معادله پیچیده خروج مهاجران افغانستانی از بازار کار

تهران- ایرنا- این روزها بازگشت مهاجران افغانستانی به کشورشان در پی التهاب های ارزی شتاب گرفته، آیا این موضوع فرصتی برای نیروی کار ایرانی است؟

روزنامه خراسان در گزارشی نوشت: «کار در ایران دیگر برای افغان‌ها صرف نمی کند»؛ این تیتر خبری است که در ساعات گذشته در شبکه‌های مجازی بازتاب زیادی داشت. به گزارش خبرآنلاین، محسن ابراهیمی، مدیرکل اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره خروج نیروی کار مهاجران افغانستانی از ایران گفته است: «با کاهش ارزش ریال در مقایسه با دیگر ارزهای موجود، به اصطلاح دیگر برای افغانستانی‌ها نمی صرفد که در ایران کار کنند و به همین دلیل تعدادی از آنها ایران را ترک کردند». این خبر بهانه‌ای شد تا در گزارش ویژه امروز نگاهی به وضعیت حضور اتباع افغانستانی در بازار کار ایران داشته باشیم. بازار کاری که خود با نرخ بیکاری ۱۲ درصدی دست و پنجه نرم می‌کند و همین موضوع نیز برخی حساسیت‌ها را در خصوص کار اتباع خارجی در ایران در پی داشته است.

۲.۵ میلیون مهاجر
آمارهای رسمی در این حوزه مربوط به سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۵ است. اگر چه آخرین آمارهای رسمی مرکز آمار ایران در این سال تعداد مهاجران افغانستانی را بیش از یک میلیون و ۵۸۰ هزار نفر اعلام می‌کند، اما با توجه به ورود غیر قانونی بخشی از این افراد به داخل خاک ایران، برآوردهای دیگر نشان می‌دهد که تعداد مهاجران افغانستانی در کشور به حدود دو و نیم میلیون نفر می‌رسد.


۱.۵ میلیون فرصت شغلی؟
عمده مهاجران افغانستانی در شغل‌های سخت و عمدتاً با مزد کم کار می‌کنند. مدیرکل اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران در این زمینه آماری ارائه می‌دهد و می‌گوید: ۶۰ درصد افغانستانی‌های ساکن ایران در ساختمان سازی مشغول به کار هستند. آمارها نشان می‌دهند که بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از مهاجران افغان، سال ۹۵ در سن کار (۱۰ سال و بیشتر) قرار داشته‌اند. در این سال ۵۳۰ هزار نفر از اتباع بیگانه (با تسامح افغانستانی) شاغل بوده‌اند (بیش از ۹۰ درصد اتباع خارجی در کشور مهاجران افغانستانی هستند). اگر یک میلیون افغانستانی مهاجر غیر رسمی را نیز که عمدتاً نیروی جویای کار هستند و نه خانواده به این آمار اضافه کنیم، در بهترین حالت به رقم خوش بینانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر می رسیم.


درآمدت چقدر است؟
شاید با ملاحظه آمار شاغلان مهاجران افغانستانی، این شائبه به وجود بیاید که درآمد قابل توجهی به جیب این مهاجران سرازیر می‌شود. اگر چه ممکن است در برخی موارد این گونه هم باشد، اما برخی آمارهای رسمی از چیز دیگری حکایت دارند. به عنوان مثال مسئولان وزارت کار گفته‌اند در سال ۱۳۹۴ که آمارها دقیق‌تر بوده است، ۳۶۰ هزار پروانه شغلی برای کار این مهاجران در کشور صادر شد و این یعنی گواهی رسمی اشتغال. با این حساب معلوم می‌شود که بقیه شاغلان افغانستانی، به احتمال بسیار زیاد در مشاغلی با مزد پایین‌تر از دستمزدهای رسمی نیروی کار کشور به کار اشتغال داشته‌اند.


سونامی ارزی و مهاجرت معکوس
تا قبل از اظهار نظر مدیرکل اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گزارش‌های میدانی نیز حاکی از روند معکوس مهاجرت نیروی کار افغانستانی بود. دلیل آن هم به درآمدهای ریالی این مهاجران در ایران و هزینه‌های غیر ریالی (و دلاری) آنها در افغانستان بر می‌گردد. بخشی از آنها خانواده خود را در افغانستان به امید کار و درآمد در ایران ترک می‌کردند و درآمد خود را برای خانواده می‌فرستادند. بدین ترتیب اگر مثلاً سه هفته کار آنها در ایران، کفاف مخارج یک ماه شأن را در افغانستان می‌داد، با شوک ارزی در داخل کشور و کاهش ارزش ریال، این نسبت به کار چهار هفته‌ای در ایران انجامید و گاهی منجر به این شد که آنها کار در افغانستان را به کار در ایران ترجیح دهند تا در نهایت با تبدیل دلارهای خود در ایران، قدرت خرید بیشتری به دست آورند.
در هر حال دویچه وله به نقل از سازمان بین‌المللی مهاجرت در گزارشی اعلام کرده که در سال ۲۰۱۸، بیش از ۷۷۳ هزار مهاجر غیرقانونی از ایران به افغانستان بازگشته‌اند. بنابراین می‌توان گفت که پدیده مهاجرت معکوس مهاجران افغانی حداقل برای آن‌هایی که به طور کامل جذب فرهنگ و جامعه ایرانی نشده‌اند، رنگ جدی از واقعیت به خود گرفته است.

مهاجرت معکوس شاغلان افغانستانی، خوب یا بد؟
شاید برخی با شنیدن خبری که در ابتدای مطلب به آن اشاره شد، این تصور برایشان پیش بیاید که فضای اشتغال برای بخش زیادی از نیروی کار ایرانی فراهم شده است. در عین حال باید گفت که نمی‌توان قضاوت شفافی در این زمینه داشت. زیرا همان گونه که گفته شد، بخش بزرگی از شاغلان افغانستانی، غیر رسمی بوده‌اند و همین موضوع، قدرت چانه زنی کارفرمایان داخلی برای به کارگیری آنها را بسیار افزایش می‌داد. جدا از این موضوع، جنس فعالیت این کارگران که مشاغل سخت بدنی را به جان می‌پذیرفتند نیز قابل تأمل است. با خروج اجتناب ناپذیر بخش زیادی از این نیروی کار اکنون فرصتی برای جویندگان شغل در داخل فراهم می‌شود اما آیا کار فرمایان حاضرندبه شرایط جدید تن بدهند؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =