۲۷ تیر ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۹
کد خبرنگار: 1120
کد خبر 83401245
۰ نفر
ماموریت نهادهای فرهنگی برای خرافه زدایی

تهران- ایرنا- رواج خرافات در نتیجه رخدادهایی چون جریان ناقص جامعه پذیری، اکتشاف ناکام رابطه علّی بین پدیده ها و پایگاه فرودست اجتماعی و اقتصادی شکل می گیرد و ماموریتی دشوار را پیش روی نهادهای فرهنگی و آموزشی قرار می دهد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، وجود اعتقادات خرافی بین مردم جهان از جمله ایران واقعیتی انکار ناپذیر است. البته ممکن است برخی از باورها به این دلیل خرافی تلقی شوند که علم هنوز قادر به توضیح یا اثبات آنها نیست. با این حال امروزه بخش عمده‌ای از آنها در برابر میانگین دانش مردم، غیرواقعی و نادرست به نظر می رسند. برخی از این باورها ریشه در افسانه‌ها دارند و گروهی ناشی از تعبیرهای خاص از اصول مذهبی و سینه به سینه نقل و پذیرفته شده اند، بدون آنکه در صحت و سقم آنها تحقیق یا شک شود.

در هر حال خرافه گرایی و اعتقاد بدان به عنوان یک امر اجتماعی همچنان با وجود رشد و پیشرفت تکنولوژی وجود دارد و توانسته تا حدود زیادی بر زندگی انسان‌ها تأثیر بگذارد. اما اینکه خرافه چیست و چه اقسامی دارد و علل به وجود آمدن آن در جامعه چیست و چه راهکارهایی می‌توان برای مقابله با آن اندیشید از جمله اموری هستند که در این بحث به آنها خواهیم پرداخت.

خرافه چیست؟

خرافه واژه‌ای عربی و ریشه آن خرف به معنی چیدن میوه است. خرفه با ضم حرف خ به معنی حکایت، قصه یا عقیده‌ای فاسد و رأی باطل است که جمع آن خرافات است. در واژه نامه‌ها در تعریف کلمه خرافات آمده است: اعتقادات بی اساس که با عقل، منطق و واقعیت سازگاری نداشته باشد. خرافه پرستی نیز عبارت است از پیروی از عقاید باطل و بی اساس که با درجه فرهنگ و دانش جامعه‌ای که فرد خرافی معلق به آن است هیچ تناسبی نداشته باشد.

«ویلفردو پاره تو» جامعه شناس ایتالیایی اعتقاد دارد خرافات به قوای مرموز سحرآمیزی اشاره دارد که از دنیای تخیلات ریشه گرفته، با فرهنگ آمیخته و از سوی اعضا اجتماع به عنوان یک امر طبیعی پذیرفته شده است. بسیاری از نظریه پردازان و متفکران معتقدند خرافه مترادف با اعتقاداتی است که هیچ گونه مبنای تجربی و علمی برای آن نمی‌توان فرض کرد. بنابراین در یک جمع بندی کلی خرافه را می‌توان این گونه تعریف کرد: خرافه عبارت است از سلسله باورها و عقاید شکل گرفته حول یک موضوع خاص در ذهن اقشاری که عمدتاً دانش کافی نسبت به موضوع ندارند. بر این اساس خرافه بیشتر ناشی از جهل و ناآگاهی انسان درباره پیوندها و روابط علی پدیده‌ها است.

ویژگی‌های خرافات و انواع آن

در منابع مختلف ویژگی‌های متعددی برای خرافات ذکر شده است که عبارتند از دائمی بودن، جدایی ناپذیری از زندگی انسان، جایگزینی، تسکین بخشی و تسلط آفرینی. یکی دیگر از ویژگی‌های خرافه آن است که به سرعت به وجود می‌آید و جایگزین انواع دیگر می‌شود. همچنین، پایدار بودن ویژگی دیگر خرافه است به این معنا که به آسانی به وجود می آیند ولی به دشواری از بین می‌روند.

از جمله ویژگی‌های دیگر خرافات بی ریشه بودن آنها است. مطالعات نشان می‌دهند فلسفه به وجود آمدن بسیاری از خرافات بعد از به وجود آمدن آنها از بین رفته است و تنها خودشان باقی مانده اند. لذا وقتی سعی می‌کنیم دلایل یا علل به وجود امدن آنها را پیدا کنیم به هیچ نتیجه‌ای نمی رسیم.

گروهی معتقدند با آنکه تاکنون در تاریخ فرهنگ بشری خرافه پرستی، جلوه‌های متنوع و فراوانی داشته و از حد شمار خارج است اما می‌توان آنها را از لحاظ اقبال فردی و جمعی اشخاص یا از لحاظ زیان‌هایی که به طور فردی یا جمعی برای بشر داشته اند به سه نوع تقسم کرد.

نخست خرافاتی که جنبه فردی و عوام پسندانه دارند. این گونه خرافات، عقاید واهی را در بر می‌گیرد که افراد یا اقلیت‌های خاص در یک جامعه به آن اعتقاد دارند و زیان رفتارهای ناهنجار آن ضمن آنکه بطور مستقیم به خود اشخاص خرافه پرست می‌رسد به طور غیرمستقیم نیز متوجه اجتماع آنها می‌شود.

دسته دیگر به خرافاتی اشاره دراد که جنبه اجتماعی و سیاسی دارند. مقصود از خرافات اجتماعی، افکار موهوم و علایق و احساسات غیر منطقی است که اکثریت جامعه به آن معتقد و پایبند می‌شوند و گاه آن گونه از آنها هواداری می‌کنند که برای حفظ و بقای آن حاضرند جان و مال خویش را فدا کنند. زیان اینگونه پندارها که اغلب به صورت آرمان‌های ملی یا شبه دینی جلوه گر می‌شود، عمومی است.

خرافات سیاسی نیز شامل اندیشه‌های عوام فریبانه ای است که گروه‌های افراطی یا احزاب خاص و سیاستمداران خودخواه و قدرت طلب برای ارضا حس برتری طلبی خویش از آن سود می‌جویند. آنها با تحریک عواطف به ظاهر مقدس اقوام و فرقه‌ها نظیر دفاع از ملیت، آب و خاک یا با توجیه فرضیه‌های شبه علمی مقاصد توسعه طلبانه خود را تحقق می‌سازند.

دلایل خرافه پرستی چیست؟

در مورد عوامل پیدایش این عقاید در جامعه نظریه‌های متفاوتی وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به ترس‌ها و فشارهای محیطی اشاره کرد. نگاهی گذرا به تاریخ زندگی انسان نشان می‌دهد پیدایش خرافات ناشی از هراس‌های ناگهانی از شرایط مادی و روحی پیرامون او است و این اندیشه‌های خرافی در گذران سال‌ها سینه به سینه به نسل‌های بعدی منتقل شده و این استفاده همچنان ادامه دارد.

گروهی از محققان یکی از عوامل مهم پیدایش و رشد خرافات را جهل و خامی بشر می‌دانند و معتقدند به هر اندازه که انسان از درک حقایق، رابطه منطقی پدیده‌ها، قانون علت و معلول تشخیص و فهم واقعیات عاجز باشد به همان نسبت دچار خرافات و خرافه پرستی می‌شود. زیرا در برخورد با مشکلات از شناخت راه حل های عقلی و منطقی عاجز می‌ماند و اندیشه علت یابی او ضعیف می‌شود. در نتیجه برای تسکین و اقناع خویش به هر اوهامی متوسل و معتقد می‌شود.

از آنجایی که بشر قبیله‌ای قادر به تفاوت قائل شده میان قوانین طبیعی و قوانین اجتماعی که ناشی از عملکرد زندگی اجتماعی انسان ها است نبوده، لذا قوانین اجتماعی را نیز لایتغیر فرض می‌کند و به جای ترمیم و اصلاح آنها چنین در می‌یابد که با همان اهرم‌های قبیله‌ای که با قوانین طبیعی مواجه می شد می‌تواند با پدیده‌ها و مسائل اجتماعی نیز روبرو شود. در نتیجه از ابزارهای نفرین، جادو و… برای مهار امور اجتماعی جاری سود می‌برد.

از طرفی روانشناسان و مورخان علت عمده اعتقاد به خرافات را تقلید کورکورانه می‌دانند و این نظریه را به همه جوامع بشری تعمیم می‌دهند. آنها معتقدند خرافات از آنجایی که از دوران کودکی تلقین می‌شود لذا تأثیر خودش را همیشه نگه می‌دارد و پیوسته قوی‌تر می‌شود.

پایگاه اجتماعی- اقتصادی نقش تعیین کننده‌ای در این خصوص دارد. صرف نظر از نام‌های گوناگون همچون موقعیت طبقاتی یا منزلت اجتماعی که به پایگاه اقتصادی و اجتماعی داده می‌شود این مفهوم یا سازه یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین متغیرهای مستقل در تحلیل رفتارها، ایستارها، عقاید افراد و موقعیت‌های آنها در سلسله مراتب اجتماعی است. همانگونه که نابرابری در فرصت‌ها در رفتار قشرهای مختلف جامعه تأثیر بسزایی می‌گذارد، در نگرش‌های اجتماعی افراد نیز مؤثر واقع می‌شود. در واقع طبقات اجتماعی که در حل مشکلات خود ناتوان‌تر و از لحاظ سطح بینش اجتماعی در سطح پایین‌تری هستند به احتمال بیشتری این باورها را بازتولید می‌کنند.

به باور «برهاس فردریک اسکینر» روانشناس آمریکایی، خرافه زمانی رخ می‌دهد که هیچ رابطه علی بین عمل و نتیجه وجود نداشته باشد. رفتار خرافی رفتاری است که از طریق انتساب نادرست به علت و معلول به وجود می‌آید. این رفتار جایگاه مهمی در فرهنگ عامه و روانشناسی کسب کرده است.

از طرفی، خرافه باعث ایجاد نوعی احساس تسلط در انسان، کمک به حفظ یکپارچگی شخصیت فرد، ایجاد نوعی احساس امنیت و اعتماد به نفس کاذب در افراد می‌شود. اگر چه این نظر حکمی جزمی است و پذیرش آن جای تأمل دار اما دوری از عقلانیت، عدم اعتماد و امید به آینده، ناتوانی از درک امور، اضطراب و نگرانی از حل مسائل و مشکلات به روش منطقی و پایین بودن سطح بینش اجتماعی را می‌توان از مهمترین علل گرایش به خرافات به شمار آورد. در واقع خاستگاه حقیقی خر افات را باید در ناتوانی انسان و مساعی گرفتن برای توضیح اسرار طبیعت و وجود خویش، آرزوی مطلوب و خوش یمن ساختن سرنوشت، برکنار ماندن از بدیمنی ها و عواقب بد و مواردی از این قبیل دانست و رواج آنها در جامعه با اهداف واداری، بازداری، تسکین و انتقال شر و … دانست.

همچنین جلب منفعت، دفع خطر و ضرر ویژگی طبیعی بشر برای بقای ذات و افزایش سطح رفاه زندگی است و معمولاً باورهای خرافی در میان افرادی رواج دارد که به کارکرد و منافع این باورها اعتقاد دارند. از این رو می‌کوشند با تصدیق برخی باورها فرد را به انجام اموری وادار کنند یا از انجام کاری باز دارند و گاه با توسل به این باورها خاطر خود را تسکین دهند. موفقیت و امید را به خود تلقین کنند و بعضاً شری را از خود دور کنند و آسیب و نحوست نهفته در آن را به کسی یا شیء ای دیگر منتقل نمایند.

چگونه خرافه زدایی کنیم؟

برای رفع و جلوگیری از خرافه پرستی در جامعه می‌توان راه حل‌هایی ارائه داد که از جمله آنها می‌توان به مواردی نظیر شناساندن و آگاهی بخشی به عامه مردم در خصوص مفاهیمی نظیر سرنوشت و تقدیر در حوزه معارف دینی و فلسفی جهت جلوگیری از تداخل این مفاهیم با برداشت‌های غلط و عامیانه از طریق آموزش همگانی در وسایل ارتباط جمعی، نوشتاری، دیداری و شنیداری اشاره کرد.

همچنین نقش رسانه‌های جمعی و مطبوعات به ویژه تلویزیون، به عنوان رسانه‌ای که بیشترین مخاطب را دارد در مبارزه با خرافات بسیار حائز اهمیت است. ساختن فیلم‌ها و طنزهایی در این زمینه می‌تواند بسیار کارگشا باشد. برنامه ریزان، نویسندگان و دیگر دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیما و مطبوعات می‌توانند با ارائه برنامه‌ها، مقالات، میزگردها و… بسیاری از خرافات را به چالش کشیده و مرم را نسبت به آثار منفی این گونه افکار آشنا سازند.

چاپ و تکثیر کتاب‌ها و بروشورهای رایگان و ارزان قیمت از طرف وزارت ارشاد یکی دیگر از راه حل‌ها در زمینه مبارزه با خرافات است. این ارگان می‌تواند با انتشار مطالبی در مورد انواع خرافات موجود در جامعه و بیان آثار و نتایج مخرب آن در زندگی روزمره انسان‌ها همه اقشار جامعه به خصوص قشر پایین را با استفاده از این بروشورها آگاه سازد.

انجام تحقیقات علمی و میدانی جهت شناخت فرهنگ بومی، تمرکز استراتژی‌های توسعه بر بهینه سازی فرهنگی و توجه بیشتر به نقش فرهنگ جهت توسعه و تقویت و توسعه تشکل‌ها و انجمن‌های صنفی و علمی جهت تمرین آموزه‌های خردورزی جمعی از دیگر راهکارهای مؤثر در این زمینه است.

در یک جمع بندی باید گفت اصلاح تحریفات و خرافات نیاز به کار فرهنگی تدریجی و مستمر دارد که صدا و سمیا، وزارت فرهنگ و ارشاد، آموزش و پرورش و در یک کلمه متولیان فرهنگی کشور با اصلاح رویه‌های نادرست می‌توانند در این زمینه اقدامات مؤثری انجام دهند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =