۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶:۴۵
کد خبر 83324253
۰ نفر
ترامپ و حركت بر لبه تيغ- محمد علي حيدري هايي*

تهران- ايرنا- شواهد و روند تحولات اخير در منطقه خليج فارس نشان مي دهد كه جريان تندرو آمريكا دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا را وادار كرده تا بر لبه تيغ حركت كند و تصميمات زنجيره اي خطرناكي اتخاذ كند كه كارشناسان بين المللي و حتي متحدان آمريكا نسبت به آن ابراز نگراني و اعلام خطر كرده اند.

آرايش نيروهاي آمريكايي درمنطقه به گونه اي صورت گرفته كه سطح تنش را بسيار بالا برده است،بطوري كه تجمع اين تعدادنيرو وادوات در منطقه، حساسيت ها را افزايش داده است و وضعيت به شكلي تغيير يافته كه گويي ترامپ را به دنبال خود به سمت برخورد نظامي مي كشند واين حاصل كار مشاوراني است كه دور او را گرفته اند و او را بر لبه تيغ به حركت در آورده اند.
چرا لبه تيغ ؟ اولا، او خواهان جنگ نيست، اما دورادور او تيمي شناخته شده حلقه زده است كه در تمام دوران زندگي سياسي شان يا بر شيپور جنگ دميده اند يا بر طبل جنگ كوبيده اند ؛ جان بولتون و مايك پمپئو!

*بولتون
ميخائيل دون هاورز گزارشگر خبرگزاري آلمان در واشنگتن درباره او مي نويسد:بولتون مردي است كه در تمام زندگي سياسي خود استفاده از قدرت نظامي را ابزاري كاملأ قانوني براي تغييررژيم ديده است. او زمان جورج بوش قرار بود نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد شود، اما مجلس سنا كه اكثريت آن در اختيار جمهوري‌خواهان بود با پيشنهاد بوش براي دادن چنين پستي به بولتون مخالفت كرد.
هاورز سپس اضافه مي كند، 'نفوذ اين سياست‌مدار تندرو در سياست‌خارجي آمريكا اما رو به افزايش است، او كه پيشتر به عنوان تحليلگر نظامي در مصاحبه با شبكه فاكس‌نيوز خواستار تغيير رژيم كره‌شمالي و حمله نظامي به ايران شده بود، حال مي‌گويد وظيفه او اجراي سياست‌هاي رئيس‌ جمهور است. اما از قرار معلوم او تلاش مي‌كند اين سمت و سوي سياست‌هاي ترامپ را تغيير دهد. اينكه رئيس‌جمهور آمريكا ناگهان مي‌گويد اطلاعات محرمانه‌اي در اختيار دارد كه نشان مي‌دهد ايران برنامه‌هاي خطرناكي براي حمله به مواضع آمريكا يا متحدان آمريكا دارد، چنين برداشتي را تقويت مي‌كند. بولتون در دوران رياست‌جمهوري جورج بوش متهم شده بود كه گزارش‌هاي محرمانه را آنطور كه مي خواهد تفسير مي‌كند. حالا هم برخي معتقدند كه جان بولتون اطلاعات گزارش‌هاي محرمانه را با اغراق تفسير كرده و به اين نتيجه رسيده كه ايران چنين برنامه‌هاي خطرناكي دارد.

*پمپئو
مايك پمپئو كه از 13 مارس 2018 به عنوان وزير خارجه آمريكا شروع بكار كرده است، پيش از اين اداره ‌كننده سازمان اطلاعات مركزي ايالات متحده آمريكا(سيا) بود و پيشتر نماينده حوزه انتخابيه چهارم از ايالت كانزاس از حزب جمهوري‌ خواه در مجلس نمايندگان ايالات متحده آمريكا بود و براي نخستين ‌بار در 3 ژانويه 2011ميلادي به‌عضويت اين مجلس درآمد.
پمپئو، عضو جنبش تي‌پارتي در حزب جمهوري ‌خواهان آمريكا و در منتهي اليه راست طيف سياسي جمهوري‌ خواهان قرار مي‌گيرد.او همچنين عضو انجمن ملي اسلحه،گروه لابي گسترش استفاده از سلاح گرم در آمريكا، از مخالفان سرسخت تعطيلي بازداشتگاه گوانتانامو وازطرفداران سرسخت مداخله آمريكابراي بركناري رهبركره شمالي بوده است وبه همين دليل كيم جونگ اون اخيرا براي ديدار بعدي با ترامپ شرط گذاشت كه در نشست بعد پمپئو حضور نداشته باشد.
البته ترامپ از سال دوم رياستش بركاخ سفيد، بسياري از مديران منتسب به اوباما يا دمكرات ها و حتي جمهوري خواهان معتدل را كنار گذاشته و جاي آنان را به تندروها داده است، اما فعلا نماد جنگ سالاراني كه ترامپ را به سمت پرتگاه جنگ مي برند، بولتون و پمپئو هستند.

*ويژگي هاي منطقه
دومين نكته بعد از اطرافيان ترامپ كه او را بر حركت بر لبه تيغ واداشته، مساله ويژگي هاي منطقه خليج فارس است. براي تحليل اين بخش بهتر است كمي تاريخ منطقه رابويژه دردهه هاي اخير مروري كنيم؛ منطقه اي كه در 40 سال گذشته شاهد دست كم 3 جنگ بزرگ وطولاني بوده است و جالب اينكه تامين كنندگان مالي هزينه هاي اين جنگ ها، دولت هاي ثروتمند عرب خليج فارس بوده اند.
هر بار هم كه جنگي در اين منطقه شروع شده، دامنه هاي آن سال ها ادامه يافته است؛ جنگ تحميلي صدام عليه ايران كه 8 سال طول كشيد و بعثي ها به كمك دلارهاي نفتي دولت هاي ياد شده در منطقه و كمك هاي تسليحاتي ابرقدرت ها اعم از شوروي سابق و آمريكا و فرانسه ، كاري از پيش نبردند.
بعد نوبت به حمله عراق به كويت رسيد و سپس لشكركشي و حمله آمريكايي ها در دو نوبت به عراق كه يك تنش 12 – 13 ساله را كليد زد و در نهايت در 2003 و اشغال عراق و در ادامه هجوم تروريست هاي تكفيري كه هنوز پرونده اين آخري بسته نشده است.
از آن هنگام، امنيت منطقه وامنيت جهاني به شدت آسيب پذير شده است، اروپايي ها اگرچه سلاح فروختند و نفت ارزان خريدند، اما در نهايت از اين جنگ ها سودي نبردندوالبته آمريكايي ها نيز ميلياردها دلار هزينه كرده اندوهنوز نه درافغانستان و نه در عراق به آنچه مي خواستند، نرسيدند.
اين درحالي است كه به اذعان سرشناس ترين تحليلگران بين المللي، ايران، نه عراق است و نه افغانستان و نه قابل مقايسه با شيخ نشين هاي خليج فارس وعلاوه بر اينكه ملتي مصمم در مسير استقلال است، در سطح منطقه اي وسيع در غرب آسيا و ساير نقاط، داراي پايگاه هاي قدرتمند مردمي است.

*نگراني از تحركات تيم ترامپ
ازسوي ديگر، تبديل تنش هاي سياسي و تبليغاتي به تنش نظامي، بخش وسيعي ازمنطقه را در ناامني فرو مي برد ودامنه هاي آن نه تنها منطقه كه به اروپا نيز رسيده و شايد به همين دليل است كه رگه هاي نگراني را بيش از همه جا در اروپا مي توان شاهد بود.
اروپايي ها هفته گذشته، با بالا گرفتن تنش ها، از آمريكايي ها درخواست كردند بر شدت تنش در منطقه در ارتباط با توافق هسته‌اي دامن نزند، بطوري كه 'فدريكا موگريني' مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا بر لزوم مذاكره به عنوان تنها و بهترين راه براي پرداختن به اختلافات و دوري از متشنج شدن اوضاع در منطقه تاكيد كرد و گفت: به حمايت كامل از توافق هسته‌اي با ايران و اجراي كامل آن ادامه مي‌دهيم.
وزير امور خارجه آلمان هم هشدار داد كه اقدامات تنش‌زاي واشنگتن در خاورميانه ممكن است باعث بروز درگيري در اين منطقه شود.
در نهايت آنگلا مركل در گفت‌وگو با روزنامه آلماني'زود دويچه سايتونگ'، از رويكرد آلمان، فرانسه و بريتانيا درباره توافق (هسته‌اي) با ايران كه - در مقابل آمريكا رويكردي متفاوت اتخاذ كرده‌اند- دفاع كرد و گفت، 'با وجود تمام تفاوت‌ها، در اين زمينه با چين و روسيه منافع مشتركي داريم.'
اما رهبران اسپانيا گويا بهتر از سايرين خطر را احساس كردند، بطوري كه هفته گذشته به ناو متعلق به نيروي دريايي خود دستور ترك همراهي ناو آبراهام لينكلن را به مقصد خليج فارس دادند، چرا كه معتقدند ترامپ آدم غير منتظره اي است.
مقامات اسپانيايي اين تصميم را موقتي خواندند و گقته اند به محض اين كه ناو 'آبراهام لينكلن' آب‌هاي نزديك ايران را ترك كند ناوچه درادامه ماموريت اين ناو را همراهي خواهد كرد.

*بهترين نسخه
در كمتر از يك هفته از شروع ژست نظامي آمريكا درمنطقه، روزنامه واشنگتن پست به نقل از چند مقام آمريكايي گزارش داده دونالد ترامپ از مشاوران ارشدي كه به نظر وي ايالات متحده را به سوي تقابل با ايران مي‌برند، ناراضي است، حال آنكه او به دنبال گفت وگو با ايران است.
اگر اين خبرها صحت داشته باشد، نشان مي دهد كه ترامپ در حال بازگشت به مسير عقلانيت است، چرا كه براي خروج از وضعيتي كه برايش دامن زده اند، ابتدا نياز دارد، در تيم اطرافش تجديد نظر كند.
گزارش ها و اطلاعات بولتون از قديم هم اعتباري نداشته وپمپئو هم كه بايد يك ديپلمات باشد و به آداب و قواعد ديپلماسي پايبند،مانند فرماندهان نظامي سخن مي گويد و بيش از بكارگيري از عقل از احساسش پيروي مي كند. آنها هر رئيس جمهوري را به سمت پرتگاه جنگ و فاجعه هول مي دهند.
اما در مرحله بعد براي خروج از وضعيتي كه برايش ايجاد كرده اند، بايد به دنبال سازوكارهايي باشد تا شرايط گفت وگو و مذاكره فراهم شود و در عين حال براي پايين آوردن ريسك برخورد، بهتر است،كانال هاي ارتباطي بي واسطه و فوري تري را پيش بيني كرده و از حجم نيروهايش در منطقه بكاهد؛ اين به نفع همه است كه ترامپ از حركت بر لبه تيغ بازايستد.
كارشناس مسايل بين الملل