۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۵۱
کد خبرنگار: 932
کد خبر: 83321196
۰ نفر
مشایی، پنجره و شیطان

تهران- ایرنا- فرشاد مهدی پور، روزنامه نگار اصولگرا در بخش هشتم از گفت و گو با پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا از انتقاد شدید اسفندیار رحیم مشایی از نشریه پنجره سخن می گوید.

ایرنا: تیراژ پنجره چه تعداد بود؟
مهدی پور: یکی از ویژگی های پنجره این بود که به شمارگان ۳۶ تا ۴۰ هزار نسخه دست پیدا کرد. متوسط تیراژ مجلات آن موقع بین ۴۰ تا ۴۵ هزار نسخه بود. اما این معمولا سهم اصلاح طلبان بود و در میان مجلات طیف اصولگرا، تنها پنجره توانسته بود به این تیراژ دست پیدا کند و به مجلات اصلاح طلب تنه بزند. البته در آن ایام تیراژ «همشهری جوان» از همه بیشتر بود ولی این نشریه سیاسی نبود و مراد من مجلات سیاسی است.
دیگر ویژگی پنجره این بود که بدنه ای جوان را وارد حرفه روزنامه نگاری کرد که بسیاری از آنها بعد از کار در این مجله، روانه خبرگزاری های مهر و فارس و روزنامه هایی مانند جام جم و همشهری شدند. یعنی از باب تربیت نیروی انسانی هم موفق بودیم.

ایرنا: چه شد از پنجره رفتید؟
مهدی پور: سال ۸۹ در آزمون دکتری قبول شدم. به آقای زاکانی گفتم دیگر نمی توانم در پنجره باشم.
مخالفت کرد و گفت : نه، همین جا بمان.
گفتم: شما خودتان فوق تخصصتان را گرفته اید و نمی گذارید ما دکتری بخوانیم؟
آخر می دانید آقای زاکانی فوق تخصص پزشکی هسته ای دارد و جزو بهترین های این رشته در کشور است.
این را که گفتم ایشان موافقت کرد و اسفند ۸۹ از پنجره خداحافظی کردم و سیدمرتضی فاطمی که الان برنامه اختیاریه را در تلویزیون مجری گری می کند، جانشین من شد.

ایرنا: یکی از اتهاماتی که به پنجره وارد شد، کمک ۵۰۰ میلیون تومانی به سازمان تبلیغات بود. ماجرا چه بود؟
مهدی پور: ما با سازمان تبلیغات و بسیاری از نهادهای دیگر، نامه نگاری کرده بودیم که بیایند و مجله ما را بخرند. نامه ای که در رسانه های منتشر شد درخواست ما درباره خرید پنجره توسط سازمان تبلیغات بود. درخواستی که سازمان تبلیغات با آن مخالفت کرد و لااقل تا وقتی که من آنجا بودم هیچ پولی از این سازمان به دست ما نرسید. اما برخی شیطنت کردند و با انتشار نامه درخواست پنجره، سعی کردند فضا را علیه ما کنند.
آقای زاکانی برای فروش پنجره خیلی کمک می کرد. روزی که این نشریه منتشر می شد برای خیلی ها پیامک می زد و به آنها اطلاع می داد تا پنجره را بخرند. از آن مدیرمسوولانی نبود که خودش را کنار بکشد. روی توزیع نشریه حساس بود. حداقل هفته ای یکبار هم در تحریریه حاضر می شد و کمک می کرد.

ایرنا: پنجره تذکر هم گفت؟
مهدی پور: بارها. سه یا چهار بار فقط از معاونت مطبوعاتی تذکر گرفتیم. حتی برای اشکالات کوچک به ما تذکر داده می شد. اما کارویژه تذکر چه بود؟ وقتی شما تذکر می گرفتی یارانه دریافتی نشریه تان از معاونت مطبوعاتی کاهش پیدا می کرد.
البته چون ما منتقد دولت وقت بودیم چنین اتفاقی می افتاد. یعنی دیوار همیشه به سمت ما کج بود و به لطف آقای رامین تذکر می گرفتیم.
البته نشریاتی که موافق دولت باشند در دریافت یارانه چندان با مشکل مواجه نیستند. چه زمان احمدی نژاد چه الان.

ایرنا: واکنش دولت احمدی نژاد نسبت به مطالب انتقادی نشریه چگونه بود؟
مهدی پور: همان موقع با خیلی از دوستان احمدی نژاد جلسه گذاشتم. آنها پیش من می آمدند. این دوستان عضو کمیته سیاسی احمدی نژاد بودند و اصلا هم قبول نداشتند که انحراف در این دسته وجود دارد.
ما، احمدی نژاد را منحرف می دانستیم ولی این ها ابتدا که انحراف او را انکار می کردند. در مقاطع بعدی هم می گفتند این تقصیر شماست که احمدی نژاد این طور شد، بس که به او حمله کردید او از دست رفت.
مثلا یادم است دو تن از نمایندگان مجلس که طرفدار پر و پا قرص احمدی نژاد بودند همیشه سر پنجره به آقای زاکانی گیر می دادند. یکی از این نمایندگان در صحن مجلس، سر میز زاکانی رفت و مجله پنجره را به سمت او پرت کرد که این چه چیزی است که منتشر می کنی!
مشایی هم مصاحبه ای کرد که و صراحتا از نشریه ما نام برد و آن را «پنجره ای رو به شیطان» خواند.
البته من به این ها حق می دادم. وقتی ما ۲۴ ساعته راجع به مشایی و بقایی و ملک زاده مطلب می نوشتیم، انتظار هم داشتیم که چنین حملاتی به ما صورت بگیرد.

ایرنا: حرف هایی که راجع به مشایی می زدند درست بود جن گیر و غیره؟
مهدی پور: آن موقع خیلی از این حرف ها زدند. بعضی از این اجنه گیر ها هم که بازداشت و دادگاهی شدند. اما به صورت سربسته به این پرونده ها اشاره می کردیم. یعنی این از موضوعاتی بود که هراز گاهی به آن می پرداختیم، ولی سعی می کردیم خیلی این بخش را پر رنگ نکنیم این حرف ها وجود داشت برخی اش هم به فراخور تاریخ اثبات شد و هیچ وقت هم نفی نشد

ایرنا: نظر شما را می خواهم درباره این فرضیه بدانم که مدعی بود مشایی همه کاره دولت احمدی نژاد است. آیا چنین مطلبی واقعیت داشت یا این که احمدی نژاد، مشایی را سیبل کرده بود؟
مهدی پور: آقای ذوالنور که الان نماینده قم است و آن موقع مسوولیتی در سپاه داشت، بعدها مصاحبه ای کرد که مضمونش این بود که، نسبت انحراف به احمدی نژاد مثل نسبت نخاع به انسان است.
منظور ایشان این بود که احمدی نژاد و مشایی دو چیز جدا از هم نیستند و این جور نیست که احمدی نژاد داشت راه درستی را می رفت و مشایی او را اغوا کرد و گفت بیا از این راه برو!
من هم چنین ارزیابی دارم. احمدی نژاد زیرساخت چنین انحرافی را داشت.
او قبل از رییس جمهور شدن، عضو شورای مرکزی حزب ایثارگران بود و به طور مستمر در جلسات اصولگرایان شرکت می کرد. آذر ۸۳ در جلسات شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، نامه ای نوشت مبنی بر این که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ نامزد نخواهد شد. اما چندی قبل از انتخابات به وزارت کشور رفت و ثبت نام کرد. باز این بار تعهد داد که به نتیجه نظرسنجی ها تن بدهد. یعنی اگر نظرسنجی ها نشان داد که یکی از نامزدهای اصولگرا از بقیه جلوتر است به نفع او کنار برود، ولی باز هم زیر این زد و تا آخر ماند.
این آدم که این طور زیر قول های خود زد به نظر من ظرفیت کارهای دیگری از این دست را هم دارد.
او اولین کاری که پس از رییس جمهور شدن، انجام داد حذف جریان اصولگرا از دور و بر خود بود. مدتی نگذشت صراحتا گفت من نه تنها اصولگرا نیستم، بلکه اصلا این جریان را قبول ندارم.
بعد هم با اصولگرایان به هم زد و از آنها عبور کند. او بسیاری از مسوولیت های دولت خود را به افرادی سپرد که در طیف اصولگرایی تعریف نمی شدند.
با این اوصاف قبول ندارم که بگوییم احمدی نژاد آدم سالم و خیلی خوبی بود و بعد یک دفعه تغییر کرد و از این رو به آن رو شد.
اصلا چنین چیزی نیست.
یادم است وقتی در سال ۸۵، مجلس دولت را مکلف به افزایش نرخ بنزین و سهمیه بندی آن کرد اگر اشتباه نکنم تا خرداد آن سال از عمل به این دستور مجلس خودداری کرد. در حالی که باید حداکثر از نیمه فروردین ماه، سهمیه بندی بنزین را شروع می کرد. آخر سر هم که با فشار زیادی که به او وارد شد، سهمیه بندی بنزین را اجرایی کرد، آن را به اصطلاح سوراخ کرد و اقداماتی مثل دادن ۶۰ لیتر سهمیه را انجام داد.
این سهمیه بندی بنزین قرار بود سال ۸۵ در این کشور انجام شود.
یا طرح هدفمندی یارانه ها قرار نبود به این صورت اجرا شود. اصلا قرار نبود به همه ایرانی ها یارانه یکسانی پرداخت شود. اما احمدی نژاد نه تنها به همه یارانه یکسان داد، بلکه به ایرانی های خارج کشور هم یارانه داد.
یعنی یک سنگ بنای نادرستی را گذاشت.
متاسفانه دولت پس از او این روند را اصلاح نکرد. ۶ سال از عمر دولت فعلی می گذرد اما رییس جمهور حاضر نشد یارانه حتی یک دهک را حذف کند. در حالی که در حال حاضر با این وضع خراب بودجه، چنانچه یارانه فقط یک دهک حذف شود نزدیک به پنج هزار میلیارد تومان صرفه جویی در بودجه است که رقم خیلی بالایی است. یعنی دولت فعلی همان مسیر غلط احمدی نژاد را ادامه داد.
یا این که احمدی نژاد مدام می گفت بیداری انسانی، در حالی که رهبری بر بیداری اسلامی تاکید داشتند.
یا این که بر «انسان کامل» تاکید داشت. هیچ کس هم تا مدت ها نمی دانست منظور احمدی نژاد از انسان کامل چیست.
البته الان دیگر با بیانیه هایی که این روزها می دهد همه فهمیده ایم مراد او از انسان کامل چیست: یک انسان موهوم که چندان هم مقید به شریعت نیست و قرار است انسان ها را نجات دهد. انسانی که لزوما شیعه هم نیست.

ایرنا: همان سال ها فرضیه ای وجود داشت مبنی بر این که احمدی نژاد با بحث هاله نور در واقع می خواست این پیام را به روحانیت برساند که من نیازی به شما ندارم و خودم مستقیما با منبع نور در تماس هستم. نظر شما چیست؟
مهدی پور: ایشان اعتقاد به ارتباط مستقیم خود با انسان کامل داشت. این را به وضوح می توان در بیانیه این ماه ها و به ویژه مانیفستی که انتهای سال گذشته منتشر کرد، دید. اعتقاد به یک انسان فرابشری غیردینی که همه ادیان را هم پوشش می دهد و شریعت مدار هم نیست.
رگه های پررنگ این استنباط های انحرافی او را می توان در اقدامات وی پس از مخالفت مقام معظم رهبری با تغییر وزیر اطلاعات وقت، آقای مصلحی دید.
او همچنین در مقابل تحریم های نفتی ایران تا حدی منعفل عمل کرد.

ایرنا: چطور؟
مهدی پور: این تحریم نفتی که ما الان شده ایم، یکبار دیگر در سال ۱۳۹۰ هم شده بودیم. احمدی نژاد برخلاف دولت فعلی که متهم به عدم تحرک و رخوت است، دولت پرتحرکی داشت. او می توانست این تحریم ها را بشکند.
بگذارید کمی ماجرا را باز کنم.
یکی از مشکلات امروز ما برای فروش نفت پس از تحریم ها، این است که نمی توانیم نفت استخراجی را ذخیره کنیم. از سویی هم اگر تعداد بشکه های استخراجی مان را کم کنیم چاه های نفت مان می خوابد و اگر بعدا بخواهیم دوباره مثلا همین روی دومیلیون بشکه ای که می فروختیم، بفروشیم باید هزینه گزافی را پرداخت کنیم، تا میزان استخراج نفتمان را دوباره افزایش دهیم.
پیشنهاد این بود که احمدی نژاد این نفت را که مشتری روزانه اش را بر اثر تحریم از دست داده بود با اجاره نفت کش هایی از کشورهای جنوب خلیج فارس، بارگیری کند و روی دریا نگه داری کند تا هر موقع خریدار پیدا کرد، بفروشد.
البته احمدی نژاد در نهایت همین کار را کرد و تعدادی نفت کش اجاره کرد و نفت استخراجی را روی دریا نگه می داشت و هر وقت خریدار یافت می شد، می فروخت.
احمدی نژاد در یک مقطعی دست به این کار زد و در دور زدن تحریم ها به ایران کمک کرد. الان که آقای ظریف می گوید ما در دور زدن تحریم ها دکتری داریم ناشی از این است که ما خیلی از این کارها را کرده ایم. اگر الان هم دست به این کار بزنیم حتما فروش نفتمان بیشتر خواهد بود.
گفت و گو از: ناصرغضنفری
پژوهشم ۳۰۸۱**