احیا و بازشناسی فرهنگ پهلوانی؛ نمود ارزش‌های اخلاقی در جامعه

تهران- ایرنا- تمدن غنی و تاریخ کهن ایران زمین حکایت یک کتاب و چند نوشته مکتوب نیست. روایت گوهرهای ارزشمندی به شمار می‌رود که از ابتدای تمدن بشری در این مرز و بوم شکوفا شده و سینه به سینه چرخیده است. یکی از دستاوردهای گرانبها و ناشناخته، فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای محسوب می شود که در سال‌های اخیر و به همت متولیان فرهنگی و ورزشی احیا و بازشناسی شده است.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ هفدهم شوال پنجم هجری همزمان با نبرد تاریخی امیرمومنان (ع) با عمرو بن عبدِود جنگاور نام آور عرب است که بنا بر روایات تاریخی موثق با وجود برتری حضرت علی (ع) در نبرد رو در رو، این فرد با بی احترامی با ایشان برخورد کرد اما جوانمردی و بزرگ منشی علی بن ابیطالب (ع) درس بزرگ جوانمردی و مبارزه با هوای نفس را به همه جوانمردان و آزادگان جهان داد.

در سال‌های اخیر این تاریخ به عنوان روز «فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای» در تقویم رسمی کشور به ثبت رسیده است. ایرانیان از سده‌های گذشته به انجام دادن امور ورزشی و بدنی مشغول بوده‌اند، چنان که در دانشنامه بروک‌هاوس که از قدیمی ترین دانشنامه‌های مرجع در جهان به شمار می‌رود، در این باره چنین آورده است: «در مقطع زمانی خاصی در بیش از یک هزار و ۲۰۰ سال پیش که صلح نسبی بر ایران حکم فرما بود، جنگجویان ایرانی افزار نبرد از جمله گرز، کمان و سپر را جهت آماده‌سازی بدن برای آینده، تبدیل به افزار ورزشی کرده است و به ورزش با آنان پرداختند.» این یکی از شواهد و مدارکی است که پیشینه ورزش در ایران را به خوبی آشکار می‌سازد.

تفاوت عمده ایرانیان با دیگر تمدن‌های باستانی تلفیق «فرهنگ پهلوانی» و «اخلاق» در ورزش بوده است چنانکه از زورخانه‌ها به عنوان مکان انجام دادن ورزش‌های باستانی یاد می‌شود. بر پایه تاریخ، زورخانه در حدود ۷۰۰ سال پیش به وسیله «محمود» مشهور به «پوریای ولی» که از مردم آذربایجان بوده باز سازمان دهی شده‌است. با این حال با توجه به رفتار و منش تاریخی و اسطوره‌ها، زورخانه می‌تواند در ایران تاریخی بسیار کهن‌تری داشته باشد. جایگاه زورخانه پس از اسلام در زنده‌کردن فرهنگ و آئین افتادگی و برادری که از عهد باستان در کشورمان رواج داشت، اهمیت ویژه ای یافت.

با وجود اینکه ورزش زورخانه ای در سال‌های اخیر با رونق و اقبال کمتری روبرو شده است اما هنوز هم برای افرادی که در گودهای زورخانه پیر شده‌اند، خاطره‌انگیز است. امروزه در تهران ۵۰ زورخانه وجود دارد؛ از مهم‌ترین زورخانه‌های پایتخت ایران ورزشگاه شهید فهمیده به شمار می‌رود که میزبان مسابقه‌های کشوری فدراسیون پهلوانی و زورخانه‌ای ایران محسوب می‌شود و به ثبت ملی درآمده است.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به بهانه روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای با «بهنوش عافیت‌طلب» کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایرانی، پژوهشگر و مترجم گفت و گو کرده است.

متن این گفت و گو را در ادامه می‌خوانیم:

ایرنا: درباره دلایل نامگذاری ۱۷ شوال به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای توضیح دهید.

عافیت‌طلب: آنچه باعث شده تا این روز به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و آیین زورخانه‌ای در ایران انتخاب شود، ماجرای نبرد حضرت علی (ع) با عمرو بن عبدِوَد است که در آن موضوعی اتفاق افتاده است و آن را با اخلاق پهلوانی ایرانی پیوند می‌زند. داستان بنا به روایت تاریخ‌دانان از این قرار است که امیرمومنان (ع) پس از چیرگی بر عمرو قصد کشتن او را می‌کند که حریف آب دهانش را بر چهره او می‌اندازد. در این لحظه حضرت علی (ع) از مبارزه دست می‌کشد و کمی صبر می‌کند تا خشمش فرو نشیند تا مبادا کشتن دشمن در پی غضب شخصی رخ دهد. این گذشت و جوانمردی با وجود توانمندی، نماد آن چیزی است که در هسته مرکزی ورزش پهلوانی قرار دارد.

ایرنا: به طور کلی واژه «پهلوان» و «فرهنگ پهلوانی» در تاریخ و فرهنگ باستانی ایران چه معنا و مفهومی دارد و پیشینه و سابقه این فرهنگ از کجا نشأت می گیرد؟

عافیت‌طلب: فرهنگ پهلوانی و جوانمردی در ایران قدمت بسیار دارد و بخش پررنگی از فرهنگ ما را دربرمی‌گیرد. ریشه‌های فرهنگ پهلوانی به قدری کهن است که به پیش از دوره تاریخی یعنی عصر اساطیری می‌رسد. پهلوان واژه‌ای است که از ۲ بخش «پَهلَو» و «ان» تشکیل شده است که بخش نخست آن همان سرزمین پارت باستانی محسوب می‌شود که به جنگاوری و دلاوری مردمانش مشهور بوده و بخش بزرگی از تاریخ سرزمینمان، یعنی دوره اشکانیان (پارتیان)، به دست آنان رقم خورده و رستم، بزرگ‌ترین پهلوان اسطوره‌ای ایران، نیز از سرزمین پهلوها یعنی سیستان برخاسته است.

ایرنا: ویژگی‌های پهلوان و فرهنگ پهلوانی چیست و نقش آن در سبک زندگی ایرانی-اسلامی چگونه تبیین می‌شود؟

عافیت‌طلب: شخصیت‌هایی در تمام فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به عنوان قهرمان و ابر انسان ساخته و پرداخته می‌شوند. تمام جوامع با گرد آوردن عناصر ارزشمند انسانی و منسوب ساختنش به یک فرد یا افرادی خاص در واقع الگوهایی برای انسان‌های جامعه می‌سازند و به همین دلیل است که با نگاه کردن به ابر انسان‌ها و شخصیت‌های قهرمان تمدن‌های مختلف می‌توان به عناصری که برای آن جوامع ارزشمند است، پی برد.

پهلوان نیز ابر انسان ایرانی است. ابرا نسانی که شاید در نگاه نخست آن را با قهرمان یکی بدانیم اما ویژگی‌هایی آن را از رده قهرمانان جدا می‌کند. قهرمان فردی است که زور بازو دارد و در نبرد همواره پیروز است؛ پهلوان، علاوه بر این، عنصر مرکزی دیگری نیز دارد به نام اخلاق. اخلاق و زورمندی یا به عبارتی دیگر مهربانی و جنگاوری، ۲ عنصر سازنده پهلوان است. تمام ویژگی‌هایی که در پهلوان می‌بینیم، نمود ارزش‌هایی است که ابر انسان ایرانی را می‌سازد.

با نگاهی به روایت‌هایی که از پهلوانان اساطیری و تاریخی داریم، به عناصر و نقاط مشترکی در شخصیت و شیوه زندگی آنان پی می‌بریم. پهلوانان همواره افرادی زورمند بوده‌اند که اصول اخلاقی را تا پای جان حفظ می‌کردند. از جمله ویژگی‌های اصلی پهلوانان جوانمردی است؛ گرفتن دست ناتوانان، یاری‌رسانی به تنگدستان، مبارزه با ظلم و بیداد و از خودگذشتگی رفتارهایی است که افراد نیرومند را شایسته عنوان پهلوانی می‌کرد. از این رو پهلوانان محبوبیت و جایگاه اجتماعی بالایی در میان مردم داشته و همواره مورد اعتماد ایشان بوده‌اند.

از دیگر ویژگی‌های پهلوانان پاسداری از زندگی خانوادگی، قومی و ملی در برابر دست‌اندازی بیگانگان و در نتیجه سرسپردگی نسبت به محله و شهر و سرزمینشان بود. هر زمان پهلوانی سرزمین خود را در معرض خطر می‌دید دلاورانه تا پای جان از آن محافظت می‌کرد. به همین دلیل پهلوانان، علاوه بر قدرت بدنی، اصول و مهارت‌های جنگی را نیز به خوبی می‌آموختند. در دوران باستان عنوان «جهان‌پهلوانی» از منصب‌های عالی ارتش بوده و همین پیوند پهلوانان با مساله دفاع از سرزمین را نشان می‌دهد.

ادب، خِرَد، راستگویی، فروتنی و خوش‌خلقی نیز که همواره در دین و فرهنگ ما ستوده شده از دیگر ویژگی‌های پهلوانی است که می‌توان به آن اشاره کرد. داستان‌هایی که از پهلوانان نامی سرزمینمان نقل می‌شود، از پهلوانان شاهنامه گرفته تا پوریای ولی و غلامرضا تختی، همگی حاکی از اخلاق شایسته آنان است. گویی ایرانیان به این امر آگاه بوده و بیم داشته‌اند که مبادا زورمندی به زورگویی و ستم منجر شود و به همین دلیل از همان ابتدا ورزش و اخلاق را با هم پیوند داده‌اند.

ایرنا: ساحت و میدان زورخانه چه تفاوتی با دیگر میادین ورزشی و تفریحی دارد و جایگاه آن را در زمان حاضر چطور ارزیابی می‌کنید؟

عافیت‌طلب: رسیدن به جایگاه پهلوانی مستلزم آموختن و پرورش یافتن بود. مردان برای پهلوان شدن با شاگردی نزد پیشکسوتان آموزش‌هایی می‌دیدند و از مراحلی می‌گذشتند؛ مکانی که به این امر اختصاص داشت زورخانه بود. زورخانه که در ابتدا ورزش‌خانه و گاهی عبادت‌خانه خوانده می‌شد، جایی بود برای پرورش پهلوانان که آنچه در آن آموخته می‌شد در اصل ادامه همان هنرهای رزمی باستانی محسوب می‌شد. مردان در این مکان، علاوه بر تقویت جسم، معنویات را نیز در خود پرورش می‌دادند. زورخانه آدابی داشت که ورزشکاران ملزم به رعایت آن بودند. از همان ابتدای ورود به زورخانه با گذشتن از دری که برای رد شدن از آن نیاز به خم کردن قامت بود، فروتنی را می‌آموختند. با احترام به پیشکسوتان، بزرگان و رعایت سلسله‌مراتب، ادب و نزاکت را با دست دادن با حریف هنگام نبرد تمرین می‌کردند. برهنه شدن و عاری شدن از نمادها و نشان‌های مقام و رتبه و گردآمدن فقیر و غنی در یک جا بلندنظری را به مردان می‌آموخت و ورزش کردن همراه با نوای ضرب و اشعار حماسی و پندآموزِ مرشد رسم زندگانی را به آنان تعلیم می‌داد.

در واقع زورخانه نخستین باشگاه در دنیاست که ورزشکاران در آن همراه با موسیقی و شعر ورزش می‌کرده‌اند. در دوران باستان نیز ایرانیان در زمان نبرد با دشمنان ساز جنگ می‌نواختند و در دوران معاصر و جنگ تحمیلی نیز می‌بینیم که سربازان ایرانی در هنگام شروع عملیات جمع می‌شدند و به صورت گروهی اشعاری می‌خواندند و این ادامه همان سنت باستانی است.

ایرنا: دلیل کاهش اقبال عمومی به ورزش زورخانه‌ای در سال‌های اخیر چیست و راهکارهای عملی و اجرایی برای احیای فرهنگ پهلوانی و ایجاد پیوند نسل جدید با این آئین فرهنگی ورزشی چیست؟

عافیت‌طلب: اکنون در جامعه کمتر نامی از زورخانه می‌شنویم و کمتر فردی از جوانان را می‌شناسیم که به ورزش زورخانه‌ای تمایلی نشان دهد. زورخانه‌ها امروز تبدیل به نمادهایی از فرهنگ گذشته شده‌اند و گویی جایگاهی در زندگانی امروز ندارند. گه گاه از مقابل زورخانه‌ای قدیمی و متروک می‌گذریم یا نام آنها را در کتاب‌های قدیمی می‌خوانیم اما آیا این نهادی که چنان قدرتمند و معنادار بوده که در طول تاریخ سرزمینمان با فراز و نشیب بسیار پابرجا مانده، ممکن است به ناگهان در حدود ۱۰۰ سال ناپدید شود و جایگاهش را در فرهنگمان به این سادگی از دست بدهد؟ آیا آئین پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای دیگر به کارمان نمی‌آید و کارکردش را از دست داده است؟

پرورش اندام و بالا بردن قدرت بدنی به ویژه برای مردان همواره امری جذاب بوده و تعداد باشگاه‌های ورزشی در محله‌های مختلف شهر گویای همین امر است. امروزه جوانان برای نمایش قدرت بدنی هم که شده به باشگاه‌های پرورش اندام روی می‌آورند و سعی می‌کنند بدنشان را ورزیده نگاه دارند اما آیا این ورزیدگی معنایی نیز به همراه خود دارد؟ موسیقی که در باشگاه‌ها پخش می‌شود، در مقایسه با اشعار مرشد زورخانه، تا چه حد پرمغز و پرمعناست؟ وسایل و تجهیزات ورزشی در باشگاه‌ها در مقایسه با میل، کباده و سنگ که مهارت به کار گیری گرز، کمان و سپر را می‌آموخت، چه مهارتی به جوانان می‌آموزد؟ زور بازو در چه راهی صرف می‌شود؟ تمام اینها پرسش‌هایی به شمار می‌رود که شایسته است درباره آن اندیشید. شاید بتوان با تغییراتی اندک و اندیشیدن به ساز و کارهایی برای جذاب ساختن این ورزش باستانی جایگاه آن را دوباره در میان مردم محکم کرد و اخلاق پهلوانی و جوانمردی را که ویژگی مردان ایرانی است دوباره گسترش داد و زندگی را معنای بیشتری بخشید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =