۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۳
کد خبر 83319986
۰ نفر
گره زنان بر تار و پود زندگی عشایری

بروجرد - ایرنا - از تالاب بیشه دالان كه به سمت آبسرده بروجرد می گذری به «مله تخت» كه همان زمگه بهاری عشایر است می رسی، محلی درمیان تپه های سرسبز اردیبهشتی كه نمادی از تولید با نقش اساسی زنان را به نمایش می گذارد.

در پس همان تپه های سرسبز، ابرهای پشته ای سفید نشسته بر نیلی آسمان رودخانه ای در پیش پایت هویدا می شود و وجود آبی زلال كه ماهی هایی هر چند ریز خاكی رنگ را كه نمی تواند پنهان نماید، رخ نمایی می كند.
زیبایی اصیل طبیعت و پاكی سرشته در ذات آن به تكامل می رسد از دور لیلی زنی 57 ساله عشایر دیده می شود؛ كه در تب و تاب چیدن وسایل زندگی بعد از كوچ بهاره است.
در میان وسایل، رخت خواب هایی پیچیده شده در ماشته هایی كه تمام رنگ ها را در تار و پود خود تنیده اند به چشم می خورد؛ این ماشته ها كه در واقع كاربرد رختخواب پیچ در زندگی عشایری دارد؛ حاصل كار دست زنان عشایر است.
از بین وسایل مختصری از آشپزخانه كه در كنار یكی از چادرها روی زمین گذاشته شده؛ چراغ علاالدین و اجاق خوراك پزی كه برای بسیاری از ما همراه با حسی نوستالژی است بیشتر از همه به چشم می آید.
گلیم هایی كه با اینكه رنگ رخسارشان هنوز هم با گذر زمان و پهن شدن ها و جمع شدن های ییلاق و قشلاق كم نوا تر شده اما همچنان می توانند به عنوان بهترین فرش ها با انبوهی از رنگ و تار و پود و ریشه در زیرچادرهای عشایری پهن شوند و آرامش و امنیت بعد از ساعات و روزهای سخت كاری عشایر را به ارمغان آورند.
لیلی در حال هموار كردن فضایی است كه قرار است چادر را در آنجا بنا كند؛ زمین آبخورده را با كف بیل به خوبی صاف كرده و اطراف آن فضایی مهیا شده برای بنا نهادن چادر را با ایجاد خراش هایی در خاك سفت، مشخص كرده است.
او می گوید: امسال باران زیاد بارید و زمین هنوز خیس است باید كمی صبر كنیم آفتاب به خاك بخورد و بعد چادرها را بنا می كنیم و وسایل خانه و رخت خواب ها را می چینم.
چهارپایه های با ارتفاع حدود 30 یا 40 سانت، عرض كمی بیشتر از نیم متر و طول بیشتر از 2 متر در انتهای چادر گذاشته می شود كه به این چهارپایه ها زیر رخت خوابی می گویند و بر روی آن بالش ها و رخت خواب ها و سایر وسایل و لوازم به خصوص پوشاك شان را می گذارند.
لیلی در حالی كه به گرمی از مهمانان ناخوانده اش استقبال می كند، در پاسخ به اینكه از كدام ایل و طایفه عشایری است به زبان لری می گوید: ما از هوز بور هستیم یعنی از طایفه بور كه زیر مجموعه ای از طایفه بیرانوند است.
لیلی كه اینك پیچ و خم و پستی و بلندی و آداب زندگی عشایری را به خوبی می تواند به جا آورد آن طرف تر به مرغ و جوجه هایی كه سر و صدایش كمی بلند شده است سر می زند و برایشان دانه می پاشد؛ بعد از آن سری به سبد كشك هایی می زند كه با پارچه توری بر روی یكی از «كولا» های (به چیزی شبیه سایبان كه با شاخ و برگ درختان بر روی تیرهای چوبی پوشانده شده گفته می شود) مخصوص پخت نان چیده شده اند.
او به سمت دیگ بزرگ و سیاهی كه روی آتش قرار دارد می رود و چند بار آن را هم می زند؛ می گوید در این دیگ دوغ ریخته تا بپزد و بعد از پختن و غلیظ شدن در كیسه های خاصی ریخته می شود.
لیلی ادامه می دهد؛ دوغ غلیظ شده در این كیسه ها برای چند روز به كناری گذاشته می شود تا خوب آب آن چكیده شود؛ مایع سفت مانندی شبیه پنیر اما نرمتر و لطیف تر از پنیر بدست می آید كه در زبان محلی خود به آن ' توف یا شیراز' می گویند و از آن برای درست كردن كشك استفاده می كنند.
بانوی عشایری بعد از هم زدن دیگ سیاه و بزرگ نهاده شده بر آتش بی درنگ به سمت مشك می رود و شروع به مشك زدن می كند در پاسخ به اینكه اجازه تصویر گرفتن هست، استقبال می كند و دوست دارد برود لباس دیگری بپوشد.
لیلی می گوید؛ گذران زندگی شان از طریق فروش كشك، روغن حیوانی و سایر فرآورده های تولیدی دامی خودشان است و درآمدی كه حاصل می كنند را صرف هزینه تحصیل بچه هایشان كه در روستاهای اطراف بروجرد به مدرسه می روند صرف می كنند.
او می گوید: سه دختر و سه پسر دارد كه برایشان خانه ای در روستای اطراف بروجرد اجاره كرده اند و بچه هایشان از پاییز تا دو ماه از بهار در آن خانه هستند و به مدرسه می روند؛ و بعد از مدرسه به زمگه (محل اتراق عشایر) عشایری بازمی گردند.
در حركات و رفتار لیلی، پویایی، چالاكی كه گاهی احساس می كنی عجله دارد دیده می شود؛ ولی در واقع این سبك زندگی پرتلاش عشایری است كه در واقع بیانگر این است كه هر چادر مصداقی از یك كارگاه تولیدی است كه البته زنان نقش اصلی و محوری در این مسیر تولید دارند.
كمی آنطرف تر از چادر لیلی و خانواده اش، چادر های دیگری نیز برپا شده اند كه آنها نیز از طایفه بیرانوند هستند و بنوعی همه با هم فامیل هستند.
در زیر یكی از كولاها ، دودی كه نشان از بساط پخت نان محلی دارد بلند است، هنوز كمی مانده تا به نزدیك آن برسیم كه صدای گرمی تو را به داخل فرا می خواند و در حالیكه نیم خیز می شود تا سرش به سقف كوتاه سایبان نخورد، نانی بر روی دست دارد و تعارف می كند.
ثریا گله دار بانویی عشایر زاده و حدود 60 ساله كه در حال پخت نان است؛ در صدایش گرمی و صمیمیتی راستین وجود دارد كه درنگت برای ماندن نزد او را بیشتر می كند.
ثریا كه در اخلاقش شوخ طبعی ظریفی وجود دارد با خنده می گوید با اینكه فامیلی ام گله دار است ولی در واقع بی گله ام ؛ منظورش این است كه گله زیادی ندارد ولی با همین اندك داشته هایشان سعی می كند زندگی خود و پسرانش كه آنها نیز ازدواج كرده اند را بچرخاند.
او به چادر بزرگی اشاره می كند كه در مجاورت همان جایی كه در آن مشغول به پخت نان است قرار دارد و می گوید این چادر خودم است و آن دو چادر آنطرف تر نیز برای پسرانش است كه هر كدامشان سه یا چهار فرزند دارند.
ثریا می گوید ؛ برق ندارند و شب ها با چراغ فانوس روشنایی به چادرهایشان می دهند و شب هایی هم پیش می آید كه فانوس به دست برای شب نشینی به چادر همسایگانشان كه در واقع بنوعی فامیل هم هستند می روند.
خدیجه زن جوان 30 ساله كه در حال شستن ظرف ها روبروی چادرشان است؛ سه فرزند كوچك دارد و می گوید همسرش گوسفندان را برای چرا به پشت آن تپه های روبرو برده است.
خدیجه كه بعد از عنوان كردن اجازه برای گرفتن عكس با احساسی توام با شرم بلافاصله روسری اش را مرتب می كند جواب مشخصی نمی دهد و می گوید از زندگی شان راضی است؛ این شیوه زندگی همراه با آسودگی و آرامشی برگرفته از طبیعت است اما همراه با سختی هایی نیز است كه اضافه بر آن نبود آب، گاز، برق زندگی را دشوار تر می كند.
اكرم بانوی جوان دیگر عشایری است كه 24 سال سن دارد و دارای 3 فرزند است می گوید ؛ در 17 سالگی ازدواج كرده است و اكنون در كنار زنان كاركشته عشایر در كار تولید كشك، پختن نان، زدن مشك و گرفتن كره، نگهداری از مرغ ها و جوجه ها و سایر اقداماتی كه مستقیم به تولید فرآوده ای ختم می شود مشاركت دارند.
این بانوی جوان عشایری در حالیكه یكی از فرزندانش را در بغل دارد نگاهش به آن كودك دیگرش است كه در زیر چادر گریه سر داده است ؛ او می گوید زندگی دلنشینی است ولی نبود دستشویی سیار و جایی برای حمام كردن زندگی را برای آنها سخت می كند.
اكرم كه لبخندی مداوم بر چهره دارد می گوید برای حمام كردن دیگ هایی بزرگی را از آب پر می كنند وبر روی آتش می گذارند و آن آب را به زیر چادر می آورند و حمام می كنند.
وظیفه مرد خانه در زندگی عشایری دامداری و بردن گله به صحرا است و در مابقی این زندگی عجین شده با رنج ، زنان همپا و دوشادوش مردان تلاش می كنند اما باید انصاف داد زنان بیشتر هم نقش ایفا می كنند .
زندگی شان سخت است و جابجا كردن زندگی بین ییلاق و قشلاق آنها را سخت كوش تر از آن كرده است كه از سختیها و نداشته ها لب به سخن بازكنند اما آنجا هم كه از سختی های زندگی از آنها سوال می شود اول از رضایت شان می گویند و مابین حرف هایشان به نداشته ها اشاره می كنند.
آنچه در زندگی عشایری عیان است حضور پررنگ زنان است كه با تولید فرآورده های دامی ؛ كشك و روغن ، عسل و صنایع دستی در اقتصاد خانواده نقش مهمی دارند.

**كوچ بهاره عشایر لرستان
مدیر كل امور عشایر لرستان گفت: كوچ بهاره عشایر لرستان همه ساله از اول اردیبشهت آغاز و تا پایان این ماه ادامه دارد كه این كوچ به سه شیوه كوچ سنتی، كوچ ماشینی و كوچ با قطار انجام می شود.
سعید كریمی افزود: عشایر كوچنده لرستان با طی كردن 150 كیلومتر در مناطق ییلاقی خود مستقر می شوند.
وی بیان كرد: حدود 14 هزار و 648 خانوار عشایری با جمیعت حدود 84 هزار نفر در قالب 12 ایل و 14 طایفه مستقل در لرستان زندگی می كنند.
كریمی یادآور شد: عشایر لرستان یك میلیون و 500 هزار راس دام سبك و 28 هزار راس دام سنگین در اختیار دارند.

*** 150 خانوار عشایری در بروجرد
مسئول دفتر امور عشایری شهرستان بروجرد اضافه كرد: تعداد 150 خانوار خانوار عشایری با جمیعیت معادل حدود یك هزار نفر در بروجرد ثبت شده ولی در واقع تعداد خانوارهای عشایری بیشتر از این میزان است و به حدود 500 خانوار هم می رسد.
رضا پرندوش ادامه داد: این میزان عشایر در واقع جمعیتی تولید كننده هستند كه می توانند در اشتغال و رونق تولید این شهرستان ظرفیت مطلوبی باشند.
وی با اشاره به راه اندازی دفتر امور عشایر بروجرد اظهارداشت: به تازگی دفتر امورعشایر بروجرد راه اندازی شده است ولی جای سوال است كه شهرستانی با این میزان جمیعت عشایر چرا تا پیش از این دستگاهی و دفتری بعنوان متولی امور عشایر نداشته و این نكته ضرورت توجه به جمعیت عشایری را در سالی رونق تولید بیشتر می كند.
وی با تاكید بر مشكلات و سختی هایی كه در زندگی های عشایری وجود دارد، گفت: عشایر از كمترین رفاه برخوردار هستند و همانند گذشتگان دور خود كه زندگی هایشان همراه با سختی هایی بوده زندگی می كنند در حالیكه بیشترین سهم در تولید را دارند.
كوچ عشایر آغاز شده است و در این میان بنظر می رسد بیشترین مشكلات این شیوه از زندگی بر دوش زنان و دختران است كه در كنار وظیفه اصلی نگهداری از فرزندان و بچه داری و البته خانه داری و همسرداری در كارهای تولیدی همچون فرش بافی، صنایع دستی، نگهداری از دام ها، گرفتن كره، روغن و كشك ، تخم مرغ و سایر فراوده ها نقش اصلی را دارند.
آنجا كه وظیفه مردان بردن گله به صحرا و چوپانی از دام ها و چرای آنهاست اما نیروهای پویای دیگری در دل سیاه چادرها با تلاشی خستگی ناپذیر امورات را مدیریت و از پیش می برند و لحظه ای هم درنگ را برنمی تابند كه لازمه این شیوه از زندگی است.
گزارش:مهری میردریكوند
1920/7273