۲۹ خرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۶:۰۹
کد خبرنگار: 1096
کد خبر 83361175
۰ نفر
بوی تغییر ز اوضاع جهان کِی شنویم؟

تهران- ایرنا- جهان پیرامون ما را بیشتر محیط‌های خانوادگی، آموزشی، محل کار، جمع‌های دوستانه، وسایل حمل و نقل عمومی، فروشگاه‌ها و نیز رسانه‌هایی تشکیل می‌دهد که با آن سر و کار داریم. اوضاع این جهان پیرامونی همچون احوالات درونی بسیاری از ما تحت تأثیر فشارهای معیشتی و روانی و کاهش سطح امید و اعتماد سخت در جست وجوی اصلاح و دگرگونی است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، «تغییر»، «دگرگونی»، «تحول»، «تطور»، «اصلاح» و … همه مترادف‌های موجودِ این کلمات، اساسی‌ترین انگیزه‌ای بوده که جامعه را به سوی پویایی کشانده و «امید» را برای بسیاری زنده نگاه داشته است.

انتخابات در کشور ما طی دهه‌های اخیر محرک، بهانه و عرصه‌ای برای بروز تحول خواهی و تغییرطلبی بوده است. بسیاری از تحلیلگران و صاحبنظران با اشاره به فرایند و نتایج انتخابات ریاست جمهوری ادوار مختلف و به طور ویژه سال ۹۲، ایجاد تحول را اصلی ترین انگیزه مشارکت مردم در یک امر سیاسی عنوان کرده‌اند.

شرایطی که اکنون در آن به سر می بریم تا حد زیادی به ماه‌های منتهی به خرداد ۹۲ شباهت و از دوره پس از آن تفاوت می‌یابد. حدود دو سال پس از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بود که این تحول طلبی ثمره‌ای مشخص را به خود دید. «فروپاشی تحریم»، «صبح بدون تحریم»، «خلاص شدیم» و … عنوان روزنامه‌های کشور پس از انعقاد توافق هسته‌ای ۲۳ تیرماه ۹۴ با ۶ قدرت جهانی بود؛ رخدادی که درست یا غلط برای بسیاری از مردم چشم انداز خروج از تنگناهای جهانی، رشد و پویایی اقتصاد و در نهایت رفاه و آسایش، امید و اطمینان به آینده را به تصویر می‌کشید.

اکنون اوضاع دست کم در عرصه روابط خارجی به طور کلی متفاوت از آن چشم انداز است. با خروج شرکت‌هایی که پس از توافق هسته‌ای به ایران آمده بودند بسیاری از پروژه‌های جذب سرمایه، دگرگونی در ناوگان ریلی و هوایی، طرح‌های توسعه میادین انرژی، خودروسازی، گردشگری و … متوقف شده است.

وضع تحریم‌های بی سابقه آمریکایی علیه مبادلات ارزی، صادرات نفت و بسیاری از منابع درآمدی ایران اوضاعی بعضاً سخت‌تر از سال‌های جنگ و دوره قبلی تحریم‌ها را پیش روی کشور قرار داده است.

مجموعه این شرایط و چشم انداز نامعلوم آینده در کنار تجربه افت چشمگیر ارزش پول ملی طی سال گذشته برای بسیاری از فعالان اقتصادی دغدغه‌هایی جدی به وجود آورده است. نکته قابل تأمل اینکه بسیاری از مردم عادی هم به دلیل تأثیر مستقیم این شرایط بر زندگیشان تحولات مربوط به روابط خارجی، موضع گیری های طرف‌های درگیر در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، مسائلی چون میانجیگری میان تهران و واشنگتن، تنش‌های منطقه‌ای و گمانه زنی‌ها درباره احتمال درگیری نظامی و حتی تحولات داخلی آمریکا را به طور جدی رصد می‌کنند.

از این جهت رخدادهایی چون تصویب یا رد لوایح پیوستن به FATF در مجمع تشخیص مصلحت، راه اندازی بازار متشکل ارزی، آغاز به کار اینستکس و حتی احتمالات سیاسی و معادلات انتخاباتی در آمریکا با حساسیتی ویژه از سوی غالب مردم نگریسته می‌شود و بسیاری چشم به رخدادهایی امیدوارکننده در زمینه‌هایی از این دست دوخته‌اند.

فشار سنگین تورم و استیصال برخی خانوارها در تأمین مایحتاج اولیه، تأمین سرپناه و مسکن و چالش‌هایی چون بیکاری و … قشر متوسط و ضعیف را با درجات مختلف متأثر ساخته است؛ همچنان که دیروز «حسن روحانی» رئیس جمهوری در مراسم گشایش پایانه سلام در فرودگاه امام خمینی (ره) تصریح کرد «تحریم دشمنان به‌طور مستقیم علیه فرد فرد ایرانیان به‌ویژه اقشار ضعیف و کم‌درآمد است.»

با این حال، رئیس جمهوری در جلسه هفته گذشته هیأت دولت بیان داشت که ظرفیت فشار تحریم‌های آمریکا به پایان رسیده و امروز مردم ما از ۶ ماه و یک سال پیش آرامش بهتری دارند.

علاوه بر این اظهارات رئیس جمهوری که طی روزهای گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفت، روحانی اوایل ماه جاری در گفت وگو با اهالی رسانه از نظرسنجی سخن گفت که به صورت روزانه و با نگریستن در چهره مردم انجام می‌دهد. روحانی بیان داشت «در خیابان وقتی با ماشین می‌روم تمام چهره‌های مردم را نگاه می‌کنم که چند نفر لبخند دارند، چند نفر عصبانی هستند و چند نفر قیافه‌شان گرفته است… به هر شهری می‌روم خودم نظرسنجی می‌کنم، نگاه آدم‌ها را نسبت به خودم. نگاه کسی را که بامحبت نگاه می‌کند با تشکر نگاه می‌کند و یا آنکه نقد دارد.»

یک روی سکه سخنان روحانی اشاره به وجود مشکلات متعدد در جامعه است و روی دیگر ضرورت امیدواری به آینده؛ ایجاد امیدواری اما بدون ترسیم راهی به سوی دگرگونی و ریل گذاری مشهود به سوی بهبود اوضاع دشوار به نظر می‌رسد. به همین خاطر پافشاری بر ضرورت تزریق نشاط و امید بر پیکر جامعه گاه تأثیراتی معکوس را به بار می‌آورد آن هم در شرایطی که رئیس جمهوری خود جنگ پیش رو را «جنگ امید» و «جنگ اراده ها» خوانده است.

آنچه مشخص است اینکه در شرایط امروز امید و اراده با عزم تغییر گره خورده است. درهای امیدسازی و اعتماد اینک بر پاشنه‌های سابق نمی چرخد و همین کافی است تا ضرورت دگرگونی همپایه مردم برای نخبگان و مسؤولان نیز به چشم آید.

نخبگان سیاسی کشور امروز دیگر با اعتماد به نفس سابق از آینده سخن نمی‌گویند؛ از رئیس دولت اصلاحات که می‌گوید دیگر «تَکرار کردن» وی نیز کاری از پیش نخواهد برد تا شهردار پیشین تهران و نامزد ادوار اخیر انتخابات ریاست جمهوری که با ناامیدی از جریان متبوعش، از لزوم پی افکندن «نواصولگرایی» و به میدان آمدن جوانترها سخن می‌گوید.

مجموعه این شرایط نیاز به بازاندیشی در مسیرهای پیموده شده در عرصه‌های گوناگون از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و سیاست را بیشتر به تصویر می‌کشد همچنان که اواسط زمستان پارسال ضرورت کلیدخوردن اصلاحات ساختاری طی چهار ماه در بیانات رهبری برجسته شد؛ ایجاد تغییری که اکنون طراحی و اجرای آن همچنان در دست نخبگان، گروه‌های سیاسی و تصمیم گیران کلان کشور قرار دارد اما چشم پوشی از الزامات آن می‌تواند صورت بندی جدیدی را پیش روی همگان قرار دهد.

پژوهش **۹۲۷۹

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =