۳۰ تیر ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۷
کد خبرنگار: 1460
کد خبر 83404267
۰ نفر

برچسب‌ها

بی‌مهری با سایه‌بان مهر

محسن میرجانی/ رئیس اداره میراث فرهنگی اردکان
بی‌مهری با سایه‌بان مهر

یزد- ایرنا- آثار باستانی و تاریخی اردکان و بخصوص خانه های قدیمی، این روزها مورد بی مهری و بی تفاوتی برخی‌ها قرار گرفته و موجبات رنجش خاطر علاقه‌مندان به میراث گذشتگان را موجب شده است.

بلاتکلیفی پروژه پردیسان، علم کردن کوهی از آهن در مجموعه کاروانسرای سلطان و رها سازی بی وقفه فاضلاب‌های شهری و خانگی در پوکه قنات‌ها، همه آن چیزی است که ما در جهت معرفی و ارزش گذاری بافت تاریخی خود در حال انجامش هستیم.

به واسطه سمت‌های شغلی ام تقریباً کل استان را گشته و اشراف نسبی ای نسبت به ظرفیت‌های میراث فرهنگی آن دارم، شوربختانه هرجا که پا می‌گذارم عزم و همت مسئولان و مردمش در حفظ، حراست، ارزش گذاری و تلاش برای ثبت آثار شاخص فرهنگی شان بیش از ماست.

چرا باید اینگونه باشد؟ چرا این‌همه انفعال؟ نگاهی به پشت سرمان بیاندازیم، زنجیر سازی کهن شهرمان نابود شد و حتی عرضه آن را نداریم که از آخرین بازمانده جوان این حرفه حمایت کنیم که دوباره شروع به کار کند و با توجه به علاقه و استادی در کارش در کوتاه‌ترین زمان ممکن می‌توانیم این صنعت را احیا کنیم،

نگاه‌های محله‌ای و کوتاه مدت را جایگزین استراتژی‌های بلند مدت کردیم و ثمره‌اش این شد که حدود ۴۰ تا ۵۰ خانه به مرور در محله کوشکنو نابود شد تا این نمای بیگانه با هویت شهری و خط آسمانه ما علم شد؟ سوال اینجاست آیا اگر تنها همین مورد حسینیه کوشکنو را به عنوان یک مداخله درجه یک و مخل انسجام بافت تشخیص دادند، هیچ اراده‌ای برای تعدیل ارتفاع آن در کار خواهد بود؟ آیا علی رغم این همه صحبت و بحث و دیالوگ و خود را به در و دیوار زدن، ساخت این نما ارزشش را داشت تا برای همیشه شهرمان را از نعمت جهانی شدن محروم کنیم؟.
دوستان و همراهان عزیز بی تعارف با این نگاه به بافت تاریخی که هرجا منافعمان ایجاب کند حاضریم هر گونه تخریب و مداخله‌ای را در آن روا بدانیم، مطمئن باشید که همین عرصه محدود ۵۰ هکتاری نیز پس از چند سال طعمه رقابت‌های محله‌ای و عدم نگاه واقع بینانه خواهد شد و ما می‌مانیم و حسرت‌های به جا مانده و بغض‌های در گلو مانده.

بیائیم و خود آستین همت را بالا زنیم، خانه‌های اجدادی خود را از نابودی نجات دهیم، همه اش از میراث فرهنگی متوقع نباشیم که هویت ما را درست و درمان کند، به جای بحث‌های حاشیه‌ای و بی ثمر کمی هم همراه باشیم.

والله انسان شاخ در می‌آورد وقتی که این همه پست و کامنت در قبال تصاحب معنوی چک چک، خرانق، قلعه خرگوشی و رباط حوض پای سنگ و فرودگاه انگلیسی‌ها را می‌خواند و می‌شنود و از آن سو هیچ گونه تحرکی برای نجات ارزشمندترین شاخصه میراثی شهرمان که همانا بافت تاریخی داخل حصار و زیبای ۵۰ هکتاری است به چشم نمی‌خورد.
خیلی جالب است برای سینمایی که نزدیک به بیش از ۲ دهه از عمرش می‌گذرد در طی این چند روز چقدر متن همذات پندارانه و پر آب چشم نگاشته شده گوئی که سینما پاردیزو را تخریب کرده‌اند و یکی از این اساتید بر پروژه پرغصه و تراژدی زمانه ما یعنی طرح پردیسان و نابودی تدریجی ۳۵۰۰ متر مربع از عرصه بافت تاریخی هیچ واکنشی وجود ندارد.
بیائیم و از این خواب غفلت بیدار شویم، کمی غیرت و حمیت داشته باشیم، کمی دردمان بیاید،

اگر هنری نداریم لااقل بی هنری نکنیم و آثار یادمانی پیشینیان بس فرهیخته‌تر خود را نابود نکنیم. مدام بر طبل تخریب نکوبیم، حافظ خشت خشت آثار گذشتگان خود باشیم.

روزی را می بینم که دیگر هیچ چیز برایمان نمانده است نه هویتی داریم و نه اصالتی و همه مناطق و شهرهای استان با فاصله هزاران کیلومتر از ما عبور کرده و با توسعه و شکوفایی صنعت گردشگری مبتنی بر میراث فرهنگی و صنایع دستی شکوفا شده‌اند و ما می‌شویم عبرت آنها و آیندگان. با خروارها آهن پاره و صنعتی که شیره جان منابع ما را مکید،

فرهنگ ما را دیگرگونه کرد، هوایمان را آلوده کرد، منابع آبی مان را به یغما برد و ما حتی نتوانستیم خسارت این همه خسران و ضرر را از آنها مطالبه کنیم.

به قول حاج علی سپهری پیر و فرزانه دیارمان: سال‌ها بعد آیندگان ما را به ریشخند خواهند گرفت که ملت و جماعتی بودند که آب گوارایشان را برای سرد کردن آهن گداخته به ثمن بخس فروختند و با آب شور و تلخ عطش خود را فرونشاندند. شاید کمترین توقع از صنایعی که همه دارایی مادی و معنوی ما را به سان راهزنانی به غارت می‌برند، الزام به مرمت و بازسازی پروژه هائی چون پردیسان و احیا خرابی‌های ناشی از بی توجهی به بافت تاریخی باشد.
سال‌های پیش رو سال‌های حساس و سرنوشت سازی است، اگر قاطعانه تصمیم گرفتیم که هویتمان بماند، اصالتمان پابرجا شود، حیات و زندگی در دیارمان شعله اش فروزان باشد، در مقابل آیندگان روسفید هستیم و اگر منفعل باشیم و حقمان را از این توسعه نامتوازن نگیریم نه تنها در مقابل آیندگان روسیاه و شرم ساریم بلکه به سان مردمی ساده لوح و بی خبر دست مایه طنازان و هزل گویان و هجو پیشگان خواهیم شد.

و شاید کارمان تا جایی پیش برود که در لغت نامه آکسفورد لغتی تحت عنوان اردکان برای تعریف خسران و ضرر و نابودی مایملک مادی و معنوی تعریف خواهد شد.

۷۵۴۴/‏‬ ۶۱۹۷

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =