۲۷ تیر ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۵
کد خبرنگار: 2521
کد خبر 83399312
۱ نفر
نگاهی بر سفر ظریف به نیویورک و استعفاهای دنباله دار

تهران- ایرنا- هفته گذشته در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تحولات بسیاری رخ داده است که مهم ترین آن سفر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه به نیویورک با هدف شرکت در نشست‌های متفاوت سازمان ملل بود که بازتاب بسیار وسیعی در رسانه ها داشت و همچنین استمرار استعفای ائمه جمعه در شهرهای مختلف که در صدر اخبار قرار گرفت.

گروه اطلاع رسانی ایرنا براساس وظایف آگاهی بخشی خود رسانه‌های مختلف را در هفته گذشته مورد واکاوی قرار داد و برجسته‌ترین و مهم‌ترین موضوعات را رصد و بررسی کرده است.

رزم رسانه‌ای وزیر در نیویورک

سفر محمدجواد ظریف به نیوریورک در ششمین سال وزارت در امور خارجه از جمله موضوع های سیاسی بود که بازتاب بسیاری در رسانه های داخلی و خارجی داشت، موضوعی که هدف دوربین خبرنگاران و مجری‌های رسانه‌های متفاوت آمریکایی، اروپایی و عربی قرار گرفت. وزیرخارجه هربار سوژه یا سوژه‌های مشخصی را برای طرح در فضای رسانه‌ای امریکا انتخاب کرده است: در دو سال پیش از حصول برجام، محور اظهارات ظریف تمرکز بر حقانیت و صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود. در حالی که دیپلمات‌های ایرانی در تهران یا پایتخت‌های اروپایی کار بر روی جزییات یک توافق ۷ جانبه را پشت درهای بسته پیش می‌بردند ظریف در دو جبهه مذاکره رسمی و دیپلماسی عمومی تلاش می‌کرد آنچه در جریان بحران‌سازی غرب از پرونده هسته ای ایران در افکار عمومی جاافتاده را پاک یا حداقل تصحیح کند. این‌بار محمد جواد ظریف در تابستانی داغ راهی نیویورک شده است. تهران برای نخستین‌بار در سه سال و نیم گذشته از عمر اجرای برجام در پاسخ به تعلل‌های برجامی ۱+۴ کاهش تعهدات برجامی را آغاز کرده و ساعت شنی عبور از گام دوم و رسیدن به گام سوم به کار افتاده است. از سوی دیگر ظریف در حالی به نیویورک رفته که تهران و واشنگتن مجموعه‌ای از تنش‌های جدی را از آخرین باری که وزیرخارجه ایران به امریکا رفته بود، پشت سر گذاشته‌اند.

لمپنیسم سیاسی

شخصیت های سیاسی باید از وجهه خاصی در نظام داخلی و خارجی برخوردار باشند و حفظ شأن و ظاهر از جمله موارد دیپلماتیک در این امر است، موضوعی که از چشمان تیزبین رسانه ها غافل نشد و در هفته گذشته با عناوین مختلف آن را انعکاس دادند. فرض جامعه بر این است که شخصیت‌های سیاسی در حفظ شان و ظاهر دست بالایی دارند و در این امر اهتمام ویژه‌ای می‌ورزند. شخصیت‌های سیاسی که جامعه وجهه حقوقی آنها را می‌بیند و باید برای حفظ جایگاهی که دارند تلاش کنند؛ اما جامعه سیاسی ایران پر است از سیاسیونی که به اصطلاح پرنسیب و کلاس کاری خود را حفظ نمی‌کنند و با گفتار و رفتارهای گاه و بی گاه خود، شانی برای خود و جایگاهی که دارند، قائل نیستند. «هلو» خواندن وزیر بهداشت، تکرار شعارهای دبستانی «کی خسته است؟» در جریان یکی از سفرهای استانی و نیز تاکید بر عفت زنان خطه شمال در سخنرانی معروف خود در رشت، به کار بردن ضرب‌المثل‌های منشوری و … و الی ماشاءالله سوتی‌ها و رفتارهای عوام‌زده، لمپن و پوپولیست دیگر، از جمله هنرهایی هستند که فقط از احمدی‌نژاد برمی‌آمد؛ اما گاف بزرگ احمدی‌نژاد در جریان سخنرانی در «همایش تخصصی راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» اتفاق افتاد، آنجا که از «برادران قاچاقچی» نام برد و سپاه را مجبور به واکنش کرد.

الگوی انتخاباتی جبهه پایداری به اصولگرایان تحمیل می‌شود

این روزها بحث های داغی میان احزاب مختلف مطرح است که از آن جمله می توان به جبهه پایداری و دغدغه اصولگرایان اشاره کرد. رسانه ها با عناوین مختلف این موضوع را در هفته گذشته بررسی و بازتاب دادند. این روزها از هیچ طیفی در اصولگرایی مانند جبهه پایداری زمزمه هایی شنیده نمی‌شود که بوی جدایی از آن به مشام برسد. جبهه پایداری گاهی در لفافه تهدید به دادن فهرست جداگانه می‌کند و گاهی از مدل ویژه خود برای انتخابات حرف می‌زند؛ آن‌هم در شرایطی که جریان اصولگرایی از داشتن چهره‌های دارای کاریزما و لیدر محروم است. در این شرایط است که لطف الله فروزنده، از چهره های نزدیک به جمعیت ایثارگران می‌گوید که الان فرد شاخص و بانفوذی که بتواند جریان اصولگرا را رهبری کند، وجود ندارد و باید از طریق مدل ائتلاف و اتحاد، رهبری و روش را تعریف کرد. در گذشته هم این بحث‌ها بوده و بعد به وحدت رسیدند. باید صحبت کنند و ببینند که مشترکاتشان خیلی بیشتر از اختلافاتشان است. باید بدانند که رقیبی وجود دارد که همچنان فعال است و حاضر است هرکاری بکند تا کرسی قدرت را به دست بیاورد. به نظر می‌رسد جبهه پایداری بیش از آنکه بخواهد تن به مدل ائتلافی اصولگرایان بدهد، دنبال این است که اصولگرایان را وادار به پیروی از مدل خودشان بکند. آنها تا پیش از این فقط یک مدل انتخاباتی داشتند که حاضر به چانه‌زنی و معامله بر سر آن با دیگر رفقای اصولگرایشان هم نبودند؛ مدل «انتخاب اصلح». کسی که به نظر آنها اصلح بود، شایسته انتخاب بود و نیاز به داشتن زمینه‌های دیگر مانند رأی آوری یا محبوبیت نداشت. انتقادها به این رویه جبهه پایداری اخیراً باعث شده که آنها گزینه رأی‌آور را هم به عبارت قبلی اضافه کنند و به مدل «انتخاب اصلح رأی آوری» برسند؛ ایده‌ای که نظریه‌پرداز و مفسرش صادق محصولی، سخنگوی این جبهه است اما آنها مدعی شده بودند که متعلق به پدر معنوی‌شان یعنی آیت‌الله مصباح یزدی است.

رصد درآمد پزشکان

چگونگی دریافت مالیات از درآمد پزشکان در محافل مختلف مورد نقد و بررسی قرار دارد، موضوعی اقتصادی و اجتماعی که رسانه ها به انعکاس آن پرداخته اند. علی رستم پور مدیرکل دفتر تنظیم مقررات و نظارت بر برون‌سپاری مالیاتی در اینباره می گوید: بررسی بودجه‌های سنواتی در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، مدعی وجود شش هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی بخش سلامت در سال ۹۶ است. از این رو مجلس شورای اسلامی پیشنهاد الحاق بندهایی را داد که براساس آن مراکز درمانی مکلف‌اند ۱۰ درصد از حق‌الزحمه یا حق‌العمل پزشکی پزشکان را که به موجب دریافت وجه صورت حساب های ارسالی به بیمه‌ها یا نقدا از طرف بیمار پرداخت می‌شود، به عنوان علی‌الحساب مالیات کسر کنند و به نام پزشک مربوطه تا پایان ماه بعد از وصول مبلغ صورت حساب به حساب سازمان امور مالیاتی کشور واریز کنند. همچنین بر اساس بند (ی) این تبصره، کلیه صاحبان این حِرف، مکلف‌اند از ابتدای سال ۱۳۹۸ از پایانه فروشگاهی استفاده کنند. در قانون بودجه ۹۸ مصوب شده است که کلیه صاحبان حرف پزشکی، پیراپزشکی، داروسازی و دامپزشکی که مجوز فعالیت آنها توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان نظام پزشکی ایران یا سازمان نظام دامپزشکی و سازمان دامپزشکی ایران صادر می‌شود، باید از پایانه‌های فروشگاهی استفاده کنند.

گام بزرگ شفافیت اموال مسئولان

اعلام اموال مسوولان نظام در رده های مختلف از جمله موضوعات مهم اقتصادی و سیاسی بود که رسانه ها به آن پرداخته اند. روز گذشته مجلس پس از تعطیلات اولین جلسه علنی خود را برگزار کرد و در جریان رسیدگی به گزارش یک فوریتی کمیسیون قضائی و حقوقی، مواد ۱۱ و ۱۲ طرح اعاده اموال نامشروع و اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی را تصویب کرد. براساس ماده ۱۱ این طرح، احکام این قانون نافی صلاحیت عام دادستان‌ها و دادگاه‌های موضوع این قانون در اعاده اموال نامشروع سایر اشخاص نمی‌باشد و ماده ۱۲ نیز می‌گوید: در اجرای این قانون، قوه قضائیه و سایر نهادهایی که تکلیفی برعهده آنها قرار داده شده است، از امکانات اداری و مالی موجود خود استفاده می‌کنند. گرچه دیروز مجلس محل چالش میان موافقان و مخالفان برخی پیشنهادات الحاقی به این طرح بود، اما در شرایطی که جامعه رویکرد منفی نسبت به مساله فساد، اختلاس و تحصیل اموال از راه نامشروع دارد، شاید تصویب این قانون و مکلف کردن قوه قضائیه در بهره‌گیری از امکانات برای اعاده اموال نامشروع مسئولان بتواند موجب ترمیم دیدگاه و رویکرد مردم نسبت به این مسائل باشد و فصلی نو را آغاز کند. تاکنون در مقاطع بسیاری بحث شفافیت، مبارزه با فساد و اعاده اموال نامشروع مسئولان مطرح شده، اما هر زمان که به این مهم پرداخته شده پس از چندی این موضوع مشمول مرور زمان شده و از یادها رفته است. گرچه سخن گزافه‌ای نیست اگر گفته شود که شرایط فعلی جامعه و عدم اعتماد جامعه به برخی مسئولان و دستگاه‌ها ناشی از همین مساله است. چرا که وقتی مشاهده می‌شود مدیری در هر رده‌ای و به هر عنوان به تحصیل اموال نامشروع می‌پردازد این مساله بیش از آن دستگاه یا فرد به اعتماد و اطمینان عمومی به حاکمیت ضربه می‌زند که افزایش این مساله امری بسیار خطرناک است.

الزامات تصمیم‌گیری درباره FATF

تصویب اف ای تی اف مهم ترین بحثی به شمار می رود که ماه ها در جریان کار قرار گرفته است، موضوعی که همگان منتظر تصویب آن به وسیله مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند. رسانه ها در هفته گذشته این مبحث را با عناوین مختلف بررسی و منتشر کردند. گروه ویژه اقدام مالی علیه پولشویی FATF در بیانیه خود با وجود عدم تصویب لوایح مورد بحث از سوی ایران، انجام اقدامات تقابلی را یک دوره دیگر و تا اکتبر ۲۰۱۹ (آبان ماه ۹۸) به حالت تعلیق درآورد. با توجه به طولانی شدن این موضوع و بحث‌های طولانی درگرفته درباره آن در این نوشتار از تکرار مسائل فنی و ماهیتی لوایح و تحلیل‌های موافق و مخالف پرهیز می‌شود و با برداشت از نگاه دو طرف و درنظرگرفتن هر دو منافع ملی و ایدئولوژیک که مورد نظر سیاست های کلی نظام است، به استخراج رویکرد پرداخته می‌شود. اما مشکل عدم تصویب چیست؟ اگر از مسائل شعاری و ایجاد هراس بی مبنا مانند ربط دادن سردار رشید قاسم سلیمانی به این معاهدات بگذریم، مخالفت با این معاهدات را می‌توان در یک تقسیم بندی کلی در سه دسته برشمرد: الف: شخصیت های دلسوز و نگران استقلال کشور و اطلاعات محرمانه نظام که ملاحظات کلان ایشان بر مطالعه فنی دراین‌باره رجحان دارد. ب: اشخاصی که به هر دلیلی اعم از منفعت (به گفته موافقان) و… خود را پشت نگرانی های موجه شخصیت‌های دلسوز نظام پنهان کرده‌اند. پ: اشخاصی که شعاعی بلندتر از مخالفت یا موافقت حداکثری با دولت را نمی‌پذیرند.

تحریم، رویکردهای اصلاح‌طلبانه را بی معنا می‌کند

این روزها کیفیت حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس محل بحث چهره های این جریان است، موضوعی سیاسی که رسانه ها به آن پرداختند. آنها مثل همیشه نگران رویکرد شورای نگهبان نسبت به نامزدهای انتخاباتی اصلاح طلبان هستند. همزمان دیدگاه های متفاوتی هم درباره ادامه ائتلاف اصلاح طلبان با اصول گرایان میانه رو یا پرهیز از تجربه دوباره آن مطرح می شود. ابراهیم اصغرزاده از چهره های شاخص این جریان و عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان ناظر به همین بحث ها معتقد است که کار این مجموعه سیاسی همانند عبور از پل صراط شده است. او از یک طرف حضور در انتخابات در هر شرایطی را مطلوب نمی داند و همزمان تحریم انتخابات و قهر از صندوق های رای را نیز به منزله بلاموضوع شدن رویکردهای اصلاح طلبانه قانونمند می داند. عنی اگر تشخیص دادند سهم ما از سیاست همین مقدار اندک مقرر و مقدر است، خب به فتوای حافظ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم. در شطرنج سیاسی پات شدن رنج‌آورتر از کیش و مات شدن است. شاید هیچ وقت مثل انتخابات پیش رو تصمیم گیری اصلاح طلبان تا به این حد گیچ کننده و دشوار نبوده باشد. گویا بایستی خودمان را برای عبور از پل صراط آماده کنیم. می‌دانیم انتخابات کارکردهای متفاوت و چند وجهی در ایران دارد. یکی از این کارکردها حل منازعه و دعوا است. یکی وزن‌کشی و رقابت جناح ها، اقوام، خرده فرهنگ ها و آخر سر بازتولید مشروعیت کلیت نظام با بسیج و افزایش سطح مشارکت است. منظور ما از مشارکت نوع مدنی آن است که در آن حق دیگری و حق نخواستن به رسمیت شناخته شود. هر چه رأی دهندگان بیشتری به پای صندوق‌ها بروند، بخش خارج از دایره نظام بخصوص آنها که در پی مشروعیت زدایی و شدت بخشیدن به فروپاشی همراه خشونتند کم تعدادتر می‌شوند، بنابراین کارکرد این نوع سیاست ورزی منهای رقابت جناح ها، مانند مکش جارو برقی برای کشاندن بخش های حاشیه‌ای که در خارج از دایره نظام قرار دارند به درون است. هر چه انتخابات افراد بیشتری را به پای صندوق های رأی بکشاند، به معنی ثبات سیاسی و موقعیت پایدار آن است. طبعاً مشارکت بالا به ارتقای امنیت ملی و حفظ منافع ملی در نظام بین‌المللی می‌انجامد. اتحاد و انسجام ملت را تقویت می‌کند. اما همه اینها تنها یک روی سکه است. انتخابات و فراتر از آن سیاست ورزی مبتنی بر اصل نمایندگی کارزاری به منظور تحقق دموکراسی و توسعه سیاسی هم هست.

مهدور الدم کیست

قتل میترا استاد به دست محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران و تشکیل دادگاه برای بررسی این پرونده از جمله مهم ترین موضوعات داغی بود که رسانه ها آن را بررسی کردند. مهدور از واژه هدر و به معنای باطل بودن است و مهدورالدم یعنی کسی که خونش هدر است و قانون از خون او حمایت نمی‌کند و کشتن او قصاص و دیه ای نخواهد داشت. در مقابل محقون الدم به معنای کسی است که خونش پاک بوده و مورد حمایت قانون است؛ بنابراین کشتن او موجب قصاص خواهد بود. وقتی قاتل مدعی مهدور الدم بودن مقتول می‌شود، به دنبال راه نجاتی از قصاص است. از زمان قتل میترا استاد بارها واژه مهدورالدم درباره مقتول به عناوین مختلفی مانند گرایش دینی مقتول یا تهدید به برقراری رابطه با افرادی خارج از ازدواج مطرح شده است. حال این پرسش مطرح است که آیا باور نجفی در مهدور الدم بودن میترا استاد حجتی بر دادگاه است تا قصاص را از نجفی بردارد یا باید شواهد و مدارک مطابق قانون بررسی شوند تا این موضوع رد یا اثبات شود. آنچه مسلم است، این است که مهدورالدم بودن در پرونده های بسیاری دلیل قتل عنوان می‌شود و قاتل مدعی است که بر اثر شواهد و مدارکی به این باور رسیده است که مقتول مهدور الدم بوده و باید مانع ادامه حیات او می‌شده است. در پرونده قتل میترا استاد، نجفی در نامه‌ای که زمان قتل نوشته است، مدعی شده که میترا استاد بارها به او گفته است «تا خیانت نکنم و با مردهای اجنبی … دست برنمی‌دارم» یا اینکه بنا بر اعلام نماینده دادستان «متهم در آخر دست‌نوشته خود چنین گفته است که این مسائل او را به این نتیجه رساند که مقتوله مهدور الدم است و برای همین کار را یکسره کرده‌ام و از همه ملت ایران عذرخواهی می‌کنم». آیا این جملات مصداق مهدورالدم‌شدن مقتول است؟ یکی از فواید اثبات مهدورالدم‌بودن مقتول این است که قاتل به قصاص و پرداخت دیه محکوم نخواهد شد؛ ازاین‌رو بسیاری از افراد بعد از ارتکاب قتل تصمیم می‌گیرند دلیل قتل را مهدورالدم‌بودن مقتول عنوان کنند.

چرا برجام باید باقی بماند

خروج ناگهانی آمریکا از برجام و تحریم های همه جانبه ایران از جمله مباحثی بود که رسانه ها در هفته گذشته آن را بازتاب دادند. آیت ا… هاشمی، برجام را به سه دلیل ماندگار می‌دانست که از نگاه نگارنده امروز هم همان سه دلیل، دلالت بر این دارد که برجام باید باقی بماند. اما نقل به مضمون آن سه دلیل رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام با مختصر شرحی بدین روایت است: ۱- انتخاب مردم: ملت ایران از سال ۹۲ تاکنون به برجام و مذاکره با دنیا، «نه» نگفته است و در سه انتخابات گذشته کشور با وجود بسیج تمام امکانات برخی نهادها و غالب تریبون‌های رسمی کشور نظیر صدا و سیما- علیه برجام، ملت ایران آرای حداکثری خود را به کسانی دادند که به وضوح از لزوم تعامل سازنده با دنیا و بازگشت از حصر دیپلماتیک دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد سخن گفتند که توافق ژنو و سپس برجام هم دقیقاً بر مبنای همین خواست اکثریت مردم محقق شد. هر چند که بعدها جریانی بر خلاف حق الناس در تمکین به خواست اکثریت مردم- دست به هر کاری زدند تا برجام را زمین بزنند ولیکن هنوز رأی اعتماد مردم به آن پابرجاست. پس برجام به همین دلیل باید باقی بماند تا در دو انتخابات آینده کشور، منتقدانش به صراحت پرچم خروج از برجام را به دست بگیرند و برنامه‌های پس از پایان برجام را بیان کنند تا مردم انتخاب کنند که به آنها رأی بدهند یا نه؟ ۲- تجارب تاریخی: تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به ما نشان داد که ایستادگی پای یک تعهد بین‌المللی باوجود عهد شکنی طرف یا یکی از طرف‌های مقابل در نهایت به سود جمهوری اسلامی ایران و موجب افزایش اعتبار بین‌المللی کشور و انزوای طرف عهدشکن خواهد شد.

‌۳- آینده انقلاب: تدابیر خردمندانه و شجاعانه رهبر معظم انقلاب در حفظ برجام باوجود عهد شکنی علنی ترامپ- یادآور عینی تدابیر حکیمانه امام راحل در پایبندی به قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل باوجود عهد شکنی یکطرفه صدام است و همین «این همانی» تاریخی است که نگارنده را مجاب کرده که به اطمینان کامل بنویسد، جمهوری اسلامی ایران قطعاً ضمن حفظ مثلث قدرت منطقه‌ای، بازدارندگی نظام ی و مطالبات دیپلماتیک، در برجام باقی می‌ماند تا ضمن صیانت از افتخار دیپلماتیک نظام -همچون قطعنامه ۵۹۸ در صحنه جهانی، این پیام صریح را به دنیا مخابره کند که اگر نو رادیکال‌های آمریکایی، زیر میز توافق می‌زنند و معاهدات بین‌المللی را به سخره می‌گیرند، در جمهوری اسلامی ایران -همانطور که آیت‌ا… هاشمی پیش‌بینی کرده بود- «تندروها» هرگز مبنای تصمیمات نظام قرار نمی‌گیرند و آینده انقلاب اسلامی در سایه انزوای روزافزون افراطی‌ها در شعاع آگاهی مردم ایران، از آن «اعتدال» خواهد بود.

تلاش برای سانسور ظریف

اعلام بررسی تحریم وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و بعد از آن اعلام لغو یا تعویق این اقدام از مهمترین خبرهای سیاسی بود که در هفته گذشته رسانه ها به آن پرداختند. آمریکا نه در مورد خاورمیانه و نه در مورد ایران استراتژی مشخصی ندارد. اقدامات متناقض واشنگتن با توجه به شخصیت غیرمستقر و بدون ثبات ترامپ اجرا می‌شوند. اعلام این اقدام فعلاً این فرصت را برای ظریف ایجاد کرده است که در سفر پیش رویش به نیویورک مخاطبان بیشتر و مشتاق تری برای پیام هایش داشته‌باشد، پیام‌هایی که با این تصمیم تا آستانه سانسور توسط کاخ سفید رفت. قطعاً اگر همین فردا دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا بگوید که واشنگتن تصمیم گرفته است محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران را تحریم کند نباید شگفت زده یا غافلگیر شد… زیرا او از هیچ استراتژی و برنامه مشخصی پیروی نمی‌کند. روی سیاست های ترامپ اصلاً نمی‌توان حساب باز کرد، در نتیجه یک اعلامیه یا یک سیاست در راستای لغو یا تعویق تحریم ها را نمی‌توان گام نهادن در مسیر آشتی جویانه یا عقب نشینی تلقی کرد. واشنگتن فقط یک هدف را دنبال می‌کند و آن هم تضعیف ایران است و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نیست. دولت ترامپ تلاش می‌کند با اقدامات مختلف و آنچه فشار حداکثری و تحریم هوشمند معرفی می‌کند، ایران را وادار کند از مزیت های نسبی اش در سیاست خارجی دست بکشد. مزیت نسبی ایران در سیاست خارجی نفوذ در خاورمیانه و سرمایه گذاری‌های معنوی و مادی در منطقه است، واشنگتن تنها هدفی که دنبال می‌کند قطع دسترسی ایران به منافع این سرمایه‌گذاری است.

استمرار استعفاها

استعفای دنباله دار ائمه جمعه در چندسال اخیر از جمله موضوعاتی است که این روزها رسانه ها آن را بازتاب و بررسی کرده اند. در ادامه استعفاهای ائمه جمعه در سه سال گذشته، اسفند ۹۷ عباسعلی سلیمانی، امام جمعه زاهدان، نهمین امام جمعه ای بود که استعفا داده بود تا اینکه روز گذشته خبر رسید دهمین فرد، یعنی امام‌جمعه بندرعباس نیز استعفا داده است. آیت الله غلامعلی نعیم آبادی برای آخرین بار در قامت نمایندگی ولی فقیه در استان هرمزگان در جمع نمازگزاران بندرعباس نماز خواند و با بیان اینکه از هیچکس در هرمزگان دلخور نیستم، گفت: «از هیچکس کدورت ندارم و هیچ مطلبی برای انتقام و کوبیدن کسی بیان نکردم و آنچه گفتم بر اساس تشخیصم بوده است». ائمه جمعه دو شهر زاهدان و اهواز اتفاقاً به تازگی و در مسیر همین تحول‌ها، چند ماه پیش تغییر کرده‌اند. در بهمن و اسفند سال گذشته دو امام جمعه استعفا دادند؛ بهمن آیت الله موسوی جزایری، امام‌جمعه اهواز استعفا داد که یکی از جنجالی‌ترین استعفاهای ائمه جمعه در نوع خود بود. او استعفایش را بعد از بازگشت از انگلستان و حواشی رسانه‌ای زیادی که این سفر برایش داشت، اعلام و علت آن را بیماری عنوان کرد. بهمن نیز آیت الله عباسعلی سلیمانی، امام‌جمعه زاهدان، استعفا داد و در پایان خطبه‌های نماز جمعه از مردم سیستان و بلوچستان خداحافظی کرد و حلالیت طلبید.

در سه سال اخیر، تعدادی از ائمه جمعه شهرهای بزرگ از سمت خود استعفا کرده‌اند. دلایل مختلفی از سوی برخی مستعفیان برای کناره گیری عنوان می‌شود. بسیاری از آنها بیماری را بهانه می‌کنند. امام‌جمعه اهواز بعد از سفر پرحاشیه اش به انگلستان استعفا داد؛ درحالی‌که رسانه ها علت این سفر را درمانی عنوان کرده بودند، خودش بعد از بازگشت از سفر در خطبه های نماز جمعه اعلام کرد به دلیل بیماری دیگر نمی‌تواند امامت جمعه اهواز را عهده دار باشد. برخی مانند امام‌جمعه زاهدان و بندرعباس دلیل این استعفاها را سیاست جوان گرایی و جایگزینی افکار نو دانسته اند؛ اما برخی دلایل سیاسی نیز در حاشیه این استعفاها شنیده می‌شود؛ تاجایی‌که مثلاً بسیاری از ائمه جمعه که شهرت بیشتری دارند و سخنرانی هایشان نیز عمدتاً بیشتر رسانه‌ای می‌شود، چندان هم جوان نیستند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =