۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۳۹
کد خبر: 83321310
۰ نفر
ترامپ به سوی خط پایان می تازد یا آخر خط؟

تهران- ایرنا- رئیس جمهوری آمریكا بار دیگر در توئیتی هیجانی، خصمانه و در عین حال خامدستانه تهران را هدف قرار داده و از عبارت «پایان ایران» سخن گفته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، اندك زمانی پس از حمله راكتی به ساختمانی در مجاورت سفارت آمریكا در بغداد، «دونالد ترامپ» واكنش نشان داد و در صفحه مجازی خود نوشت «اگر ایران جنگ می خواهد این به معنای پایان كارش خواهد بود». وی همچنین از ایران خواست تا دیگر آمریكا را تهدید نكند.
برخی رسانه ها این واكنش توئیتری را پاسخی به سخنان تازه فرمانده سپاه پاسداران می دانند كه گفته بود دشمنان ایران اراده ای برای جنگ ندارند و از آن می ترسند.
نوشته تازه ترامپ یكی از بی پرواترین اظهاراتش علیه ایران و نه فقط جمهوری اسلامی است به طوری كه صراحتا از نابودی ایران سخن به میان آورده است.
پیش از این یعنی ابتدای مردادماه پارسال، ترامپ در واكنش به هشدار «حسن روحانی» برای پرهیز آمریكایی ها از «بازی با دُم شیر»، شدیدترین حملات را روانه تهران ساخت و تاكید كرد هرگز و هرگز آمریكا را تهدید نكن. با این حال، نوك پیكان تهدیدات پیشین ترامپ بیشتر متوجه مسوولان ارشد جمهوری اسلامی بود و از این رو تهدید به نابودی ایران را می توان در میان مواضع خصمانه وی دارای تمایزی آشكار به شمار آورد.
این دست اظهارات رئیس جمهوری آمریكا یادآور موضع گیری های وی علیه رهبر كره شمالی در كشاكش تنش میان دو كشور در میانه سال 96 است.
درگیری های لفظی میان ترامپ و «كیم جونگ اون» پس از ششمین آزمایش هسته ای كره شمالی در تابستان آن سال آغاز شد و در نقطه اوج آن رئیس جمهوری آمریكا حریفش را خطاب قرار داد كه هرگز آمریكا را تهدید نكن وگرنه كره شمالی با آتش و خشمی بی سابقه مواجه خواهد شد.
با گذشت چند ماه از زد و خوردهای كلامی میان رهبران دو كشور، آغاز مذاكرات مستقیم سبب شد تا ترامپ از روابط عمیق و دوستانه با كیم سخن بگوید.
نگاهی به لفاظی های اینچنین ترامپ برای برخی این برداشت را به وجود آورده است كه توئیت های ترامپ را می توان تا حد زیادی متاثر از هیجانات درونی وی دانست؛ نظیر آنچه پاییز پارسال در گفت وگوی تلفنی وی با رئیس جمهوری تركیه رخ داد و واكنش منفی پیرامونیان ترامپ را برانگیخت.
در اوج تنش ها میان آمریكا و تركیه و به رغم تلاش چهره های تندرو كابینه برای اقناع ترامپ جهت شدت عمل مقابل «رجب طیب اردوغان»، برخی رسانه های آمریكایی نوشتند نتایج این گفت وگوی تلفنی از جمله اعلام خروج نظامیان آمریكا از سوریه، درست عكس هماهنگی های ترامپ با مشاورانش بوده است.
مولفه دیگری كه در خصوص رفتارهای ضدایرانی ترامپ مطرح است تاثیرپذیری وی از تحریكاتی است كه از سوی برخی بازیگران منطقه ای صورت می گیرد. از جمله سعودی ها كه به تازگی با اتهام زنی به ایران در خصوص حملات هفته گذشته «الفجیره» و انفجار خط لوله نفتی عربستان از شدت عمل مقابل تهران سخن به میان آورده اند. در همین زمینه و همزمان با پیام بشدت خصمانه ترامپ، «عادل الجبیر» وزیر مشاور در امور خارجی كابینه سعودی گفته عربستان در پی جنگ نیست اما در دفاع از خود برابر ایران درنگ نخواهد كرد.
دشمنی تندروهای سعودی و دیگر افراطیون ضدایرانی در منطقه و آمریكا كه «محمدجواد ظریف» از آنان به عنوان تیم «ب» یاد كرده، موجب ارائه این فرضیه شده است كه پشت پرده انفجارهای مشكوك و و اخیر نفتی و نیز حمله دیشب به منطقه سبز بغداد می توان دست این تندروها را در كار دید تا در این دوره پرالتهاب مناسبات تهران- واشنگتن جرقه ای را بر انبار باروت خاورمیانه بیافكنند.
در مقابل این دیدگاه ها، طیفی عنصر هیجان زدگی و واكنش های هیستریك به عنوان عامل موثر بر شكل و شمایل پیغام های توئیتری ترامپ را رد می كنند و ایده هایی چون پیروی رئیس جمهوری آمریكا از «استراتژی دیوانگی» و «پیش بینی ناپذیری» را مطرح می سازند.
گذشته از اینكه رئیس جمهوری آمریكا به چه دلیلی و تحت چه شرایطی از عبارت پایان كار ایران سخن به میان آورده، این مساله مهم است كه ترامپ پس از استفاده همه حربه های روانی، تبلیغاتی، تهدیدات نظامی و جنگ اقتصادی وارد فاز رویاپردازی و كاربرد ایده های محال شده و كشوری با تاریخ چند هزار ساله را تهدید به نابودی كرده كه بزرگترین جهانگشایان تاریخ را به كرنش واداشته است.
در دورانی كه سخن از تغییر مرزهای جغرافیایی نیز به امری دور از ذهن بدل شده و حتی ریزقدرت های منطقه ای نیز به واسطه حق حاكمیت و تمامیت سرزمینی قابل حذف از جغرافیای سیاسی جهان نیستند، یاوه پایان كار ایران بیش از آنكه نشانه قدرتنمایی باشد نمودی از تركیب خشم و فروماندگی است.
ترامپ با انگیزه هایی چون ویران كردن مهمترین میراث دولت سلف دموكرات در سیاست خارجی یعنی برجام، بهره جویی و موج سواری روی خصومت طلبی سعودی ها علیه ایران و جلب حمایت و تحكیم پیوند با لابی های تندرو صهیونیستی كمر به دشمنی بیهوده با ایران بست با اطمینان به اینكه بر اریكه ریاست جمهوری بزرگترین قدرت بین المللی، با انواع ابزارها ایران را به تسلیم وا می دارد.
وضعیت كنونی آمریكا را می توان از رایزنی و موضع گیری های مختلف ترامپ و همراهانش البته منهای تندروها دریافت و اكنون بسیاری از تحلیلگران و رسانه ها می گویند هدف واقعی كاخ سفید انعقاد قراردادی با ایران به هر نحوه و هر قیمت ممكن است ولو اینكه نسخه ای شبیه برجام از آن حاصل شود.
سوء محاسبات ترامپ در این زمینه و تبعات بی اعتمادی سهمگینی كه به وجود آورده بزرگترین عوامل بروز چالش خودساخته وی در ارتباط با ایران است.
زمان به سرعت برای ترامپ سپری می شود و تنها یك سال و نیم تا انتخابات نوامبر 2020 باقی مانده است. رئیس جمهوری آمریكا صراحتا و مكررا اعلام كرده به دنبال جنگ نیست زیرا بروز هرگونه درگیری در خلیج فارس با پیامدها و عواقب نامعلوم اصلی ترین وعده و شعار وی را منقضی می سازد. از سوی دیگر مقاومت ایران و حاضر نشدن پای میز مذاكره حیثیت رئیس جمهوری آمریكا را با خدشه ای جبران ناپذیر مواجه می سازد خصوصا اگر این شكست با ناكامی مذاكره با كره شمالی و آزمایشات احتمالی هسته ای و موشكی پیونگ یانگ و خرد شدن معامله قرن همراه شود.
هراس از تكرار سرنوشت «جیمی كارتر» برای ترامپ باعث شده تا وی شتابزده و هیجان زده چشم به تحولات ایران بدوزد و میان این دو گزاره سرگردان شود كه خصومتی بیهوده وی را به خط پایان خواهد رساند یا آخر خطِ ریاست جمهوری در آمریكا.
پژوهش**9279