۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۷
کد خبر 83326690
۰ نفر
یلدای روح

سنندج - ایرنا - این شب ها با همه شب های دیگر فرق دارد، اینجا یلدای روح است که دل را به معراج خدایی شدن می برد و جسم خاکی انسان برای ساعاتی عرشی بودن را تجربه می کند.

به گزارش خبرنگار ایرنا، هجدهمین افطار که از راه می‌رسد، زمین و زمان با شنیدن صدای اذان به ناله بر می‌خیزد، این شب یادآور نان و نمکی است که نتوانست شیر را هم همراه خود داشته باشد، هیچکس به یاد ندارد که مولای متقیان علی (ع) سه خوراک را با هم بر سر سفره داشته باشد.
به اندازه تمام ساعاتی که از خدا دور بوده ایم، می‌خواهیم به آسمان برسیم و چه شبی بهتر از این شب که از هزار ماه بهتر است.
در این شب که پر از گریه‌های استغاثه و دعاست و باران گریه دعای ظهور آفتاب زهرا را دارد، بغض تلنبار شده قدیمی رها می‌شود و تکلیف تقدیر با اشک‌های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم زده می‌شود.
دل‌ها گمگشته ای هستند که از سجاده‌های دعا به ملکوت بال می‌گشایند و باران مهر خدا از دل واژه به واژه جوشن کبیر باریدن می‌گیرد و آنجا که به «الغوث الغوث» می‌رسی، امان نامه‌ای از آتش جهنم به دستت می‌رسد.
فرقی ندارد که در مسجدی یا حسینیه یا هر حریم دیگری که حرم خداست، چون قرآن را که بر سر می گیری دیگر در پناه آن هستی و وقتی «بک یا الله» می‌گویی یعنی از هر آنچه غیر خداست بریده‌ای و به خدا پناه برده‌ای.
ندای «العفو» است که سر به آسمان می ساید و دست‌های دعا برای اجابت بلند است.


شب نوزدهم ماه رمضان فرصتی است تا هم برای مولا به سوگ بنشینی و هم برای آرامش دل و داشتن حالی خوب برای خودت دعا کنی.
زمان بستر رخدادهای مختلف است و طلوع و غروب و گذر زمان شاید در نظر ما یکسان باشد اما در آیات قرآن برخی روزها خاص و ویژه هستند.
در منظر قرآن، شب قدر، شب با ارزش و پر فضیلت و با امور مهم و با عظمتی همراه است، شبی که در آن قرآن نازل شده، تقدیر و سرنوشت تعیین می‌شود و جبرئیل و فرشته‌ها از آسمان به زمین نازل می‌شوند.
عبادت در این شب، بالغ بر هشتاد سال ارزش دارد و قابل قیاس با سایر شب‌ها نیست.
در چنین شبی خداوند بال رحمت می‌گشاید و بندگان خود را در رواق آن می‌نشاند و شب زنده داران در دریای رحمت الهی غرق می‌شوند.
«قدر» در لغت به معنای اندازه کردن، مقدر ساختن، قرار دادن چیزی به تعداد مخصوص و به شکل و شیوه مخصوص است.


پیدایش شب قدر
رسم است که دولت‌ها، بودجه و برنامه‌های اقتصادی کشور را به مدت یکسال تعیین می‌کنند تا با طرح و تدبیر معین حرکت کنند و در مدار ثابت قرار گیرند.
گویی این رسم، از نظامی برگرفته شده که در سراسر هستی جاری است و خداوند برنامه هر کسی را به تناسب شأن، شوکت، استعداد و صلاحیت خویش، در شب قدر تدبیر و تعیین می‌کند و فلسفه وجودی این شب هم، همین است.

رمضان قلب ماه‌های سال
مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه کردستان می‌گوید: شماره ماه‌های سال ۱۲ ماه است اما ماه رمضان قدر و فضیلت ویژه ای دارد که سرآمد ماه‌ها شده و قلب این ماه هم شب قدر است.
حجت الاسلام محرم بیابانی با بیان اینکه در همه روزهای سال، شبی به فضیلت و اهمیت شب قدر نیست، افزود: این شب، شب فرود آمدن ملائکه به زمین است و کسی که این شب را به احیا و شب زنده داری و عبادت بگذراند، در تعیین سرنوشت و مقدرات خود بهره بیشتری خواهد برد.
وی با اشاره به اینکه مقدرات یکسال انسان در این شب تعیین می‌شود، تاکید کرد: باید بکوشیم تا از فرصت‌های ناب این شب‌ها، بهره بیشتری ببریم.
از جوانان اهل حسینیه قروه است، خیمه عزای علوی را در حسینیه برپا کرده و دوستانش، همان بچه هیاتی‌ها به کمکش آمده‌اند، تا از شب زنده داران در مسجد جامع پذیرایی کنند.
می‌گوید: تمام سال را برای رسیدن به شب های قدر می‌گذرانم تا به عزاداران مولا خدمت کنم.
دلش که طوفانی می‌شود، دستانش را روی صورت می‌گیرد، رد نگاهش را که می‌گیرم، می‌رود به سمت پرچم مشکی می‌رود که رویش نوشته؛ فرق خورشید خونفشان شد.
دل‌های علوی در سوگ مولا
مساجد و تکایای کردستان هم دیشب میزبان سوگواران و شب زنده داران بود، در اولین شب از شب های قدر، دل‌های علوی امشب سوگوار بودند و هر کس با زبانی برای مولا سوگواری می‌کرد، یکی با اشک، دیگری با ناله و آن یکی با آه.
حسرت علی (ع) در فراق یاس کبودش، به پایان رسیده بو ولی حسرتی که این مردم دارند، برای اولین مظلوم عالم است که مظلومیتش پس از رفتن پیامبر (ص) آغاز شد و با هجر فاطمه‌اش، هجرانی ابدی را برایش رقم زد.
امروز ناله‌ها همه رنگ حسنین داشت، ناله‌ها با زینب هم‌نوا بود، دردها اگر چه از پهلو نبود اما برای مولایی بود که درد پهلو شکسته را یک عمر برای چاه گفت و وقتی در محراب نماز به خون نشست، فریاد برآورد: به خدای کعبه که رستگار شدم.
از هیات امنای مسجد جامع قروه است، دقیق که می‌شوی، اشک در چشمانش پیداست، سینه می‌زند و چشمانش را بر هم می‌گذارد، انگار می‌خواهد با صدای مداح که جمعیت را به صحنه تشییع غریبانه علی (ع) برده است، به کوچه‌های کوفه برسد و به حسنین بگوید: آقا کمک نمی‌خواهید؟
صدایش می‌کنند و به آشپزخانه می‌رود، فرصتی می‌شود تا با او گفت و گو کنم، می‌پرسم خسته نیستید؟ با نگاهی معنادار جواب می‌دهد امروز مولا علی خسته‌تر از همه عالم است، خستگی در این درگاه معنایی ندارد.
کارها را سر و سامان می‌دهد و می‌گوید: اگر مولا بپذیرند، تا عمر دارم غلام و نوکر درگاه خودش و فرزندان پاکش هستم، ما با این کارها زنده ایم، کار به عشق اهل بیت (ع).
یکی برای شفای مریض ها دعا می‌کند، آن دیگری برای گرفتارها، یکی برای آرامش دل‌ها و یکی هم برای برآورده شدن حاجات، یکی آرزوی کربلا در دل دارد و دیگری...
اما همه دل‌ها یک حاجت دارد و آن هم دعا برای فرج مولایی است که تا نیاید، حال دل مان خوب نمی‌شود.
جمعیت به ندای «بالحجه» رسیده و دست‌ها برای استجابت همین یک دعا رو به آسمان است، گویی همه حاجات شخصی به فراموشی سپرده شده است.


/ ۹۱۰۲/‌۹۹۳۷

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =