۱۲ خرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۵۷
کد خبرنگار: 1159
کد خبر: 83337967
۰ نفر
نسل های ایرانی: شکاف یا همدلی؟

تهران- ایرنا- بحث درباره اختلافات میان نسل های مختلف بسیار زیاد است و برخی کارشناسان سخن از «شکاف نسلی» به میان می آورند؛ اما اغلب جامعه شناسان معتقدند که هرچند تفاوت میان نسل های مختلف چشمگیر و مهم است؛ اما این تفاوت ها آنقدر زیاد نیستند که بتوان از شکاف نسلی سخن گفت.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا؛ سال ها است که در ایران بحث بر سر شکاف نسل ها، در محافل علمی و فرهنگی مطرح می شود. بطور کلی صاحب نظران سه موضوع متفاوت نسبت به این مسئله دارند. گروهی معتقدند که ما در ایران با شکاف میان نسل ها مواجه هستیم و امکان هرگونه تفاهم و گفت وگو میان نسل ها، تقریباً منتفی است. گروه دیگری اما معتقدند که چیزی به نام شکاف نسلی وجود ندارد و والدین و فرزندان، بطور کلی مشابه هم می اندیشند و منابع هویتی یکسانی دارند. گروه سوم نیز رویکردی میانه را اتخاذ می کنند و معتقدند هرچند تفاوت هایی جدی میان نسل های مختلف وجود دارد؛ اما این تفاوت ها آنقدر جدی و عمیق نیستند که بتوان از شکاف میان نسل ها سخن گفت.


** منظور از نسل چیست؟


بطور کلی و در تعریفی ساده «نسل» به معنای افرادی است که در یک بازه زمانی مشخص زاده شده اند و در طول زندگی خود، تجارب یکسانی از روندهای تاریخی داشته اند. «کریستوفر بالس» نظریه پرداز فرهنگی برجسته، اشاره می کند که برخی جامعه شناسان معتقدند: «یک نسل عبارت است از فاصله میان والدین و فرزندانشان». بدین ترتیب می توان فاصله تقریبی ۲۰ تا ۲۵ سال را برای تفکیک میان نسل های مختلف، مشخص کرد.


بالس در ادامه یادآوری می کند که در مقابل گروهی از جامعه شناسان نسل را در بازه های زمانی ۱۰ ساله در نظر می آورند. در ادبیات جامعه شناختی غربی، افراد عضو یک نسل، دوران جوانی خود را در یک دهه خاص تجربه کرده اند. بطور مثال نسل دهه ۱۹۷۰ میلادی، شامل افرادی می شود که دوران جوانی خود یعنی ۱۸ تا ۳۰ سال خود را به صورت تقریبی در دهه ۱۹۷۰ میلادی گذرانده اند.


در عرف زندگی روزمره ایرانی؛ اما نسل به معنای متولدین در یک دهه است. بطور مثال در ایران تمامی افرادی که متولد سال ها ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۹ باشند را «نسل دهه ۶۰» و متولدین ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۹ را «نسل دهه ۷۰» می نامند. واضح است که چنین تفکیک هایی دقیق نیست و ممکن است افرادی که در دهه ۱۳۶۰ متولد شده اند، بیشتر با متولدین دهه ۱۳۷۰ پیوند داشته باشند و روحیات آنان مشابه باشد.


جامعه شناسانی چون بالس معتقدند که دلیل تفکیک نسل ها آن است که اعضای هر نسل، تجربیاتی مشترک از وقایع تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند که برای نسل های بعد ممکن است حتی قابل تصور نباشد و انتقال این تجربیات بسیار دشوار است. از همین نقطه است که بحث بر سر «شکاف» یا «تفاهم» میان نسل ها جدی می شود.


«ورن بنگستون» از پیشگامان این بحث معتقد است که سه دیدگاه کلی در این ارتباط وجود دارد: ۱- دیدگاهی که از وجود «شکاف بزرگ» حمایت می‏ کند، ۲- دیدگاهی که در نقطه مقابل، شکاف بزرگ را توهم دانسته و آن را ناشی از فریب افکار عمومی از سوی رسانه‏‬ های عمومی می ‏داند و ۳- دیدگاه سوم، دیدگاهی است بین دو دیدگاه پیشین و اعتقاد به وجود «گسست و تفاوت انتخابی» میان نسل‏ها دارد.
 


** مدافعان شکاف نسلی چه می گویند؟


جامعه شناسان هوادار شکاف نسلی، با اشاره به تفاوت های تاریخی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و با تاکید بر نقش فناوری معتقدند تفاوت نگرشی در میان نسل های مختلف بسیار جدی است. هواداران این رویکرد معتقدند که تفاوت تجربه زیسته میان نسل های مختلف آنقدر زیاد است که امکان تفاهم میان دو نسل، هرچه فاصله بیشتری از یکدیگر داشته باشند، کمتر است.


تکیه اصلی هواداران نظریه شکاف نسلی بر روی «فناوری» است. آنان معتقدند تغییرات فناوری آنچنان چشمگیر و تاثیرگذار بوده است که می توان از قطع ارتباط میان نسل ها و عدم امکان مفاهمه سخن گفت. بطور مثال یک متولد ۱۳۳۰ که آشنایی بسیار محدودی با گوشی تلفن همراه هوشمند، رایانه، اینترنت، فضای مجازی و مانند آن دارد، به سختی می تواند درک متقابلی از یک متولد دهه ۱۳۸۰ داشته باشد که در اوج دوران پیشرفت فناوری به دنیا آمده و امروز ابزارهای فناورانه، بخشی از هویت او است.


این گروه از جامعه شناسان بر این نظرند در حالی که نسل ۱۳۳۰ دوران جوانی خود را با سینمای «فیلمفارسی» گذرانده است؛ انقلاب و جنگ را به چشم دیده و بسیاری از آنان هنوز به کشور «روسیه»، «شوروی» خطاب می کنند؛ چگونه می توانند با نوجوانی که هیچ درکی از این تجربیات نداشته است، گفت وگو نمایند؟ بطور مثال «مهری بهار» استاد ارتباطات دانشگاه تهران، در پژوهشی در ارتباط با دینداری نشان می دهد که: «به طور کلی میان نسل های ۵۰ و ۷۰ از نظر جنبه های مختلف نگرش نسبت به مناسک دینی- شناختی، احساسی و عملی- شکاف رخ داده است».



** مخالفان شکاف نسلی چه نظری دارند؟


جامعه شناسان مخالف نظریه شکاف نسلی، معتقدند که تفاوت میان نسل ها به هیچ وجه جدی نیستند. بطور معمول این گروه از جامعه شناسان بر داده های آماری تکیه می کنند که نشان می دهد اعضای دو نسل متفاوت، تفاوت چندانی در میزان پایبندی به باورهای عمده ندارند. آنان با تکیه بر نتایج برخی پیمایش ها، معتقدند اعضای نسل ۱۳۳۰ همانقدر به عدالت باور دارند که متولدین نسل ۱۳۸۰. آنان نشان می دهند که این وضعیت در مورد مفاهیم عمده همچون باورهای دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز برقرار است و تنها تفاوت میان دو نسل در سبک مد، مصرف محصولات فرهنگی و برخی تکیه کلام ها است.


این گروه از نظریه پردازان معتقدند تفاوت های صوری میان دو نسل به هیچ وجه به معنای شکاف نیست و با توجه به آموزش های هماهنگ و نظام مند و مطالعه تاریخ و کسب دانش در مورد گذشته، بطور حتم متولدین دهه ۱۳۸۰، همانقدر جنگ را درک می کنند که متولدین دهه ۱۳۶۰. هرچند ممکن است تجربه گروه اول، تجربه غیرمستقیم باشد و تجربه گروه دو تجربه مستقیم.


مخالفان نظریه شکاف نسلی همچنین یادآوری می کنند که اگر نسل ۱۳۸۰ تجربیات بسیار متفاوتی از فناوری دارند، این وضعیت برای اعضای نسل ۱۳۳۰ نیز همینطور بوده است و آنها نیز به همین اندازه تحولات شگفت انگیزی را نسبت به نسل خود طی کرده است. بطور مثال اگر امروز یک متولد دهه ۱۳۸۰ با اینترنت، فضای مجازی، رایانه، تلفن همراه هوشمند و مانند آن آشنا است و این برای نسل های پیش از آن، باور ناپذیر است؛ متولدین دهه ۱۳۳۰ نیز با «تلویزیون ملی»، «سینما»، «صفحه گرامافون»، «رادیو» و مانند آن به صورتی آشنا شده اند که برای متولدین ۵۰ سال پیش از آنان، باور ناپذیر به نظر می رسیده است.


بطور مثال «باقر ساروخانی» جامعه شناس برجسته در مقاله ای با عنوان «شکاف نسلی در خانواده ایرانی؛ دیدگاه ها و بینش ها» به این نتیجه می رسد که «در زمینه رویارویی ارزش های نسلی با خانواده و روابط میان نسلی و درون نسلی در درون آن، تفاوت های قابل ملاحظه ای در عرصه ارزش های خانوادگی میان نسل ها وجود ندارد و کمابیش نوعی وفاق جمعی در رابطه با این ارزش ها، میان نسل جوان و بزرگسال جامعه دیده می شود».


** رویکرد «گسست نسلی» چیست؟


گروه سومی از جامعه شناسان نیز هستند که معتقدند هرچند تفاوت هایی میان نسل ها وجود دارد و این تفاوتها با اهمیت هستند؛ اما نمی توان از شکاف سخن گفت. در این رویکرد تفاوت میان نسل ها به چشم می خورد و طبیعی نیز هست. این تفاوت نه ناشی از تغییرات اجتماعی، که ناشی از تفاوت نگرش هایی است که همواره میان جوانان و بزرگسالان وجود دارد. بطور مثال جوانان همواره آرمان خواه تر از بزرگسالان هستند، بیشتر دست به خطر می زنند، فعال تر و جسورترند و بطور کلی در تلاشند تا نشان دهند هویت آنان با هویت نسل پیش از آنها متفاوت است.


کریستوفر بالس معتقد است که زمانی که افراد به جوانی می رسند، در پی آن هستند که هویتی متمایز از هویت والدین خود پیدا کرده و بدین ترتیب به استقلال هویتی دست یابند. «هویت نسلی» از دیدگاه بالس زمانی ایجاد می شود که اعضای هر نسل علیه نسل قبل و نمادهای آن بشورند و تلاش کنند تا نشان دهند که اعضای نسلی متمایز هستند. از همین رو است که اغلب نوجوانان و جوانان بر این «شکاف» تاکید دارند و معتقدند که جهان را به صورتی دیگر می بینند؛ به نظر بالس این «شکاف» ظاهری است و تفاوت ها هرچند به صورت ظاهری بسیارند؛ اما عمیق نخواهند بود.


در داخل ایران نیز اغلب جامعه شناسان، همین رویکرد را دارند. بطور مثال «محمدرضا طالبان» استاد حوزه جامعه شناسی انقلاب، در پژوهشی در ارتباط با «ارزش های سیاسی انقلاب اسلامی» و میزان پایبندی نسل ها به آن، نشان می دهد که: «علی رغم تفاوت های موجود در تعلق والدین و فرزندان شان نسبت به ارزش های سیاسی انقلاب اسلامی، این تفاوت ها به اندازه ای نبود که بتوان نام شکاف نسلی به آنها داد و تفاوت نسلی عنوان مناسب تری برای بازنمایی یافته های این تحقیق است».


** شکاف یا گسست؟


مجموع تحقیقات جامعه شناسان در ایران چند نکته را نشان می دهد. اول آنکه امروز و در ایران بیشتر می توان از گسست یا تفاوت نسلی سخن گفت تا شکاف. به عبارت دیگر، به رغم برخی تفاوت ها میان باورها و رفتارهای نسل های مختلف، نمی توان از شکاف سخن گفت. تفاوت در نگرش نسبت به ارزش ها و باورها هرچند میان نسل ها مختلف متفاوت است؛ اما این تفاوت به اندازه ای نیست که بشود گفت نسل ها با یکدیگر در تعارض هستند و سخن یکدیگر را نمی فهمند.


نکته دیگر آن است که بطور طبیعی هرچه میان نسل ها بیشتر شود، بطور طبیعی تفاوت ها نیز بیش از پیش خواهد بود. به عبارت دیگر تفاوت میان متولدین دهه ۱۳۸۰ و دهه ۱۳۷۰ چندان چشمگیر نیست؛ اما بطور حتم این دونسل تفاوت هایی جدی با متولدین نسل ۱۳۲۰ دارند


نکته سوم نیز این است که بخشی از این تفاوت ها، به شرایط سنی افراد باز می گردد. همواره جوانان رویکردهای تندتر، چالش برانگیزتر و متفاوت نسبت به نسل بزرگسالان خود دارند؛ اما زمانی که جوانان به دوران بزرگسالی می رسند، به اندازه نسل پیش از خود آرام و متعادل خواهند شد.


نکته چهارم نیز آن است که در درون یک نسل نیز اختلافات جدی است. اگر مبنای هویت نسلی، تجارب مشترک باشد؛ بطور حتم تجارب یک متولد دهه ۱۳۷۰ در تهران با یک متولد دهه ۱۳۷۰ در سیستان و بلوچستان، خوزستان یا خراسان، متفاوت است. عواملی همچون جنسیت، قومیت، دین یا وضعیت اقتصادی می تواند در تجارب یک نسل از زندگی، تفاوت های مهمی را ایجاد نماید که غیرقابل اغماض است.


نکته آخر نیز این است که هر نسلی به دنبال تمایز هویتی خود است. بایستی پذیرفت که هرگز نمی توان انتظار داشت نسل جوان دست به هویت یابی نزنند و تلاش نکنند تا خود را متمایز از نسل قبل نشان دهند. همانطور که تحولات فناورانه ادامه دارند و بطور حتم ابداعات جدید در فناوری، نسل متولدین دهه ۱۴۰۰ را از نسل های پیشین خود متمایز خواهد کرد. همانطور که تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی نیز همواره ادامه دارند و می توان انتظار تجربیات جدید و متفاوت را در نسل های بعد نیز انتظار داشت.


پژوهشم **۹۴۷۹**۱۵۵۲

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha