آموزش هزینه نیست یک سرمایه گذاری اثرگذار است

تهران- ایرنا- عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: پول گرفتن از مردم و دادن آن به افراد نیازمند شاید موقتی خوب باشد اما کافی نیست. افرادی که با آسیب‌های اجتماعی در ارتباطند باید روانشناسی جامعه را به خوبی آموزش ببینند. آموزش هزینه نیست یک سرمایه گذاری است و بسیار در جامعه اثربخش خواهد بود.

محمدجواد جمالی روز چهارشنبه در نشست آسیب‌های اجتماعی که به میزبانی خیریه آبشار عاطفه‌ها برگزار شد درباره مسائل و آسیب‌های اجتماعی در جامعه گفت: امروزه همه مسائل اجتماعی در جامعه به طور مستقیم و غیرمستقیم می‌تواند بر روی امنیت عموم جامعه اثرگذار باشد. شاید یکی از ایرادات کار ما این است که به مسائل اجتماعی به صورت مجرد نگاه کرده ایم که امروزه این نگاه وسیع‌تر از قبل شده است.

جمالی افزود: ما در حل مسائل اجتماعی محتاج علم جامعه شناسی و روانشناسی هستیم.

وی افزود: عوامل داخلی و خارجی زیادی در شکل گیری آسیب‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارد. در داخل نوع فرهنگ ما تغییر پیدا کرده و دیگر شاهد فرهنگ سنتی گذشته مان نیستیم. بای مثال حتی فرهنگ دفن کردن متوفی، برگزاری مراسم عروسی و… شکل دیگری به خود گرفته. موضوع دیگر گسست بچه‌ها از خانواده است.

عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه داد: به خاطر تک فرزندی یا دو فرزندی، بچه‌ها مسائل خود را با خانواده در میان نمی‌گذارند و از فضای مجازی یا دوستانشان کمک می‌گیرند و پشتوانه عاطفی برای آنها کم شده است.

جمالی اضافه کرد: قدرت گرفتن تاجران و سوداگران از جمله سوداگران موادمخدر تبدیل به تجارت‌های پرمنفعنتی در دنیا شده و کشور ما نیز درگیر است. در جلسه با ستاد مبارزه با موادمخدر متوجه شدیم از بعد از حضور ناتو در افغانستان تولید موادمخدر در اینن کشور ۵۰ برابر شده است. به همین دلیل اگر امروز نیروهای ما یک تن موادمخدر در ایران کشف می‌کنند معلوم است که چندبرابر مواد وارد کشور شده.

وی با اشاره به پیامدهای این آسیب اجتماعی تاکید کرد: به همین دلیل اگر خانواده‌ای فرزندش درگیر موادمخدر است دیگر برای وی زن نمی‌گیرد یا طلاق‌ها به خاطر این موضوع بیشتر شده است.

جمالی با بیان اینکه اختلاف طبقاتی نیز به شدت افزایش پیدا کرده تصریح کرد: معضل دیگری که با آن روبرو هستیم مهاجرت‌ها است. این موضوع دلایل زیادی دارد که شاید مهم‌ترین آن بحث اشتغال باشد. حاشیه نشینی در کلان شهرها بیشتر شده. برای مثال در مشهد بیش از یک میلیون نفر و در تهران بیش از دو میلیون نفر حاشیه نشین شده اند. چراکه غیر از مهاجرات، به خاطر افزایش قیمت مسکن افراد توانایی سکونت در شهرها را ندارند و حاشیه نشینی اختیار می‌کنند.

عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره پدیده مهاجرت گفت: مهاجر فردی است که از اصل خود بریده وبه فضای ناآشنایی وارد شده که پشتوانه عاطفی هم ندارد. رها است و هرکسی بتواند وی را جذب کند، سمتش می‌رود.

وی تاکید کرد: مسائل و آسیب‌های اجتماعی اگر زود درمان نشود مثل بیماری عفونی می‌ماند.

جمالی درباره وظیفه سازمان‌های مردم نهاد در کاهش آسیب‌های اجتماعی ادامه داد: مردم به سمن‌ها اعتماد بیشتری دارند. چراکه به صورت مردمی و داوطلبانه اداره می‌شوند و نسبت به آسیب‌ها شناخت و مطالعه بیشتری دارند اما لازم است تبدیل به اداره نشوند و همین طور غیررسمی باقی بمانند.

عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: پول گرفتن از مردم و دادن آن به افراد نیازمند شاید موقتی خوب باشد یا به تعبیری توانمندسازی به این شکل خوب است اما کافی نیست. افرادی که با آسیب‌های اجتماعی در ارتباطند باید روانشناسی جامعه را به خوبی آموزش دیده باشند. آموزش هزینه نیست یک سرمایه گذاری است و بسیار اثربخش است.

مجلس هم در این زمینه کمیتش لنگ است و برنامه ریزی بودجه در مجلس پوپولیستی است. ما نمایندگان تا وقتی که رأیمان دست حاشیه نشینان است، باید برای جلب رای آنان تلاش کنیم.

ما برای اصلاح نظام برنامه ریزی، انقلاب کردیم
اردشیر گراوند فعال و پژوهشگر اجتماعی و مسئول سابق مرکز رصد اجتماعی وزارت کشور در ادامه این جلسه گفت: شاخص هایمان درباره آسیب های اجتماعی نگران کننده است. حالا سوال این است که چه شد که امروز شاهد این مسائل هستیم؟ در واقع هرجا که دست می گذاریم، شاهد بی عدالتی هایی هستیم.
وی افزود: یک بی عدالتی قشری است و دیگری سرزمینی است. در پی بی عدالتی سرزمین می توان این را گفت که نزدیک به ۳۰ شهرستان داریم که ۵۰ درصد مهاجران کشور را می فرستند و در مقابل ۳۰ شهرستان داریم که این مهاجرت ها را می پذیرند.
گراوند تصریح کرد: از سرشماری مهاجرت در سال ۱۳۳۵ تاکنون به تفکیک استان ها و شهرستان ها، هرچه تا امروز داده داشته ایم، پردازش کردیم. این داده ها نشان می دهند، ساکنان مناطقی که دور از نظام برنامه ریزی کشور بوده اند، اقدام به مهاجرت کردند و ما کاری نکرده ایم که آنها در شهر و روستای خود باقی بمانند.
گراوند تاکید کرد: مهاجرت چسبندگی دارد. به این صورت است که اگر یکی از منطقه برود، بقیه نیز دنبالش می روند. سقف مهاجرت ما به مرکز در دهه های ۷۵ و ۸۵ رسیده به ۶۰۰ هزار نفر در مجموعه استان تهران رسیده است.
این فعال اجتماعی ادامه داد: ما یکسری شهرستان محروم داریم که از سال ۱۳۴۵ محروم بوده اند و یکسری مناطق برخوردار داریم که به این مناطق برخوردار هنوز هم نمی توان گفت برخوردارند. برای مثال اگر سرانه بیمارستان تهران را در نظر بگیرید، محروم است. شهرستان های تهران در خیلی از موارد محروم هستند.
گرواند گفت: وقتی فرد مهاجرت می کند و به منطقه دیگری می رود، کنترل اجتماعی برای آن فرد نیست و هرکاری می تواند انجام دهد. حذف کنترل اجتماعی اولین خواسته مهاجرین است. دوم اینکه نظام خانواده، پشتوانه مالی، منابع انسانی را از دست داده و خانواده به هم می ریزد.
وی بیان کرد: هیچ دولتی تاکنون نیامده است که به مناطقی برود که مهاجر به شهرهای دیگر می فرستند و اقداماتی را انجام دهد که منجر به حل مسئله آنها و حل گرفتاری هایشان شود. منظور این نیست که مهاجرت نباشد اما به حد معقولی برسد.
گراوند با بیان اینکه انقلاب کردیم که سازوکار نظام برنامه ریزی را اصلاح کنیم، خاطرنشان کرد: یادمان رفته که چه کارهایی قرار بود، انجام دهیم و اصلاحات به اندازه کافی صورت نگرفته است.
این فعال اجتماعی افزود: باید برنامه ای طراحی کرده و بازیگرانی برای اجرای این برنامه ها قرار می دادیم. برای مثال وظایفی برای بهزیستی، کمیته امداد و خیریه ها باید تعیین می کردیم اما ما الان هر کدام برای خودمان کار می کنیم. هیچکدام هم نمی دانیم کارهایی که انجام می دهیم نتیجه خوب دارد یا بد.
وی تصریح کرد: برای مثال وقتی مهاجران بیشتر و در مرکز متمرکز می شوند، کنترل اجتماعی تضعیف می شود. این داستان زمانی حل می شود که تکلیف کشور با سیستم نهادی اش روشن شود.
گراوند درباره وظیفه تشکل ها در حل آسیب های اجتماعی نیز اضافه کرد: باید به مسئله به صورت مکان محور ورود کرده و کمک کنید. مادامی که تشکل ها جلوی مهاجرت را نگیرند همچنان این مشکلات وجود دارد.

سازوکارها مردمی شود
نادری رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران نیز گفت: مسئله آسیب های اجتماعی یک مسئله تاریخی است که اگر بخواهیم آن را حل کنیم، باید رویکرد «درزمانی» داشته باشیم.
وی افزود: در طول ۶۰ سال اخیر دو موج تولید آسیب های اجتماعی داشتیم. قبل انقلاب و بعد از جنگ. دهه ۷۰ میلادی وقتی درآمد نفت بالا رفت، درآمد سرشار نفتی وارد ایران شد و ساخت مراکز باعث جهش آسیب های اجتماعی شد.
نادری ادامه داد: بعد از جنگ نیز بحث سازندگی و بازسازی مطرح بود و نتیجه آن نیز شکل گیری مراکز مثل تهران و شهرستان ها و در واقع کلان شهرها بودند. در واقع مرکز پیرامون ادامه یافته و شروع نوع جدیدی از آسیب های اجتماعی است.
رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه با طرح این سوال که چرا پژوهش ها در دانشگاه می ماند و در حوزه سیاستگذاری به جایی نمی رسد، تصریح کرد: یکی از دلایل آن این است که برخی از طرح های ما دانشگاهیان و نظریاتمان منطبق با واقعیت های اجتماعی جامعه نیست و نسبتی با آن ندارد.
وی ادامه داد: برخی از جامعه شناسان ما در برج های عاج نشسته اند و درحالی که دور از جامعه هستند طرح ارائه می کنند. آنها از داخل میدان نیستند. در واقع عاج نشینی جامعه شناسان باعث شده است ما از جامعه دور باشیم.
نادری خاطرنشان کرد: از طرف دیگر پژوهش های دانشگاهی به سمت منتشر شدن پیش نمی رود. سوال این است که چند درصد طرح هایی که از سال ۱۳۳۷ تاکنون ارائه شده، منتشر و در اختیار جامعه قرار گرفته است. همه در قفسه ها خاک می خورد. اینها نه تنها به گوش جامعه بلکه به دست سیاستمداران نیز نرسیده است.
رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه متخصصان در حوزه آکادمی و دولتمردان در حوزه اجرا و سیاست رویکردهایشان کلی گرایانه است، تاکید کرد: ما در مردم شناسی بحثی را داریم که وضعیت هر منطقه و هرجا خاص است و نمی شود آن را تعمیم به بخش های دیگر داد و برای همه در بخش های مختلف کشور یک نسخه پیچید. برای مثال در بعضی از نقاط مصرف موادمخدر تابو نیست اما در منطقه ای دیگر این مسئله تابو است.
وی بیان کرد: این درحالی است که دولت از پژوهش های آکادمیک حمایت نمی کند و جامعه شناسان و مردم شناسان تحویل گرفته نمی شوند. دولت ها شاید به صورت کوتاه مدت کارهایی برای حل مسئله در حوزه آسیب های اجتماعی انجام داده باشند که این کافی و اثربخش نیست. نگاه به فقر یا مشکلات دیگر باید با تعامل گروه های آکادمیک، به صورت جدی و ساختاری و اثربخش باشد.
نادری در بخش دیگری از صحبت هایش به نگاه محافظه کارانه به آسیب های اجتماعی اشاره کرد و گفت: ما هم مسائل امنیتی و خط قرمزها را می شناسیم و رعایت می کنیم. بحث این است که با نگاه محافظه کارانه از اصل مسئله غافل نشویم. مثل وقتی که آمار مبتلایان به ایدز یا مصرف کنندگان موادمخدر مطرح نمی شود.
این مردم شناس اضافه کرد: تاکید من روی مردمی بودن است و باید ساز و کارهای مردمی را نیز در نظر بگیریم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =