۴ تیر ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۳۰
کد خبرنگار: 1583
کد خبر: 83367487
۲ نفر
زنگ خطر جامعه‌شناسی، هشداری برای نو کیسه گی

تهران - ایرنا- در حالی که مردم این روزها با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند، سرو استیک گوشت، بستنی، پیراشکی و… با روکش طلا در فضای مجازی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، فضای مجازی در چند سال اخیر با گسترش فزاینده ای روبرو بوده که این گسترش بعضاً با بسیاری از مسائل اجتماعی و بی توجهی به مفاهیم اصیل اخلاقی و انسانی همراه است. در شرایطی که کشور با تحریم های گوناگون دست و پنجه نرم کرده و دولت نیز در صدد مرتفع کردن آن می باشد، بسیاری از رفتارهای خلاف عرف، توسط قشری جدید در حال شکل گیری و بازتولید است که این بازتولید در صورت عدم توجه می تواند در آینده به بحرانهایی بدل شود که بدون شک هزینه های هنگفتی را به جامعه تحمیل خواهد کرد. حق مطلب این است که این هزینه ها تنها جنبه مادی نداشته بلکه جنبه بازتولید نسلی آن از اهمیت ویژه ای در ترویج رفتارهای ناپسند برخوردار است. زنگ خطری که جامعه شناسی از دهه‌های قبل با تمرکز بر مطالعات فرهنگی زندگی روزمره در ظهور جامعه جدید، آن را به صدا درآورد.

ظهور جامعه نمایشی

گرفتن تصویری از نحوه طبخ و سرو یک استیک گوشت با روکش طلا شاید به نوعی نمایش بسیاری از عادات و رفتارهای طبقه ای خاص باشد که بنابر سبک زندگی خود در صدد معرفی شخص به این روش است. اما نکته مهم برتری شیء و کالای مصرفی بر اخلاقیات در ظهور طبقه ای جدید است که در آن شخص بدون توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی و بدون آنکه بداند در حال انجام چه رفتاری است، در صدد حفظ برتری خود به روشهای مختلف می باشد.

به عقیده بودریار، جامعه شناس و نظریه پرداز معاصر، انسان‌ها دیگر در زندگی خودشان هم دخالتی نمی‌کنند و همان طور که در مقالات متعدد به این مطلب اشاره می‌کند، نشان می‌دهد که چگونه نیروهای آزادشده مدرنیسم - یعنی آزادی جنسی و نژادی، آزادی بیان و الغای امتیازات طبقاتی- به تدریج در پیوند با یکدیگر «جامعه نمایشی» را ساخته‌اند و در این جامعه به ضد آن چیزی که در اصل انتظار می‌رفت بدل شده‌اند.

درواقع اگر ذهنیت افراد بر مبنای احترام به حقوق انسانی و برابری شکل می‌گرفت، چنین رفتارهای جنجال بر انگیزی که موجب جریحه دار شدن روحیه جمعی است، کمتر می‌شد. به گفته حسن حسینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس، بخشی از جامعه هم اکنون دچار یک خودخواهی مفرط شده است و نو کیسه‌ها سعی دارند تا دارایی‌های خودشان را با خشونت به رخ سایرین بکشند، بدون اینکه بدانند این رفتار ممکن است چه عواقبی را در پی داشته باشد.

نداشتن دغدغه و هژمونی اشیاء

امروزه شواهد بسیار زیادی از مصرف و فراوانی به چشم می‌خورد. از انواع و اقسام اشیا، تا خدمات و کالاهای مادی که پدید آورنده نوعی جهش بنیادی در خواستها و دغدغه‌های نوع بشر است. افراد مرفه مانند گذشته، پیش از آنکه در محیط اطراف خود با دیگر انسان‌ها سروکار داشته باشند، با اشیا در ارتباطند و مراوده‌های روزمره آنان دیگر چندان با همنوعان‌شان صورت نمی‌گیرد. بر اساس آمارها، کنش افراد در ارتباط با اشیاء با سیر صعودی همراه بوده و بیشتر صرف دریافت کالاها، پیام‌ها و دستکاری در آنها می‌شود که به نوعی می تواند سستی و کرختی ذهن را به همراه داشته باشد؛ که در نتیجه آن افرادی بدون هویت اجتماعی و درواقع با هویت اشیاء پا می‌گیرند. در چنین شرایطی فرد هویت جمعی خود را از اشیائی که با آن در تماس است (ماشین، منزل نوع پوشش و خوراک) دریافت می‌کند و همین امر موجب محوریت یافتن کالاها بر زندگی شخصی شده، دغدغه ذهنی فرد را از مسائل اجتماعی و اخلاقی تهی می‌کند. بی توجهی به شرایط روز جامعه توسط این قشر و استفاده آنها از رسانه، دریچه نگاه افراد را به جهان دستخوش تغییر کرده و حتی افرادی که در صدد مخالفت با این نظام سرمایه داری بدون اخلاق را داشته باشند، بلافاصله به بخشی از آن تبدیل شوند.

واقعیت در دنیای مدرن، بنابر نظریه بودریار، تولید می‌شود ولی از قدرت ما خارج است. آنچه که ما از واقعیت و جهان واقعی می‌بینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده می‌شود. افزایش ثروت به همراه کسب موقعیت و پرستیژ اجتماعی مبتنی بر آن، این تلقی را روانه جامعه مصرفی می‌کند که اشیاء بی جان می‌توانند حتی بر جان هر انسانی مقدم باشند، و در شرایطی که بخش زیادی از جامعه در زیر خط فقر به زندگی ادامه می‌دهد، مصرف خارج از عرف، دغدغه ذهنی بخشی از افراد باشد. معظلی که می‌توان آن را به نوعی با کژکارکردی نظام آموزشی در عدم موفقیت برای ایجاد دغدغه‌های مهم و اساسی در زندگی، مرتبط دانست.

** زوال اخلاق در نتیجه رانت و فساد مالی

رانت و فساد اداری در هر جامعه‌ای معظلی است که همواره گریبان آن را گرفته و هر روز زوایای جدیدی از اثرات خود مانند انباشت یکباره سرمایه در مصرف کالاهای عجیب مانند استیک گوشت و یا بستنی با روکش طلا را نمایان می‌کند. حجم عظیمی از انباشت سرمایه اقتصادی ناشی از فساد و رانت که تا چندی پیش در زمین خواری، جنگل خواری و اخیراً کوه خواری - در معنای نمادین خوردن- مصرف می‌شد، این بار به مفهوم واقعی و در خوردن و سرو طلا و جواهر صرف می‌شود!

نکته مهم در این زمینه این است که ثروت ناشی از رانت و فساد موجب تغییر در ارزش‌های اجتماعی شده، این ذهنیت را بوجود می‌آورد که گویا فرد متمول از بهره هوشی و استعدادی خدادی برخوردار است و این رشد اقتصادی مرهون آن مزیت الهی بوده و گویی تنها برای این قشر فراهم شده است. مطلبی که ناخودآگاه زوال اخلاق را در پی دارد. متاسفانه تغییر در ارزش‌های جامعه مبنی بر نقش پول در دستیابی به جایگاه والای اجتماعی، یکی از عوامل محرکی است که می تواند رفتارهای شیء وارگی را به همراه داشته، موجب زوال بیشتر اخلاق باشد.

اشیا در زمره گیاهان و حیوانات نیستند، با وجود این، احساس نوعی پوشش یا چیزی شبیه به جنگل را به وجود می‌آورند که در آن انسان سرکش دوران مدرن، به زحمت بازتاب‌های تمدن را درمی‌یابد.

از امور پیچیده منزل همراه با ده‌ها خدمتکار تکنولوژیک آن گرفته تا «اموال منقول شهری» و کلیه وسایل ارتباطی و فعالیت‌های حرفه‌ای و نیز از نمایش ستایش دائمی از اشیا در آگهی‌ها و صدها پیامی که به طور روزمره از رسانه‌های گروهی به ما می‌رسد، حتی انسان‌ها را در رویاهایشان نیز راحت نمی‌گذارند.

امروزه اگر شاهد رفتارهایی غیرعرف از نو کیسه‌ها در جامعه هستیم، می‌توان این موضوع را تا حد زیادی به عملکرد سیستم آموزشی، افزایش فساد، هژمونی اشیاء و ظهور جامعه نمایشی مرتبط دانست. ناقوسی که سال‌ها پیش جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای رویارویی با پدیده نو کیسه گی آن را به صدا در آورد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =