حکایت رسانۀ دین امروز حکایت موسی و شبانِ مولوی است

تهران-ایرنا- در رسانه دین امروز هر کس به خود اجازه اظهارنظر در امر دین را می‌دهد، وضعیتی که نمونه ای از داستان موسی و شبان مولوی و شبیه تعبیرات شبان از خداست.

سید محمود نجاتی حسینی مدیر بخش جامعه شناسی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در نشست نقش رسانه‌ها در تربیت دینی خانواده در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: در تحلیل سبک زندگی رسانه ای نسل جدید، ما امروزه با پدیده ای مواجه هستیم که می توانیم از آن به زیست شبانه جوانان تعبیر کنیم. طوری که گوشی تا صبح در دست جوانان است و با گوشی خود در اول صبح به خواب می روند و در روز تازه استراحت می‌کنند.

نجاتی افزود: ما امروز مواجه با این امر هستیم که به نوعی سبک زندگی اسلامی و دینی در تعارض با سبک زندگی نوین قرار گرفته است. همچنین ما باید توجه کنیم که رسانه های نوین صرفاً یک ابزار نیستند و خود، پیام به شمار می‌آیند. با بهره گیری از تعبیر آنتونی گیدنز (جامعه شناس انگلیسی) که می گوید ما به عصر پایان سنت رسیده ایم، باید بگوییم که ما به پایان عصر غیر رسانه‌ای رسیده ایم.

نجاتی در ادامه سخنان خود در تبیین نسبت دین و رسانه گفت: در این امر ما باید به ماهیت تربیت دینی توجه کنیم. تربیت دینی با آموزش دینی متفاوت است تربیت دینی به دنبال جهت دادن به دینداری افراد است، اما آموزش دینی وظیفه انتقال دانش و دانسته ها درباره دین را عهده دار است. جا و حوزه‌ای که رسانه‌های جدید در آن موفق هستند. در این حوزهِ آموزش‌های دینی است که امکان تعارض بین آموزش های رسانه و آموزش های خانواده وجود دارد.

مدیر بخش دین انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: در تبیین ماهیت آموزش دینی باید به این نکته توجه کنیم که در این حوزه آموزش رسمی از جانب نهاد مدرسه و آموزش غیر رسمی از جانب نهاد خانواده و آموزش دینی-مدنی مثل آموزش حقوق شهروندی از منظر دین و آموزش های عقیدتی تفکیک و تمایز وجود دارد. در بحث آموزش دینی بخشی از کارگزاران دین نظیر تئوریسین‌های دینی وظیفه این آموزش را بر عهده دارد. به عنوان مثال در تاریخ معاصر دو قطب متفاوت یعنی مرحوم شریعتی و مرحوم مطهری تئوریسین هایی هستند که آموزش دینی را دنبال می‌کنند. ایدئولوژیست های دینی که به تلفیق تئوری های دینی با عمل سیاسی دست می‌زنند نیز به نوعی به آموزش دینی دست می‌زنند.

وی افزود: پِداگوژی (استراتژی و راهبرهای آموزش) آموزش دینی باید مشخص باشد. ما باید در آموزش دینی مشخص کنیم که به دنبال اخلاقی‌تر کردن افرادیم یا عالم تر کردن آنان؟ در پداگوژی آموزش دینی مشکل بزرگ ما این است که معتقد بار آوردن افراد آسان است، اما مومن کردن آنان کار بسیار سختی است.

مدیر بخش جامعه‌شناسی دین دانشگاه تهران افزود: نکته دیگری که در این بحث قابل ذکر است دو موضوع رسانه دینی و دین رسانه ای است. در این زمینه خوشبختانه در زبان فارسی ادبیات خوبی تولید شده است. وقتی راجع به رسانه دینی صحبت می کنیم منظور این است که محتوا و جهت گیری رسانه دین است، فارغ از نوع رسانه که می تواند رادیو، تلویزیون، انیمیشن وغیره باشد در رسانه دینی وظیفه اطلاع‌رسانی، آموزش، تبلیغ و در صورت امکان تربیت دینی دنبال می شود. دین رسانه‌ای اما نوعی از دین گرایی و ژانر خاصی از دینداری است که ساختارش رسانه‌ای است. من از تعبیر فرشتگان عرفی استفاده می کنم. رسانه امروز فرشته عرفی برای دین است.

نجاتی در بیان نکته دیگر خاطرنشان کرد: وقتی که آموزش دینی امروز می‌خواهد از طریق رسانه باشد الزامات و اقتضائات خاص خود را دارد. در اینجا رسانه خودش را بر دین تحمیل می‌کند. همین امر مزایا و همچنین مسائل و مشکلاتی را به وجود می آورد. به عنوان مثال دین اینترنتی و دین آنلاین دسترسی پذیری امر دین را بیشتر کرده است. مزیت دوم این است که دین عمومی‌تر شده است و همگان بدون محدودیت و مرز می توانند به آموزش دین اعم از دین خود یا دین‌های دیگر دسترسی پیدا کند. این مرززدایی چیزی است که در جهان سنتی ممکن نبود. نکته سوم دموکراتیک کردن تر امر دین است، چرا که همگان دسترسی برابر به آموزش دین دارند.

نجاتی در بیان خطرات بالقوه هم گفت: این فرشته عرفی یا رسانه دینی خطر بالقوه هم برای امر دین به وجود می آورد که نظر جامعه شناسان را به خود جلب کرده است. نکته آن است که این سفره پر از همه چیز و همه کس، در همه زمان ها پهن می شود و هر کس به خود اجازه اظهارنظر در امر دین را می‌دهد. من پیشتر این مبحث را تحت عنوان الهیات مجازی و الهیات مردم‌پسند در موضوع خدا مطرح کرده‌ام. وضعیتی که نمونه ای از داستان موسی و شبان مولوی و شبیه تعبیرات شبان از خداست. رسانۀ دین امروز حکایت موسی و شبانِ مولوی را زنده کرده است. روحانیت و نهاد سنتی دین هم به مثابه موسای داستان مولوی هرچقدر تکاپو می‌کنند که چرا اینگونه شده است و با این بیان‌های متنوع درباره دین سخن گفته می‌شود، رسانه و کاربر آن فارغ و مستقل کار خودشان را دنبال می‌کنند.

وی ادامه داد: من ترجیح میدهم به جای واژه آسیب از عوارض استفاده کنم. مهم ترین عارضه ای که ذهن پژوهشگران جامعه‌شناس دین را در نسبت بین دین و رسانه معطوف خود کرده است، خطر افتادن هویت یابی دینی و هویت سازی دینی است. دینداری‌هایی که با دینداری‌های سنتی متفاوت است و من از آن تعبیر به دینداری هیبریدی یا دینداری پیوندی می‌کنم. نوعی دینداری پیوندی مرکب و گلچین و گزینشی از ادیان‌های عرضه شده پیش روی که به درهم آمیزی آموزه‌ها و معارف آن ادیان دست زده است و با دین و دینداری سنتی متفاوت است.

نجاتی در تشریح مقتضیات آموزش دینی رسانه گفت: اولاً در حوزه آموزش دینی هر دوی کاربران و تولیدکنندگان هر دو باید سواد رسانه ای داشته باشند. نبود سواد رسانه‌ای در این حوزه یکی از مشکلات ماست. پایین بودن سواد رسانه‌ای موجب پایین آمدن کیفیت محتوا و فرم تولیدشده می شود. به علاوه رسانه باید از ایدئولوژی دینی پیشی بگیرد. ایدئولوژی دست و پای کار هنری را می بندد. رسانه های داخل کشور با این مشکل مواجه هستند. در حالی که به عنوان مثال رسانه های خارجی با امکان و اجازه نشان دادن چهره پیشوایان دینی از این قبیل مشکلات ندارند.

نجاتی در بیان مسائل مربوط به نسبت دین و رسانه هم گفت: یکی از مسائل مهم در این حوزه امکان به چالش کشاندن رسانه و آموزش دینی توسط مخاطب است. ما در این حوزه با طیف متنوعی از مخاطب منفعل تا مخاطب فعال سر و کار داریم. مقاومت مخاطب در برابر پذیرش و امکان مخدوش شدن چهره دین در این وضعیت وجود دارد. به علاوه رسانه دینی ممکن است با هدف دیندارتر کردن افراد محصولی تولید کند که به دین ستیزی منجر شود. شاهد مثال مقاومت ایجاد شده در برابر تولیدات صدا و سیما در مقولاتی چون حجاب و ازدواج است. با همه این اوصاف ما در امر دین نیازمند استفاده از رسانه هستیم و اتفاقاً همچنان باید دین از رسانه بهره ببرد. در عین حال باید سواد رسانه‌ای و اقتضائات و لوازم این زمینه ارتقا پیدا کند.

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =