۲۸ خرداد ۱۳۹۸،‏ ۹:۴۴
کد خبرنگار: 1926
کد خبر: 83358465
منبع: روزنامه اعتماد
۰ نفر
«حسابداری آب» برای نجات دریاچه ارومیه

تهران- ایرنا- تغییرات اقلیمی، ناامنی غذایی، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها، آلودگی هوا و ده‌ها مساله دیگر در حوزه محیط زیست این پرسش را پیش روی انسان عصر جدید قرار داده که چگونه می‌تواند خطاهایش را جبران کند؟

روزنامه اعتماد در گزارشی می‌نویسد: خطاهایی که تکرار آنها در سطحی گسترده در بسیاری از کشورهای جهان موجب شده‌اند مسائل محیط زیست روز به روز پیچیده‌تر و بغرنج‌تر شوند. حالا بحران‌های محیط زیست در هر گوشه‌ای از جهان که رخ دهد، باید به مثابه مسأله‌ای جهان شمول تلقی شوند. خشک شدن یک دریاچه در یکی از کشورهای جهان، فقط مساله داخلی همان کشور به شمار نمی‌رود بلکه مساله انسان امروز است. با این نگرش جهان شمول است که می‌توان از تشدید مخاطرات محیط زیست پیشگیری کرد و در سایه چنین نگرشی است که می‌توان همکاری‌های بین‌المللی شکل داد تا شیوه‌های مواجهه با مخاطرات علمی، چند بعدی و قدرتمندانه پیش بروند.

خشک شدن دریاچه ارومیه برای محیط زیست ایران یک مخاطره جدی و تلخ بوده است. مسأله‌ای که موجب نگرانی کارشناسان در سطح بین‌المللی هم شده بود. پس از آنکه دولت حسن روحانی در ایران برای احیا دریاچه دست به کار شد برخی از کارشناسان درباره نتیجه بخش بودن چنین اقدامی تردید داشتند اما ستاد احیا دریاچه ارومیه از ابتدا این ادعا را داشت که در مسیر فعالیت‌اش از تجربه‌های کارشناسان داخلی و خارجی استفاده خواهد کرد. یکی از این همکاری‌ها با سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) شکل گرفته است.

فائو و ستاد احیای دریاچه ارومیه در شهریورماه سال ۱۳۹۵ سند پروژه مشترک چهار ساله‌ای را با عنوان «برنامه یکپارچه مدیریت پایدار منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه» امضا کردند. بودجه ۴ میلیون دلاری این پروژه را دولت ژاپن تأمین می‌کند. کاهش ۴۰ درصدی مصرف آب در نتیجه مدیریت صحیح بخش کشاورزی، مدیریت خشکسالی، توانمندسازی و افزایش ظرفیت لازم برای اشاعه‌ی روش‌های مناسب کشاورزی در مدیریت آب، ارائه‌ی راه‌حل‌های پایدار جایگزین و درآمدزا از اهداف این پروژه به شمار می‌روند. روزنامه اعتماد درباره جزئیات همکاری ستاد احیا دریاچه ارومیه و فائو با عزیر البحری اقتصاددان ارشد و مدیر گروه توسعه اجتماعی- اقتصادی و حامی سیاست‌گذاری دفتر منطقه‌ای فائو برای آسیا و اقیانوسیه گفت‌وگو کرده است.

عزیز البحری کارشناس ارشد فنی فائو در پروژه احیای دریاچه ارومیه است و در سفر اخیرش به تهران به پرسش‌های «اعتماد» پاسخ گفت. همچنین پولاد کریمی، محقق و مدرس ارشد مؤسسه IHE هلند در بخشی از این گفت‌وگو درباره پروژه حسابداری آب توضیحاتی ارائه کرد. محمد وصال، مشاور اجتماعی- اقتصادی برنامه یکپارچه احیای دریاچه ارومیه هم در این گفت‌وگو مسئولیت ترجمه سخنان البحری را بر عهده گرفت که از او سپاسگزاریم.

با یک پرسش کلی درباره مختصات پروژه‌هایی که فائو در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام می‌دهد شروع می‌کنیم. از آنچه در قالب طرح حسابداری آب اتفاق می‌افتد و سایر جزئیات پروژه‌های فائو برای ما بگویید؟

سال ۲۰۱۵ دولت ایران از فائو دعوت کرد تا وضعیت دریاچه ارومیه را ارزیابی کند. دو سه سال بود که ستاد احیا دریاچه ارومیه تشکیل شده بود و دولت دنبال این بود که از تجربه بین المللی برای احیا دریاچه استفاده کند. فائو به عنوان نهادی بین‌المللی که در پروژه‌های بسیاری فعالیت کرده، این تجربه را داشت که در این پروژه هم در حوزه کشاورزی، زمین و آب کمک کند. به همین دلیل یک تیم بین رشته‌ای از سوی فائو مأموریت یافتند به ایران بیایند. این تیم در تهران و منطقه ارومیه با مسئولان دستگاه‌های دولتی ملاقات‌های مفصلی داشت و ارزیابی اولیه خودش را انجام داد تا زمینه‌های همکاری فائو را در قالب ارائه پیشنهاد به ستاد احیا دریاچه ارومیه اعلام کند.

بر اساس این پیشنهادات قرار بود برنامه‌های اقدام با هدف کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی و امکان رسیدن آب به دریاچه، طراحی شود. بر اساس ارزیابی‌های اولیه بخش‌های مختلفی برای این اقدامات پیش‌بینی شد که طرح «حسابداری آب» یکی از اجزای آن است که در قالب برنامه یکپارچه مدیریت منابع آب در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام می‌شود. بر همین اساس می‌خواستیم برآوردی از میزان مصرف آب در نقاط مختلف داشته باشیم که این بخش فنی و مهندسی کار را شامل می‌شود. در کنار این با توجه به اینکه معیشت کشاورزان بر مصرف آب استوار است، یک بخش «اجتماعی اقتصادی» هم در این پروژه پیش بینی شد. لازم بود از فرصت‌های جایگزین کسب درآمد ارزیابی صورت گیرد. یا برای بهبود بهره‌وری در بخش کشاورزی تمهیداتی اندیشیده شود. در مجموع پروژه فائو ۵ بخش اساسی دارد که شامل: «حسابداری آب»، «مدیریت حوضه آبخیز»، «مدیریت خشکسالی»، «اجتماعی اقتصادی» و «توسعه ظرفیت» می‌شود. در بخش توسعه ظرفیت، فائو ابزارهای جدیدی را که برای خلق تصمیم رایج است معرفی می‌کند و بازیگران داخلی را توانمند می‌کند تا بتوانند از این ابزارها استفاده کنند.

به بعد اقتصادی، معیشتی و اجتماعی پروژه اشاره کردید. یکی از کارهای شما جمع‌آوری اطلاعات خانوارهای حوضه آبریز بوده است. این مطالعه با چه هدفی انجام شده، چه محورهایی را مدنظر قرار داده و قرار است از داده‌های به دست آمده چه استفاده‌ای شود؟

بخش اقتصادی، اجتماعی و معیشت، جز کلیدی این پروژه بوده است. بخش اقتصادی اجتماعی باید دو هدف «کاهش مصرف آب» و «افزایش تاب‌آوری کشاورزان» را محقق کند. ستاد احیا دریاچه ارومیه هدف مشخصی را برای کاهش مصرف آب در سال‌های مختلف معین کرده است. احتمالاً با اجرای این پروژه کشاورزان بخشی از درآمدشان را از دست خواهند داد. چون درآمد آنها متکی بر کشاورزی و فعالیت‌های آب‌محور است. سوال‌هایی که در این بخش باید جواب داده بشوند یا مورد تعامل قرار گیرند، این است که چگونه می‌توان این درآمد از دست رفته را جبران کنیم؟ چگونه می‌توانیم محصولات دیگری را برای کشت معرفی کنیم که منجر به کاهش مصرف آب شود و آسیبی به معیشت کشاورز نزند؟ و چگونه بهره‌وری را افزایش دهیم؟ برای رسیدن به چنین راه‌حل‌هایی لازم بود ما اطلاعات پایه‌ای کشاورزان و مزارع را در اختیار داشته باشیم تا بر اساس آن اقدامات بهینه را تدوین کنیم. ارزیابی اولیه نشان داد که این اطلاعات پایه به گونه‌ای که پروژه نیازمند است، در دسترس نیست.

اطلاعات پایه مواردی مانند منابع درآمد خانوارها، میزان درآمد از محل باغ‌های کشاورزی، دامداری و زراعت و…، هزینه‌های کشاورزی و میزان درآمدهای خالص را شامل می‌شود. برای رسیدن به پاسخ این سوالات باید نمونه‌ای را تهیه می‌کردیم که دارای زیرمجموعه‌های مختلف باشد و بتوانیم یک ارزیابی کلی از وضعیت منطقه داشته باشیم. این اطلاعات بعداً باید با نتایج حاصل از حسابداری آب و سایر نتایج پروژه تلفیق شود. بر اساس این اطلاعات ما باید اقداماتی را تهیه کنیم که برای کشاورزان ایجاد انگیزه کند تا محصولات جدید کم «آب‌بر» را تولید کنند یا با استفاده از فناوری‌ها و تکنیک‌های جدید مصرف آب را کاهش دهند. برنامه‌ها همگی با دو هدف کاهش مصرف آب و حفظ درآمد حداقل در سطح درآمد گذشته کشاورزان باید اتفاق بیفتد.

پس جمع‌آوری اطلاعات پایه به طراحی برنامه اقدامات ما خیلی کمک می‌کند. ارزیابی و داده‌برداری تمام شده و در مأموریتی که همکاران ما به ایران آمدند به شریک داخلی پروژه یعنی ستاد احیا دریاچه ارومیه ارائه شده است. بر اساس اطلاعات کسب شده با مشارکت سازمان‌ها و گروه‌های محلی و کشاورزان ذی‌نفع، اقدامات طراحی و اجرا می‌شوند. ممکن است این مداخله درباره الگوی کشت، شیوه آبیاری و مواردی از این دست باشد. برای ما مهم این است که بتوانیم کاهش مصرف آب را اندازه‌گیری و تأیید کنیم. همچنین انتظار داریم این اقدامات روی درآمد کشاورزان هم اثر مثبت بگذارد.

این اقدامات در چند سطح طراحی و اجرا خواهد شد و نقش فائو در اجرا یا تأمین مالی آنها چه خواهد بود؟

رویکرد فائو این است که اقدامات باید به صورت مشترک تدوین شود. بنابراین در این فرآیند از سوی ستاد احیا دریاچه ارومیه یا سایر سازمان‌های دولتی و یا سایر ذی‌ربطان پیشنهاداتی برای کاهش مصرف آب داده می‌شود و بعد از آن این پیشنهادها باید در معرض نقد کشاورزان قرار بگیرد. برای این کار گروه‌های علاقه‌مند به مشارکت با کمک مقام‌های محلی شناسایی می‌شوند. فائو در زمینه اجرای این متدولوژی تجربه خوبی دارد.

این رویکرد مشارکتی در کشورهای مختلف از سوی فائو مورد استفاده قرار گرفته و در این زمینه بسیار مهارت دارد. اقداماتی که قرار است طراحی شود دو هدف متضاد را دنبال می‌کند. اول اینکه مصرف آب به‌طور قابل اندازه‌گیری کاهش یابد و دوم اینکه درآمد کشاورزان کاهش نیابد. احتمالاً کشاورزان با کاهش مصرف آب ضرر کنند، اما از سمت دیگر ممکن است اقدامات پیشنهادی اجزایی داشته باشند که سود حاصل از این فعالیت‌ها را افزایش دهند. مثلاً آنها به سمت کشت محصولاتی که بازدهی یا بازار مناسب‌تری دارند؛ سوق پیدا کنند.

راه‌هایی برای جبران خسارت کشاورزان وجود دارد اما باید بدانیم که با مسئله پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم. اینکه فکر کنیم ما با کاهش تخصیص آب می‌توانیم شاهد کاهش مصرف آن باشیم، این اتفاق نخواهد افتاد. زیرا کشاورزان منابع دیگری مانند آب‌های زیرسطحی را در اختیار دارند. برای اینکه کل منابع آب منطقه پایدار بماند طبیعی است که این پیچیدگی‌ها باید لحاظ شود. اقدامات پروژه در یک منطقه محدود احتمالاً در یک دهستان اجرا خواهد شد. اول لازم است که کشاورزان علاقه‌مند به مشارکت شناسایی شوند و طی جلساتی بر سر روش طراحی اقدام مناسب توافق کنند. اقدامی که هم ستاد و دستگاه‌های اجرایی با آن موافق باشند و هم کشاورزان آن را قبول کنند.

درباره تأمین مالی باید بگویم که فائو صرفاً تأمین مالی انجام نمی‌دهد. زیرا فائو مثل بانک جهانی یا سازمان‌هایی که در تأمین مالی پروژه‌ها مشارکت می‌کنند؛ عمل نمی‌کند. فائو کمک فنی و حمایتی را انجام می‌دهد. کمک‌های فنی فائو می‌تواند شامل توسعه ظرفیت برای دولت محلی و کشاورزان باشد. مثلاً کمک به اینکه اتحادیه‌های تولید یا تعاونی‌های «آب‌بران» شکل بگیرد. فائو همچنین در فرآیند طراحی برنامه اقدامات نقش کلیدی بر عهده خواهد داشت و راه‌هایی را هم برای بهبود بهره‌وری پیشنهاد می‌کند. فائو شیوه‌هایی را هم برای پایش دقیق پروژه پیشنهاد خواهد کرد. بر اساس این پایش باید معلوم شود که آیا بهره‌وری افزایش پیدا کرده یا خیر. موفقیت از نظر ما یعنی کاهش قابل اندازه‌گیری مصرف آب و دوم اینکه درآمد کشاورزان کاهش نیافته باشد. در صورتی که این طرح موفق باشد، آن وقت باید به این فکر کنیم که چطور می‌توان این اقدامات را به سایر مناطق هم تعمیم دهیم.

شما اشاره کردید که فائو در تامین مالی طرح‌های مداخله‌ای نقشی ندارد و فقط نقش حامی فنی را دارد. برای بخش حمایت فنی و علمی پروژه‌ها و مواردی مثل استخدام کارشناسان و… چقدر هزینه می‌کنید و این هزینه از چه محلی تامین می‌شود؟

تأمین مالی فعالیت‌های ما در این پروژه توسط دولت ژاپن انجام می‌شود. پروژه ما از ۲۰۱۶ آغاز شده و تا ۲۰۲۰ ادامه می‌یابد. رقم تخمینی هزینه‌های پروژه چهار میلیون دلار است. این عدد صرف تامین کارشناسان بین المللی، توسعه ظرفیت، آموزش، پایش پروژه‌ها و مواردی از این دست می‌شود. این پول مستقیماً به کشاورزان داده نمی‌شود یا مثلاً از این طریق قرار نیست بذر یا ابزار کشاورزی برای آنها تهیه شود.

به فعالیت و مهارت فائو در زمینه فعالیت مشارکتی در کشورهای دیگر اشاره کردید. میان یافته‌های مطالعات شما در دریاچه ارومیه و ویژگی‌های کشورهایی که در آنها کار کرده‌اید چه تفاوت عمده‌ای وجود دارد که ممکن است کار شما را دشوار کند؟ آیا در این یافته‌ها نکته‌ای بوده که برای‌تان جالب باشد؟

بله! فائو آمارگیری‌های مشابهی را در سطح کشاورزان کشورهای دیگر انجام داده اما در هر یک از این تحقیقات سؤالات متفاوت بوده است. الان ما فقط داده‌های پایه‌ای را جمع‌آوری کرده‌ایم و وضعیت کشاورزی منطقه شناسایی شده است. اما به صورت جدی با کشاورزان وارد گفت‌وگو و مذاکره نشده‌ایم تا اقدامات به صورت مشترک تولید شوند. ما در غرب و شمال آفریقا تجربه جدی داشته‌ایم. برای اینکه محیط آنها را بشناسیم و از اهداف‌شان آگاه شویم با سازمان‌های مرتبط با کشاورزی کارگاه‌های متعددی داشته‌ایم و بر اساس این کارگاه‌ها تصمیم‌های بعدی درباره شیوه کار گرفته می‌شد. در مورد ارومیه هم همین روش پیاده‌سازی خواهد شد. بعد از بررسی سناریوهای مختلف برنامه عمل استخراج خواهد شد. روش ما در کشورهای دیگر مؤثر بوده و توانسته‌ایم راه حل‌ها را پیدا کنیم. اما مساله دریاچه ارومیه بسیار پیچیده است و به تلاش بیشتری نیاز دارد. ما باید در سطح محلی تلاش کنیم و ببینیم که آیا می‌توانیم وضعیت را بهبود دهیم یا خیر.

در ابتدای گفت‌وگو به برنامه‌ای جامع اشاره کردید که شامل پنج دسته از اقدامات در حوضه دریاچه ارومیه می‌شود. تا الان درباره یک مورد از آنها حرف زدیم. درباره سایر پروژه‌هایی هم که از سوی فائو به‌طور مستقل یا مشارکتی در حوضه دریاچه ارومیه انجام شده است توضیح دهید؟

پروژه در واقع چهار جزء دارد که به علاوه بخش توسعه ظرفیت‌سازی در مجموع پنج قسمت می‌شود. از چهار جزء فنی، دو بخش کلیدی است. یکی بخش حسابداری آب است که مجری برخی از مطالعات و ارزیابی‌ها برعهده تیمی از کارشناسان موسسه IHE به سرپرستی آقای دکتر پولاد کریمی - دکترای منابع آب و محقق و مدرس ارشد مؤسسه IHE در هلند است. جزء دیگر اقتصادی، اجتماعی و معیشت است که من مدیریت آن را بر عهده دارم و آقای دکتر محمد وصال - دکتری اقتصاد و استاد دانشگاه شریف - در این بخش با ما همکاری می‌کنند.

دو بخش دیگر یعنی مدیریت خشکسالی و مدیریت حوضه آبریز هم هستند که در واقع از نظر اهداف در مرحله دوم قرار می‌گیرند و نقش کمک‌کننده دارند. مدیریت خشکسالی روی موضوع تغییر اقلیم متمرکز است. یعنی مطالعه می‌کنیم تا ببینیم رویدادهایی مانند خشکسالی یا سیل چگونه بر زندگی مردم و مدیریت منابع آب اثر می‌گذارد. برای انجام این کار با سازمان هواشناسی کشور دو کار در حال انجام است: یکی اینکه «شاخص ترکیبی خشکسالی» برای حوضه آبریز استخراج می‌شود و دوم «ارزیابی آسیب‌پذیری» در برابر سیل و خشکسالی و به طور کلی تغییر اقلیم انجام می‌شود که در طراحی اقدامات باید در نظر گرفته شود. این دو بخش پروژه هم پیشرفت‌هایی داشته‌اند اما به اندازه دو بخش دیگر هنوز نتایجش به دست نیامده است.

ارزیابی آسیب‌پذیری صرفاً در حوزه خشکسالی انجام می‌شود؟

درباره تمام مباحث مربوط به تغییرات اقلیم انجام می‌شود. بررسی تغییرات میزان بارش، دما، خشکسالی و غیره همه در ارزیابی آسیب‌پذیری وجود دارد. باید ببینیم که کدام مناطق در معرض آسیب‌پذیری بیشتری قرار دارند و اینکه چه کاری باید انجام دهیم. گام اول این است که ارزیابی انجام شود. جزء چهارم هم «مدیریت حوضه آبریز» است که در مقطع فعلی خیلی پیشرفت نداشته است. طبیعتاً اگر رویکرد جامع داشته باشیم می‌تواند اثر بلندمدت و پایداری برای مدیریت منابع آب داشته باشد. پیچیدگی این بحث و نظرات متعددی که در این باره وجود دارد؛ جلوی پیشرفت این قسمت را گرفته است. ما فعلاً می‌خواهیم مدیریت یکپارچه حوضه آبریز را در مناطقی که به صورت پایلوت انتخاب کرده‌ایم، انجام دهیم و با سایر اجزای پروژه تلفیقش کنیم. قسمت آخر هم که توسعه ظرفیت است. بحث‌هایی مانند آموزش، معرفی روش‌های جدید و همچنین اعزام کارشناسان ایرانی به دوره‌های آموزشی خارج از کشور یا آمدن کارشناسان خارجی به ایران برای این آموزش‌ها را شامل می‌شود.

می‌خواهم یک سوال سه بخشی بپرسم. آیا مانع یا دشواری خاصی بر سر راه اجرای پروژه‌ها وجود دارد که اگر وجود نداشته باشد کیفیت و سرعت اجرای پروژه‌ها بهبود می‌یابد؟ مجموع پنج بخش پروژه‌های فائو تا چه زمانی به انجام می‌رسد؟ و سرانجام انتظار دارید این پروژه‌ها چه نتایجی در پی داشته باشند؟

اگر بخواهم از موانع بگویم، پروژه در مقایسه با زمان‌بندی اولیه مقداری طولانی شده است. شروع پروژه یک مقدار کند بود. باید در ابتدای کار افراد مناسب و دارای تخصص را برای پروژه استخدام می‌کردیم که این کار دشواری بود. دوم اینکه باید کارشناسان بین‌المللی را شناسایی می‌کردیم و برای کار می‌آوردیم که شناسایی و استفاده از آنها هماهنگی‌ها و پشتیبانی پیچیده‌ای را می‌طلبد. افراد برای حضور در این پروژه باید یک دید بین‌رشته‌ای داشته باشند و بتوانند درباره مسائل چند وجهی کار کنند، برای همین یافتن آنها سخت بود. مثلاً در زمینه طرح آمارگیری که انجام شد طرحی جدید بود و دانشگاه‌های منطقه قبلاً در این زمینه تجربه‌ای نداشتند.

برای همین مدتی طول کشید تا دانشگاه‌ها را همراه کنیم و توافقشان را جلب کنیم که با ما همکاری کنند. بعد از این آموزش افراد هم زمان‌بر بود زیرا ابزارهای جدیدی مورد استفاده قرار گرفت. مثلاً تکمیل پرسشنامه‌ها با استفاده از تبلت انجام شد و این پرسشنامه‌ها به صورت آنلاین مانیتور می‌شد. این تجربه جدید بود و مشابه آن در کشور در این مقیاس وجود نداشت. در نتیجه کار آمارگیری خانوارهای کشاورزان به جای شش ماه یک سال طول کشید اما خوشبختانه به سرانجام رسید. نکته مهم این است که فعلاً در منطقه اقدامی انجام نشده و کار سخت باقی مانده است. اینکه با روش‌های نوآورانه ذی‌نفعان را دور هم جمع کنیم و با ترکیب نتایج پژوهش‌ها و این جلسات به راه‌حل اجرایی دست یابیم. راه‌حل‌هایی که وزارت جهاد کشاورزی، ستاد احیا دریاچه، کشاورزان و… بر سر آن توافق کنند.

ارزیابی ما این است که این کار دو تا سه سال طول می‌کشد. این پروژه طبیعتاً بسیار پیچیده است و چالش‌های اقتصادی و سیاستی پیش رو خواهد داشت. باید صبر کنیم، گذر زمان نشان خواهد داد که چقدر به دو هدف اصلی‌مان دست می‌یابیم. اما خروجی دستاوردی که حین انجام کار به دست می‌آید این است که روش‌های جدیدی برای بهبود روش‌های کشاورزی و مصرف آب و… معرفی می‌شود و ذی‌نفعان در استفاده از آنها توانمند می‌شوند. این پروژه یک محصول و نتیجه جانبی دیگر هم در پی خواهد داشت که ما معمولاً به عنوان نتیجه به آن نگاه نمی‌کنیم. اینکه نه برای سیاست‌گذاران بلکه برای همه، افزایش آگاهی اتفاق خواهد افتاد. لازم است از شرکای داخلی و خارجی پروژه و نقش هر کدام‌شان در پیشبرد پروژه‌ها یاد کنم. شریک اصلی ما در داخل ایران ستاد احیا دریاچه ارومیه است که با هم کار را جلو می‌بریم و ما به ستاد گزارش می‌دهیم.

در فرآیند کار با مؤسسات بین‌المللی مثل موسسه آب IHE قراردادها و تفاهم‌نامه‌هایی داریم. کارشناسان بین‌المللی را استخدام می‌کنیم. کارشناسان فائو را به کار می‌گیریم. در داخل کشور با دانشگاه‌ها همکاری داریم. برای مثال دانشگاه ارومیه در طرح آمارگیری نقش پشتیبانی کننده و سازمان‌دهی تیم‌ها و جمع‌آوری داده‌ها را بر عهده داشت. در مدیریت خشکسالی با سازمان هواشناسی - مرکز ملی خشکسالی - همکاری داریم. در مدیریت حوضه آبخیز با سازمان جنگل‌ها و مراتع در تعامل هستیم. در موضوع تولید نقشه‌های کاربری اراضی با دانشگاه تربیت مدرس همکاری می‌کنیم. همین‌طور کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و… هم در سطح محلی مشارکت دارند. ما به مرور سعی می‌کنیم تعداد شرکایمان را افزایش دهیم تا بتوانیم کار را به نتیجه برسانیم.

در بخش حسابداری آب تاکنون چه اقدامی صورت گرفته و الان در چه مرحله‌ای است؟ این بخش از پروژه چند فاز دارد و چگونه پیش می‌رود؟

دعوت می‌کنم از آقای دکتر پولاد کریمی که درباره حسابداری آب و جزئیات آن توضیح دهند.

پولاد کریمی: حسابداری آب یعنی اینکه بدانیم چه میزان آب در چه بخش‌هایی و تحت چه پروسه‌هایی مصرف می‌شود. حسابداری آب مشابه حسابداری اقتصادی است. یعنی در حسابداری آب هم باید بر اساس میزان داشته‌هایمان بهترین برنامه‌ریزی را انجام دهیم. بر همین مبنا در حوضه دریاچه ارومیه طرح حسابداری آب را پیاده کردیم تا بفهمیم چه مقدار آب در کجا هزینه می‌شود و چقدر منفعت می‌آورد. براساس این اطلاعات است که متوجه می‌شویم باید کجاها تمرکز کنیم. حسابداری آب روشی است که ما را از مزرعه به شبکه، از شبکه به زیر حوضه، از زیر حوضه به حوضه متصل می‌کند و به ما کمک می‌کند که بدانیم در کجا می‌توانیم آب را ذخیره کنیم.

تاکنون نزدیک به یک سال و نیم روی این پروژه کار کرده‌ایم و ارزیابی وضع موجود انجام شده است. الان حوضه را می‌شناسیم و می‌دانیم آب در کجا و چه مقدار استفاده می‌شود. در واقع نقاط کلیدی را شناسایی کرده‌ایم. در مرحله بعدی وارد پایلوت‌ها می‌شویم. روی این تمرکز می‌کنیم که اقدامات ما منجر به کاهش مصرف آب شود. برای پایش این بخش روی روش‌های سنجش از راه دور تمرکز خواهیم کرد که کاهش مصرف را اندازه‌گیری کنیم. همچنین بر بحث توسعه ظرفیت داخلی هم تمرکز خواهیم کرد تا در آینده کارشناسان داخل کشور هم بتوانند همین روش را انجام دهند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =