۳۰ تیر ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۹
کد خبرنگار: 834
کد خبر 83405028
۰ نفر
مانور دیپلماتیکی ظریف در نیویورک

تهران- ایرنا- «واکاوی مانور ظریف در نیویورک»، ««حسینی، زرافشان و محمدی» گزینه‌های اصلی روحانی برای وزارت آموزش و پرورش» و «چرا قیمت دلار در اوج خصومت غرب با ایران پایین آمد؟» از جمله مهمترین عناوین گزارش‌های رصد شده از تارنماهای خبری داخل، در طول ساعت ۲۴ گذشته است.

گروه اطلاع رسانی بنا به رسالت خبری ایرنا، به عنوان خبرگزاری رسمی نظام، دولت و مردم، به منظور ایجاد پل ارتباطی در مسیر گسترش آگاهی سازی، با مروری بر برجسته‌ترین گزارش‌های پایگاه‌های خبری داخلی در طول ۲۴ ساعت گذشته، گزیده‌ای از این گزارش‌ها را انتخاب و منعکس کرده است.

واکاوی مانور ظریف در نیویورک

پایگاه خبری «فرارو» گزارش داد: صبح شنبه، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، نیویورک را به مقصد کاراکاس ترک کرد. سفر ظریف به نیویورک از همان آغاز با حاشیه‌هایی همراه شد. سفارت آمریکا در سوئیس، ویزای ظریف را تنها یک روز قبل از آغاز سفر صادر کرد. علاوه بر این، تحرکات ظریف در نیویورک به شدت محدود شد. به طوری که او فقط می‌توانست در محدوده سه مکان دیپلماتیک ایران در سازمان ملل تردد کند.

اما به رغم این محدودیت‌ها، ظریف تحرکات فشرده‌ای در نیویورک انجام داد. با رسانه‌های غربی در اماکن دیپلماتیک ایران گفتگو کرد، حداقل با یک سناتور نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دیدار داشت و نهایتاً به طریقی که هنوز معلوم نیست، پیشنهاد مذاکرات جدیدی به دولت آمریکا داد.

رسانه‌های غربی ادعا کردند ظریف برای نخستین بار پیشنهاد جدیدی برای مذاکره با آمریکا مطرح کرده است. دیپلمات ارشد ایران در دیدار با ۱۵ خبرنگار خارجی در محل نمایندگی ایران در سازمان ملل، از پیشنهاد جدیدی برای گشودن باب گفت وگوها با آمریکا سخن گفت. پیشنهادی که برخی رسانه‌های غربی آن را «قابل توجه» و برخی دیگر، «ناچیز» خواندند.

بنا به ادعای روزنامه نیویورک‌تایمز، پیشنهاد ظریف شامل ارتقای بازرسی‌های هسته‌ای می‌شود. طبق این پیشنهاد، ایران، آنچه در توافق هسته‌ای «روز انتقال» نامیده می‌شود را تسریع می‌کند. این روز، زمانی است که ایران پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی را امضا می‌کند. توافقی که به موجب آن، آژانس می‌تواند بازرسی‌های بسیار بیشتری از سایت‌های ایران به عمل آورد. از جمله سایت‌هایی که هرگز به عنوان هسته‌ای معرفی نشده بودند.

در حال حاضر، ایران پروتکل الحاقی را به عنوان بخشی از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، رعایت می‌کند. با این حال، قرار است در سال ۲۰۲۳ مجلس شورای اسلامی این پروتکل را تصویب کند. امری که آن را برای ایران یک تعهد دائمی می‌کند. در همان زمان، کنگره آمریکا هم باید تحریم‌های ایران را رفع کند. پیشنهاد ظریف، در واقع تسریع این فرآیند است. چرا که براساس مفاد برجام، این اقدامات باید در اکتبر سال ۲۰۲۳ اتفاق بیافتد، ولی اگر آمریکا خارج از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) باقی بماند، فرآیند مزبور طی نخواهد شد.

در مقابل این اقدام ایران، ظریف گفته است آمریکا باید تحریم‌های اعمال‌شده توسط ترامپ را بوسیله تصویب قانونی در کنگره رفع کند. اگر چنین چیزی اتفاق بیافتد، ترامپ دیگر به سختی می‌تواند تحریم‌ها را دوباره اعمال کند.

محسن جلیلوند، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با فرارو گفت: «آمریکایی‌ها این پیشنهاد را به دلیل اینکه وزیر امور خارجه قدرت تام در این زمینه ندارد را رد کردند و خواستار مذاکره مستقیم در سطح بالاتری هستند، از سوی دیگر در قضیه تبادل زندانیان دو تابعیتی که آقای ظریف مطرح کرد، آمریکایی‌ها اعلام کردند در تهران، قوه قضائیه نظر دیگری دارد و مستقل از دولت است.» در ظاهر آمریکایی‌ها، پیشنهاد ظریف را جدی نگرفتند و حتی آن را رد کردند. اما هنوز معلوم نیست که پاسخ نهایی ترامپ چیست.

«حسینی، زرافشان و محمدی» گزینه‌های اصلی روحانی برای وزارت آموزش و پرورش

سایت خبری «تابناک» گزارش داد: در پی استعفای سیدمحمد بطحائی از وزارت آموزش و پرورش و پذیرش استعفای او توسط رئیس جمهور، گزینه‌های مختلفی برای تصدی سرپرستی این وزارتخانه مطرح شدند که نهایتاً حسن روحانی از میان این گزینه‌ها، با صدور حکمی سید جواد حسینی را به سرپرستی وزارت آموزش و پرورش منصوب کرد. براساس اصل ۱۳۵ قانون اساسی «رئیس جمهور می‌تواند برای وزارتخانه‌هایی که وزیر ندارند، حداکثر برای سه ماه سرپرست تعیین کند».

هرچند هنوز تا پایان مدت زمان سه ماهه سرپرستی در وزارت آموزش و پرورش زمان باقی است، گویا رئیس جمهور قصد دارد نظیر آنچه درباره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اتفاق افتاد، زودتر این موضوع را تعیین تکلیف کند و بنابراین، احتمالاً به زودی از گزینه پیشنهادی روحانی برای وزارت آموزش و پرورش رونمایی خواهد شد تا این وزارتخانه به وسیله وزیر اداره شود.

«علی زرافشان» معاون اسبق آموزش متوسطه که حالا در سمت معاون جدید سازمان اسناد و کتابخانه ملی فعالیت می‌کند و البته در ابتدای دولت دوازدهم نامش به عنوان یکی از گزینه‌های جدی وزارت آموزش و پرورش مطرح شد و همچنین «داود محمدی» نماینده تهران و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز به عنوان دیگر گزینه‌های مطرح برای معرفی شدن از سوی رئیس جمهور به عنوان گزینه پیشنهادی برای وزارت آموزش و پرورش یاد می‌شود.

سید جواد حسینی متولد ۱۳۴۶ در روستای رامشین از توابع شهرستان سبزوار است. او اکنون وزارت آموزش و پرورش است که از نوزدهم خرداد ۱۳۹۸ با حکم رئیس جمهور این مسئولیت را بر عهده گرفته است. او دکترای تخصصی جامعه‌شناسی از دانشگاه ملی علوم روسیه و سوابقی نظیر مدیرکلی آموزش و پرورش استان خراسان رضوی، و معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی و قائم مقام استانداری خراسان رضوی و فرمانداری در کارنامه خود دارد.

داود محمدی، سیاستمدار اصلاح طلب و نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی متولد ۱۳۲۹ در قم و دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی است. او در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در لیست سی نفرهٔ اصلاح طلبان قرار گرفت و توانست با کسب ۱٬۱۲۱٬۰۴۲ رأی و رتبهٔ بیست و هفتم تهران، وارد مجلس دهم شود. نایب رئیسی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، دبیرکلی انجمن اسلامی معلمان کشور، ریاست آموزش و پرورش استان قم، مدیرکلی سیاسی انتظامی استانداری فارس، معاونت آموزشی منطقه ۱۲ تهران و سرپرستی فرمانداری جهرم از سوابق مهم اوست.

چرا قیمت دلار در اوج خصومت غرب با ایران پایین آمد؟

جامعه خبری تحلیلی «الف» در گفت‌وگو با کارشناسان اقتصادی، آورده است: دلار در هفته اخیر حدود ۱۱ هزار و ۵۰۰ تا ۱۲ هزار تومان نوسان داشت که به گفته کارشناسان علت این کاهش تلاطم‌ها و تثبیت نسبی در دو عامل اطمینان خاطر روانی ناشی از تقویت بنیه دفاعی کشور و مدیریت صحیح بانک مرکزی نهفته است.

مجید شاکری پژوهشگر اقتصادی در این باره معتقد است: «یکسال قبل اگر چنین حجم فشرده‌ای از وقایع امنیتی ظرف ٢٤ ساعت رخ می‌داد، جهش قیمت ارز آزاد یک واقعه حتمی بود. اکنون با توجه به زحمات ستودنی بانک مرکزی و رسیدن میوه اقتصادی برنامه دفاعی ایران از طرف دیگر، نرخ بازار آزاد تقریباً نسبت به تحولات سیاسی رخ داده تا کنون بی تفاوت است.»

عامل دیگر، موفقیت نسبی عبدالناصر همتی در ساختمان شیشه‌ای میرداماد است. هر چند دلار در ایام ریاست وی در برخی روزها روند افزایش به خود گرفت، اما بانک مرکزی با ابزارهای خود توانست مانع افزیش شدید قیمت ارز شود. در فروردین و اردیبهشت ماه سال جاری نیز قیمت ارز که در محدوده ۱۳ هزار تومان بود، با افزایش قیمتی حتی به حدود ۱۶ هزار تومان رسید ولی باز هم به کانال ۱۳ و ۱۴ هزار تومانی وارد شد.

براساس این گزارش قیمت ارز در یک ماه اخیر روند کاهش به خود گرفت و از کانال ۱۳ هزار تومانی به کانال ۱۱ هزار تومان سقوط کرد و امروز نرخ هر دلار آمریکا به عنوان ارز شاخص بازار در صرافی‌های مجاز به ۱۱,۶۵۰ تومان رسید.

سید حمید میرمعینی کارشناس مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با خبرنگار الف، با بیان اینکه چهار عامل باعث کاهش قیمت ارز شد، اظهار کرد: مهم‌ترین علت، مدیریت خوب بانک مرکزی بود که با مکانیزم‌ها و ابزارهایی که در اختیار داشت، اطلاع رسانی‌ها و تزریق به موقع ارز و دخالت در بازار توانست هیجانات در بازار را کنترل کند به طوری که حتی در تنش‌های سیاسی هم که در گذشته باعث التهاب در بازار ارز می‌شد، در این دروه تأثر گذار نباشد و نشد؛ از سوی دیگر شاهد بازگشایی صرافی‌ها بودیم که این امر هم مؤثر واقع شد.

وی با بیان اینکه دومین عامل ورود درآمدها و منابع ارزی شرکت‌ها صادرات بود که با مکانیزم‌هایی مجبور شدند ارز خود را وارد بازار کنند؛ این موضوع باعث پوشش تقاضای ارز و ایجاد تعادل در جریان عرضه و تقاضا شد، افزود: رسیدن قیمت ارز نیمایی و سامانه سنا به قیمت بازار سومین عامل تأثر گذار در کاهش نرخ دلار است، به طوری که دارندگان این ارزها (شرکت‌های صادراتی) به دلیل اختلاف قیمت نیمایی با بازار، ارز خود را عرضه نمی‌کردند، با حذف این اختلاف قیمت، دلارهای خود را وارد بازار کردند.

این کارشناس اقتصادی، راه‌اندازی بازار ثانویه (بازار متشکل ارزی) را چهارمین علت کاهش نرخ در عنوان و بیان کرد: این بازار علیرغم اینکه هنوز تشکیل نشده است، ولی اثر خود را گذاشت که نشان می‌دهد که اقدام سیستماتک متشکل و سازماندهی شده است که در آینده می‌تواند محل عرضه و تقاضای دارندگان ارز باشد و با حاکم شدن مکانیزم‌های بازار بر آن، کشف قیمت عادلانه هم رخ دهد. این بازار به معنای بورس ارز است که باعث شفاف‌تر شدن بازار خواهد شد.

سکته یار حاشیه‌ساز احمدی‌نژاد؛ ابهام در وضعیت حمید بقایی

تارنمای خبری «فرارو» در این گزارش آورده است: مهران عبدالله‌پور وکیل مدافع حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دوره ریاست جمهوری او، از سکته مغزی موکلش در زندان خبر داد. او برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است.

او به نقل از پزشکان کمبود مواد ضروری بدن از جمله ویتامین و پروتئین را دلیل سکته مغزی و لخته شدن خون در رگ‌های موکلش اعلام کرد. به گفته عبدالله‌پور، بقایی در حال حاضر در بیمارستان بستری است تا معالجه شود.

در همین حال جهانگیر رئیس سازمان زندان‌ها در این باره گفت که حمید بقایی روز شنبه هفته گذشته در مرخصی هشت روزه به سر می‌برد و امروز مرخصی وی تمام می‌شود. «بقایی باید خود را فردا (یکشنبه) ۳۰ تیر به زندان معرفی کند و اگر هم در خارج از زندان برای وی اتفاقی افتاده باشد ما اطلاعی نداریم و اگر نامبرده در موعد مقرر خود را به زندان معرفی نکند، علت را پیگیری می‌کنیم.»

در واکنش به سخنان جهانگیر داوری در توئیت دیگری نوشت: «جناب آقای جهانگیر، رئیس محترم سازمان زندان‌ها متأسفانه از زیرمجموعه خود بی اطلاعند. آقای حمید بقایی روز ۹۸/۴/۵ در زندان اوین دچار سکته مغزی شده، اما مراجع ذیربط بیش از دو هفته در انتقال ایشان به بیمارستان تعلل می‌کنند. امروز پزشکی قانونی رسماً سکته مغزی آقای بقایی را تأیید کرد.»

حمید بقایی اولین بار در تاریخ ۱۸ تیر ۹۴ در پی احضار از سوی دادگاه به اتهام اختلاس بازداشت و در تاریخ چهارم مرداد ۹۴ با تودیع وثیقه ۲۰ میلیاردی از زندان آزاد شد. او، اما پس از آزادی درباره وضعیت برخی زندانیان ادعاهایی مطرح کرد که موجب شد پرونده جدیدی علیه او گشوده شود.

در دادگاهی که مهر ماه سال ۹۶ برگزار شد، حمید بقایی در مجموع به ۶۳ سال حبس، ۴۳ میلیارد تومان جزای نقدی و شلاق محکوم شد که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات آن یعنی ۱۵ سال زندان قابل اجراست. بخشی از این محکومیت به خاطر شکایت سپاه قدس بود. براساس این شکایت بقایی در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد مقادیری پول دریافت کرده که سرنوشتشان روشن نیست.

در جریان دادگاهی که برای بقایی برگزار شد او در مواردی از شرکت در جلسات دادگاه خودداری و همراه محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی در حرم حضرت عبدالعظیم در شهرری در جنوب تهران بست نشست.

بقایی در تمام طول دوران حبسش مدعی بوده که دادگاهش غیر عادلانه و غیرقانونی بوده است. پس از انتصاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس قوه قضائیه محمود احمدی نژاد نیز در این باره به او نامه‌ای نوشت. تحریم‌انتخابات ایده اصیلی نیست / لیست‌امید تجربه‌ناموفقی بود / حال و روز اصولگراها بهتر از اصلاح‌طلبان نیست

مهرعلیزاده: نمایندگان به‌خاطر هزینه‌انتخابات وارد مناسبات رانتی می‌شوند

وبگاه خبری «خبرآنلاین» در گفت و گو با محسن مهرعلیزاده آورده است: هم استاندار دولت اصلاحات بوده هم چند سالی بر صندلی استانداری دولت روحانی تکیه زده است، زمانی دیگر هم با حکم رئیس دولت اصلاحات ریاست سازمان تربیت بدنی آن دولت را عهده دار شده است. محسن مهرعلیزاده که این روزها بخاطر قانون منع بکارگیری بازنشستگان سمت‌های دولتی را کنار گذاشته می‌گوید بیکار نیست و فعالیت‌های خود را دنبال می‌کند.

او که روزگاری حتی سودای ریاست جمهوری هم داشته شاید نیم نگاهی هم به انتخابات مجلس و کاندیداتوری داشته باشد گرچه صریح پاسخ این سوال را نمی‌دهد.

او به مانند بسیاری از اصلاح‌طلبان معتقد است اتفاقی که برای فراکسیون امید افتاد ریشه در ردصلاحیت‌ها دارد؛ «وقتی رد صلاحیت گسترده انجام می‌شود و شما در یک فاصله زمانی ۱۰، ۱۵ روزه باید از میان لیست تأیید شده‌ها عده‌ای را انتخاب کنید، هیچ راهی ندارید جز این مسیر ندارید.»

او می‌گوید لیست امید یک تجربه ناموفق برای جریان اصلاحات نبود بلکه تجربه‌ای ناموفق برای کل روند تصمیم گیری انتخابات بود. او گرچه امیدوار است شورای نگهبان در انتخابات پیش رو با نگاهی متفاوت کاندیداهای اصلاح طلب را بررسی صلاحیت کند اما این کنایه را هم می‌زند که رایزنی با شورای نگهبان بعید است تأثیرگذار باشد. مهرعلیزاده وقتی پای وضعیت رقیب به میان می‌آید می‌گوید حال و روز آنها هم بهتر از ما نیست.

بخشی از پاسخی که دادید این نگاه بیرونی را تداعی می‌کند که نسل اول انقلاب خیلی به قدرت چسبیده و جدا نمی‌شود، فضا را برای نسل جدیدتر باز نمی‌کند و هیچ کادرسازی در این زمینه صورت نمی‌گیرد. پاسخ شما به این نگاه چیست؟
این انتقاد از یک دیدگاه درست است و از یک دیدگاه هم درست نیست. از این دیدگاه که کادرسازی نشده است، واقعاً درست است. این مسئله هم دلایل مختلف دارد. یک زمان ما مسئله جنگ را داشتیم و نسل اول انقلاب همه درگیر جنگ بودند و به این فکر نمی‌کردند که به صورت نظام‌مند در پشت جبهه‌ها کادر و نیرو بسازند. پس از جنگ در زمان آقای هاشمی رفسنجانی این فرصت وجود داشت که در حین بازسازی کشور، به بازسازی نیروی انسانی و کادرسازی برای آینده هم فکر و ا قداماتی انجام شود اما به نظر من این مسئله مورد غفلت قرار گرفت.

در ادامه نسل دوم به سن و سالی رسیده بود که می‌توانستند مدیریت‌ها را بر عهده بگیرند، این اتفاق کم و بیش در زمان آقای خاتمی رخ داد؛ اما نه به صورت نظام‌مند. بلکه افراد به صورت اتفاقی در مسیر کار قرار گرفتند. من به خاطر دارم در آن زمان که در دولت بودم، بسیاری از وزرا در جایگزین کردن مدیران و معاونان خود از نسل جدید کم و بیش استفاده می‌کردند و آنها را سر کار می‌آوردند.

متأسفانه در زمان آقای احمدی نژاد این روند قطع شد و اساساً با هر دیدگاه یا تفکری نیروهای نسل اول انقلاب و حتی نسل بعدی که با دولت خاتمی کار می‌کردند به شکل خیلی صریح و ناپسند کنار گذاشته شدند و نیروهای جدید آمدند؛ البته نیروهای جدید اغلب نسل دومی بودند؛ اما از نظر آمادگی‌های مدیریتی از زمینه آموزشی نیرو تسلسل لازم برخوردار نبودند. به طور کلی به دلایل متعددی که در هر مقطع متفاوت بود این کادرسازی اتفاق نیفتاد؛ بنابراین از این نظر انتقاد جوان‌هایی که به سن ۳۰و حتی ۴۰ سال رسیدند و امکان کار یا مدیریت و آموزش لازم برای حضور آنها در کادر اجرایی نیست، کاملاً به جا است.

آقای مهرعلیزاده! در جریان اصلاحات لیست مجلس دهم را با چهره‌های جوان بستند. این بخش مسئله که اکثر نیروهای اصلاح طلب رد صلاحیت شدند را می‌پذیرم؛ اما نیروهایی هم که شما وارد آن لیست کرده بودید، افرادی نبودند که تربیت سیاسی شده باشند که بتوان آنها را به پارلمان فرستاد. در این چند سال هم رهبران اصلاحات نظارت خیلی دقیقی بر عملکرد آنها نداشتند. پس چرا این روزها از هر طرف اصلاح طلبان منتقد این لیست شدند؟
مساله اصلی همان عدم کادرسازی است و این موضوع که شما مطرح کردید خود یکی از دلایل آن تردیدها و اعتماد نکردن هاست. متأسفانه همانطوریکه در سوالات قبلی هم تشریحا گفته شد. مسئله نقص یا عدم کادرسازی، چیزی است که در کل کشور وجود دارد. در تمام جریانات فکری اعم از اصلاح طلب‌ها و اصولگراها، کادرسازی نشده است. به گمان من موضوع به تحزب و فعال بودن یا نبودن احزاب برمی‌گردد. در آن مقطع که نیروهای مجرب و تعیین شده اصلاح طلب‌ها را رد صلاحیت کردند، راهی جز این نبود که از میان افراد موجود، کسانی که بعضاً صرفاً خودشان اظهار می‌کردند که ما گرایش اصلاح طلبی داریم و یا به اصلاح طلب‌ها نزدیک هستیم، مصاحبه شوند. این شیوه‌ای است که در هیچ جای دنیا وجود ندارد؛ اما ما بعضاً با شرایطی مواجه می‌شویم که ناگزیر به انتخاب این شیوه می‌شویم. وقتی یک رد صلاحیت گسترده انجام می‌شود و شما در یک فاصله زمانی ۱۰، ۱۵ روزه باید از میان لیست تأیید شده‌ها عده‌ای را انتخاب کنید، هیچ راهی ندارید جز اینکه افراد را با کمترین شناخت قبلی دعوت و با آنها مصاحبه کنید. بر اساس مصاحبه و پرونده‌های افراد که نمی‌توان تشخیص داد که فرد چه قدر در زمینه‌های مختلف به عنوان یک نماینده قابلیت دارد. اگر مسئله تحزب در کشور ما بیشتر پا می‌گرفت، دست احزاب یا هر گروهی بسته نبود و به ۳۰ یا ۴۰ نفر محدود نمی‌شد. در شرایطی که ۴۰ نفر را رد صلاحیت کردند، ۳۰ یا ۴۰ نفر بعدی معرفی می‌شد و اگر آنها هم رد صلاحیت می‌شدند به همین ترتیب پیش می‌رفتیم. اگر ۱۰۰ نفر نیرو داشتیم چنین وضعی پیش نمی‌آمد. چون این شرایط وجود ندارد، مجبور به انتخاب چنین شیوه‌ای می‌شویم و نتیجه‌اش هم این می‌شود که بسیاری به آن نقد دارند.

چرا فردوسی پور بار دیگر سوژه فضای مجازی شد؟

به گزارش وب سایت خبری «پارسینه»؛ غیبت فردوسی پور در برنامه‌های صدا و سیما (اعم از برنامه نود و گزارش‌های فوتبالی) بیش از پنج ماه شده است. با این حال، اما در بزنگاه‌ها بازهم مشخص می‌شود که همچنان این چهره ورزشی محبوب مردم است.

دوشنبه شب عادل فردوسی پور در دیداری دوستانه با پیراهن شماره ده و در تیم رسانه ورزش با ضربه چیپ دروازه حریف را باز کرد. این گلزنی عادل سوژه فضای مجازی شد به طوری که بسیاری از پیج‌های اینستاگرامی که فالوئر و دنبال کننده بالایی دارند گلزنی عادل را پست کردند و بازدید بالایی خورد. این اتفاق بار دیگر تبدیل به بحث اصلی فضای مجازی شده است نه بخاطر ضربه چیپ بلکه بخاطر حضور فردوسی پور در این کلیپ چند ثانیه‌ای.

بیش از پنج ماه از غیبت عادل در تلویزیون می‌گذرد و او فقط با برنامه فوتبال ۱۲۰ که مسائل فوتبالی اروپا را بررسی می‌کند در تلویزیون آن هم پشت صحنه حضور دارد، اما حتی برای گزارشگری مسابقات مهم هم در قاب تلویزیون دیده نشده است و یکی از آخرین دیدارهایی که با گزارش عادل همراه بود؛ گزارش دیدار تیم‌های ملی قطر و عربستان از سری رقابت‌های جام ملت‌های آسیا در کشور امارات بود.

از آن پس به بعد عادل یکی دو مسابقه دیگر را گزارش کرد و دیگر خبری از او در شبکه سه نشد. برنامه فوتبال ۱۲۰ هم طبق روال گذشته با مجریگری حمید محمدی (که بجای محمدحسین میثاقی وارد این برنامه شده است) روی آنتن زنده می‌رود و فردوسی پور هر چند هفته یک نریشن را بازخوانی می‌کند.

هرچند انتقادات بسیاری به فردوسی پور طی دو سال اخیر وارد است و با بررسی تعداد پیامک‌های برنامه نود در چند سال اخیر می‌توان فهمید مخاطب این برنامه به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا کرده، اما همچنان از پربیننده‌ترین برنامه‌های صدا و سیما بود که به دلیل برخی مسائل که پیشتر عنوان شده فعلاً برای مدتی پخش نخواهد شد.

محمد رضا باهنر: گفتگوی ملی اصلاً بر اساس ایده خاتمی نیست

پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» در گفتگوی اختصاصی با محمدرضا باهنر دبیرکل جبهه پیروان آورده است: ایده گفت و گو ملی ابتدا از اردوگاه اصلاح طلبان مطرح شد اما یک اصولگرا آن را به اجرا درآورد و امروز مورد نقد هم اردوگاهی‌های خود قرار دارد. محمدرضا باهنر ضمن دفاع از ایده گفتگوی ملی، این اتهام را که دارد در زمین محمد خاتمی بازی می‌کند را رد کرد.

در مورد گفتگوی ملی نقدی را برخی به شما وارد می‌کنند و می‌گویند گفتگوی ملی که آقای باهنر بابش را باز کرده بازی در زمین محمد خاتمی است. قبول دارید؟

آقای خاتمی یک بحث دیگری را به نام آشتی ملی مطرح کرد که در پاسخ گفته شد «ملت که با همدیگر قهر نیستند، اگر هم قهری است شما سیاسیون با همدیگر قهرید». ملت دارند با هم کار و زندگی می‌کنند. گفتگوی ملی اصلاً آن تم را ندارد ما صحبتمان این است که اولاً رقبایی که می‌گوئیم همه را در چارچوب نظام می‌گیریم. موقعی که می‌گوئیم گفتگوی ملی مقصودمان فتنه گران نیستند. مقصودمان انحرافی‌های این طرفی هم نیستند که یک موقع منتسب به اصولگرایی بودند. ما گفتگو را بین جریاناتی می‌دانیم که در چارچوب نظام هستند. نکته دوم می‌گوئیم اینها که در چارچوب نظام هستند، باید رقابت بکنند. رقابت هم نشاط و هم شادابی و هم جمعیت پای صندوق می‌آورد. این رقابت لابد است و اصلاً انتخابات یعنی رقابت. اما ما در بسیاری از مسائل با همدیگر اختلاف موضع نداریم. جاهایی که با همدیگر اختلاف موضع نداریم باید با همدیگر همکاری کنیم. تجربه‌ای که از حدود ۲۸ سال حضور در مجلس دارم، احصا نکردم ولی می‌خواهم بگویم از هر صد تصمیمی که ما در مجلس می‌گرفتیم، مخالفت یا موافقت می‌کردیم، قانون تصویب می‌کردیم، از هر صد تصمیم ۵ تا سیاسی بود و ۹۵ تا سیاسی نیست. می‌خواهیم رونق اقتصادی راه بیفتد. آیا الان در مملکت کسی هست که از نظر تئوری مخالف رونق اقتصادی باشد؟ ممکن است در مسیرها نظرهای متفاوتی داشته باشیم. مسئله معیشت مردم، مسئله بیکاری، مسئله فساد مالی یا محیط زیست. در بسیاری از مسائل با همدیگر تفاهم داریم. ما در جاهایی بیخودی با هم دعوا می‌کنیم، غیرضرور با هم دعوا می‌کنیم. بحثمان از گفتگوی ملی این است که اولاً تریبونی با هم صحبت نکنیم، اگر به هم نقدی هم داریم سر میز بنشینیم و با هم نقد کنیم. برخی در مورد گفتگوی ملی می‌گفتند نکند که اینها می‌خواهند با همدیگر یک لیست ببندند! اصلاً جالب است که مگر می‌توانید در انتخابات یک لیست داشته باشید؟ حتماً باید دو یا سه تا لیست وجود داشته باشد. اصلاً بحث ائتلاف در انتخابات نیست بلکه بحث در همکاری در موارد غیرسیاسی است که داریم این را دنبال می‌کنیم.

فرهاد درویشی: تعبیر «خوراندن جام زهر به امام» توهین به رهبریِ ایشان است

پایگاه خبری «جماران» در گفت و گو با فرهاد درویشی، تحلیلگر دوران دفاع مقدس، نوشت: در سی و یکمین سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران با یکی از تحلیلگران دفاع مقدس و مؤلف چند عنوان کتاب از جمله «جنگ ایران و عراق: پرسش‌ها و پاسخ ها» و «ری‌ش‌ه‌های ت‌ه‌اج‌م: ع‌ل‌ل و زم‌ی‌ن‌ه‌ه‌ای ش‌روع ج‌ن‌گ «در خصوص نحوه صدور و تصویب این قطعنامه و پذیرش آن توسط ایران گفت و گو کردیم.

این عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی (س) با تأکید بر اینکه پذیرش قطعنامه را نمی‌توان شکست ما در جنگ تعبیر کرد، گفت: این یک واقعیت است که جام زهر باعث شد ما به اهداف عالی خودمان در جنگ نرسیم. ولی می‌شود سوال کرد که اگر ما آن موقع قطعنامه را نمی‌پذیرفتیم آیا از آن اهداف عالی دورتر می‌شدیم یا خیر؟ به نظر من ما هرچه با تأخیر بیشتری قطعنامه را می‌پذیرفتیم، خسارات آن برای کشور ما بیشتر بود.

قطعنامه ۵۹۸ تا زمان تصویب و پذیرش آن توسط ایران چه فرآیندی را طی کرد و این قطعنامه چه تفاوت‌های با سایر قطعنامه‌های شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق، از جمله قطعنامه‌های ۴۸۲ و ۵۱۸، دارد؟ اتفاقات و تحولات قطعنامه از زمان صدور تا پذیرش آن توسط ایران را برای ما شرح دهید.

تفاوت اساسی قطعنامه ۵۹۸ با قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق این بود که این قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل تصویب شده بود. یعنی قدرت‌های بزرگ و اعضای شورای امنیت در آن مقطع زمانی جنگ ایران و عراق را به عنوان یک رویداد ناقض صلح و امنیت بین المللی شناخته بودند و باید هرچه زودتر در مورد آن تصمیمی گرفته می‌شد. طبیعتاً قطعنامه‌هایی که ذیل فصل هفتم صادر شود از لحاظ حقوق بین الملل، برای اعضای سازمان ملل جنبه الزام آور خواهد داشت و ضمانت اجرای آن نسبت به قطعنامه‌هایی که مثلاً ذیل فصل ششم باشد خیلی بیشتر است.

از لحاظ موضوع و مفاد قطعنامه هم می‌توانیم بگوییم برای اولین بار است که در این قطعنامه موضوع شناسایی آغازگر جنگ مطرح شد؛ که تا قبل از آن وجود نداشت. همچنین تعیین کمیته‌ای برای نوسازی کشورهای طرفین جنگ و جبران زیان‌های طرفین در این قطعنامه دیده شد. متأسفانه بر خلاف تصوری که وجود دارد، در این قطعنامه بحث شناخت متجاوز و اخذ غرامت از متجاوز مطرح نبود. ولی دو تفاوتی که ذکر کردم را نسبت به قطعنامه‌های دیگر داشت.

در مورد فرآیند تصویب قطعنامه هم فقط همین را می‌توانم بگویم که دستگاه دیپلماسی ایران آن چنان که باید در فرآیند تصویب این قطعنامه مشارکت نداشته است؛ که ظاهراً به سیاست کلی نظام در آن مقطع نسبت به سازمان‌های بین المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل بر می‌گشت. یعنی اینکه این قطعنامه نسبت به قطعنامه‌های دیگر کمی واقع بینانه تر بود. چه بسا اگر ما حضور فعال‌تری در فرآیند صدور و تصویب این قطعنامه داشتیم می‌توانستیم منافع بهتری را برای کشور خودمان در این قطعنامه بگنجانیم.

زباله‌های گرانقیمت؛ نصف قراردادهای پسماند شهرداری تهران نامشخص است

پایگاه خبری «رویداد ۲۴» گزارش داد: هر شهروند منطقه ۲ در طی دو سال ۹۰ هزار تومان درآمد از طریق پسماند برای شهرداری تهران منطقه ایجاد می‌کند، اما این رقم در منطقه ۱۹ شهرداری به حدود ۷ هزار و پانصد تومان می‌رسد. این اختلاف رقم بسیار عجیب است. نکته جالب اینکه شهروندان منطقه ۱۶ که در مجاورت منطقه ۱۹ قرار دارند، از نظر ارزشی، چهار برابر پسماند گرانقیمت تری تولید می‌کنند.

در میان اعضای شورای شهر تهران، بهاره آروین توانسته به یکی از وعده‌های خود عمل کند و تعداد زیادی از قراردادهای شهرداری تهران را در سایت شفافیت به مردم ارائه کند. منتقدان آروین معتقدند اطلاعاتی که در وبسایت شفافیت منتشر می‌شود کامل نیست، مثلاً درباره حقوق مدیران شهرداری تهران اطلاعاتی منتشر شده بود، اما از میزان مزایا و اضافه کاری آنان خبری نبود، از طرفی حامیان آروین معتقدند این اقدام یک تابوشکنی محسوب می‌شود و هیچ نهاد دیگری مثل وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها، اطلاعات خود را برای عموم منتشر نمی‌کنند.

محمود میرلوحی عضو شورای شهر تهران نیز پیش از این از مافیای گستره پسماند در تهران صحبت کرده و گفته «در این دو سال از یک طرف درآمد شهرداری از پسماند افزایش چشمگیر داشته و از طرف دیگر، همچنان این درآمد تا رقم واقعی، فاصله معناداری دارد.»

او گفته «برخی از پیمانکاران جمع آوری پسماند تا شش ماه دربرابر قوانین جدید ما مقاومت داشتند به طوری که به یکدیگر می‌گفتند در مزایده‌های شهرداری شرکت نکنید. این پیمانکاران برای خودشان ائتلاف تشکیل داده بودند و فقط افراد خاصی را به گروه خود راه می‌دادند. ما این لیست را شکستیم تا دیگر نتوانند با هم ائتلاف کنند و قوانین شهرداری را دور بزنند.»

«چه‌جور بعد از ۱۲ سال نتوانستید زباله را تفکیک کنید؟ کدام شهر در اشل تهران این‌جور زباله جمع می‌کنند»؛ دو سال بعد از این سوال «اسحاق جهانگیری» از «محمدباقر قالیباف» به نظر می‌رسد شهرداری به دنبال برداشتن گام‌هایی برای مدیریت پسماند است. روزانه ۹ هزار تن پسماند در تهران جذب می‌شود. در واقع به طور متوسط هر تهرانی روزانه یک کیلو زباله تولید می‌کند که بین ۲ تا ۴ هزار تن از این پسماند ارزشمند است. در بهمن ۹۶، شورای شهر تهران پیشنهاد داده بود درآمد حاصل از فروش و جمع‌آوری زباله به ۱۰۰ میلیارد تومان برسد که در آن زمان با این پیشنهاد موافقت نشد، اما به نظر می‌رسد شهرداری کم کم در حال نزدیک شدن به این رقم است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =