۲۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۱
کد خبر 83353696
۰ نفر
هاشمی رفسنجانی گفت خام نباش

تهران-ایرنا- حسین نصیری مدیرعامل اسبق ایرنا در بخش سوم گفت و گو با «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا» می گوید: اواخر دورانی که در خبرگزاری ایرنا مشغول بودم، تلاش کردم ریاست اجلاس خبرگزاری کشورهای غیرمتعهد را بگیرم. نزد آقای هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت رفتم. ایشان گفت: نصیری خام نباش! در این شرایط بین المللی ریاست این اجلاس را به ما نمی دهند. اما اگر گرفتی برای ما خیلی اهمیت دارد پس فکر خرج آن نباش! 

ایرنا: گویی در زمان مسئولیت جنابعالی؛ اجلاس خبرگزاری‌های کشورهای غیرمتعهد نیز توسط ایرنا برگزار شد. داستان چه بود؟

نصیری: اواخر دورانی که درایرنا مشغول بودم، تلاش کردم ریاست اجلاس خبرگزاری کشورهای غیرمتعهد را بگیرم.

نزد آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت رفتم. ایشان گفت: نصیری خام نباش! در این شرایط بین المللی ریاست این اجلاس را به ما نمی‌دهند.

پاسخ دادم: من آن را می‌گیرم آقای هاشمی. ولی اگر گرفتم چه؟

ایشان با ناباوری گفت: اگر گرفتی برای ما خیلی اهمیت دارد پس فکر خرج آن نباش!

وقتی با تلاش همکاران، میزبانی و ریاست این اجلاس را گرفتیم آقای هاشمی باورش نمی‌شد.

کنفرانس در مدیریت، طرح مباحث و نتایج، ظاهراً فوق العاده بود و همه به حرفه‌ای بودن آن اذعان داشتند. یکی از اعضای هندی کنفرانس گفت حتی در جزئیات کنفرانس هم اشکالی پیدا نشد.

حضور عراق و کویت پس از اشغال عراق، کوبا، یوگسلاوی و … برای اولین بار با برنامه ریزی های انجام شده حضور نمایندگان آسیای مرکزی و همسایگان و اداره آن اهمیت بسیار داشت.

ایرنا: آقای هاشمی پول برگزاری این همایش را داد؟

نصیری: خیر. آن موقع دولت پول نداشت.

ایرنا: از چالش‌های دیگر آن سال‌ها بگویید؟

نصیری: سال بعد بود که در اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد و به عنوان رئیس خبرگزاری‌های غیرمتعهد شرکت کردم. وقتی به تهران برگشتم دیدم در خروجی ویژه ایرنا، گزارشی درباره رابطه دختر و پسر نوشته شده است.

معاون خبر را خواستم و گفتم این را چه کسی نوشته است؟

گفت: دو تن از همکاران ایرنا به نام‌های فلان و فلان.

جالب است هر دو نویسنده گرایش انجمن اسلامی آن موقع ایرنا را داشتند.

علی لاریجانی که وزیر ارشاد بود مرا خواست و گفت این گزارش دیگر چیست؟

گفت: اصلاً نباید وارد این مقوله می شدید.

گفتم: اتفاقاً باید خبرگزاری به این مقولات ورود پیدا کند. اما نحوه پرداخت مطالب درست نیست. کسی که شنا بلد نیست نباید وارد عمق ۴ متری شود.

گفت: مثلاً چگونه باید نوشته می‌شد.

برایش شرح دادم.

گفت: این طور اگر نوشته می‌شد اشکالی نداشت. اما حالا بگویید چه کسی این را نوشته؟

گفتم: به شما ارتباطی ندارد. من مسؤول خبرگزاری هستم و خودم هم باید پاسخگو باشم.

گفت: وقتی این گزارش نوشته شده شما ایران نبوده‌ای؟

گفتم: بله و مدعی شدم تک تک خبرها را می‌خوانم و بعد اجازه انتشار آن را می‌دهم.

بعد لاریجانی نامه‌ای را نشان من داد که یکی از مقامات خطاب به او نوشته بود و در آن درج شده بود که کسی که این مطلب را نوشته فاسق فاجر است.

گفتم: چرا این نامه را برای من ننوشته‌اند. من رئیس خبرگزاری ام.

نامی را به ایشان نگفتم و مدتی بعد از خبرگزاری بیرون آمدم شنیدم یکی از آن دو خبرنگار نویسنده گزارش گفته بود حزب الله پیروز شد. اما سال‌ها بعد شنیدم این خبرنگار گفت نصیری مرد بود و در مقابل فشارهای بیرونی از کارکنان، مردانه دفاع کرد.

در حالی که اگر فقط من کنار می‌کشیدم دستگیری آن دو نفر کاملاً محتمل بود. با آن جمله‌ای که ان مقام نوشته بود نویسندگان این مطلب فاسق فاجرند.

ایرنا: در آن سال‌ها دیگر چه اتفاقاتی در ایرنا افتاد؟

نصیری: یکی از مسائل دیگری که در آن ایام پیش آمد بمب گذاری منافقین در نزدیکی ایرنا بود. یک مغازه لوازم ورزشی فروشی در زیر ساختمان خبرگزاری بود که یک روز بمبی در آن منفجر شد. من خبر را روی خروجی عادی ایرنا قرار دادم با ذکر جزئیات. نوشتم امروز ساعت فلان در کوچه مجاور خبرگزاری بمبی منفجر شد و شدت انفجار به حدی بود که کفش‌های مغازه کفش فروشی به خانه‌های اطراف پرت شد.

البته آن موقع من مسؤول سرویس بین الملل ایرنا بودم و این خبر را هم در سرویس خود کار کردم.

هر چند آقای خرازی برای انتشار اخباری با این مضامین تحفظ داشت و از طرفی بر اساس تعریف، نخستین خبر بیشترین اثر را بر جای گذاشته و توجه جلب می‌کند و اخبار و گزارش‌های بعدی تنها در تبیین جزئیات موثرند.

ایرنا: از سایر فعالیت‌هایتان در ایرنا بگویید؟

نصیری: دانشکده خبر ایرنا هم در آن دوران تأسیس شد هر چند الان مدعیان متعددی دارد. حتی افزودن بعضی از دروس و نیز سیلابس دروس آن را بنده نوشتم. البته شروع کار از قرار با فوق دیپلم و سیر دروس آن تا لیسانس بود. دروسی مثل کامپیوتر و حقوق خبرنگاری را در این دروس قرار دادم. با این وصف دو دوره پیاپی در مدیریت بنده، دانشجو گرفته شد.

البته بگویم که بسیاری از فارغ التحصیلان دانشکده های ارتباطات وقتی در آزمون استخدام ایرنا شرکت کردند در مصاحبه رد شدند چون توانایی لازم را برای خبرنگاری نداشتند.

از اتفاقات دیگری که آن سال‌ها رخ داد مجروح شدن سه تن از خبرنگاران ایرنا در جبهه‌های جنگ بود. عباس جعفری دولت آبادی دادستان پیشین تهران که در بخش آرشیو ایرنا کار می‌کرد به اتفاق اسلامی فرد و کریمی ترکش خورده و زخمی شده بودند.

علی اکبرجوانفکربه من زنگ زد و گفت دکترها می‌خواهند پای اسلامی فرد را قطع کنند.

من مخالفت کردم و گفتم با مسؤولیت من او را به تهران بیاورید. با دو پرواز ابتدا اسلامی فرد را به تبریز و سپس به تهران آوردند و پایش را هم قطع نکردند. الان اسلامی فرد روی دو پای خود راه می‌رود.

حتی خبر مجروح شدن این سه نفر را خود من به خانواده‌هایشان دادم با اینکه می‌دانید دادن این خبرها به خانواده‌ها کار آسانی نیست و هر کسی زیر بار آن نمی‌رود.

همچنین حرمت پیش کسوتان را در ایرنا حفظ می‌کردم. هیچکس در سال‌هایی که در ایرنا مسؤولیت داشتم از من حتی یک بی حرمتی نسبت به پیشکسوتان ایرنا ندید.

البته یک بار با حراست هم درگیر شدم.

ایرنا: چطور؟

نصیری: یک روز به من اطلاع دادند حراست به یکی از همکاران خانم که از خانواده‌ای محترم و متدین هم بود به خاطر اینکه کفش، مانتو و مقنعه اش یکدست طوسی و به اصطلاح با هم ست بود، گیر داده و از ورود ایشان به ساختمان ایرنا جلوگیری کرده است.

این خانم مدیر بودند. من ایشان را همراه خود به ساحتمان مجلس شورای اسلامی هم می‌بردم. خانم محترمی بود. حتی در فضای آن سال‌ها در جلساتم در مجلس به ایشان تریبون می‌دادم تا از طرح‌های ایرنا بگوید.

با این اوصاف، حراست مانع ورود ایشان به ساختمان شده بود. به سرعت رئیس وقت حراست را خواستم و گفتم پوشش این خانم چه اشکالی دارد؟

ریاست حراست دلیل قانع کننده‌ای نداشت. به شرط ماندگاری در ایرنا و عذرخواهی ایشان از این خانم محترم و پذیرش آن از سوی خانم، از این قضیه اغماض کردم. آن خانم هم بلافاصله با دستور من به سر کار برگشت.

حراست کوتاه آمد و این خانم توانست با همان پوشش دوباره سرکار حاضر شود. البته بعد از ترک ایرنا دیدم که گزارش‌های مضحک و دروغینی از سوی شخص یا اشخاص بداخلاقی در حراست علیه من نوشته شده بود. حداقل تا کنون هیچ معذرت خواهی از این بابت از من خواسته نشده است.

گفت و گو از: حجت مرتجی و ناصرغضنفری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =