۲۸ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۳
کد خبرنگار: 772
کد خبر 83358542
۰ نفر
بی‌جاشدگان در آرزوی پلکان امید

تهران - ایرنا- در هر دقیقه ۲۰ نفر مجبور می‌شوند که همه زندگی‌شان را رها کنند، هرچه را که دارند و ندارند، بگذارند و جانشان را بردارند و فرار کنند؛ از جنگ و تبعیض و ناامنی و کشتار فرار کنند؛ کسانی که در جهان با عنوان کلی بی‌جاشده نام برده می‌شوند؛ بی‌پناهانی که یا در کشور خودشان آواره می‌شوند یا به کشوری دیگر پناه می‌آورند.روز ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) هر سال روزی است که به نام آوارگان جهان نامیده شده است: روز جهانی پناهندگان.

به گزارش روزنامه شرق؛ طبق آخرین آمارهای سازمان ملل متحد بیش از ۶۸ میلیون نفر در جهان مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده‌اند. از این تعداد ۴۰ میلیون نفرشان در کشور خودشان بی‌جا و مکان شده‌اند، بیش از ۲۵ میلیون نفرشان به کشور دیگری پناهنده شده‌اند و بیش از سه میلیون نفر در انتظار پناهندگی به کشوری دیگرند. در سال‌های گذشته بحران‌های سوریه، میانمار، سودان جنوبی، یمن و ونزوئلا جمعیت آوارگان جهان را روزبه‌روز افزایش داده است و کشورهای در حال توسعه میزبان بیش از ۸۵ درصد پناهندگان جهان شده‌اند: کشورهایی که همسایه کشورهای دچار مشکل‌اند.

ایران یکی از کشورهایی است که در طول ۴۰ سال اخیر همواره با مسئله پناهندگی روبه‌رو بوده است. در دهه ۷۰ ایران طبق آمارهای رسمی میزبان بیش از پنج میلیون پناهنده از همسایگان غربی و شرقی‌اش بود: عراق و افغانستان. ولی تعدادی از این پناهندگان با تغییر شرایط منطقه به کشور خودشان بازگشتند یا به کشور سومی مهاجرت کردند؛ به‌گونه‌ای که اکنون ایران در جایگاه پنجم کشورهای پناهنده‌پذیر در جهان قرار دارد. ترکیه، اوگاندا، پاکستان، لبنان و ایران در زمره پناهنده‌پذیرترین کشورهای دنیا قرار دارند.

ترکیه میزبان بیش از ۶/۳ میلیون نفر پناهنده سوری و افغانستانی است. این کشور علاوه بر کمک‌های میلیارد یورویی از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۸ حدود ۴۶۳ میلیون دلار نیز از کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (UNHCR) دریافت کرد. ایران در زمینه دریافت کمک‌های بین‌المللی به‌خاطر پناهندگان افغانستانی و عراقی در قیاس با سایر کشورها عملکرد بسیار ضعیفی داشته است. در سال ۲۰۱۸ ایران برای ۹۸۰ هزار نفر پناهنده حاضر در کشور از UNHCR فقط ۲۸ میلیون دلار دریافت کرد. درحالی‌که درخواست حدود ۱۰۰ میلیون دلار کمک داشت. در دهه ۱۳۷۰ نیز در سال‌هایی که کشور پاکستان برای حضور پناهندگان افغانستانی از UNHCR مبالغ ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار به‌صورت سالانه دریافت می‌کرد، ایران در برخی سال‌ها حتی یک دلار هم دریافت نمی‌کرد.

پناهندگان در ایران و اوگاندا

اوگاندا در شرق میانه آفریقا قرار دارد. کشوری با ۳۸ میلیون نفر جمعیت که در منطقه‌ای استراتژیک قرار دارد. در غرب این کشور جمهوری کنگو، در شمال آن سودان جنوبی و در جنوب روآندا قرار دارند؛ کشورهایی که به‌شدت دچار جنگ‌های داخلی و ناامنی هستند. اما اوگاندا به‌دلیل امنیت نسبی‌اش مقصدی بسیار جذاب برای پناهندگان این کشورها است. به‌گونه‌ای که این روزها این کشور ۳۸ میلیون نفری، میزبان بیش از ۴/۱ میلیون نفر پناهنده سودانی، روآندایی و کنگویی است. ۶۵ درصد پناهندگان این کشور از سودان جنوبی، ۲۷ درصد از کنگو و مابقی از سومالی، روآندا و بروندی هستند.

ایران نیز در قلب خاورمیانه و یکی از باثبات‌ترین و امن‌ترین کشورهای منطقه است. اختلافات داخلی کشورهای همسایه، رشد گروه‌های تروریستی، وقوع ناامنی و سایر عوامل باعث شده‌اند تا ایران نیز به مقصدی جذاب برای پناهندگان کشورهای همسایه به‌ویژه برای افغانستان، پاکستان و عراق تبدیل شود. موقعیتی که کشور ایران و اوگاندا نسبت به همسایگان خود دارند، شاید آنها را برای برخی قیاس‌ها در زمینه مدیریت پناهندگان مناسب کند.

طبق آمارهای رسمی، ایران میزبان ۹۸۰ هزار نفر پناهنده است. کسانی که در داخل ایران به دارندگان کارت آمایش موسوم‌اند. آنها برای زندگی در ایران با پاره‌ای از محدودیت‌ها مواجه‌اند: فقط حق اسکان در شهری را دارند که روی کارتشان درج شده است. فقط دو بار در سال حق سفر دارند؛ آن هم با اجازه ادارات اتباع بیگانه شهرها و با تعیین دقیق زمان حرکت و مسیر حرکت و مقصدو… حق داشتن گواهی‌نامه و رانندگی ندارند. حق داشتن کارت بانکی و بهره‌مندی از خدمات الکترونیک بانکی ندارند. هرساله مدرک اقامتی آنان با دریافت مبالغی تمدید می‌شود و فقط مجاز به کار در مشاغل خاص و عموماً سطح پایین هستند. سال‌ها است که ایران پناهنده جدیدی نپذیرفته و پناهندگی در ایران موروثی شده است؛ یعنی فرزندی که از پدر و مادر دارای کارت آمایش به دنیا می‌آید هم پناهنده نامیده می‌شود و به او کارت آمایش می‌دهند. حتی سه نسل بعد از پناهندگی هم دارندگان کارت آمایش پناهنده محسوب می‌شوند. خیلی از آنان در ایران متولد شده و بزرگ شده و صاحب فرزند می‌شوند. حتی خیلی از آنان موفق می‌شوند به دانشگاه بروند و تحصیلات عالیه داشته باشند. اما درنهایت پناهنده هستند و فقط مجاز به کار در مشاغلی خاص.

خیلی از پناهندگان ایران تحصیل‌کرده‌اند. اما در آخر امر مجبورند که در مشاغل سطح پایینی مشغول‌به‌کار شوند که پدران آنها ۴۰ سال پیش مشغول‌به‌کار بودند؛ پدرانی که بی‌سواد بودند و مجبور به کار در مشاغل سطح پایین. ایران در زمینه آموزش و تحصیل به پناهندگان یکی از کشورهای سرآمد جهان است. در کشور اوگاندا تنها ۵۲ درصد از مردم سواد دارند و این نسبت در بین پناهندگان نیز به نصف می‌رسد. اما ایران نه‌تنها حق تحصیل برای تمام کودکان پناهنده را فراهم کرده بلکه چنین حقی را برای فرزندان مهاجران غیرقانونی هم به رسمیت شناخته است.

پناهندگان در کشور اوگاندا در کمپ‌ها و مراکز مخصوص در شمال، غرب و جنوب این کشور نگهداری می‌شوند اما ۹۷ درصد پناهندگان در ایران در کنار مردم عادی زندگی می‌کنند و فقط سه درصدشان در مهمان‌شهرها (کمپ‌های پناهندگی) اسکان داده شده‌اند. این در حالی است که میزان دریافت کمک‌های بین‌المللی کشورهای ایران و اوگاندا به خاطر پذیرش پناهندگان اصلاً قابل مقایسه نیست. در سال ۲۰۱۸ ایران فقط ۲۸ میلیون دلار دریافت کرد؛ درحالی‌که اوگاندا ۴۶۰ میلیون دلار از UNHCR دریافت کرد.

اما یکی از شباهت‌های مهم ایران و اوگاندا، قوانین رسمی این دو کشور در زمینه اعطای حق تابعیت به پناهندگان است. در بند ۱۶ قانون شهروندی و مهاجرت کشور اوگاندا (UCICA1) برای پناهندگان حاضر در این کشور پنج شرط تعیین‌شده که در صورت دارابودن، پناهندگان می‌توانند به تابعیت اوگاندا در بیایند:

۱- فرد پناهنده در مجموع حداقل ۲۰ سال در اوگاندا سکونت داشته باشد.

۲- ۲۴ ماه قبل از درخواست از اوگاندا خروج نداشته باشد.

۳- به زبان بومی اوگاندا یا انگلیسی (زبان رسمی اوگاندا) تسلط داشته باشد.

۴- شخصیت خوبی داشته باشد.

۵- در نظر داشته باشد که پس از کسب تابعیت اوگاندا در این کشور سکونت داشته باشد.

ماده ۹۷۹ قانون مدنی ایران نیز مشابه چنین شرایطی و حتی سهل‌تر را برای کسب تابعیت ایران در نظر گرفته است. اشخاصی که بالای ۱۸ سال باشند، به شرط پنج سال اقامت متوالی یا متناوب در خاک ایران و فراری‌نبودن از خدمت نظامی و عدم محکومیت به جنحه مهم و غیرسیاسی می‌توانند تابعیت ایران را تحصیل کنند. ماده واحده‌ای که شامل حال بسیاری از پناهندگان حاضر در ایران که بیش از سه نسل است ساکن ایران‌اند، می‌شود. اما نه در اوگاندا و نه در ایران، عمده پناهندگان نتوانسته‌اند از این قانون استفاده کنند.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل این است که هیچ پلکان امیدی طراحی نشده است. در ایران بین پناهندگی و تابعیت، هیچ پلکانی وجود ندارد. پناهندگی در ایران، رتبه‌ای پایین است. کسب تابعیت یک طبقه بالا است. مسلماً اگر کسی به‌راحتی یک طبقه را با یک جهش طی کند، برای این صعود هیچ ارج و قربی قائل نخواهد شد. برای رسیدن به طبقه‌ای بالاتر باید پلکانی وجود داشته باشد. پلکانی که هر فرد پناهنده بتواند با گام برداشتن در آن طبق قوانینی که سیاست‌گذاران کلان تعیین کرده‌اند، به تدریج بتواند به طبقه بالاتر برسد. پلکانی که شرایط مورد نظر سیاست‌گذار را تأمین کند. اقامت‌های کوتاه‌مدت، اقامت‌های بلندمدت، اقامت دائم و در نهایت شهروندی پلکانی هستند که نبودشان در مجموعه قوانین و سیاست‌های مهاجرتی ایران به‌شدت احساس می‌شود. پناهندگان در ایران در موقعیتی فریزشده قرار دارند. آنها اگر بخواهند یک شهروند نمونه ایرانی هم باشند، بازهم هیچ مسیری برایشان وجود ندارد؛ مسیری که در آن مطابق با شرایط موردنظر جامعه ایران رشد کنند و هم خودشان را شکوفا کنند و هم باعث سربلندی کشوری شوند که پناه پدرانشان در سال‌های دور بوده است. جای خالی پلکان امید برای رشد و ترقی جمعیتی حدوداً یک میلیون نفری در ایران به‌شدت احساس می‌شود.

[1]Uganda citizenship and immigration

control act

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =