کارمندی که در بازی همگانی زندگی شرکت نمی‌کند

ارومیه- ایرنا- رمان «یابانچی/ بیگانه» نوشته «آلبر کامو/Albert Camus» که برای اولین بار در ایران با همت «حسین واحدی» به زبان ترکی آذربایجانی ترجمه و در سال ۱۳۹۵ توسط انتشارات «بوتا» چاپ شد، دنیای یک کارمند فرانسوی را توصیف می کند که به گفته خود مولف نمی‌تواند یا نمی‌خواهد در بازی همگانی زندگی شرکت کند.

این رمان با تصویرسازی ذهنی در خواننده و طرح پرسش‌های متضاد مخاطب را با چالش‌های فلسفی روبرو می‌کند و کسانی که به دنبال پا فراتر گذاشتن از کلیشه‌های اجتماعی هستند، از خواندن این کتاب نمی‌توانند به راحتی چشم‌پوشی کنند؛ البته باید به زبان ترکی آذربایجانی مسلط باشند.

بیگانه نخستین اثر کامو، سرگذشت انسانی با نام «مورسو» می‌باشد که روند جامعه‌پذیری را آن‌گونه که باید طی نکرده است. برداشت مخاطب از شخصیت «مورسو» در ابتدا شاید خوشایند نباشد و مخاطب از همان آغاز داستان با یک تناقض عجیب روبه‌رو شود اما خواننده، «مورسو» و صداقت بی‌چون و چرا در رفتارش را با تمام وجود می‌ستاید و از تضادش با جامعه که به او برچسب «یابانچی / بیگانه» زده است نیز سخت آزرده‌خاطر می‌شود.
«مورسو» شخصیت اصلی و کلیدی رمان «بیگانه» گرفتار یک سری از رویدادها می‌شود که خود را در وقوع آن‌ها بی‌تقصیر می‌داند. رمان با شک او در اینکه روز دقیق فوت مادرش چه زمان بوده است، آغاز می‌شود: «بوگون آنام اؤلوب، بلکه ده دونن اولوب بو، بیلمیرم / ‏‬ امروز مادرم فوت کرده شاید هم دیروز اتفاق افتاده است؛ نمی دانم» (یابانچی، ص ۱: ۱۳۹۵)
این بی‌اهمیتی او نسبت به مرگ مادرش از همان ابتدا خواننده را برای رویارویی با شخصیتی متفاوت با انسان‌های اطراف آماده می‌کند.
«مورسو» طی اتفاق‌هایی که او را در معرض خطر قرار می‌دهد در دادگاه محاکمه می‌شود و در آخر نیز به مرگ با «گیوتین» محکوم می‌گردد. اگرچه داستان به شیوه‌ی اول شخص مفرد بیان شده اما به نظر می‌رسد که «مورسو» حاشیه‌ای‌ترین شخصیت این رمان باشد. برچسب «کج‌رو» می‌خورد بدون اینکه حتی بتواند از خود دفاعی بکند. گویا گریه نکردن او در مراسم تشییع جنازه‌ی مادرش محکم‌ترین دلیل برای محکومیت وی بوده است.
«مورسو» را نمی‌توان قهرمان نامید زیرا او آدمی نیست که بداند وجه تمایزش با دیگران در چیست؛ نویسنده در این رمان قهرمان‌سازی نمی‌کند بلکه زندگی انسانی را به تصویر می‌کشد که از قراردادهای اجتماعی پا فراتر می‌گذارد و به همه قواعد مسلم انسان‌های اطرافش با دیده‌ی بی‌اعتنایی نگاه می‌کند. «مورسو» به همه چیز غیر از خوشی‌های حسی، بی‌توجه است. در بخشی از داستان گریستن بر سر خاک مادر تبدیل به هنجار می‌شود اما مورسو صادقانه هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد، چون مرگ برای او اصلی پذیرفته شده است.
آلبر کامو خودش نیز می‌گوید: دیرگاهی پیش، بیگانه را در جمله‌ای خلاصه کردم که تصدیق می‌کنم بسیار شگفت‌انگیز و خارج اجماع است: «در جامعه ما هر آدمی که در تشییع جنازه‌ی مادرش نگرید، خودش را در معرض این خطر می‌آورد که محکوم به مرگ شود».
آشنایی با نویسنده «آلبر کامو/Albert Camus» هفتم اکتبر سال ۱۹۱۳ در الجزایر فرانسه به دنیا آمد. پدرش در سال ۱۹۱۴ در بحبوحه‌ی جنگ جهانی اول و در نبرد «مارن» کشته شد. آلبر به همراه مادر و برادرش با مادربزرگ مادری خانواده و یک عموی فلج در آپارتمانی دو اتاقه زندگی می‌کرد. کامو با وجود تنگدستی بسیار خانواده، در دانشگاه الجزیره قبول شد و با انجام یک رشته مشاغل نامتعارف، خرج تحصیل خود را تأمین می‌کرد. اما یکی از چندین حمله‌ی شدید سل، وی را مجبور به ترک تحصیل کرد. فقر و بیماری که کامو در جوانی از سر گذراند، تأثیر بسیار زیادی بر نوشته‌هایش گذاشت. سرانجام، کامو بعد از رها کردن تحصیل، وارد دنیای روزنامه‌نگاری سیاسی شد و در طول مدت فعالیتش در یک روزنامه مخالف سیاست استعمارگری، مطالب فراوانی هم درباره فقر مردم الجزیره نوشت و اغلب مردم طبقه کارگر را مجذوب نوشته‌های خود کرد. بعد از مشکلاتی که در این شغل برایش ایجاد شد، به پاریس رفت و به یکی از نویسندگان مهم جنبش مقاومت ضد آلمان تبدیل شد.

فلسفه پوچ‌گرایی کامو در طی جنگ جهانی دوم شکل گرفت و تاکید او بر این بود که زندگی هیچ هدف منطقی و مثبتی ندارد. تجربه جنگ جهانی دوم بسیاری از دیگر روشنفکران را هم به نتیجه‌ای مشابه رساند. برای بسیاری که جنایت‌های حزب نازی «هیتلر» و کشت و کشتار کم‌سابقه جنگ جهانی دوم را دیده بودند، دیگر قابل پذیرش نبود که هستی انسان دارای هدف یا معنایی قابل فهم باشد. به تعبیر کامو، هستی صرفاً پوچ به نظر می‌رسید. در آن زمان کامو صدایی بود که از ارزش‌های عدالت و شرافت انسانی سخن می‌گفت. اگرچه مرگ خیلی زود سراغش آمد (۱۹۶۰) اما وی همچنان یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم به حساب می‌آید؛ چه به لحاظ کیفیت داستان‌هایش و چه به لحاظ عمق و غنای فلسفه‌اش.

آثار نویسنده

«آلبر کامو» علاوه بر رمان «بیگانه/ L'Étranger» در سال ۱۹۴۲، «طاعون / La Peste» در سال ۱۹۴۷، «سقوط/ La Chute» در ۱۹۵۶ و «مرگ خوش/ La Mort heureuse » را در سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷ نوشت که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. «آدم اوّل/ Le premier home» نیز با مرگ «کامو» ناتمام ماند و در سال ۱۹۹۵ نیمه‌تمام منتشر شد. «کامو» علاوه بر این آثار چندین نمایشنامه و اثر غیرداستانی نیز در کارنامه حرفه‌ای خود دارد.

درباره‌ی مترجم

پس از «حسین واحدی» که نویسنده و روزنامه‌نگار ارومیه‌ای است، ترجمه دیگری از کتاب بیگانه آلبر کامو با عنوان «اؤزگه / غریبه» در شهر تبریز وارد بازار کتاب شد.

«واحدی» از سال ۱۳۸۹ فعالیت روزنامه‌نگاری را با همکاری با مجله آفتاب آذربایجان آغاز کرد و از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ دبیر بخش ترکی دوهفته‌نامه‌ی شهامت بود.

وی در سال ۱۳۹۱ اولین کتابش با نام «سئوگی یولچولاری / مسافران راه عشق» را به چاپ رساند و در سال ۱۳۹۵ چاپ و ترجمه‌ی رمان «یابانچی / بیگانه» را به پایان رساند.

در سال ۱۳۹۶ کتاب «بیاض گئجه‌لر / شب‌های سپید» از «فیودور داستایفسکی» را که برای اولین بار در ایران از الفبای کریل برگردان شده بود را به چاپ رساند.

وی در حال حاضر عنوان روزنامه‌نگار و دبیر سرویس ترکی با تولید داستان، مطالب فرهنگی و فولکلوریک با نشریات و سایت‌های خبری محلی و سراسری همکاری می‌کند؛ از افتخارات و جوایز وی می‌توان برگزیده داستان ترکی در جشنواره نسلی از آفتاب در سال ۱۳۹۰، نفر سوم داستان‌نویسی اورمیه در سال ۱۳۹۲، حضور در دور دوم مسابقه سراسری عکاسی روستاهای ایران در سال ۱۳۹۶ و حضور در هیأت داوران مسابقه آزاد داستان‌نویسی ترکی- فارسی پرواز درناها را نام برد.

۹۹۳۹/۳۰۷۲

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =