تدبير ديپلماسي ايران در كاهش تنش با آمريكا

تهران- ايرنا- «تأثير ديپلماسي در جلوگيري از افزايش تنش ايران و آمريكا؛ ايران چطور اختلاف بين ترامپ و بولتون را علني كرد؟!»، «چين: خريد نفت ايران و دهن‌كجي به تحريم‌هاي آمريكا» و «از جنگ تحميلي اقتصادي تا دادن شماره تلفن به سفارت سوئيس!» از جمله مهمترين عناوين گزارش هاي رصد شده از تارنماهاي خبري داخل، در طول 24 ساعت گذشته است.

گروه اطلاع رساني بنا به رسالت خبري ايرنا، به عنوان خبرگزاري رسمي نظام، دولت و مردم، به منظور ايجاد پل ارتباطي در مسير گسترش آگاهي سازي، با مروري بر برجسته ترين گزارش هاي پايگاه هاي خبري داخلي در طول شبانه روز گذشته، گزيده اي از اين گزارش ها را انتخاب و منعكس كرده است.

** تأثير ديپلماسي در جلوگيري از افزايش تنش ايران و آمريكا؛ ايران چطور اختلاف بين ترامپ و بولتون را علني كرد؟!/ دولت آمريكا و B Team دنبال چه هستند؟
پايگاه خبري «تابناك» در اين گزارش آورده است: انتخاب «جان بولتون» به عنوان مشاور امنيت ملي كاخ سفيد و نزديكي او به گروهك منافقين و همچنين برخي دشمنان منطقه اي جمهوري اسلامي كه به شدت خواهان تغيير حكومت در ايران هستند، اين رويكرد را تقويت كرد كه بخشي از دولت ترامپ به دنبال براندازي در جمهوري اسلامي هستند. آنها حتي در گام اوليه براي افزايش نارضايتي هاي داخلي برنامه ريزي كردند و در صدد راه اندازي تابستان داغ در تهران و براندازي بودند كه اين طراحي آنها به سرانجام و فرجامي نرسيد.

با اين حال افرادي كه امروز با افشاي طرح و برنامه شان عليه جمهوري اسلامي ايران از سوي «محمد جواد ظريف» وزير امور خارجه، B. Team (بولتون، بن سلمان، بنيامين نتانياهو و بن زايد) لقب گرفته اند، همچنان از برنامه ريزي عليه ايران نااميد نيستند و اين بار كارزار جنگ را به عنوان اهرمي براي رسيدن به خواسته‌هايشان دنبال مي‌كنند كه البته بعيد است با تأكيد سران دو كشور ايران و آمريكا مبني بر اينكه علاقه‌اي به درگيري و جنگ ندارند، به سرانجامي برسد.

همين دو رويكرد در دل دولت جمهوري خواه آمريكا با ديپلماسي فعال و حضور پررنگ ديپلمات هاي ايراني در رأس آنان وزير امور خارجه آنقدر پررنگ نمايش داده شد، تا اينكه بسياري از رسانه هاي آمريكايي اين شائبه را مطرح كردند كه قدرت تصميم گيري واحد در مورد مسأله ايران در دولت ترامپ وجود ندارد و اين دوگانگي و اختلاف نظر به حدي جدي است كه دولت اين كشور را سردرگم ساخته است.

«دونالد ترامپ» رئيس جمهور آمريكا در سخنراني در انجمن ملي مسكن آمريكا گفت كه «جان بولتون» مشاور امنيت ملي و «مايك پامپئو» وزير امور خارجه به خوبي عمل كرده و از آنها خشمگين نيست و كامل مستقل تصميم گيري مي‌كند. وي همچنين هرگونه اختلاف نظر در كاخ سفيد را رد كرد و گفت كه رسانه‌ها دروغين ايران را سردرگم كرده‌اند.

از سوي ديگر، دونالد ترامپ روز جمعه با انتشار پيامي در حساب رسمي خود در توئيتر اظهار داشت: «رسانه‌هاي دروغ‌پرداز با انتشار اخبار فريبكارانه و بسيار دور از واقعيت در مورد ايران به كشورمان آسيب مي‌رسانند. اخبار آنها تقطيع‌شده، خطرناك و برگرفته از منابع ضعيف (ساختگي) است. اما همين كه ايران نيز نمي‌داند، چه فكري بايد كند، در برهه كنوني اتفاق خوبي است.»

«محمدجواد ظريف» وزير امور خارجه كشورمان شامگاه جمعه در پيامي توئيتري به اظهارات اخير دونالد ترامپ مبني بر سردرگم شدن ايران به دليل شايعات رسانه‌هاي آمريكايي واكنش نشان داد. ظريف در اين پيام توئيتري نوشت: «وقتي تيم بي يك حرف مي‌زند و دونالد ترامپ حرف ديگري، كاملاً مشخص است چه كسي نمي‌داند چه فكري بايد بكند. ما در ايران چندين هزار سال است كه مي‌دانيم چه فكري بايد بكنيم و در مورد آمريكا نيز از سال 1953 اين را مي‌دانيم. در برهه كنوني اين حتماً اتفاق خوبي است!»

** چين: خريد نفت ايران و دهن‌كجي به تحريم‌هاي آمريكا
وبسايت خبري «عصر ايران» درگزارشي نوشت: يك نفتكش بزرگ ايراني هفته گذشته محموله‌اي بزرگ حاوي 130 هزار تن نفت كوره را در يك بندر در جنوب چين تخليه كرد و وزارت امور خارجه چين روز جمعه و همزمان با سفر «محمد جواد ظريف» وزير امور خارجه ايران به پكن، اعلام كرد چين خود را مقيد به تحريم‌هاي يكجانبه آمريكا عليه ايران نمي‌داند. چيني‌ها تا اينجاي كار با ادامه خريد نفت از ايران و اعلام عدم پاي بندي به تحريم‌هاي يكجانبه آمريكا عليه ايران، نام خود را به عنوان ثابت قدم‌ترين و متعهدترين شريك برجامي ايران ثبت كرده‌اند.

هر چند شركت‌هاي خصوصي چيني با چماق تحريم مجبورند از بازار ايران دور بمانند و هرچند واقعيت تبادلات تجاري روزانه 2 ميليارد دلاري بين چين و آمريكا به هيچ عنوان جايگاه ايران و ايالات متحده آمريكا را در اقتصاد چين همسان و هم‌سنگ نمي‌سازد، اما چيني‌ها كه اين روزها با سياست «جنگ تعرفه‌اي» دونالد ترامپ دست و پنجه نرم مي‌كنند ظاهرا بدشان نمي‌آيد كه با كارت ايران در مقابل آمريكاي ترامپ بازي كرده و دولت ترامپ را از زاويه عدم همكاري در تحريم‌هاي يكجانبه آمريكا عليه ايران، آزار داده و براي آنها هزينه درست كنند؛ درست مانند هزينه‌اي كه آمريكاي ترامپ سعي دارد با جنگ تعرفه‌اي بر دوش اقتصاد چين بگذارد؛ هر چند كه عمده ناظران اقتصادي در آمريكا معتقدند سياست تعرفه‌اي ترامپ در نهايت به ضرر اقتصاد داخلي آمريكا خواهد بود و نرخ تعرفه‌ها در نهايت از جيب اقتصاد آمريكا و شركاي آمريكايي تجار چيني و مصرف كنندگان آمريكايي كالاهاي چيني پرداخت خواهد شد.

اما به لحاظ اقتصادي خريد نفت چين از ايران بسيار مهم‌تر از موضع سياسي كشورهاي باقي مانده در برجام در محكوميت صرف لفظي اقدامات تحريمي يكجانبه آمريكا عليه ايران است و ايران نيز به واقع همين را مي خواهد: كشورهاي باقي مانده در برجام به جاي اعلام مواضع صرف در حمايت از برجام، هزينه به جان خريده و به ايران امتيازات اقتصادي مشخص و ملموس بدهند. شركت‌هاي بزرگ خصوصي چين هم كه با ايالات متحده آمريكا مراوده و دادوستد دارند چنين هستند و ترجيح مي‌دهند ريسك مبادله اقتصادي با ايران را به جان نخرند، اما اوضاع براي شركت‌هاي متوسط و كوچك و دولتي چيني فرق مي‌كند.

با خبر روز پنج‌شنبه رويترز كه به نقل از برخي منابع آگاه و رصد تحركات دريايي حركت نفت‌كش‌هاي ايراني در درياهاي آزاد اعلام شده است، چنين به نظر مي‌رسد كه دولت چين نه تنها در مواضع سياسي از برجام و موضع منطقي ايران در قبال آمريكاي ترامپ حمايت مي‌كند بلكه در عمل نيز با وجود منقضي شدن معافيت‌هاي تحريمي واردات نفت از ايران، دولت پكن همچنان قصد دارد نفتكش‌هاي ايراني را در بنادر خود پذيرا بوده و به خريد نفت از ايران ادامه دهد.

چين بزرگ‌ترين خريدار نفت ايران طي سال‌هاي گذشته بوده است و به طور متوسط در دوره پيش از تحريم‌ها روزانه قريب به 800 هزار بشكه نفت از ايران وارد كرده است. بايد ديد چيني ها براي خريد نفت ايران در دوره تحريم‌هاي آمريكاي ترامپ، چه تداركي ديده و تا چه ميزان نفت از ايران خواهند خريد و پول آن را به چه شيوه و روشي پرداخت خواهند كرد.

** از جنگ تحميلي اقتصادي تا دادن شماره تلفن به سفارت سوئيس!؛ مذاكره ايران و آمريكا با چه شرايطي؟
پايگاه خبري «عصر ايران» گزارش داد: ايراني ها اهل مذاكره هستند، حتي با آمريكا و مگر جز اين است كه پيش از اين بارها دو طرف درباره مسائل مختلفي مانند افغانستان و عراق و برنامه هسته اي گفت و گو و حتي توافق هم كرده اند؟! اما آيا مي توان با ترامپ هم مذاكره كرد؟ قطعاً مذاكره با ترامپ كنوني، همان «سم مضاعف»ي است كه رهبري نيز بدان اشاره كرده اند. ترامپ از نظر جهان بيني، جزو كساني است كه به همه چيز و همه كس «نگاه ابزاري» دارند. ترامپ و تيم اش بيش از هر چيزي در انديشه يك چيزند: بردن انتخابات رياست جمهوري 2020 آمريكا.

ترامپ علاقه و هوس عجيبي دارد براي سند زدن همه موفقيت ها به نام خودش. بنابراين دوست دارد بگويند او كسي است كه توانست كره شمالي را مهار كند، اوست كه مشكل آمريكا با ايران را حل كرد، او هماني است كه توانست معامله قرن را بين اعراب و اسرائيل جوش دهد، او توانست مچ چين را در رقابت اقتصادي بخواباند، او خيلي بزرگ و مهم و موفق و بي نظير است و سپس دست و جيغ و هورا ... ! او براي اين كه اين شوي سياسي را برگزار كند، مي خواهد ايران را پاي ميز مذاكره بكشاند و همانند كاري كه با رهبر كره شمالي كرد را با ايران بكند: چند عكس يادگاري براي كمپين انتخاباتي و ديگر هيچ!

ترامپ از وقتي كه روي كار آمده، مدام كوشيده است به ايران ضربه بزند: خروج يكجانبه آمريكا از برجام، بازگرداندن تحريم ها و تشديد آنها، هدفگذاري براي صفر كردن صادرات نفت ايران، استقرار افرادي در نهادهاي مالي و شركت هاي بزرگ دنيا براي بازداشتن آنها از تجارت با ايران، قرار دادن نيروي رسمي سپاه در فهرست سازمان هاي تروريستي، قرار دادن شرط هاي 12 گانه براي ايران، تهديد ايران به حمله نظامي و ... او كوچكترين نشانه اي از حسن نيت از خود بروز نداده است و در همان حال انتظار دارد ايران به طور يكجانبه و با ناديده گرفتن تمام اقدامات ضد ايراني ترامپ، حسن نيت به خرج دهد! كجاي علم سياست و روابط بين الملل چنين نسخه اي را تجويز مي كند؟!

نكته دوم اين كه ترامپ نبايد در مذاكره احتمالي با ايران، به دنبال تضعيف توان ايران باشد. به عنوان مثال ايران روي توان موشكي خود سرمايه گذاري ويژه اي انجام داده است و در فقدان هواپيماهاي جنگي روز و سلاح هاي اتمي ، برگ برنده ايران در دفاع از خود در هر جنگ احتمالي است. بنابراين چرا بايد درباره موشك هايش مذاكره كند؟ به فرض كه ايران توان موشكي اش را محدود كرد، اگر چند سال بعد عربستان به ايران حمله كند، ايران با كدام تجهيزات خواهد توانست سعودي ها را سر جايشان بنشاند؟ با كلاشنيكف و آر پي جي هفت؟! ما جنگ تحميلي عراق صدام عليه ايران را فراموش نكرده ايم كه بدون موشك چقدر بي دفاع بوديم.

** بايد آيين نامه مربوط به تحقيق و تفحص تغيير كند/ احتمال باج‌گيري كم است، ولي برخي از تحقيق و تفحص براي سهم‌خواهي استفاده مي‌كنند
«تابناك» در گفت‌وگو با كاظم دلخوش، نوشت: چند وقتي است، دوباره موضوع تحقيق و تفحص در مجلس داغ شده، به گونه اي كه در هفته‌هاي گذشته، چندين طرح تحقيق و تفحص از سوي نمايندگان مطرح شده كه مهم‌ترين آنها، طرح تحقيق و تفحص از بانك مركزي و نيز ارز ۴۲۰۰ توماني براي واردات كالا‌هاي اساسي است. البته طرح‌هاي ديگري نظير تحقيق و تفحص از صنعت خودرو و وزارت صنعت و معدن و چند طرح ديگر هم مطرح است، ولي موضوعي كه بيشتر نمايندگان نيز بر آن اذعان دارند، اين است كه به رغم هزينه‌هاي سنگين براي انجام تحقيق و تفحص، اغلب آن‌ها بي نتيجه مانده و ضمانت اجرايي براي آن‌ها وجود ندارد.

كاظم دلخوش در اين باره مي گويد: بايد بررسي و مشخص شود آيا تحقيق و تفحص بر اساس خواسته‌هاي شخصي يك نماينده هست يا براي حل مشكل مردم درخواست داده شده است. تحقيق و تفحص‌ها هزينه‌هاي زيادي دارند، ولي موضوع اين است كه بخش زيادي از تحقيق و تفحص‌ها مغفول مي‌ماند. منظور از مغفول اين است كه تحقيق و تفحص‌ها هرگز به نتيجه واقعي خود نمي‌رسد؛ براي نمونه، تا كنون از بانك‌هاي مختلف و خود بانك مركزي تحقيق و تفحص شده، ولي نتيجه‌اي از آن به دست نيامده و كسي نمي‌داند سرنوشت اين تحقيق و تفحص‌ها چه شده است!

دلخوش در ادامه افزود: يكي از وظايف هيأت رئيسه، نظارت بر اين كار‌هاست؛ البته برخي از تحقيق و تفحص‌ها هم در قوه قضاييه معطل يا مسكوت مي‌ماند، ولي به هر حال، اين از مسئوليت هيأت رئيسه كم نمي‌كند. به نظر من، بايد آيين نامه اصلاح و تضامين لازم در تحقيق و تفحص‌ها در نظر گرفته شود و برخورد اساسي با متهمان صورت گيرد. بايد تضاميني مانند انفصال از خدمت، جرايم سنگين و حتي اگر تخلف آشكار و بزرگي صورت گرفته باشد، فرد به عنوان مفسد في‌الارض شناخته شود.

وي همچنين يادآور شد: گروهي كه براي تحقيق و تفحص مي‌روند، گروه سؤال كننده نيستند؛ ده تن عضو كميسيون و پنج تن سؤال كننده هستند و اصولا در اين بخش، فساد كمتر اتفاق مي‌افتد، ولي كوتاهي و بي توجهي در تحقيق و تفحص، باعث شده كه موضوعات كمتر پيگيري شود، به گونه اي كه ما مي‌بينيم، گاهي از ۱۵ تحقيق و تفحص كننده، فقط ۲ نفر پيگير كارند.

وي همچنين در خصوص درخواست‌هاي جديد بر تحقيق و تفحص گفت: طبق قانون، براي يك تحقيق و تفحص، شش ماه زمان لازم است. حدود يك ماه هم زمان لازم است تا دفتر و دستك تشكيل شود و پس از آن هم دوره شش ماه شروع خواهد شد، ولي شايد به انتخابات برخورد كند و اگر اين دوره به نتيجه نرسد، دور بعد باطل خواهد شد.

اين نماينده مجلس درباره احتمال سوءاستفاده برخي از تحقيق و تفحص نيز گفت: احتمال باج‌گيري كم است، ولي برخي به دنبال سهم خواهي، گاهي از موضوع تحقيق و تفحص استفاده مي‌كنند، نمايندگان اصولا به دنبال راه انداختن كار‌هاي مردم هستند، من الان موضوعي را از وزارت صمت پيگيري مي‌كنم، اما وقتي كار را درست انجام نمي‌دهند مجبور مي‌شويم از برخي ابزار‌ها استفاده كنيم كه اين شائبه رانت از آنجا آغاز مي‌شود.

** چرا اهالي سينماي ايران ترجيح دادند به جشنواره كن نروند؟
تارنماي خبري «تابناك» در اين گزارش نوشت؛ اين دوره از جشنواره كن عرصه رقابت سينماگران مطرحي است و تازه ترين فيلم‌هاي كوئنتين تارانتينو، جيم جارموش، ترنس ماليك، پدرو آلمودوار و كن لوچ در اين رويداد با هم رقابت مي‌كنند. در اين ميان آنچه قابل تامل است، غيبت معنادار اهالي سينما است كه در گذشته حضور پررنگي در اين جشنواره داشتند.

جشنواره فيلم كن براي هفتاد و دومين سال از 24 ارديبهشت آغاز شد تا طي ده روز و تا چهارم خرداد، محلي براي رونمايي از تازه‌ترين آثار فيلمسازان و سينماگران مطرح جهان باشد. رياست هيات داوران بخش اصلي اين دوره از جشنواره برعهده الخاندرو گونسالس اينياريتو كارگردان مكزيكي است؛ چهره‌اي كه در مراسم افتتاحيه با لحني تند رهبران سياسي جهان را خطاب قرار داد و به خاطر حكومت با خشم، عصبانيت و دروغ از آنها انتقاد كرد.

حضور فيلم‌هاي سينماي ايراني در بخش اصلي يا بخش‌هاي جنبي اين دوره از جشنواره مي‌توانست به حضور سينماگران ايراني در جشنواره كن تداوم بخشد اما طي چند سال اخير شاهد كاهش اقبال نسبت به فيلم‌هاي ايراني در جشنواره‌هاي اصلي بوده‌ايم و شرايط به سمتي رفته كه برخي فيلمسازان حضور و نمايش آثارشان در جشنواره‌هاي فيلم هند يا برخي جشنواره‌ها كه توسط گروهي از ايرانيان در ديگر كشورها برگزار مي‌شود را به عنوان دستاورد بين‌المللي آثارشان در فضاي عمومي مطرح مي‌كنند و در وقت اكران نيز بر روي همين جوايز فاقد اهميت حساب مي‌كنند.

در شرايط كنوني با توجه به افزايش چشمگير ارزش يورو در برابر ريال، سينماگراني كه فيلم‌هايشان در اين جشنواره حضور ندارند، انگيزه‌اي براي رفتنِ زير بار هزينه‌هاي سفر به كن فرانسه ندارند. از سويي ديگر دفاتر توزيع و پخش فيلم‌هاي ايران نيز اميد چنداني به فروش رايت فيلم‌هايشان ندارد. با توجه به عدم رعايت قانون كپي‌رايت بين‌المللي در ايران، نيازي به خريد فيلم‌هاي خارجي نيز احساس نمي‌شود و اين بستر نيز انگيزه‌اي براي حضور شركت‌هاي ايراني به وجود نمي‌آورد.

البته در دوراني كه جهش شديد ارزش ارزهاي خارجي رخ نداده، نه تنها فيلمسازان و دفاتر فيلمسازي بلكه خبرنگاران ايراني نيز حضور پررنگي در جشنواره كن داشتند تا دست‌كم به سنجش و ارزيابي تازه‌ترين شرايط سينماي جهان و سطح كيفيي توليدات بپردازند اما هزينه‌هاي چنين ارزيابي آنچنان افزايش يافته كه قريب به اتفاق آنها، قيد اين ارزيابي را زده‌اند. در واقع اين اتفاق يكي از آثار واضح تاثيرگذاري كاهش ارزش پول ملي بر فعاليت‌هاي بين‌المللي سينماي ايران است؛ اتفاقي كه پيش بيني مي‌شود ابعاد گسترده‌تري نيز بيابد و صرفاً با كميت و كيفيت حضور در جشنواره‌ها و رويدادهاي بين‌المللي سينمايي محدود نشود.

** اعراب تنش ايران و آمريكا را چگونه مي‌بينند؟
پايگاه خبري «فرارو» در اين گزارش آورده است: رسانه‌هاي نزديك به عربستان و امارات، در عين استقبال از فشار حداكثري آمريكا بر جمهوري اسلامي ايران، با احتياط از احتمال به حاشيه رفتن كشور‌هاي عربي در مذاكرات احتمالي ميان ايران و غرب ابراز نگراني مي‌كنند.

سعودي‌ها و اماراتي‌ها در سطح رسمي، خواستار جنگ با ايران نيستند. اما همراهي آن‌ها با كاخ سفيد در تحريم نفتي ايران و نيز نوع نگاه رسانه‌هاي آنان به تنش‌هاي فعلي تهران و واشنگتن، ممكن است چيز ديگري را نشان دهد. شايد بتوان سرمقاله چند روز پيش روزنامه انگليسي‌زبان «عرب‌نيوز»، كه تركي بن سلمان، پسر پادشاه سعودي، مالك آن است، را بارزترين تفاوت ميان سياست‌هاي رسمي و غيررسمي رياض و ابوظبي تلقي كرد.

عرب نيوز در واكنش به حمله الفجيره و حملات حوثي‌ها به تاسيسات نفتي عربستان، صريحا از آمريكا خواست كه به ايران «حمله نقطه‌اي» كند. اين روزنامه در مطلبي تحت عنوان «ايران نبايد بدون تنبيه بماند» نوشت: «از ديدگاه حساب‌شده اين روزنامه، بايد يك اقدام بازدارنده و تنبيهي اتخاذ شود تا ايران بداند كه هيچ عمل پليدي بدون مجازات نخواهد بود؛ از نظر ما، چنين اقدامي بايد حمله نقطه‌اي حساب‌شده باشد.»

ساير رسانه‌هاي نزديك به عربستان، نسبت به عرب نيوز موضع ملايم‌تري داشتند. هر چند كه آن‌ها هم به احتمال وقوع جنگ ميان ايران و آمريكا پرداختند. برخي از تحليلگران اين رسانه‌ها، معتقدند كه پس از چند دهه كشمكش ميان ايران و نايبانش از يك طرف و آمريكا و متحدان عرب و اسرائيلي‌اش از طرف ديگر، سرانجام لحظه رويارويي «اجتناب‌ناپذير» فرا رسيده است. در همين رابطه، عبدالرحمن الراشد، مدير سابق شبكه العربيه، طي يادداشتي در روزنامه الشرق الاوسط، با بيان اينكه «تقابل با ايران اجتناب‌ناپذير» است، نوشت: «از حيث تقابل نظامي با ايران، همه احتمالات مطرح است. در پاسخ به حملات اخير (به نفتكش‌ها در الفجيره و خطوط انتقال نفت سعودي)، تقابل شايد به شكل محدود يا گسترده، اتفاق بيافتد و شايد هم اتفاق نيافتد.»

روزنامه‌نگاران سعودي عموما، ضمن تاكيد بر فرا رسيدن لحظه تقابل، ادعا مي‌كنند كه اين ايران است كه اوضاع را به سمت تقابل پيش مي‌برد و اقدامات كشورشان در واقع تدافعي است. سلمان الدوسري، سردبير پيشين الشرق الاوسط، چنين ديدگاهي را مطرح كرده است. او طي يادداشتي در همين روزنامه نوشت: «هيچ كس از كشور‌هاي منطقه دنبال جنگ نيست، فقط ايران است كه مي‌خواهد جنگ را شعله‌ور كند. ساير كشور‌ها خواهان جلوگيري از جنگ هستند.»

در مقابل اين بزرگنمايي، خط ديگري وجود دارد كه با احتياط بيشتري به تنش‌هاي فعلي مي‌پردازد. برخي تحليلگران نزديك به عربستان همواره اين نگراني را مطرح مي‌كنند كه هدف آمريكا از تشديد فشار‌ها بر ايران، تامين منافع كشور‌هاي عربي نيست. بلكه اگر ترامپ با تهران به معامله‌اي برسد، نگراني‌هاي كشور‌هاي عربي از ايران مد نظر قرار نخواهد گرفت.

محمد قواص، تحليلگر لبناني، طي يادداشتي در روزنامه العرب، به همين مسئله پرداخت و تصريح كرد كه كشور‌هاي عربي در معامله احتمالي دونالد ترامپ با ايران جايي ندارند. قواص نوشت: «شايد كشور‌هاي عربي، خصوصا آن‌هايي كه در معرض تهديد مستقيم رفتار ايران هستند، بايد تشديد تنش نظامي فعلي آمريكا در خليج (فارس) را به نحو ديگري ببيند. هدف اين تشديد تنش آمريكايي، هيچ ارتباطي با آينده امنيت منطقه ندارد.» به گفته اين تحليلگر، آمريكا و اروپا به دو دليل در زمينه جلوگيري از ساخت سلاح هسته‌اي توسط ايران متحد هستند؛ نخست اينكه آن‌ها نگران برتري اسرائيل در اين زمينه هستند. ثانيا، برنامه موشكي بالستيكي ايران به تهديدي براي كشور‌هاي اتحاديه اروپا تبديل شده است. خصوصا اگر اين موشك‌ها با كلاهك‌هاي هسته‌اي تكميل شوند؛ لذا از ديدگاه قواص، مذاكرات ايران در آينده بر مسئله هسته‌اي و موشكي متمركز خواهد بود و در آن كسي به رفتار ايران در جهان عرب اهميت نخواهد داد.

** فياض: جناح‌ها با تشكيل شبكه‌ خويشاوندي پول‌هاي‌ كلان به‌ جيب مي‌زنند
وبگاه خبري «خبرآنلاين» در گفت و گو با ابراهيم فياض، نوشت: هر دو جناح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب در حال ليست‌بندي خود براي انتخابات پيش رو هستند. آن چه ادوار انتخابات به ما نشان داد، آن است كه ليست‌هاي انتخاباتي معمولا با نام‌هايي آشنا همراه است و تنها تغييراتي جزئي در برخي افراد آن صورت مي‌گيرد.

درباره دليل بي‌رغبتي جناح‌ها براي گردش نخبگان سخن هاي فراواني مطرح شده اما ابراهيم فياض دليل اين بي‌رغبتي را درآمد هنگفت جناح ها اعلام مي كند و معتقد است:«سال‌هاست كه به طور سنتي، جناح ها مناصب مديريتي را بين خودشان تقسيم كردند و جا به جا مي‌شوند. آن بالا بچه هاي شان با يكديگر ازدواج مي‌كنند و شبكه خويشاوندي تشكيل مي‌دهند. اين داستان، چپ و راست هم نمي‌شناسد.»

* به نظر شما دليل بي‌رغبتي جريان‌هاي سياسي براي گردش نخبگان چيست؟
- سال‌هاست كه به طور سنتي، جناح ها مناصب مديريتي را بين خودشان تقسيم كردند و جا به جا مي‌شوند. آن بالا بچه هاي شان با يكديگر ازدواج مي‌كنند و شبكه خويشاوندي تشكيل مي‌دهند. اين داستان، چپ و راست هم نمي‌شناسد. آن قدر ساختار اقتصادي كه در آن هستند قوي است كه همين طور پول به جيب‌شان ريخته مي‌شود. درآمد تراكمي آن‌ها وحشتناك است. خلاصه، هرگونه تغيير و تحول باعث مي‌شود كه همه معادلات‌شان بهم مي‌ريزد.

متاسفانه شبكه‌اي با ديوارهاي بلند درست شده كه هيچ كس مگر با ازدواج يا بردگي براي آن‌ها، نمي‌تواند وارد سيستم شود. يعني يا بايد كارگزارشان باشي، يا اين كه با آن‌ها ازدواج كني اما سلسله مراتبي هم دارد. اين كه با چه كسي ازدواج كني يا وارد چه سيستمي شوي. يك اشرافيتي درست شده و مناصب مديريتي كلان را به هم پاس مي‌دهند.

* جناح ها از تغيير ندادن اين ليست‌ها هيچ ضرري نمي‌بينند؟
ضرر چيست؟ سودهاي عظيم مي‌برند. ضرري كه مي‌بينند اين است كه جامعه به شدت امنيتي مي‌شود. علت هم آن است كه افراد تحصيل‌كرده و متفكر را به جاي استخدام كردن، به خارج از كشور مي‌فرستند.
- آن‌هايي هم كه متفكر و درس‌خوانده هستند و نمي توانند به خارج كشور بروند، راهي براي كار كردن پيدا نمي‌كنند و به اين قضيه معترض هستند. اقتصاد آقايان فقط اقتصاد تجاري و رانت خواري است و كار توليدي نمي‌كنند. از بحث سياسي و تكنولوژي هيچ خبري نيست.

* اين مبحث مورد نظر شما بيشتر در مورد كدام جريان صدق مي‌كند؟ جريان اصلاحات يا اصول‌گرايي؟
- هر دوتايشان اما بيشتر راست سنتي.

* چقدر امكان دارد كه جريان سومي بيايد و اين دو جريان را كنار بزند؟
- وضعيت داخلي مجلس امروز نشان مي‌دهد كه اصلا معلوم نيست خيلي از آن‌هايي كه به مجلس آمدند، چه كسي يا چه كاره هستند. مجلس الان فاقد هويت است اما اين بي‌هويتي اولش است و بعدا هويت‌دار مي شود. معتقدم بهتر است جايگاه نخست‌وزيري احيا شود. اگر نخست‌وزير بيايد، وضع از اين خيلي بهتر خواهد شد. زماني كه ميرحسين موسوي نخست‌وزير بود، مجلس نظارت داشت. جو اشرافيت كه آمد، رئيس جمهوري متمركز شد و مجلس كنار رفت. اگر بخواهيم از اين فضا نجات پيدا كنيم، بايد حتما پست نخست‌وزيري را برگردانيم.

* يعني شما راه برون رفت از مشكلات كشور را برگشتن پست نخست وزيري مي‌دانيد؟
- در بعد اجرايي بايد هر چه سريع‌تر اين پست را برگردانيم چون الان مجلس بي‌خاصيت است. معتقدم با استاني شدن انتخابات مجلس، اشرافيت اوج مي گيرد و ديگر شهرستان ها راهي به مجلس ندارند. اميدوارم شوراي نگهبان استاني شدن انتخابات را تأييد نكند.

** واله: ايران سياست خود را تغيير نمي‌دهد/ محبعلي: از فرصت‌ها برابر آمريكا استفاده نكرديم
وبگاه خبري خبرآنلاين» در اين گزارش ب عنوان «مناظره داغ ۲ كارشناس درباره سناريوهاي مطرح درباره چالش ايران و آمريكا» نوشت: كارشناسان بين الملل تنش ميان ايران و آمريكا را در مناظره كافه خبر خبرآنلاين تحليل و بررسي كردند و نسبت به روند فعلي و فضاي آتي به بيان ديدگاههاي خود پرداختند.

اين روزها بحث ها بر سر جنگ يا مذاكره به تيتر رسانه هاي خبري دنيا تبديل شده است. تنش ميان ايران و آمريكا كانون توجه رهبران جهان و منطقه، خصوصا خليج فارس شده است. بحث خروج برجام و فرمان رهبري مبني بر نه جنگ نه مذاكره ، تحليلگران را عاجز از پيش بيني كرده است و نهايتا اين سوال كه چه مي شود؟ سوالي كه اذهان عمومي را هم نيز به خود معطوف كرده است. براي بررسي تنش ميان دو كشور و نهايتا اينكه چه خواهد شد؟ خبرگزاري خبرآنلاين مناظره اي با حضور دكتر حسين واله استاد دانشگاه شهيد بهشتي و قاسم محبعلي ديپلمات سابق كشورمان ترتيب داده است كه از نظر مي گذرانيد:

اين مسيري كه آغاز شده است، سوال هاي بسياري در ميان دولتمردان، نخبگان و حتي مردم كشورمان به وجود آورده است. سوال ما اين است كه بفهميم نظر كارشناسان در نهايت چيست؟ اين نزاع به كجا خواهد رسيد؟ آيا نزاع هست؟ صلح است؟ يا درگيري نظامي است؟ اينكه چه خواهد شد، كشنده ترين عنصري است كه در افكار عمومي شكل گرفته است. از شما دعوت كرديم كه اين چه خواهد شد را كمي براي ما باز كنيد ...

** يك ماليات جديد در راه است؟
به گزارش خبرآنلاين، علاوه بر اين ،ماليات بر اين بخش مي تواند به فروش بيشتر مسكن هاي خالي و كاهش قيمت در اين بخش هم منجر شود. به بيان ديگر اخذ ماليات بر عايدي سرمايه علاوه بر افزايش درآمد براي دولت، سوداگري را كاهش داده و شرايط را براي مقابله با هجوم نقدينگي به بازارهاي موازي دشوار مي كند. گزارش هاي رسيده نشان ميدهد تدوين سازوكاري مبني بر دريافت اين ماليات در دستور كار قرار دارد.

نوسانات قيمتي در ايران و منفي شدن رشد اقتصادي و افزايش نرخ تورم به بيش از 20 درصد ديگر به يك اتفاق عادي تبديل شده است. حداقل در دهه 90 براي دومين بار است كه اين اتفاق رخ مي دهد ولي علي رغم بيان دلايل متعدد براي بروز اين پديده، هنوز سياست گذاران اقتصاد ايران نتوانسته اند راهي براي مقابله با اين معضل بيابند.

در عين حال سياست كاخ سفيد در مقابل جمهوري اسلامي ايران نيز مزيد بر علت شده تا مشكلات بيش از پيش بر دوش اقتصاد سنگيني كند. در ميان منتقدان اقتصادي، نهادگرايان ،يكي از دلايل نوسانات شديد در اقتصاد ايران را استيلاي بخش نامولد بر كل بخش ها مي دانند كه اين امر سبب شده تا فعاليتهاي توليدي كم سود اما سوداگري پر از منفعت و درآمد باشد. در مقابل اغلب فشارهاي آمريكا به درآمدهاي نفتي است تا از اين طريق امكان تامين منابع دولت را سلب كنند. با اين همه پژوهشي كه اخيرا صورت گرفته نشان ميدهد ماليات مي تواند ابزار مناسبي براي اين رفع دو مشكل مذكور باشد.

ماليات بر عايدي سرمايه، يكي از ابزارهاي مالياتي دولت هاست كه از طريق آن مي توانند بيش از پيش به امور سر و سامان دهد.تا پايان سال 2017 تقريبا 187 كشور در جهان اين ماليات را از مردم اخذ مي كردند ولي با توجه به نوسانات شديد درآمدي در اين بخش مالياتي، كسب درآمد هدف اصلي دولت ها از دريافت اين ماليات نيست و تنها چهار درصد از كل ماليات هاي جهان از اين طريق دريافت مي شود. به بيان ديگر آن چه بيش از هر چيز دولت ها را به تنظيم اين ماليات ترغيب مي كند، نه افزايش درآمد بلكه افزايش يكپارچگي، انسجام و كارايي نظام مالياتي، بازتوزيع درآمد و ثروت در جامعه و همچنين كاهش انگيزه هاي سوداگرانه به ويژه بازار برخي از دارايي ها چون مسكن و ارز است.

** دوش، قابلمه، محلول رشد مو و سازناكوك بي‌پولي‌تلويزيون در گوش‌مخاطب
وبسايت خبري «خبرآنلاين» در اين گزارش آورده است: انتقاد به سيما در شوراي نظارت بر صداوسيما هم به اوج رسيده و حالا محمدحسين رنجبران همان پاسخي را به حسام‌الدين آشنا مي‌دهد كه پيشتر از زبان آنها، كيهان براي‌شان مي‌نوشت: «در بودجه مكلف مي‌كنند دوهزار ميليارد درآمد از آگهي‌ها داشته باشيد و بعد نامه مي‌زنند چرا دوش و قابلمه اين‌قدر تبليغ مي‌كنيد؟» اين پاسخي است توئيتري از مدير روابط عمومي سيما به انتقاد توئيتري عضو ناظر بر رسانه ملي از سوي دولت كه نوشته بود: «هرچه مي‌گوييم چرا، مي‌گويند پول نداريم پس حق داريم»

بر اساس آمار تراكنش‌هاي مالي موبايلي ثبت شده از درگاه‌هاي ارزش افزوده براي سال ۱۳۹۷ تنها به اين صورت است: «در بررسي آمار تنها يك سال از تراكنش‌هاي موبايلي مي‌بينيم برخلاف ابلاغيه بانك مركزي مبني بر مسدود شدن اين كدهاي دستوري، سال گذشته تعداد يك ميليارد و ۳۲۰ميليون و ۲۱۷تراكنش با نقل وانتقال مبلغي بيش از ۸هزار و هشتصد و پنجاه ميليارد تومان بر روي موبايل ثبت شده است. اگر نيمي از اين تعداد و مبلغ را مربوط به تراكنش هاي اپليكيشن هاي بانكي دانسته و از حوزه نفوذ «ستاره مربع‌ها» خارج كنيم باز هم اعداد عجيب و غريبي كشف مي‌شود.

تنها در يك سال بيش از ۶۰۰ميليون تراكنش با مبلغي بيش از ۴هزار ميليارد تومان از طريق كدهاي دستوري يا همان «ستاره مربع‌ها»ي فاسد نقل و انتقال پيدا كرده است كه باز هم اگر تنها ۵۰درصد آن را مربوط به برنامه‌هاي صداوسيما بدانيم قطعاً بيش از مبلغ قرارداد محرمانه توسكا و صداوسيما خواهد شد. البته اين در حالي است كه رقم اعلام شده در پيامك‌هاي شركت در اين مسابقات را ناديده بگيريم.»

* ساز ناسازگار بي‌پولي
احسان قاضي‌زاده هاشمي عضو ناظر از سوي مجلس در شوراي نظارت بر صداوسيما، چندي قبل با اشاره به سنگيني بار تعداد پرسنل ۵۰هزار نفري رسانه ملي به خبرآنلاين گفته بود: «دوستان رسانه ملي مي‌گويند به خاطر شرايط ركود اقتصادي، امكان جذب اين حجم از درآمد آگهي وجود ندارد و ناچارند كه سراغ جذب مشاركت بروند. ولي ما اولا اين گفته كه آگهي جذب نمي‌كنند را قبول نداريم. بعد اينكه براي‌مان شفاف نيست اين مشاركت‌ها چطور جذب مي‌شوند و چرا به حساب خزانه ريخته نمي‌شوند؟ ناچاريم كه كل اين درآمدهاي‌شان را كه از طريق مشاركت‌ها از ارگان‌هاي دولتي، نهادها و اين اپراتورها و بخش‌هاي خصوصي مي‌گيرند جمع بزنيم و بدانيم چرا وارد خزانه نمي‌شوند. ما اعتقاد داريم اين درآمدها حتما بيش از ۲۲۰۰ ميليارد تومان است اما الان نمي‌توانم بگويم دقيقا چقدر.»

البته مهدوي مهر معاون بازرگاني سيما و ميرباقري چندي قبل به جلسه شوراي نظارت رفتند. جلسه‌اي كه خروجي آن تقريبا خيلي نرم بود اما بعد از جلسه همه آن انتقادها بر جاي ماند و حسام‌الدين آشنا غير از انتقادي كه به متن صورت‌جلسه و دستكاري بخش‌هايي از آن كرده بود، انتقادش از اين عدم شفافيت را باز بيان كرده و باز جواب مي‌شنود: «تامين ۲ هزار و دويست ميليارد سخت است.» ولي با اين وجود همچنان مديران صداوسيما حاضر به شفاف‌سازي درباره درآمدها و ميزان هزينه‌هايش نيستند. همچنان اين درآمدها به حساب خزانه نمي‌رود و كسي نمي‌داند اين پولي كه آنها در مي‌آورند چقدر است و چطور هم هزينه مي‌شود.

آنها كه امسال براي سومين سال متوالي علاوه بر همه درآمدهايشان از دولت بودجه يورويي هم مي‌گيرند تا غير از تكميل تكنولوژي مورد نياز، ۲۰۰ميليون يورو براي توليدات فاخر هزينه كنند. اين يعني عددي برابر با بودجه تبليغاتي‌شان فقط صرف توليد محصولاتي شود كه مخاطب را به سيما برگرداند. يعني آگهي‌ها فقط خرج هزينه‌هاي سازمان و برنامه‌سازي‌هاي غير از توليد سريال و اين مدل پروژه‌ها مي‌شوند.

** رونق توليد از مسير فناوري اطلاعات
سايت جامعه خبري تحليلي «الف» در گزارشي نوشت: چرخه معيوب عرضه كالا ، توليد كنندگان را با مشكلات جدي روبرو مي كند.اين چرخه باعث از دست رفتن بخش زيادي از درآمد توليد كه حق توليد كننده گان و كارگران شاغل است مي شود و در عين حال مصرف كننده را متضرر مي سازد.انبارهايي كه به واسطه عدم شناخت صحيح از تقاضاي بازار از محصولي پر شده است و بازاري كه به دليل عدم شناخت توليد كننده از تقاضا خالي از محصولي ديگر شده است.هزينه هاي كمرشكن انبارداري ، خواب سرمايه هاي ملي در انبارها ، بي ثباتي سطح توليد و ده ها مشكل ديگر از نتايج اين چرخه معيوب مي باشد.

خريد در خانه از سال ها پيش در كشورهاي توسعه يافته رونق داشته است حتي در روزگار ما قبل اينترنت!. روش خريد بسيار ساده بوده است. مشتريان كالاهاي خود را از طريق كاتالوگ هاي موجود در صندوق پستي منزل انتخاب و با يك تماس تلفني خريد مي كردند و به سرعت در منزل تحويل مي گرفتند.

اين خريد بعدها با توسعه اينترنت رنگ و بوي جديد به خود گرفت و وارد فصل نويني از تجارت شد كه تحت عنوان تجارت الكترونيك شهرت يافت.در اين بين و در كنار آن صنعت مديريت زنجيره تامين هم به سرعت توسعه يافت و گره گشاي كمپاني هاي بزرگ توليدي همچون شركت نفتي شرون تگزاكو شد.نتايح حاصل از يك مطالعه صنعتي در سال 1998 نشان داد كه مي توان با استفاده از زنجيره تامين در صنعت خواروبار مي توان 30 ميليارد دلار از طريق اشتراك گذاري اطلاعات و همكاري صرفه جويي كرد.

خرده فروشي اينترنتي به دليل كاهش هزينه توليد و همچنين افزايش سرعت فروش كالا مي تواند درمانگر بخش هايي از دردهاي توليد در كشور باشد. فناوري اطلاعات با ابزار تجارت الكترونيك و مديريت زنجيره تامين سال هاي پيش به كمك توليد و فروش آمد. اين كمك نه تنها باعث بهبود وضعيت توليد شده است بلكه بخش حمل و نقل كه يكي از مهمترين حوزه هاي اقتصادي هر كشور مي باشد را به واسطه ايجاد برنامه هاي دقيق از نابساماني نجات داده است.

تجارت در كشور تحت سلطه واسطه گران و بنكداران بزرگ قرار گرفت است. اصولا توليد كنندگان يا به تجارت الكترونيك اعتقاد ندارند يا به دليل سلطه و نفوذ بنكداران كه تامين كننده بخشي از سرمايه در گردش توليد كنندگان مي باشند تمايل به ورود به آن را پيدا نمي كنند.تجارت الكترونيك نقش مهمي در اتصال بي واسطه بخش توليد به مصرف كنندگان واقعي دارد و قطعا مي تواند نجات بخش نظام نابسامان توزيع كالا باشد.از سوي ديگر تجارت الكترونيك و توسعه آن مي تواند راه بازارهاي محلي را به سوي دنياي تجارت باز كند و باعث رونق بخشيدن به اقتصاد هاي محلي وروستايي گردد. روستاهايي كه مي توانند يكي از مراكز مهم توليد باشند به دليل فقدان مديريت كارآمد و عدم بهره مندي مديران از ابزارهاي نوين دچار بحران هاي اقتصادي شده اندكه حاصل آن بحران كوچ به شهرها ، توسعه حاشيه نشيني و هزاران مشكل ديگر خواهد بود.

توسعه تجارت الكترونيك تنها نياز به زيرساخت هاي ارتباطي ندارد كه البته عدم وجود آن زيرساخت ها ماهيت تجارت الكترونيك را خدشه دار مي كند.به نظر مي رسد همزمان با توسعه زيرساخت هاي ارتباطي بايد موارد مهم ديگري نيز در برنامه متوليان تجارت الكترونيك قرار بگيرد كه مهترين آن به شرح زير مي باشد:
• آموزش هاي عمومي
• ايجاد زيرساخت هاي نرم افزاري
• ايجاد پايگاه هاي بزرگ تجارت الكترونيك
• توسعه و آموزش خدمات ديجيتال ماركتينگ و توليد محتوا
• توسعه خدمات فني مهندسي
• توسعه خدمات حمل و نقل و پستي
• توسعه زيرسخت هاي انبارداري و ارسال
• ايجاد مراكز قدرتمند پردازش مراسلات پستي
• توسعه و تجهيز ناوگان حمل و نقل
در پايان پيشنهاد مي شود مراكز رشد و توسعه تجارت الكترونيك با هدف توسعه كمي و كيفي آن ، استفاده موثر از توان بخش خصوصي و هم افزايي در بخش هاي مختلف تجارت الكترونيك از قبيل خدمات فني ، پشتيباني و هاستينگ ، توليد محتوا ، بازاريابي ، خدمات پستي و انبارداري در كليه استان هاي كشور تشكيل و عملياتي گردد.

** ابتكار ايران، الگوي جديد معاملات هسته اي
وبسايت خبري «الف» گزارش داد: اكنون ايران بي آنكه از برجام خارج شود، مشغول انباشت بدون محدوديت محصولات هسته اي شده است. پيشتر با خروج ذخيره غني سازي از كشور (بر اساس برجام) هزينه دفاعي بالا رفت و با «افزايش بودجه نظامي»پوشش داده شد. زين پس با وجود تنگناي اقتصادي، كمبودهاي احتمالي بودجه نظامي كشور از طريق «افزايش ذخاير هسته اي» جبران خواهد شد. ايران هرگز نيازي به توليد بمب هسته اي ندارد و مي داند كه آنچه براي تقويت قدرت بازدارندگي مي خواهد، با تكيه بر انباشت مواد هسته اي حساس، حاصل مي شود. «اعلام رسمي» روابط ميان قدرت نظامي و مواد هسته اي، هزينه هاي غير ضروري در پي دارد اما نشانه هاي آشكار، نقش ابزار هسته اي در معادلات دفاعي ايران را تاييد مي كند. علاوه بر نمودار بودجه، تامل بر مخالفت موكد فرمانده كل قواي ايران با «خروج ناگهاني ذخيره غني سازي» نيز مفيد است و البته كه سخنان خود ايشان در رمضان سه سال پيش (٢٥ خردادماه ١٣٩٥) پيامي دارد: «صنعت هسته اي يك صنعت راهبردي براي كشور ما است... بودن اين صنعت حتي در مصونيت بخشيدن و امنيت بخشيدن به كشور هم موثر است.»

حسن روحاني هم با حساسيت هاي رهبر درباره تقويت «حريم امنيت» كشور پس از برجام همدل بود و در تيرماه ١٣٩٦ مدعي شد: «سلاح هاي راهبردي توليد شده در دولت يازدهم (دولت برجام)، ٨٠ درصد كل سلاح هاي دولت هاي قبل است.» از خلال چانه زني هاي برجامي يك مسئول فني ارشد نيز مي توان رابطه ميان قدرت دفاعي و ذخاير غني شده را ديد. مهرماه ١٣٩٦، علي اكبر صالحي، رييس «سازمان انرژي اتمي ايران» طي سفر به لندن، هشدار داد كه انباشت فوق العاده تسليحات غربي در كشورهاي جنوب خليج فارس، سبب نگراني تهران نسبت به دستكاري توازن قواي منطقه خواهد شد.

به هر حال «صلح» به ابزارهاي بازدارنده از جنگ تكيه دارد، ايران هم تاكنون با تكيه بر توان توليد موشك و نقش منطقه اي خود كامروا بوده است و هرگز بر سر آنها معامله نمي كند. اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل از ابتدا مدعي وجود بدبينانه ترين رابطه ميان صنعت هسته اي با قدرت موشكي ايران بوده اند و ساخت موشك هسته اي ايران را داراي پيامدهاي جهاني مي دانند. سرانجام قطعنامه ٢٢٣١ مقرر داشت كه پنج سال پس از روز پذيرش محدوديت هاي هسته اي برجام، ايران از محدوديت هاي تسليحات متعارف (غير از موشكي) خلاص شود. گزينه مطلوب تهران، رفع همه محدوديت ها همزمان با توانايي تامين بودجه توازن تسليحاتي است. اما امنيت كشور اهميت دارد و سو رفتار غرب واضح است بنابراين مقامات ايراني نمي توانند گزينه هاي ديگر را كنار بگذارند.

اعلام آغاز انباشت مواد هسته اي حساس، برداشتن تنها يك گام است كه البته به گذشت زمان هم نياز دارد. ايران قصد توليد بمب هسته اي ندارد اما به دنبال توليد و ارزش گذاري كالاي قابل مبادله است. (الگوي مبادله بدون مذاكره) وقتي كه انتخاب اين مسير تثبيت شود، اقدام به غني سازي با غلظت بالا و حتي ذخيره سازي مواد در مكاني دور از چشم بازرسان آژانس، از جمله گام هاي بعدي ايران هستند كه كالاهاي مشتري پسند خواهند بود...

قدرت و مهارت ايران در اين شطرنج بسيار ترقي كرده است. ايران حسابگرانه بر اساس معادلات توازن قوا از ابزار هسته اي استفاده مي كند. علاوه بر اين، تحميل روش «مبادلات گام به گام» بر معاملات هسته اي، در توان ايران است. (كره شمالي نيز به همين مدل علاقه دارد) ناكامي برجام تجربه اي شد تا پيشنهاد معاملات نسيه بزرگ، جدي گرفته نشود. از اين منظر، استفاده از ظرفيت هسته اي، پاسخ دهي به نيازهاي امنيتي بوده و همچنين ابزار توفيق ابتكار عمل تهران است. بنا بر اينها، فضاسازي يا تشديد تحريم و تهديد به لشكر كشي، هرگز عزم ايران را متزلزل نخواهد كرد.

** دنبال توپ طلاي اروپا هستم/۳ فصل بعد در منچسترسيتي بازي مي‌كنم/ خواستم با استقلال تمرين كنم ولي اجازه ندادند!
مشرق در گفت و گو با اللهيار صيادمنش، مهاجم استقلال، نوشت: اللهيار صيادمنش فوتباليستي كه هنوز ۱۸ سالش تمام نشده به زودي و با پايان هفدهمين سال تولدش در تاريخ هشتم تيرماه سال جاري راهي تركيه و باشگاه فنرباغچه آن كشور مي‌شود تا فصل جديدي از فوتبالش را در آن كشور آغار كند.

* در اين مدت خيلي از طرفداران استقلال در صفحه شخصي ات از تو مي‌خواستند از استقلال جدا نشوي و در تيم بماني. چه شد كه تصميم گرفتي بروي و در استقلال نماني؟
- اين تصميم من نبود كه از استقلال بروم. من حتي از مديران باشگاه خواسته بودم كه يك فصل ديگر هم در استقلال بمانم ولي من تحت قرارداد باشگاه هستم و وقتي به من گفته شد با فنرباغچه تمام كرده‌اند نمي‌توانستم برخلاف خواسته شان عمل كنم. دوست داشتم بمانم ولي نشد. اگر در استقلال مي‌ماندم حتماً بيشتر از فصل قبل بازي مي‌كردم. من در برنامه‌هايي كه براي خودم داشتم مي‌خواستم در دومين فصل بازي ام براي استقلال حتماً آقاي گل ليگ برتر شوم. حالا هم كه قرار شده به فنر باغچه بروم باز هم مي‌روم كه راه را براي استقلالي‌هاي ديگر باز كنم. مي‌روم تا نماينده شايسته اي براي استقلال باشم. روز اول شفر با من حرف زد و گفت نبايد توقع داشته باشم در استقلال فيكس باشم چون هم كم سن و سال هستم و هم تازه به اين تيم بزرگ آمده‌ام. با اين همه فكر مي‌كنم به اندازه سن و سابقه ام بد كار نكردم و از خودم راضي هستم.

* چه دستاوردي در اين تيم داشتي؟
- خب من با فوتبال حرفه‌اي آشنا شدم. بازي در استاديوم آزادي را تجربه كردم. كنار بازيكناني بازي كردم كه هر يك براي خودشان نامي بزرگ در دنياي فوتبال ايران دارند. كلاً بودن در استقلال باعث شد تا پخته‌تر شوم. شفر به من خيلي انگيزه مي‌داد. از روز اول كه فوتبال بازي كردم پول برايم اهميتي نداشت. كلاً به فكر پول نبودم. من دوست داشتم پيشرفت كنم و مي‌دانستم اگر در فوتبال پيشرفت كنيد خود به خود پول هم كنارش مي‌آيد. دوست داشتم كلاس و سطح فوتبالم را بالاتر ببرم.

* از فنرباغچه چقدر شناخت داري؟
- تا حدودي اين تيم را مي‌شناسم. چندين بار قهرمان ليگ تركيه شده و در بيشتر سال‌ها در ليگ قهرمانان اروپا حضور داشته است. بازيكنان بزرگ و سرشناسي در اين تيم توپ مي‌زدند و هنوز هم خيلي از بازيكنان بزرگ دوست دارند به اين تيم برسند. از طرفي يكي از تيم‌هاي سرشناس در تركيه است كه جايگاه مردمي بالايي دارد و از اين حيث مانند استقلال است. اين قطعاً چالشي جديد در زندگي ام خواهد بود.

** مهجوريت قرآن در سطوح مختلف در بُعد اخلاقي خود را نشان داده است
وبسايت خبري «شفقنا» در گفت وگو با رئيس دانشگاه مذاهب اسلامي، نوشت: حجت الاسلام والمسلمين محمدحسين مختاري، مي گويد: مهجوريت قرآن در ميان مسئولان، در بُعد اخلاقي خود را نشان داده است، ما آيات فراواني ناظر بر اخلاق داريم، اگر نگوييم همه قرآن به گونه اي نظر بر مسائل اخلاقي دارد، بيشتر آيه هاي قرآن بر مساله اخلاق تأكيد دارد. وقتي جامعه ما قرآني است كه زندگي افراد جامعه مملو از آموزه هاي اخلاقي باشد؛ وقتي چنين نيست پس ما در التزام به آيات قرآن مشكل داريم يا اگر مقاماتي يا مسئولين تخلفاتي داشتند يعني بين ما و قرآن فاصله اي افتاده است. ناهنجاري ها و عصيان هايي مشاهده مي شود كه خلاف مروّت و اخلاق است و اين نشان مي دهد ما نسبت به آموزه هاي قرآن بيگانه شده ايم.

پژوهشم**1699**9131