۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۰
کد خبر 83323531
۰ نفر
حيف از شهرزاد

سرمقاله روز چهارشنبه اول خرداد روزنامه امروز خراسان جنوبي را محمد راعي فرد با عنوان «حيف از شهرزاد...!!!!» نوشت كه به دادگاه متهمان مفاسد اقتصادي اشاره دارد.

هادي رضوي‌ها نه اينكه نابود نمي‌شوند بلكه به نوعي ديگر پوست اندازي مي‌كنند و با چهره و تيپ ديگري متولد مي‌شوند، هادي رضوي تهيه كننده سريال شهرزاد مشتي است از نمونه خروار، مهم نيست كه عدد اختلاس و كلاهبرداري اش چقدر است، مهم نيست رد مال كند و يا چند صباحي هم در زندان عمر بگذراند، مهم نيست كه در ملاء عام هم چند ضربه اي شلاق بخورد، مهم اين است كه اين هادي رضوي‌ها چرا تمام نمي‌شوند؟ و هر روز مشتي جديد باز مي‌شود و هزاران ميليارد اختلاس، چرا هر روز به شكلي تصاعدي مي‌رويند و ريشه مي‌زنند و چونان زالوهاي تمام ناشدني خون اين مردم بدبخت را مي‌مكند؟!!
عجيب است كه هنوز برخي آقايان در كمال تأسف قبول ندارند كه فساد مالي و اداري كشور را درنورديده و كاملا سازمان يافته و هوشمندانه همچنان و باقدرت به پيش مي‌رود!! اين ساختار نابودگر در چه شرايطي آرام و بي سر و صدا شكل گرفت و اين چنين تيول لاشخوران بي ريشه شد؟ چه كساني خواب بودند و يا خود را به خواب زدند تا اين بستر فراهم شود؟؟!
مگر مردم به حاكمانشان اعتماد نكردند؟ مگر هرچه آنان گفتند بي كم و كاست به اجرا در نياوردند؟ مگر اين مردم نگون بخت از حاكمانشان پرسش كردند و چرايي اين اتفاق را پرسيدند؟!! مردم خوش باورانه خيال مي‌كردند كه جامعه‌شان اسلاميست و برابري و برادري و عدالت مو به مو در حال اجراست، و همين خوش خيالي كار دست آنان داد تا وقتي به خود آيند ديگر چيزي ته ديگ براي آنان باقي نمانده باشد!!
مردم خيال مي‌كردند كه نهادهاي ناظر بر اجراي درست قانون آنقدر قوي هستند كه كسي را ياراي دست اندازي به حق و حقوقشان نيست، از بس كه در اين سال‌ها از اجراي قانون به نفع خودشان شنيده بودند و تبليغات به آنان اينگونه فهمانده بود كه نيروهاي نظارتي نمي‌گذارند كه حتي يك ريال از حق آنان حيف و ميل شود..!!
به مرور كه تشت هاي رسوايي مدعيان مردمي بودن يكان يكان بر زمين سخت وجدان جامعه فرو افتاد تازه فهميدند كه چه كلاه گشادي سرشان رفته، تازه شناختند رفيقان قافله و شركاي دزد را!!
اما ديگر دير شده بود وقتي متوجه شدند كه نه اميدي باقي مانده بود و نه انگيزه‌اي، مردم ديگر دريافتند حرف درماني و شعار گفتاري پشيزي هم ارزش ندارد و ديگر خام كساني نشدند و نمي شوند كه با لبخندي بر لب و قطره اشك تمساحي بر گوشه چشم از پشت به آنان خنجر زده و مي زنند…!! چرا مردم؟ اينان كه هميشه پاي كار بودند، بيشترين خون هاي ريخته شده و شهداي راه دين و وطن و معلولين و اسرا كه متعلق به آنان بود و همچنان است، پس چرا از اينان انتقام گرفته مي‌ شود؟! چرا اينان بايد تقاص كار نكرده را بدهند؟! چرا اينان بايد بهاي رانتخواري و اختلاس و پولشويي گردن كلفتان خائن و پست فطرت و مشتي حرام خوار حرامزاده را بدهند و آخر سر هم مثل هميشه بدهكار باشند و جرات نكنند كه بپرسند از اين همه دادگاه و اعدام و زنداني و بگير و ببند واقعاً همين تعداد نابكار بودند، به جايي اتصال نداشتند؟ چرا نامي از بقيه به ميان نمي آيد؟ چه كسي قبول مي‌كند كه هزاران هزار ميليارد تومان و چندين ميليارد دلار و يورو مثل آب خوردن بلعيده شده باشد اما بي اذن و حضور قدرت هاي سياسي و اقتصادي كشور؟ پس چرا نامي از آنان به ميان نمي آيد…!! اين قصه سري دراز دارد و بهتر است آب به لانه مورچگان نيفتد، حيف شهرزاد كه اين گونه دامنش به لكه ننگي ابدي آلوده گرديد…!!
3028