۱ خرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۰:۲۴
کد خبر: 83323481
۰ نفر
سوسوی چراغ رنگرزی در پستوی بازارچه سنندجی

سنندج - ایرنا - مشاغل قدیمی، سنتی و صنایع دستی مختلفی در گذر زمان از بین رفته و یا خطر حذف آنها را تهدید می كند؛ یكی از این مشاغل رنگرزی گیاهی در كردستان است.

به گزارش ایرنا، فرش، قالی و گلیم كُردستان شهرت جهانی دارد، از دیرباز مطرح بوده و از كیفیت بالایی برخوردار است كه یكی از دلایل این كیفیت، رنگ های گیاهی بكار برده شده در آن است.
رنگ هایی كه علاوه بر این كه زیبایی و جلوه ویژه ای به این فرش ها می دهند از ماندگاری خاص و بالایی نیز برخوردار هستند.
رنگرزی گیاهی و طبیعی به عنوان یكی از مشاغل پشتوانه فرش كردستان ، امروز در معرض فراموشی قرار گرفته و در حال حاضر تنها رشید مولودی مغازه رنگرزی گیاهی خود را در بازارچه قدیمی سنندجی نبسته و در سن 67 سالگی چراغ این حرفه را همچنان روشن نگاه داشته است.
او می گوید: روزی حدود 18 استادكار در این شهر مشغول كار رنگرزی بودند اما امروز فقط من مانده ام كه تجربیات آنها را بكار می برم اما نگران از دست رفتن این حرفه هستم.
استاد رشید می گوید كه 15 شاگرد او هیچكدام بكار خود ادامه نداده و به سراغ مشاغل دیگری رفته اند.
در یك روز آفتابی به سراغ استاد رشید رفتم، به محض ورود به مغازه رایحه های خاصی به مشامم خورد و احساس كردم در فضای روستا قرار دارم و خاطرات آنجا در ذهنم تداعی شد.
بخشی از این رایحه ها بخاطر گیاهانی بود كه در رنگرزی بكار می رود، به استاد رشید گفتم خوش به حالت كه در چنین فضایی كار می كنی.
او در اوایل حضورم بیشتر گرم كار بود و سر حال نشان نمی داد اما كم كم سفره دل را باز و گله ها را بیان كرد.
به گفته استاد رشید، یكی از دلایل كم رونقی رنگرزی گیاهی، گران شدن رنگ های گیاهی و ارزان تر و در دسترس بودن رنگ های صنعتی است.
او می گوید پنج سال پیش یكی از این رنگ ها را 15 هزار تومان می خریدم الان به 90 هزار تومان رسیده البته قیمت یك كیلوگرم از رنگ های مورد نیاز به یك میلیون و 200 هزار تومان نیز رسیده است.
استاد رشید اضافه می كند: برخی از صاحبان كارگاه كه شرایط مالی خوبی هم دارند در این بین پرداخت دستمزد من را به تاخیر می اندازند و برای نمونه یكی از آنها از پاییز سال گذشته تاكنون حساب خود را تسویه نكرده است.
نخ های رنگ شده یكی از مشتری ها را جدا می كند، به گوشه ای می گذارد و می گوید: من خودم كارگر محسوب می شوم، برایم نخ می آورند رنگ می كنم و تحویل می دهم شاید اگر سرمایه ای داشتم شرایطم بهتر بود.
استاد رشید صحبت از نیاز به 2 میلیارد تومان می كند و به درد دل ادامه می دهد: با اینكه كاری است كه باید دغدغه حفظ آن را داشته باشند اما هیچ كمكی به من نشده است و حتی وامی به من نداده اند.
چشمم به پوستر كهنه ای كه گرد و خاك گرفته اما هنوز روی دیوار است می افتد كه روی آن نوشته شده برای رسیدن به رنگ دلخواه و مقاوم در مقابل نور شستشو، مالش و قبل از رنگرزی دندانه دهید.
پوستر مربوط به دوران وزارت بازرگانی و مركز ملی فرش ایران است، از استاد رشید می پرسم این پوستر چیست، می گوید: مربوط به دورانی است كه در ظاهر به ما توجه بود از آن موقع می آمدند و می رفتند و شعار می دادند كارها كرده ایم اما چیزی نصیب ما نمی شد.
47 سال است جواز گرفته اما به گفته خودش این جواز كسب هیچ سودی برایش نداشته و تسهیلاتی هم نتوانسته به پشتوانه آن از بانك بگیرد.
می گوید برای گرفتن وام باید آشنا داشت كه من ندارم، با همین كار فرزندانم را به دانشگاه فرستادم اما از آنها خواسته ام به مردم خدمت كنند و شرافتمند باشند.
بیمه اش را هم خود پرداخت كرده و الان اگر باز نشسته شود ماهی یك میلیون تومان حقوق می گیرد.
می گوید اگر حقوق بیشتری نصیبم می شد احتمال زیاد دست از این كار می كشیدم چرا كه در 67 سالگی دیگر توانی برایم نمانده است.
با همه گله هایی كه دارد، دولت را تشبیه به پدر می كند و می افزاید: از اشتباهات پدر باید گذشت پس انتظار زیادی ندارم.
از استاد رشید كمی در مورد ریزه كاری های شغلش پرسیدم كه مثلا چه گیاهانی در رنگرزی گیاهی بكار می رود.
گل ناس، گردو، مو، اسپرك برخی از گیاهانی بود كه نام برد و گفت: از حدود 6 گیاه برای رنگرزی استفاده می كنیم و برای بدست آوردن رنگ های مختلف آنها را با هم تركیب كرده و هر بار هفت تا هشت ساعت در آب می ماند تا رنگ دهد.
این موضوع كه تنها بازمانده این شغل است را به یادش می آورم و می پرسم نگران از دست رفتن این حرفه نیستی؟
استاد رشید گفت: بارها از میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خواستم مكانی را در اختیار من قرار دهند تا 100 نفر را آموزش دهم اما قدمی برداشته نشد، همه تلاش خود را كردم اما شاگردانم هم بدلیل درآمد پایین به آن ادامه ندادند، اما باید این حرفه حفظ شود.
می افزاید: خارجی ها ارزش كار را می دانند عده ای آمدند این كار را از من یاد گرفتند حتی گیاهانی را با خود بردند.
به گفته استاد رشید،؛ فرش های دست بافت كردستان امروز در موزه هایی در خارج از كشور در معرض نمایش است كه با همین رنگ های گیاهی بافته شده اند.
نخ ها را از دیگ خارج می كند و تكان می دهد تا گیاهانی كه روی آن نشسته است بریزد و سپس از كسانی كه در نقش های سنتی قالی كردستان هم دستكاری می كنند و امروزه آن را نقش های جدید تركیب می كنند، گله می كند.
با یك صافی تكه های گیاه را از دیگ خارج می كند تا رنگ خالص آماده نخ های جدیدی باشد كه به داخل دیگ می گذارد نخ هایی كه اكثرا ماشینی شده و كمتر نخ هایی كه در روستاهای كردستان توسط زن های كُرد ریسیده می شد در مغازه استاد رشید دیده می شود؛ اتفاقی كه این را تداعی می كند كه فرش دست بافت كردستان از ریشه در حال تغییر و فراموشی است.
استاد رشید از تفاوت این نخ ها هم می گوید، نخ های ماشینی كه به گفته او دیرتر به خود رنگ می گیرند و زودتر هم رنگ پس می دهند درست برعكس نخ های دست ریس شده سنتی كه در عرض چند دقیقه رنگ را به خود می گرفتند و سال ها ثابت نگه می داشتند.
با اینكه با استقبال زیاد گرمی در ابتدای حضورم از این استاد رنگرز مواجه نشدم اما پیش از رفتن كاملا نشان داد كه از حضورم در تنهایی مغازه نسبتا تاریكش خوشحال شده و گویا از اینكه فرصتی برای درد دل داشته خوشنود است.
چوب بلندی را با فندك روشن می كند و زیر دیگ بزرگی می گیرد تا شعله ور شود، شعله ای و نوری كه مشخص نیست تا چند وقت دیگر روشن می ماند.
6108/9102