۳۱ تیر ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۳
کد خبرنگار: 1338
کد خبر 83405375
۰ نفر
مصائب کمّی گرایی در جامعه دانشگاهی

تهران- ایرنا- شاخص های بی پایه و تاریخ مصرف گذشته در جامعه علمی و دانشگاهی کشور سبب گسترش کمی گرایی شده است؛ آفتی که خود زمینه ساز فساد در این حوزه است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، جامعه در مفهوم کلی آن را می‌توان به سان یک بدن انسانی در نظر گرفت. مادامی که همه اجزا و اعضای این بدن درست کار می‌کند، فرد در سلامتی به سر می‌برد. در غالب بیماری ها اما خواه ناخواه بسیاری از قسمت‌ها درگیر شده و از کارکرد مناسب خود باز می‌ماند.

فساد برای یک جامعه، حکم همین بیماری فراگیر برای بدن را دارد؛ مرضی که در یک قسمت محدود نمانده و با پخش شدن خود، همه قسمت‌ها را با شدت و ضعف‌های متعدد، دچار اختلال می‌سازد. مدتی است که بحث فساد در حوزه عمومی جامعه ایران به دغدغه‌ای نگران کننده برای  صاحبنظران در حوزه‌های مختلف بدل شده است. مسأله‌ای که می‌توان اثرات آن را بر کل جامعه و نهادهای اساسی دید؛ مرضی که از اقتصاد شروع شد اما هرگز به اقتصاد محدود نماند و از سیاست تا فرهنگ و آموزش عالی، همه را درگیر خود ساخت.

آنچه در ادامه می‌آید گفت وگوی «رامین مرادی» جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه با پژوهشگر ایرنا در زمینه تحلیل و چاره جویی برای خشکاندن ریشه‌های فساد در حوزه علمی است.

این مدرس جامعه شناسی در ابتدا و از جهت تبیین مساله فساد علمی اظهار داشت: مساله فساد علمی را می‌توانیم از چند منظر ببینیم. از دید جامعه شناختی بحثی با عنوان تناسب بین هدف و وسیله مطرح است. تناسب بین اهداف فرهنگی و وسایل رسیدن به آنها به ویژه در جامعه این گونه تبیین می‌شود که جایگاهی که مدارک علمی دارند، باعث شده است که هرکسی از هرجایی یک عنوان دکتر پیشوند اسمش قرار بدهد. این مساله از هر طریقی ممکن شده است و راه‌های خاص خودش را دارد. شکل استاندارد مستلزم این است که درس بخوانی و تلاش کنی یعنی یک سوال یا مسأله‌ای را داشته باشی که بخواهی به آن پاسخ بدهی و به دنبال آن وارد دانشگاه و آن فرایندی شوی که پاسخی برای این موضوع دارد

دانشگاه در هر حال بخشی از جامعه استیعنی این گونه نیست که بتوانیم دانشگاه را جزیره‌ای جدای از کل جامعه در نظر بگیریم که راه خودش برود و در یک شرایط آرمانی و ایده آل به دور از فساد حرکت کند؛ در نتیجه وقتی کلیت جامعه را ملاحظه کنید، می‌بینید که جامعه متناسب با وضعیت خود به دانشگاه هم انحراف یا به تعبیری فساد را تسری می‌دهد.

شاید خود این قضیه هم مساله است که چرا دانشگاه به کلیت جامعه جهت نمی‌دهد؟ و به تعبیری دانشگاه هم دارد از یک سری مسیرهای انحرافی که کلیت جامعه درگیر آن است، دنبال روی می‌کند و خودش هم درگیر آن شده است. یکی از دلایل در تبیین این قضیه این است که صورت گرایی در جامعه ما رو به رواج است چرا که همه می‌خواهند همشکل شوند؛ همشکلی بدین معنی که دکتر شدن به نوعی از مد بدل شده است یعنی یکی از نمودهای تمایزی که آدم‌ها در جامعه و به اشکال مختلف سعی در نمایش آن دارند، این است که می‌خواهند به واسطه گرفتن یک مدرک یا انجام یک کار بی زحمت و خریدن پرستیژ اجتماعی، آن را به رخ دیگران بکشند.

متخصص «جامعه شناسی اقتصادی و توسعه» در پاسخ به این پرسش ها که آیا بر اساس ذات علم، نباید از آن انتظار داشت که همیشه ورای فسادها و مشکلات رایج جامعه باشد و اساساً ریشه این فساد در جامعه کجا است؟ اظهار داشت: نکته‌ای که امروز وجود دارد فاصله گرفتن از ذات و ایده آل علم است. در گذشته وقتی کسی می‌خواست انحراف در علم را مثال بزند، می‌گفت «دود چراغ نخورده ای» و امثال آن اما امروز در جامعه ما واقعیت این است که به نوعی علم، کارکرد و خاصیت خودش را به صورتی که در دو دهه گذشته بود، ندارد و تقریباً جایگاه گذشته خودش را از دست داده و از ماهیت مسبوق اش فاصله گرفته است.

در باب تحلیل این موضوع چند دلیل وجود دارد؛ نخست اینکه به صورتی اغراق آمیز بر یک سری آمارهای کمی تاکید می‌شود؛ یعنی اینکه بیاییم و در رده بندی جهانی رتبه بیاوریم و شاخص‌های دانشگاه را ارتقا بدهیم و به عنوان شاخص پیشرفت علمی، مقالاتمان را افزایش بدهیم. این مورد و موارد بسیار دیگر به نوعی فشارهایی را بر اعضای جامعه علمی تحمیل می‌کند. از سوی دیگر همه انتظار دارند اعضای جامعه دانشگاهی مسائل جامعه را حل یا نیازهایی را که در جامعه وجود دارد برطرف کنند. تا حدود زیادی این توقعات نمی‌توانند متناسب با آن ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های جامعه علمی باشد چرا که نظارت درونی در خود جامعه دانشگاهی به این صورت است که ما مراقب باشیم که کیفیت کارمان پایین نیاید و یک نظارت بیرونی می‌طلبد تا قانون مند حرکت کنیم.

این کمی گرایی آسیب زیادی به این بدنه زده است چرا که ما جامعه دانشگاهی و اعضای هیأت علمی چون ناچار هستیم دنبال رو این کمی گرایی باشیم، باید زمان زیادی را به این موضوع اختصاص دهیم. در بعضی رشته‌ها شاخص‌ها برای اعتبار مقالات ISI است و امثالهم. باید تجدید نظری در اثربخشی تولیدات علمی صورت گیرد. مثلاً یک استاد تعداد زیادی مقاله علمی دارد ولی در حوزه تخصصی اش سواد کافی را ندارد و قادر به حل آن چیزی که ما آن را social problem یا مساله اجتماعی می‌نامیم، نیست. در نتیجه این کمی گرایی خودش نوعی از فساد را بازتولید می‌کند.

اگر بخواهیم از منظر نظارت بیرونی هم به این قضیه نگاه کنیم، مساله این است که بر دانشگاه هم مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر که دچار فساد شده، نظارت کافی وجود ندارد. فرض کنید در حوزه مسکن وقتی سراغ هرکسی می روید و می‌پرسید که چرا مسکن گران است و اجاره بالا رفته، همه می‌گویند ما قانون نیستیم که در این مورد برخورد کنیم در صورتی که شاید مشکل قانونی هم نباشد و سازوکار نظارتی، حتی به صورت عرفی هم بتواند کمک کند ولی این هم در بسیاری از حوزه‌ها وجود ندارد. بنابراین هم از نظر کمی گرایی و هم از منظر نظارتی، جامعه علمی به نوعی با این مسائل مواجه است و اینها واقعیت‌هایی است که وجود دارد؛ یعنی خلأ این بعد نظارتی هم درونی و هم بیرونی به اضافه کمی شدن دانشگاه و تولید مقاله و آمارهایی که رتبه بندی ما را نشان می‌دهند، به این شکل از فساد دامن می‌زنند که از طرفی قدرت نظارت درونی دانشگاه را ضعیف کرده است و از طرفی دانشگاه از بیرون هم خیلی کارآمد نیست.

باید به نوعی فرصتی را به دانشگاه بدهیم که یک هیأت علمی به جای اینکه مثلاً در سال ده یا بیست مقاله تولید کند، یک یا دو کار کیفی انجام دهد یعنی آن مساله-محوری دانشگاه یا رویکرد حل مساله مورد توجه قرار گرفته و آن هیأت علمی دنبال حل یک مساله باشد و به نیازهایی که در جامعه وجود دارد، پاسخ بدهد. در عین حال که آن علم نظری و بنیادی هم باید راه خودش را برود ولی این فشار باید برداشته شود تا از این آمارهایی که در بسیاری از دنیا موضوعیتی ندارد فاصله بگیریم. البته هر هیأت علمی می‌تواند یک مساله از جامعه را به تناسب حوزه تخصصی خویش حل کند و این مساله-محور بودن تحقیقات و حتی آموزش علمی می‌تواند به فاصله گرفتن از این فسادی که روز به روز در جامعه بزرگ‌تر می‌شود و زیرپوست دانشگاه ریشه می دواند، کمک کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =