۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۰
کد خبر 83320666
۰ نفر
كارخانه‌هاي نم كشيده، كارگران چكمه پوش

روزنامه ايران در شماره امروز دوشنبه در گزارشي با عنوان 'كارخانه هاي نم كشيده، كارگران چكمه پوش'به وضعيت شهرك صنعتي آق قلا استان گلستان در پس از سيل اخير پرداخت.

محمد معصوميان گزارش نويس اين روزنامه نوشت: كارخانه‌داران شهرك صنعتي آق‌قلا مي‌گويند كافي بود چند روز قبل از وقوع سيل مطلع مي‌شديم تا مواد اوليه‌اي را كه اسفندماه انبار كرده بوديم جاي ديگري ببريم.
مي‌گويند بيمه‌ها آن‌طور كه بايد و شايد خسارت را برآورد نمي‌كنند. مي‌گويند دولت بايد به كمك آنها بيايد تا چرخ‌هاي زنگ زده صنعت بعد از سيل دوباره روغن كاري شود.
بعضي‌ها نمي‌خواهند نامي از آنها برده شود چون مي‌ترسند مشتري‌هايي كه به آنها كار سفارش داده‌اند پا پس بكشند و به اين نتيجه برسند كه مواد اوليه‌شان ضعيف است.
بعضي ديگر هم از لجبازي‌هاي بعد از چاپ گلايه‌هاشان مي‌ترسند. آنها با چشماني مضطرب به حاصل زندگي و سرمايه‌گذاري خود نگاه مي‌كنند و اميدوارند به هرشكل ممكن از چرخه توليد عقب نمانند.
با همه خسارت‌هايي كه ديده‌اند هنوز هم پاي كار هستند چون خوب مي‌دانند چشم اميد كارگران و خانواده‌هايشان به ناني است كه از شهرك صنعتي آق‌قلا درمي‌آورند.
شهرك صنعتي آق قلا 31 سال پيش شروع به كار كرد و با 170 هكتار وسعت، بزرگ‌ترين و قديمي‌ترين شهرك استان گلستان نام گرفت.
شهركي كه در آن 3 هزار و 900 كارگر در قالب 209 واحد بهره‌بردار و 154 واحد فعال مشغول به كار هستند. اما سيل آق‌قلا همه پيش‌بيني‌ها را برهم زد. سيل در عرض چهار ساعت فازهاي 1 و 2 و 3 را درنورديد و در فاز 3 ارتفاع آب به 2 متر رسيد.
حجت خليل‌زاده مديرعامل شركت شهرك‌هاي صنعتي آق‌قلا مي‌گويد: 'توانستيم با كمك نيروهاي نظامي و دولتي از 23 فروردين شروع به پمپاژ كنيم و آب را در پنج روز از 93 واحدي كه دچار آبگرفتگي عمده شده بودند خارج كنيم. با اين همه حجم كل خسارت به شهرك صنعتي آق قلا 136 ميليارد تومان برآورد شده» هنوز هم بعد از گذشت نزديك به دو ماه از سيل، پمپ‌ها مشغول زهكشي‌اند تا آب را به پشت ديواره‌اي بفرستند كه در حد فاصل جنوب شهرك با زمين‌هاي كشاورزي كشيده شده است.
در شهرك صنعتي هنوز هم بايد چكمه به پا كرد چون خيابان‌ها كاملاً از آب خالي نشده و همه جا پوشيده از گل است. ديواره بعضي از كارخانه‌ها متورم شده و بتن كف هم هنوز كاملاً خشك نشده. اولين كارخانه‌اي كه به آن سر مي‌زنم كارخانه‌اي بزرگ اما نوپاست كه سازه‌ها و اسكلت‌هاي فلزي توليد مي‌كند.
مهدي عرب عامري مدير عامل شركت با لبي خندان و سرو وضعي ساده كه همخواني معناداري با روحيات خودش دارد همراهي‌ام مي‌كند. ابتدا به دفترش در طبقه دوم مي‌رويم. آنجا هم از يورش آب بي‌نصيب نمانده. رد آب را روي سراميك‌ها مي‌شود ديد كه از سوراخ كوچك سقف به پايين راه پيدا كرده است.
عرب عامري با خنده به سمت پنجره مي‌رود و پيچ و مهره‌هايي را روي چارچوب نشانم مي‌دهد كه براي جلوگيري از ورود آب به داخل كار گذاشته شده. به‌منظره پشت پنجره كه نمايي كلي از سوله بزرگ و دستگاه‌هاي عظيم در آن پيداست اشاره مي‌كند و مي‌گويد: 'فعلاً چيزي حدود 45نفر نيرو داريم. به‌خاطر شرايط بد اقتصادي مجبور به تعديل شديم تا به اين عدد رسيديم. روزهاي اول سيل يك متر داخل محوطه آب بود، با اينكه سطح سوله ما يك متر از كف هم بالاتر است. در اين سيل مثل همه شركت‌ها پيش از پايان سال از ترس گراني، مواد اوليه زيادي انبار كرده بوديم و آسيب جدي ديديم؛ سيم جوش، پيچ و مهره و ورق‌ها دچار زنگ زدگي شدند و برخي كارفرماها شايد ديگر مواد ما را قبول نكنند. سازه‌هاي ديوار اطراف خود كارخانه هم كج و معوج شده است...'
او حجم كلي خسارت را تا امروز چيزي بيش از 2 و نيم ميليارد تومان عنوان مي‌كند و نگران خساراتي است كه در ماه‌هاي آينده خودش را نشان خواهد داد مثل ريختن ديواره دور شركت يا متورم شدن كف سوله به علت ضعف خاك و رفت و آمد محموله‌هاي سنگين فلزاتي كه گاهي به 40 تن هم مي‌رسد و...
با او داخل سوله مي‌رويم تا از نزديك تجهيزات آب خورده را ببينيم و كارگراني كه با تمام توان مشغول كار هستند تا از چرخه عقب نمانند. او مي‌گويد: 'ما نياز به پول نداريم و تا امروز هم همه قسمت‌ها را راه‌اندازي كرده‌ايم اما همه كارخانه‌ها وام و قسط دارند، دولت بايد در اين زمينه كمك كند. ما نياز داريم پرداخت وام‌ها عقب بيفتد كه اوضاع بدتر نشود و خداي نكرده بازهم مجبور به تعديل نيرو نشويم.'
سوار يك نيسان آبي مي‌شويم تا از آب بگذريم و در سمت ضلع جنوبي به كارخانه‌اي برسيم كه با وجود از دست دادن حجم بالايي از مواد اوليه گرانقيمت، با يك دستگاه ميكسر در حال كار است تا از سفارش‌ها عقب نماند.
وضعيت كارخانه طوري است كه انگار بمبي يك تني وسط آن فرود آمده، كيسه‌هاي بزرگ مواد، مثل سيمان به كف كارخانه چسبيده و بعضي دستگاه‌ها هم از اين ماجرا بي‌نصيب نمانده‌اند. پسر جوان درشت اندام چكمه پوشي با موهاي مشكي همرنگ چشمانش مشغول سروسامان دادن به وضعيت كارخانه است و عصباني با موبايل حرف مي‌زند. او كه مديرعامل اين شركت دانش بنيان است مي‌ترسد با نام بردن از خودش مشتري‌هايش را از دست بدهد: 'ميكسر من دارد كار مي‌كند. اگر مشتري از دست بدهم بايد در اينجا را ببندم.'
او از وضع برآورد خسارت بيمه ناراحت است: '2 ميليارد خسارت خورده‌ام. بيمه آمد و نگاه كرد و رفت، انگار نه انگار. گفتند دو تا الكترو موتور را ببر با 200 ميليون شست‌و‌شو بده درست مي‌شود. ما براي هر كدام 300ميليون داديم اما بعد از يك روز كار هر سه تا سوختند. الان دارم اين طرف و آن طرف زنگ مي‌زنم كه يك الكترو موتور ديگر پيدا كنم تا كار نخوابد.'
مي‌گويد آب در كارخانه يك متر و نيم بالا آمده بود و دو سه ماه طول مي‌كشد همه چيز به حالت اول برگردد: 'بعد از فروكش آب سه روز طول كشيد كه راه اينجا را باز كنيم.' اتاقي را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: 'داشتيم اين اتاق را خالي مي‌كرديم كه سه تا مار پيدا كرديم.'
او با دلخوري مي‌گويد: 'چند ساعت قبل از حادثه به من گفتند قطعاً سيل مي‌آيد. خودم را به كارخانه رساندم و چهار ميليارد جنسم را نجات دادم. همان كيسه‌هايي كه مي‌بينيد بالاي دستگاه‌هاست. حالا شما ببين اگر چند روز زودتر مي‌فهميديم چقدر حجم خسارت كمتر مي‌شد نه اينكه 500 تن مواد ما نابود شود' از در كارخانه كه بيرون مي‌آيم او كيسه‌هاي بزرگي را نشانم مي‌دهد و قيمت هر كدام را رقمي بالا عنوان مي‌كند. كيسه‌هايي كه حالا منتظر رفتن به زباله‌داني هستند.
به چند شركت ديگر هم سر مي‌زنم اما رؤسا در شركت حاضر نيستند و كارگران هم بي‌حوصله و محافظه‌كار نمي‌خواهند از خسارت‌ها چيزي بگويند ولي به وضوح مي‌شود ديد كه تا چه اندازه وضعيت بهم ريخته است. مواد اوليه، دستگاه‌ها و ساختمان‌هايي كه آب خورده‌اند جاي پنهانكاري ندارد. بعضي ديگر از شركت‌ها هم كه قرار بود در سال جديد استارت كار را بزنند حالا دوباره رسيده‌اند به نقطه صفر و مشغول بازسازي هستند مانند شركتي كه با سرمايه‌گذاري هنگفت قرار بود كيت‌هاي آزمايشگاهي توليد كند اما حالا بايد كاسه كاسه آب از كارخانه بيرون ببرد و به‌فكر بازسازي كف باشد.
به شركتي سرمي‌زنم كه تازگي‌ها آخرين مدل تكنولوژي توليد مواد پلاستيكي را از كشور همسايه خريده بود. يكي از جاهايي كه غم و بهت و خشم را مي‌شود يكجا در چشم‌ها و صداي صاحب آن ديد. صاحب كارخانه مي‌گويد: 'وقتي مسئول استاني مي‌آيد و مي‌گويد از دولت چيزي نخواهيد و سعي كنيد روي پاي خودتان بايستيد ديگر من چرا حرف بزنم؟ وقتي شركت بيمه مي‌گويد اين وسايل آب خورده را وارد بازار كنيد و حجم دو ميلياردي خسارت را 30 ميليون برآورد مي‌كند، به نظر شما حرف ديگري هم مي‌ماند؟' با او در شركت قدم مي‌زنيم تا دستگاه‌هايي را ببينم كه پيش از شروع به كار موتورشان سوخته است و جعبه‌هاي كوچكي پر از اهرم و درجه كه هر كدام ميليون‌ها تومان ارزش دارد.
حجت خليل‌زاده از مسئولان دولتي تقاضا مي‌كند كه هر چه زودتر بسته‌هاي حمايتي و قول‌هايي را كه داده‌اند عملي كنند: 'من بايد پيگير باشم تا اين قول‌ها به سرانجام برسد. تا امروز هيچ پولي براي جبران خسارت‌ها به دست ما نرسيده است.' او در مورد دغدغه درست برآورد نشدن خسارت توسط بيمه‌ها هم مي‌گويد: 'واقعيت اين است كه بيمه بايد انعطاف بيشتري به خرج بدهد و ما حتماً پيگيري مي‌كنيم كه با يك شرايط مناسب واقعيت‌ها را ببينيد.'
به گفته وي بيمه تاكنون تنها خسارات پنج واحد توليدي را پذيرفته و به برخي از كارخانه‌ها هم گفته عنوان سيل در بيمه‌شان قيد نشده است.
6204/3091