۲۹ خرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۱۳
کد خبرنگار: 2456
کد خبر: 83360539
۰ نفر
هزار توی پرونده ترسیم خطوط مرزی لبنان و فلسطین اشغالی

بیروت - ایرنا- نام "دیوید ساترفیلد" معاون وزیر خارجه آمریکا این روزها در اخبار مربوط به لبنان زیاد شنیده می شود زیرا اخیراً با سفرهای متعددی به این کشور براساس ادعای خودش درصدد ایفای نقش میانجیگری در پرونده ترسیم خطوط مرزی بین لبنان و فلسطین اشغالی است.

سفرهای او به بیروت و فلسطین اشغالی به منظور انتقال پیام بین مسئولان لبنانی و اسرائیلی ابتدا با خوشبینی همراه بود، اما اندک اندک این خوشبینی در حال رنگ باختن است به ویژه اینکه ساترفیلد حامل پیام‌هایی از جانب اسرائیل است که قبول آن برای لبنان امکان پذیر نیست.

موضوع ترسیم مرزی بین لبنان و فلسطین اشغالی از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی مطرح بوده است به این معنی که طمع اسرائیل از سال ۱۹۴۸ به خاک لبنان با اهداف امنیتی، آبی و اقتصادی پنهان نمانده است و بر این اساس بارها در مراحل مختلف تاریخی درصدد به کرسی نشاندن اهداف خود برآمده است، اما مقاومت دشمن را متوقف کرده و مانع تحقق زیاده خواهی‌های آن شد و این چیزی است که در سال ۲۰۰۰ به وضوح شاهد بودیم به این معنی که ارتش لبنان با وجود تلاش آمریکا برای تحمیل خط مرزی طبق زیاده خواهی‌های اسرائیل و یا همان خطی که به "خط آبی" معروف است، سخت ایستاد.

خط آبی خطی که تلاش می‌شود جایگزین مرزهای زمینی رسمی لبنان شود؛ مرزهایی که در سال ۱۹۲۳ ترسیم شد و در توافقنامه آتش بس در سال ۱۹۴۹ تثبت شد.

پس از آن با پیش بینی وجود منابع نفت و گاز در آب‌های منطقه‌ای لبنان مشکل جدیدی در ارتباط با مرزهای دریایی که در سال ۱۹۸۲ میلادی ترسیم شده بود، به وجود آمد.

**مانع تراشی اسرائیل در مرجعیت بین المللی تعیین مرزهای دریایی

در آن زمان سازمان ملل متحد از توافقنامه "اوتاوا" یا توافقنامه دریایی به عنوان مرجع بین المللی برای حل مساله مرزهای دریایی بین کشورها خبر داد که لبنان نیز به آن ملحق شد، اما اسرائیل از ملحق شدن به آن خودداری کرد و همین اقدام موجب شد در خصوص مرجعیت مورد قبول برای نهایی کردن اختلاف مرزی گره بیفتد.

با گذشت زمان تلاش‌های دشمن برای به بازی گرفتن موضوع ترسیم مرزی و تسلط بر آب‌های لبنانی به طمع نفت وگاز آن متوقف نشد، اما لبنان بر موضع ملی یکپارچه خود و قدرت مقاومت تاکید داشته و در تلاش برای تثبیت سه محور زیر است:

اول: ترسیم مرزها باید به شکل همزمان در خشکی و دریا باشد و تمام مسائلی که لبنان در مورد آن ملاحظاتی دارد، حل و فصل و روشن شود.

دوم: گفتگوها فقط به موضوع ترسیم مرزها محدود شود و پرونده‌های دیگر را شامل نشود.

سوم: گفتگو از طریق کمیته سه جانبه که پس از آوریل ۱۹۹۶ شکل گرفت، انجام شود، یعنی شبیه آنچه در مورد ترسیم "خط آبی" پس از سال ۲۰۰۰ با نظارت سازمان ملل و میانجیگری آمریکایی صورت گرفت.

** منابع نفت و گاز و چشم طمع آمریکا و اسرائیل به لبنان

نکته قابل توجه اینکه اخیراً همزمان با مطرح شدن موضوع ثروت‌های نفتی و گازی در منطقه بار دیگر موضوع ترسیم مرزهای دریایی مطرح شد و مسئولان آمریکایی زیادی عازم لبنان شدند تا مسئولان لبنانی را به قبول ترسیم مرزهای زمینی بدون مرزهای دریایی متقاعد کنند که این یعنی از دست دادن حدود ۸۵۰ کیلومتر مربع از آب‌های منطقه‌ای لبنان از جمله بخش‌هایی که دارای منابع و ذخایر گازی است.

اما در ماههای اخیر مواضع آمریکا اندکی تغییر یافته و به نوعی آمادگی خود را برای قبول شروط لبنان در ترسیم مرزها اعلام کرد، این فضا با سفرهای پی در پی "دیوید ساترفیلد" معاون وزیر خارجه آمریکا به لبنان بیش از پیش تقویت شد به این معنی که وی پیام‌هایی را بین دو طرف لبنانی و اسرائیلی منتقل می‌کرد تا زمینه گفتگوی ترسیم مرزی با نظارت سازمان ملل فراهم شود.

مأموریت ساترفیلد با خوشبینی زیادی آغاز شد اما سفر اخیر او تمام خوشبینی ها و نگاه مثبت را از بین برد، زیرا وی در این سفر حامل پیام‌هایی از اسرائیل بود که از مخالفت آن با شروط لبنان حکایت داشت.

در همین ارتباط "امین حطیط" کارشناس لبنانی هرگونه نشانه مثبت در خصوص ترسیم مرزی را تکذیب کرده و گفت آنچه در این مورد گفته شد ساختگی بود و اسرائیل از ابتدا خواسته‌های خود را بر اساس ترسیم مرزهای جدید و متفاوت از مرزهای تعیین شده در توافق آتش بس ۱۹۴۹ بنا نهاد.

وی که قبلاً ریاست کمیته نظامی لبنانی را برعهده داشت که وظیفه اش تحقیق در مورد عقب نشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از لبنان بود، در این باره گفت: اسرائیل به دنبال توسعه اشغالگری در مناطقی است که بر سر آن با لبنان اختلاف دارد و این چیزی است که لبنان نمی‌تواند بپذیرد و پیام‌هایی که ساترفیلد منتقل کرده است مقاصد واقعی اسرائیل را فاش کرد.

حطیط ادامه داد: اما در مورد مرزهای دریایی نیز باید گفت که مشکل جدیدی است که به وجود آمده و بین اسرائیل و لبنان قبلاً سابقه نداشت که به ترسیم مرزهای دریایی اقدام کنند و مشکل اصلی در این مورد این است که لبنان به منشور سازمان ملل پایبند است و آن را مرجعیت مناسبی برای ترسیم مرزی می بیند حال آنکه اسرائیل می‌خواهد آمریکا در این خصوص مرجعیت داشته باشد؛ طرفی که به جانبداری گسترده از دشمن اسرائیلی معروف است از همین رو هیچ اصول واقعی برای گفتگو در مورد مرزهای دریایی وجود ندارد و بر این اساس رسیدن به یک راه حل مورد رضایت لبنان در این خصوص بعید است و روند امور همچنان سر جای نخست است و هیچ پیشرفتی در خصوص ۱۳ نقطه زمینی مورد اختلاف از جمله روستای غجر حاصل نشده است.

حطیط افزود: در این میان آمریکایی‌ها درخواست کرده‌اند موضوع شبعا در پرونده ترسیم مرزها عنوان نشود؛ خواسته‌ای که پس از تصمیم آمریکا مبنی بر ملحق کردن جولان به حاکمیت اسرائیل پذیرش آن برای لبنان امکان پذیر نیست. به هر حال آمریکا سرگرم زمینه چینی برای معامله قرن است و می کوشد جبهه لبنان- اسرائیل را آرام کند تا حزب الله را از هرگونه رویارویی آینده بین آمریکا و ایران دور نگاه دارد.

لبنان و رژیم صهیونیستی علاوه بر مرزهای آبی در ارتباط با مرزهای زمینی نیز در سه منطقه از جمله مزارع شبعا، روستای غجر و بلندهای کفرشوبا اختلاف دارند.

در ماه‌های اخیر به دنبال اقدام دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا مبنی بر به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان اشغالی سوریه لبنان بشدت نگران تکرار این موضوع در ارتباط با مناطق اشغالی خود است.

لبنان همواره بر ضرورت بازگشت مناطق اشغالی خود تاکید دارد ولی امریکا به دنبال راه حل دیپلماتیک در این خصوص برای اختصاص سهم و درصدی برای اسرائیل است.

در همین حال اکنون یکی از برگ‌های برنده لبنان در این ارتباط توسل به مقاومت است و حزب الله نیز اعلام کرده است که در صورت تصمیم گیری از سوی مقام‌های لبنانی برای آزادی مناطق اشغالی آماده انجام وظیفه است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =