مسوولیت ملی، تفکیک قایل شده اند. در همین ارتباط درتوییتی می خوانیم: «اگر فردی به کشور خدمت کند و در راستای منافع ملی گام بردارد، چه اشکالی دارد چندین پاسپورت داشته باشد؟»

از دید برخی دیگر از کاربران اما، مسوولان نظام، مطابق قانون باید ایرانی الاصل باشند و با داشتن تابعیت صرفاً ایرانی، تمام هم و غم خود را در مسیر رفع مشکلات و مسایل کشور به کار گیرند.

برخی کاربران خواستار تنظیم شکایت مدعی العموم علیه مدعیان از هر دو سو، ورود دستگاه قضا به این مساله و روشن شدن ابعاد و صحت و سقم ادعاهای مطرح شده اند. روزنامه نگاری آورد: «اگر فهرست کریمی‌قدوسی راست است جای روحانی روی صندلی رییس جمهوری نیست‌؛ بی‌درنگ باید برکنار شود. اگر دروغ است جای کریمی‌قدوسی روی صندلی نمایندگی نیست‌؛ بی‌درنگ باید محاکمه شود. این وسط یکی دروغگو است. می‌ماند اینکه شورای نگهبان هر دو را تایید صلاحیت کرده…»

برخی ادعای کریمی قدوسی را غیر قابل استناد دانسته اند. به نوشته یک کاربر، «تا آنجا که بنده لیست را مطالعه کردم نوشته شده براساس شواهد و قرائن و اینکه باید تحقیق شود یعنی اطمینان و منبعی از این اطلاعات وجود ندارد.» کاربران با غیرعینی، مبهم و غیر مصداقی خواندن «شواهد و قراین» مورد نظر کریمی قدوسی، ادعای او را فاقد اعتبار حقوقی دانسته اند به ویژه آنکه او در فهرست خود بارها این عبارت را تکرار کرده که «لازم است تحقیقات لازم صورت گیرد.»

در توییتی آمده است: «لیست کریمی قدوسی یک لیست موهوم است. ۷۰ درصد آن را وزارت اطلاعات تکذیب کرده و بقیه هم اسامی است که هیات تحقیق و تفحص بعد از یک سال صرف وقت و بودجه جلوی آنها نوشته احتمال داشتن تابعیت مضاعف یا اقامت وجود دارد و لازم است تحقیقات لازم صورت بگیرد.»

تعدادی از کاربران هم این اقدام کریمی قدوسی را بر خلاف منافع و مصالح ملی دانسته اند. در توییتی خطاب به این نماینده مجلس آمده است: «شما آنقدر فرقه گرایانه عمل کرده اید که همین اقدام تان ولو قرین به صحت باشد، به حساب همان فرقه گرایی شما نوشته می شود و برای آن نام ها حاشیه ی امن ایجاد می کند. از این نظر، این اقدام تان هم اقدامی ضد منافع و امنیت ملی به شمار می آید.»

روزنامه نگاری هم توییت کرد: «کریمی قدوسی لیست دوتابعتی منتشر کرده. درون فهرست نام حسن روحانی هم هست. نکته اینجاست: «پاسی که او از تهران داد، با آبشار ترامپ در زمین ایران می‌نشیند. دادن گرای موثر به دشمن این آب وخاک نامش چیست؟ نیاز به ورق زدن تاریخ نیست.»

برخی کاربران هم با اشاره به سابقه عملکردی کریمی قدوسی در مجلس و اتهامات ناروایی که بارها علیه ظریف و رییس جمهوری مطرح کرده، ادعاهای او را در قالب «اتهام زنی» تازه علیه برخی چهره های سیاسی تفسیر کرده اند.

برخی کاربران از جناح خاص اما اتهام های کریمی قدوسی را جدی گرفته اند و به بررسی جهت گیری سیاسی عمده افراد حاضر در لیست ادعایی قدوسی پرداخته اند و به این بهانه به جناح مقابل تاخته اند.

از دید برخی کاربران رد پای خط دهی جناحی در جنجال راه افتاده از سوی کریمی قدوسی را می توان در عملکرد دیروز او در انتشار فهرست افراد مشکوک به دوتابعیتی بودن مشاهده کرد. جایی که فهرست را به صورت گزینشی در اختیار رسانه های اصولگرا قرار داد. به نوشته یک کاربر «امروز تعدادی از خبرنگاران مجلس از کریمی قدوسی خواستند که لیست افراد دوتابعیتی ها را که ادعا کرده بدهد او هم گفت، به شما نمی‌دهم؛ فقط برای خبرنگاران رسانه‌های ارزشی است. دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را. اگر واقعاً لیستی وجود دارد مرز بندی رسانه ای چه معنایی دارد؟»

یادداشت رییس دولت اصلاحات در گاردین؛ ایده پردازی واقع گرایانه یا شعار محض؟

انتشار یادداشتی از رییس دولت اصلاحات در روزنامه گاردین و توصیه او به خردمندان جهان در مورد مدیریت شرایط برای ممانعت از جنگ، در توییتر از رویکردهای مختلفی بازخورد دریافت کرد.

کاربران با هشتگ هایی چون «#خاتمی»،‌» «#گاردین»، «#اصلاحات» و … در این خصوص توییت کردند.

بسیاری از رویکرد حمایتی به این مساله پرداختند. کاربرانی این مقاله را واقع گرا، منطقی، روشنگرانه و راهگشا دانسته و اظهار امیدواری کردند این بار صدای «صلح جو» و «صلح گستر» خاتمی در سطح بین المللی شنیده شود.

در توییتی می خوانیم: «مقاله وزین، واقع‌گرا و منصفانه آقای خاتمی در شماره امروز گاردین صدا و منطق اکثریت بزرگ مردم ایران در این دوران دشوار است. امید کمی دارم که بر نخوتِ کریه حاکم بر حاکمان فعلیِ امریکا اثرگذار گردد. این صدا ثبت در تاریخ است.»

روزنامه نگاری هم نوشت: «گفت‌وگوی تمدن‌ها همیشه زنده است… دعوت به «ائتلاف برای صلح» در جهان و جلوگیری از جنگ علیه ایران، وقتی خاتمی خود دچار برخورد قهری و ممنوعیت شده است. دوران جنگ کردن گذشته است، صلح پست‌مدرن‌ترین تعامل جهانی است حتی برای کسب قدرت و ثروت»

توییت دیگری از ضرورت های ترویج این گفتمان صلح محور خاتمی گفت و نسبت به محدودیت ها در انتشار این گفتمان اظهار ناخرسندی کردند. در توییتی می خوانیم: «چند سال پیش در اوج فعالیت داعش، مصاحبه داشتم با محمدعلی سبحانی که اکنون سفیر ایران در قطر است، او میگفت باید چهره سیدمحمد خاتمی به عنوان طراح گفت و گوی تمدن‌ها، به جای اسلام داعشی، معرفی کنیم. انروز سانسور نگذاشت این بخش منتشر شود، امروز هم نشد یادداشت خاتمی در گاردین را بازنشر کنیم.»

برخی اما از رویکرد انتقادی به این مساله پرداختند. تعدادی مفهوم و محتوای یادداشت به ویژه بحث گفت و گوی تمدن ها را شعاری توخالی و فاقد کارایی خوانده اند.

در توییتی می خوانیم: «خاتمی بعد از بیست ویک سال باز با "فریب" گفتگوی تمدن ها آمده و میگوید نگران جنگ است و میخواهد برای صلح همه را متحد کند.گاردین لعنتی هم به او تریبون داده. ما وسط میدان جنگی هستیم آقای خاتمی.»

کاربر دیگری نوشت: «محمد خاتمی هشت سال رئیس جمهور ایران بود. او حتی یک وزیر یا استاندار سنی مذهب هم منصوب نکرد. شما با «برادران مسلمان» خود این چنین رفتار می کنید، کدام گفتگوی تمدنها؟! خارجی ها شاید ندانند، ولی ما می دانیم.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =