۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۹
کد خبر 83321844
۰ نفر
مناسبت ‌هاي جهاني در حد آرزو

تهران- ايرنا- اميد بر اين بود كه پس از شكل‌ گيري سازمان ملل، احوال جهان رو به بهبود نهد؛ ولي نه! اينكه اينگونه نشد، بلكه بدتر شد؛ نه البته كوتاهي از سازمان ملل بوده باشد بلكه اين سرشت جهان هستي ‌ست كه همانگونه روزي پيدايش يافت و زاده شد، همانگونه نيز رو به نيستي رود و بميرد. ‏

روزي زمين با همه بود و نبودهايش، غبار شده و در سياه ‌چاله ‌اي فرو خواهد رفت؛ اما شگفت اين‌جاست كه همه ماندگاران زمين با اين كه آگاه به اين حقيقت‌اند ولي نه كه راهكاري براي پيشگيري نمي‌يابند بلكه با همه توان، سرگرم شتاب‎بخشي به فرايند اين نابودي‌اند.

** نمودهاي جهان، نه چندان بي‌مانند به هم!
حقيقت‌ هاي ريز و درشتي در جهان وجود دارد كه مردم تنها شماي واقع ‎شده آن را مي‌بينند، آن هم با چشم رسانه‌ها. براي نمونه رسانه‌ها مي‌گويند «خيزش طالبان، القاعده و‎‏ (Isis‏) داعش سبب شد جهانيان دريابند كه كودكان و انسان ‌هاي گريزان از جنگ تا چه‌اندازه آسيب‎پذيرند» در حالي كه پيش‎تر نيز پديده‌ هاي بسياري به كودكان و انسان ‎هاي سازش ‎‏‎‏جو آسيب زده است.

يا اين كه «خروج امريكا از پيمان پاريس، نفس محيط ‎زيست را گرفت» حال آن كه پيش از آن بسياري از كشورهاي متعهد به پيمان پاريس، در كنش ‎وري(در عمل) چندان متعهد به پيمان نبوده‌اند. نمونه ديگر قدرت كشورهاي عضو شوراي امنيت است كه به سستي ساختار بنيادين سازمان‌ملل انجاميده است. امكان حق وتوي پنج كشور دايمي شوراي امنيت(چين، روسيه، فرانسه، بريتانيا و امريكا) اين امكان را فراهم آورده كه هر يك از آن‌ها جهان را كش‎سان به سوي خود بكشند. حتي حق وتوي چرخشي در ميان 193 كشور نيز راهكار خوبي نيست و تنها سبب افزايش كش‌ مكش‌ ميان ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها و خرده‎ قدرت‌‎ها و بي‎‏قدرت ‌ها در جهان مي‌شود.

** مناسبت ‌هاي اسمي ‏
در روزهاي سازمان ملل، روز جهاني سازمان ملل متحد هم به چشم مي‌خورد؛ آيا براي اين روز بايد جشن گرفت و شمع فوت كرد و كيك بريد؟ در مناسبت‌هاي سازمان، روز گسترش فرهنگ و روز تلويزيون هم ديده مي‎شود؛ ولي آيا پيش‎پا افتادگي(ابتذال) هم گونه‎اي گسترش فرهنگ به شمار مي‎آيد؟ براي نمونه تركيه، داوي و ادعاهاي زيادي در زمينه گسترش فرهنگ دارد؛ بد نيست در روز جهاني تلويزيون سازمان ملل، رسانه‌هاي جهان به اين مورد هم بپردازند كه اينك سريال‌هاي عاشقانه تركيه‌اي، دست‌هاليوود و باليوود را از پشت بسته و در حال نابودي عشق در كشورهاي جهان سوم است.‏

اينك يورش‌هاي تروريستي، جان بسياري از كودكان را در سراسر جهان مي‌گيرد و اروپا دچار كابوس پناه‎جويان است و حقوق انسان‌ها(حقوق بشر) در جاي‌جاي جهان لگدمال مي‌شود. هفتاد سال پيش و در پي جنگ جهاني دوم، سازمان ملل متحد برپا شد تا از تبار انسان در برابر جنگ‌ پيشگيري كند. كار اين سازمان ره‌باني از صلح در جهان و گسترش دوستي ميان كشورهاست. شوشه(منشورنامه) سازمان ملل بر احترام به حقوق انسان‌ها استوار است و همه كشورهاي جهان را فرا مي‌خواند به اين‎كه چالش‎هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي را با همياري از پيش پا بردارند؛ اين كه آيا اين سازمان با 193 كشورش به هدف‌هايش رسيده يا نه، نياز به كنكاش ريزبينانه دارد.

**گرايش ‌هاي محيط زيستي
سازمان ملل تنها در زمينه محيط ‎زيست و همچنين زيست ‎محيط، بيش از 14 مناسبت دارد: روز جهاني جنگل، روز جهاني آب، روز جهاني زمين پاك، روز جهاني تنوع زيستي، روز جهاني محيط زيست، روز جهاني اقيانوس‌ها، روز جهاني گل، روز جهاني بيابان‎زدايي، روز جهاني اُزون، روز جهاني جانوران، روز جهاني كوهستان، روز جهاني تنوع زيست‎محيطي، روز جهاني تالاب؛ و حتي روز جهاني پيشگيري از سواستفاده از محيط‎زيست در جنگ.

اما آيا آنچه كه اينك ديده مي‎شود بهبود وضعيت محيط‎زيست است يا وضعيت رو به نابودي آن؟ سازمان ملل مناسبت ‌هاي ديگر هم دارد «روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي» كه در همين روزها، ‏داعش ميراث فرهنگي سوريه را نابود كرد؛ يا طالبان مانند چنگيز مغول در سال 2001 به دستور ملامحمد عمر، 2 تنديس بزرگ بودا را منفجر ساخت(بيچاره بوداي سازش‌جو) كه يكي از با ارزشترين‌هاي باستاني افغانستان بود، يكي صلصال 53 متري و ديگري شمامه 35 متري با 1600 سال پيشينه. جهانگردان اينك در باميان، پديده باستاني ديگري براي تماشا نمي‎يابند.

در اين ميان سازمان ملل تنها توانست بگويد اين كار هراس‌افكني فرهنگي بوده است؛ اما پيش از اين كه سازمان ملل اين پيام را بفرستد، مردم جهان خود به اين مفهوم پي برده بودند و ديگر نيازي به ابراز هوشمندي سازمان ملل نبود؛ سازمان بايد به جاي يك پيام خشك وخالي، قدرت اجرايي داشته باشد، كه ندارد.

** گرايش ‌هاي سازش ‌جويانه
مناسبت‌هاي دوستي و سازش سازمان ملل نيز چشمگير است: روز خلع سلاح، روز پناهندگان، روز حافظان صلح ملل متحد، روز زدودن خشونت بر زنان، روز مبارزه با اعدام، روز جهاني قربانيان خشونت، روز جهاني انسان‌دوستي، روز جهاني صلح، روز جهاني بدون خشونت/مهاتماگاندي، روز جهاني دانش براي صلح، روز جهاني بردباري، روز جهاني نبود برده‎داري، روز جهاني حقوق بشر، روز جهاني همبستگي انساني.‏
سازمان ملل در خود نهادي ويژه به وجود آورده است تا جهان بهنجاري پديد آورد به دور از سلاح‌هاي هسته‌اي و كشتار گروهي؛ ولي اينك مي‌بينيم كه طالبان و داعش و القاعده و ديگر گروهاي خشونت ‎ورز در بسياري از كشورها به آساني به سلاح‌هاي گوناگون دسترسي دارند و دست به كشتار كودكان بي‌گناه مي‌زنند و «صلح» چشم‌انداز روشني در جهان و حتي در هند مهاتماگاندي ندارد. سازمان ‌ملل به «غذا براي همه» و «زدودن نداري كودكان» نيز توجه نشان داده است: روز جهاني غذا، روز جهاني كودك، روز جهاني پيشگيري از كار كودكان، ‌روز جهاني ريشه‎ كني فقر.
اما جهان، روزگاري بدتر از امروز را به ياد ندارد كه حقوق كودكان اين‌ همه پامال شده باشد و گروه‌ هايي از كودكان براي از گشنگي‌نمردن، در پي كفي نان در زباله‌هاي كلان‌شهرها بگردند.

** هفتاد سالگي ‏
سازمان ملل در حالي رو به هفتاد سالگي مي‌رود كه هر روز آواي شليك از گوشه‌ گوشه جهان بلند است و در پي آن خون‎هاي كودكاني كه ما آنان را به اين جهان فراخوانده‌ايم- روان مي‎شود. در برخي كشورهاي جهان، امنيت جاني كودكان در كمترين تراز قرار دارد و خشونت و آدم‌ كشي در آن‌ ها بيداد مي‌كند. سركوب مخالفين، سركوب دين ‎باوران اقليت، شبيخون ‌ها، بمب‎ گذاري خودكُشانه(انتحاري)، خشونت‌هاي بي‌مانند، قاچاق مواد مخدر، گروگان ‎گيري، باجگيري(اخاذي) و دزدي، بيش از ديگر پديده‌ها در اين كشورها(بيشتر خاورميانه، افريقا و امريكاي لاتين) ديده مي‎شود.

نيجريه: بزرگترين اقتصاد افريقا با پديده گروه بوكوحرام و شورشيان دلتاي نيجر رو به روست. كلمبيا- راه‎گذر مواد مخدر به امريكا، توليدگر بزرگ كوكائين جهان است و در آن سخن آغاز و پايان از آنِ باندهاي مواد مخدر ‎است. در ليبيِ پس از قذافي(2011) گروهايي مانند داعش و مخالفين و دولت با هم در جنگ‎اند و در اين ميان گلوله‌ها بر سر كودكان فرود مي‌آيد.

پاكستانِ جداشده از هند، اينك بيش از هند، با خود در ستيز است؛ ترور و تنش‌هاي سياسي و ديني‌اش از درون در حال جويدنش است و سبب شده كشوري باشد دارنده سلاح هسته‎اي با مردمي گرسنه.

سومالي از بي‎ پايدارترين كشورهاي جهان و بر پايه برخي سنجه ‎ها يك كشور ور شكسته است و گروه شباب با هر اراده، مي‎تواند يك ترور انجام دهد. سودانيان به سبب نداري و بي‌چيزي به ره‌زني دريايي رو آورده‌اند تا اقيانوس آرام را ناايمن كنند.
السالوادور- يك جنگ داخلي 12 ساله را در پشت‌سر دارد. كشوري در قلب امريكاي مركزي كه به سبب ستيز ميان باندهاي تبهكار و پخش مواد مخدر، آسايش را از كودكان و نوجوانان و خانواده ‌ها گرفته است.

ونزوئلا مانند كلمبيا از مسيرهاي ورود مواد مخدر به امريكاست. اقتصاد اين كشور به سبب ريزش بهاي نفت در 2014 ورشكسته شده است و چند ميليون از مردم به سبب كمبود غذا و نبود امكانات ساده زندگي با كودكان خود آواره كشورهاي همسايه شده‎اند؛ درگيري ميان مردم با دولت سبب شده جهانيان از اين كشور شمايي از خشونت در پندار خود داشته باشند.

هندوراس كشوري‌ست كه در ماه از هر صدهزار تَن، 6 تَن كشته مي‌شوند. گروه‌هاي خشن خياباني كشور را قرق كرده و دولت در دولت تشكيل داده‎اند، مانند «مارا-سالوا-تروچا» و يك گروه ديگر به نام باريو. سوريه اين كشور با پانصدهزار كشته و به سبب حضور گروه‌هايي مانند ‏Iss‏ و جنگ‌هاي داخلي، بي‌مانند به يك ويرانه نيست.

و عراق با آن كه بيش از 10 سال از سرنگوني صدام مي‎گذرد هنوز در آشفتگي به‌سر مي‌برد و پديده داعش هنوز رخت بر نبسته است. مكزيك، نماد خشونت است؛ راه‌ گذرهاي بزرگ آن براي قاچاق مواد مخدر از جنوب امريكا به شمال امريكا به خشونت افزوده است. سرمايه‌ گذاران با وجود اين همه باجگيري و گروگان‌گيري از اين كشور گريزانند.

گواتمالا همچو السالوادور و هندوراس، سرريز خشونت، توليد مواد مخدر و قاچاق است؛ در سال 2015 هر هفته بيش از 90 تَن در اين كشور كشته شده‌اند.
افغانستان، يك كشور بسيار مذهبي، هنوز نتوانسته خود را از توليد مواد مخدر برهاند؛ از اين رو در ميان ديگر كشورهاي جهان بر پله نخست خشونت ايستاده است؛ در كنار اين‌ها، گروه طالبان همزمان با جنگيدن با داعش، هر بار بخشي از كشور خود را ويران مي‎كند.

** نگره‌ هاي روشنگري خوش ‌بينانه
اينك در جهان خيزابي از نگره ‌هاي پوچ‌ گرا برخاسته كه همگي از مرگ خَردمندي مي‌گويد؛ اما هستند كساني كه هنوز به روشنگري دل‌بسته‌اند؛ هرچند نگره روشنگري آنان گاه آرمان جنبش روشنگري را خش‌‎دار مي‎‏كند.‏ اين نگره‎ ها به پيشرفت ‎هاي انساني توجه نشان مي‎دهد مانند افزايش زندگاني؛(كه بي‎درنگ اين پرسش پيش مي‏آيد كه با سرطان يا بدون سرطان؟)

نگره‎ پردازان خوشبين همچنين مي‎گويند كه از آغاز سده بيستم، با آموزش ‌ها، مرگ مردمان غربي به سبب آذرخش، نزديك به نيم كاهش يافته است. اما همين نگره‌پردازان خود معترف‍‎ مي‌شوند كه كه بايد از تروريست‌ها وداعش كمتر ترسيد زماني كه زمينه مرگ اروپاييان به سبب رخداد رانندگي، 3 هزار برابر شبيخون ‌هاي تروريستي است.

اما با اين وجود اين نگره‌پردازان خوشبينانه باور دارند كه پيمايش روانشناسانه، نشانگر آن است كه خشك‎سري و يكدندگي در باورها، در ميان مردمان جهان كاهش يافته و همه آزادانديش‌تر شده‌اند. تغذيه خوب، دانش‌ آموختگي دوره عالي و بسترهاي آماده انديشه ‎ورزي، سبب شده بهره هوشي انسان ‌ها در هر دهه نزديك به سه واحد افزايش يابد.

اما از آن ‌سو منتقدان از چرايي خشم مي‎پرسند و اين كه چرا جهانيان اين‎همه به خشونت گرايش نشان مي‌دهند. پاسخ روشن ‎بينان اين است كه گمان مي‎رود مردم بيشتر به اخبار بد توجه دارند كه مسبب‌اش گونه ‎اي سوگيري‎ست كه در روان‌شناسي به «لغزش تمركز بر دادهِ در دسترس» مشهور است. هر كس مي‌تواند يك يورش هولناك تروريستي را به ياد آورد اما چرا در اين ميان آن‎دسته از نقشه‎هاي بر آب‎شده تروريست‌ ها فراموش مي‌شود؟ اگر از صفحه حوادث گذر كنيم و به اخبار خوش گرايش داشته باشيم، خشن نخواهيم بود و جلوي گسترش خشونت خود را خواهيم گرفت. روشن ‎بين ‌ها همچنين بر اين باورند كه سبب رسانه‌زدگي اين است كه مردم دستگاه اگرانديسمان پشت‎پرده دفتر رسانه‌ها را نمي‎بينند.

** دستگاه‎ هاي رسانه‎ها چگونه كار مي‎كند
بيژن تاجبخش‌پور كارشناش ارشد روانشناسي در باره رسانه‌ها مي‎گويد: «در تاريخ 7 مي 2019 يكي از مهمترين اخبارbbc ‎‏ يك نرم خبر است يعني خودروي تويوتاي امپراتور ژاپن(ناروهيتو، امپراتور جديد ژاپن كه هفته گذشته پس از كناره‌گيري پدرش به سلطنت رسيد)، پاييز امسال در مراسم رسمي تاجگذاري خود به جاي رولزرويس از يك ماشين ويژه ساخت تويوتا استفاده خواهد كرد‏‎.‎‏ امپراتور پيشين ژاپن در مراسم تاج‌گذاري خود در سال 1990 بر يك رولزرويس كورنيش روباز سوار شد اما رسانه‌هاي ژاپني گزارش كرده‌اند اين ماشين اكنون در وضعيتي نيست كه بتوان از آن استفاده كرد‏‎.‎‏ بر اساس گزارشي كه ابتدا توسط روزنامه آمريكايي وال‌استريت ژورنال منتشر شد و بعد تويوتا و دولت ژاپن آن را تاييد كرد، ماشين جديد امپراتور ژاپن يك ليموزين روباز است كه بر اساس تويوتا سنچري ساخته مي‌شود‎.‎‏ ‏‎ ‎ساخت هر نشان ققنوس كه روي جلو پنجره تويوتا سنچري قرار مي‌گيرد بيش از شش هفته طول مي‌كشد. سنچري لوكس‌ترين ماشين ژاپن و نمادي از قدرت و ثروت در اين كشور است. در پنجاه‌سالي كه از ساخت اين ماشين مي‌گذرد، تويوتا تنها دو بار آن را تغيير داده است. سنچري فقط در ژاپن فروخته مي‌شود و تويوتا پيش از فروش ماشين در باره خريداران تحقيق مي‌كند تا از خوش‌نامي آنان مطمئن شود‎.‎‏ تازه ‌ترين مدل سنچري، دو سال پيش عرضه شد. اين ماشين يك موتور هشت سيلندر بنزيني و دو موتور الكتريكي دارد كه در مجموع 425 اسب بخار نيرو توليد مي‌كند. قيمت پايه تويوتا سنچري 19ميليون و 600 هزار ين(حدود 180 هزار دلار) است و تويوتا توليد اين ماشين را به 50 دستگاه در ماه محدود كرده است.

همه ماشين‌ها با دست ساخته مي‌شود و در توليد به كوچك ‌ترين جزييات توجه مي‌شود. هنوز از ماشين جديد امپراتور ژاپن عكسي منتشر نشده است. از اين ماشين تنها يك دستگاه ساخته مي‌شود و اولين مدل روباز سنچري خواهد بود.»‏

تاجبخش ‌پور مي‌افزايد: «اين نرم خبر بي‌اهميت در پيشاني اخبارbbc ‎‏ قرار گرفته است. پس رسانه‌ها بر مي‎گزينند كه به چه اهميت بدهيم؛ رسانه‌ها هستند كه با اگرانديسمان، مردم را بدبين يا خوش ‎بين بار مي‌آورند. ويژگي برجسته رسانه‌ها اين است كه بيش از هر چيزي به اخبار هولناك مي‎بپردازند يا خبر ساده‌اي را هولناك‌‎تر از آن چه هست نشان دهند كه در پيشاني خبرها به چشم ‏آيد.»

منبع: روزنامه اطلاعات؛ 1398،02،31
گروه اطلاع رساني**9117**9131