۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۵
کد خبر 83319509
۰ نفر
گریه های نیلا سمفونی دردهای پدر

كرمان - ایرنا - گریه های نیلا نوزاد 2 ماهه ای كه مادرش را به علت قصور پزشكی در كرمان از دست داده حالا شب و روز به سمفونی دردهای بی امان پدرش تبدیل شده است.

به گزارش ایرنا، صبح 26 اسفند 97 در هفته 38 بارداری علائم زمان به دنیا آمدن فرزندش او را از خواب بیدار می كند، سارا به اتفاق همسرش راهی بیمارستان ارجمند كرمان می شود، رفتنی كه قصور پزشكی آن را بی بازگشت می كند.
سارا السادات فردوس زنی 31 ساله اهل كرمان، مادری است كه برای همیشه لذت در آغوش كشیدن فرزندش را به گور می برد.
پرونده پزشكی سارا، گواه بر 2 سقط جنین و البته تاكید دكتر معالجش بر انجام عمل سزارین و درج كلمه «زایمان پر خطر» است اما بدو ورود به بیمارستان پزشك كشیك وی را تشویق به انجام زایمان طبیعی می كند.
پزشك سارا كه خود در مرخصی سال نو به سر می برد برای زمان جراحی سارا در این نامه سه واحد خون درخواست داده اما پرسنل بیمارستان بعدها وجود چنین نامه ای را تكذیب می كنند در حالی كه یكی از ماماهای این بیمارستان وجود این نامه را در پرونده سارا تایید می كند.
پزشك كشیك بعد از تحویل گرفتن سارا اعلام می كند، پروسه زایمان 12 ساعت طول می كشد و در صورت ناموفق بودن، وی مورد عمل سزارین قرار می گیرد.
بعد از القای دردهای زایمانی توسط دارو با وجود درد از آغاز روند زایمان خبری نمی شود.
همراه بیمار كه خواهر وی است به ماما و پرستاران بخش تاكید می كند این روند را به اطلاع دكتر برسانند اما برای مرتبه چندم پاسخ می گیرند «دكتر در حال استراحت است.»
ساعت 6:30 صبح روز بعد از بستری طبق دستور پزشك به سارا آمپول فشار تزریق و دردهای وی ناگهان زیاد می شود.
ساعت هشت صبح، دكتر برای معاینه سارا به بخش لیبر مراجعه و یكی از پرستارها شرایط وی را به پزشك گوشزد می كند حدود ساعت هشت و پنج دقیقه شرایط بدنی سارا در مدت زمان بسیار كوتاه ناگهان آماده زایمان می شود.
سرانجام انتظار سارا و اطرافیانش به پایان می رسد، حالا نیلا غافل از سرنوشت تلخی كه در انتظارش است چشم به جهان می گشاید.
اول، نیلا و دقایقی بعد سارا را نیز از اتاق زایمان بیرون می آورند، سارا فرزندش را برای اولین و آخرین بار می بیند و اما لذت مادری كردن را نه. خونریزی شدید و ضعف و بی حالی حتی مانع در آغوش كشیدن و شیر دادن كودك می شود.
خواهر سارا می گوید، سارا بارها این كلمه را تكرار می كند، خونریزی شدیدی دارم و احساس می كنم دارم به كما می روم.
دكتر یك ربع بعد از زایمان سارا از بیمارستان بیرون می رود، در همین حین بعد از اصرار خواهر سارا، پرستارها برای معاینه بیمار به بالین او می آیند و وی را مجدد به اتاق زایمان می برند در این بین طبق گفته خودشان با دكتر تماس می گیرند و وی پاسخ نمی دهد.
حالا همسر سارا شاهد رفت و آمد سریع پرسنل اتاق عمل و اتاق زایمان بیمارستان است، حدود ساعت 9 صبح 27 اسفند سارا را به اتاق عمل می برند و بعد از یك ساعت و نیم اعلام می كنند خونریزی بیمار قطع شده است.
حالا همسر سارا این خبر مسرت بخش را به دیگر همراهان نگران می دهد و سوسوی امید از این كلام در دل یاسین؛ همسر دل نگران سارا می درخشد.
اما این خرسندی زیاد طول نمی كشد و حدود نیم ساعت بعد مجدد اعلام می كنند، متاسفانه خونریزی قطع نشده و باید آمپول ضد انعقاد خون را از بیمارستان پیامبر اعظم تهیه و به وی تزریق كنیم.
یاسین مدائنی همسر سارا می گوید: بعد از نیم ساعت از تزریق آمپول ها، پزشكی كه روند زایمان سارا را بعد از ورود به بیمارستان بر عهده گرفته بود مرا صدا زد و گفت: خونریزی بند نیامده و باید رحم همسرت را برداریم.
وی می گوید: پزشك معالج سارا گفت: نمی توانم قول و تضمینی بدهم كه سارا با برداشتن رحم سلامتی خود را به دست بیاورد.
حالا پرسنل به یاسین می گویند، چهار میلیون و 500 تومان به حساب بیمارستان واریز كنید تا سارا جراحی شود و به قول همسر سارا این پول علاوه بر 2 میلیون و 500 تومانی بود كه بدو ورود پرداخت كرده بودند.
سارا مجدد وارد اتاق عمل می شود و بعد از یك ربع، پرسنل اتاق عمل، رحم را برداشته و بدون اطلاع خانواده و همراهانش به آزمایشگاه می برند.
یاسین می گوید، هر بار سراغ سارا را از پرسنل اتاق عمل می گرفتیم، می گفتند داخل ریكاوری است.
بعد از مدتی یاسین متوجه می شود كه زمزمه های انتقال سارا از بیمارستان در جریان است، زمزمه هایی كه كمی بعد به آنها نیز با طرح این سئوال كه 'برای انتقال وی به آی سی یو بیمارستان مهرگان مشكل هزینه ای ندارید'، می رسد.
یاسین می گوید: شنیدن این جملات مرا به وحشت انداخت، باورش دشوار بود، به خاطر یك زایمان ساده كه هر روز بارها در مركز یك استان اتفاق می افتد كار همسرم به آی سی یو كشیده شود.
بعد از كمی همسر سارا را مطلع می كنند كه آی سی یو بیمارستان مهرگان در حال انجام تعمیرات است.
بعدها متوجه شدیم حتی بیمارستان پیامبر اعظم (ص) و سید الشهدا (ع) نیز به دلیل حال وخیم سارا وی را پذیرش نكرده اند، سرانجام پرسنل بیمارستان فاطمه زهرا (س) سارا را می پذیرند اما در پرونده وی این جمله نیز ثبت می شود' بیمار برای رضای خدا پذیرش شده است'.
ساعت پنج و 30 دقیقه عصر 27 اسفند اعلام كردند در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) تخت آی سی یو خالی شده و وی را با سرعت زیاد به این بیمارستان اعزام كردند.
وقتی سارا را از در اتاق عمل بیرون آوردند خون تمام بدنش را فرا گرفته بود و دكتری كه از اتاق عمل بیرون آمد گفت 'برایش دعا كنید'.
فضای خانه پدری یاسین سنگین بود، همسر سارا در حالی كه بین برگه هایی كه به عنوان مدرك نگه داشته بود جست و جو می كرد خیلی آشفته و نگران به نظر می رسید شاید یادآوری لحظات تلخ بیش از انچه من تصور می كردم او را آزار می داد.
صدای گریه های نیلا هم باعث می شد یاسین بعضی جملاتش را برای اطمینان از شنیده شدن 2 بار تكرار كند.
یاسین دستی به سر و صورتش كشید و ادامه داد: نه روی زمین بودم نه آسمان، نمی دانستم چه اتفاقی دارد می افتد تمام خیال و نقشه های من و سارا بعد از سه سال داشت بر باد می رفت.
سارا به بیمارستان فاطمه الزهرا (س) منتقل شد و بلافاصله چند آمپول را نسخه كردند و به من گفتند آنها را تهیه كنید اما همه جا تعطیل بود حتی داروخانه هلال احمر، گفتند در حال انبار گردانی هستند.
شهر شلوغ بود همه در تكاپوی انجام كارهای نوروزشان بودند و من با حالی پریشان در پی داروخانه ای می گشتم كه آمپول های همسرم را داشته باشد بلكه راه نجاتش شود.
بالاخره آمپولها را با واسطه افراد پیدا كردیم و به بیمارستان بردیم اما انگار خیلی دیر شده بود.
در این بین دكتر معالج سارا نیز وی را ویزیت كرده بود اما چه دیداری؟ حالا تن سارا با خونی كه به دلیل پاره شدن سرخرگ رحمی از دست داده بود فارغ از من و نیلا روی تخت آی سی یو آرمیده بود.
ساعت 6 و نیم صبح 28 اسفند رفت و آمد سریع پرسنل به آی سی یو مرا متوجه اتفاق بدتری كرد، قلب سارا كه دیگر ادامه حیات برایش میسر نبود برای دقایقی از حركت می ایستد و پرسنل بیمارستان وی را احیا می كنند اما این اتفاق را به ما نگفتند.
یاسین می گوید: یادم است یكی از پرسنل بیمارستان به من گفت خیلی دیر آوردیدش، شنیدن این جملات بیشتر مرا از یك اتفاق بد آگاه می كرد.
همسر سارا ادامه داد: مجدد مرا پی گرفتن آمپول فرستادند و ما باز با مشقت زیاد تهیه كردیم و آوردیم اما ظاهرا آمپول ها تاثیری بر بازگشت سلامت سارا نداشتند.
سرانجام قلب سارا در ساعت هشت و 45 دقیقه بیست و هشتم اسفند در آستانه سالی نو كه همه انتظارش را می كشیدند تا روز و روزگاری جدید را شروع كنند از حركت ایستاد و من و نیلا را در تنهایی محض تنها گذاشت.
صدای گریه های نیلا كه حال در بغل پدربزرگش بالا و پایین می شد، دلم را بیشتر به درد می آورد.
پدر همسر سارا كه مردی با چهره ای مهربان و دوست داشتنی بود در حالی كه نیلا را در گهواره می خواباند تا ساكت شود گفت: دلمان نمی خواهد به كسی آسیبی برسد اما می خواهیم پزشك معالج سارا به نظام پزشكی فراخوانده شود و در مورد این اقدامش توضیح دهد.
وی می گوید: شبها من و همسر و پسرم به نوبت نیلا را نگهداری و تر و خشك می كنیم.
او می گوید: سارا دختر عزیز و مهربانی بود، مقصران این پرونده باید پاسخگو باشند.
مادر و خواهر یاسین نیز كه به نوبت نیلا را می گرفتند و سعی می كردند وی را آرام كنند همین تقاضا را داشتند.
حالا نیلا در گهواره ای كه وسط اتاق دائم تكان می خورد فارغ از دردهای خانواده اش آرام گرفته، دختری زیبا روی با لپ های برآمده كه نمی داند چه مصیبتی بر سرش آمده.
یاسین 24 فروردین سال جاری از پزشك سارا به نظام پزشكی شكایت می كند اما آنها برای ثبت شكایت 200 هزار تومان از وی پول می گیرند كه خود می تواند سد راهی برای افراد بی بضاعت باشد كه می خواهند از قصوری در پزشكی شكایت كنند.
خانواده سارا و همسر وی خواستار رسیدگی سریع به پرونده فوت وی هستند.
آنها می دانند رفتن سارا بی بازگشت است، اما نمی خواهند این حادثه تلخ برای فرد دیگری تكرار شود.
اما در این میان پیگیری های مصرانه مسئولان دانشگاه علوم پزشكی كرمان جای تقدیر دارد.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشكی كرمان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا از معرفی عوامل مرگ سارا السادات فردوس مادر باردار كرمانی به نظام پزشكی كرمان خبر داد.
مرتضی هاشمیان با اشاره به فوت سارا زن باردار 31 ساله در 28 اسفند سال گذشته در یكی از بیمارستان های كرمان افزود: عوامل دست اندركار این پرونده به دلیل قصور در اقدامات به نظام پزشكی معرفی شدند.
وی با بیان اینكه تناقضات متعددی در پرونده فوت مادر باردار كرمانی وجود دارد تصریح كرد: تذكرهای تخلفات در پرونده بیمارستان و عوامل دست اندركار ثبت شده است.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشكی كرمان با بیان اینكه عوامل درگیر در پرونده مرگ مادر باردار كرمان در نظام پزشكی پاسخگو خواهند بود، افزود: پزشك معالج، ماماها، پرسنل اتاق عمل و مسئول فنی بیمارستان به نظام پزشكی می روند.
هاشمیان تاكید كرد: قصور در اقدامات مرتبط با زایمان مادر باردار كرمانی آن هم در مركز استان قابل قبول نیست و نمی توان رخداد چنین حادثه ای را پذیرفت.
وی افزود: مرگ یك زن باردار توجیه پذیر نیست و ادله حاكی از قصور در پرونده است.
هاشمیان با اشاره به اینكه هر چند دل بازماندگان این حادثه دردناك با چیزی شاد نمی شود ، افزود: كمیته تخصصی نظام پزشكی قصور احتمالی عوامل دست اندركار در این پرونده را در قسمت های مختلف مشخص می كند.
26 اسفند سال گذشته سارا السادت فردوس برای انجام زایمان به بیمارستان ارجمند كرمان مراجعه می كند.
سارا به دلیل قصور متعدد كه حالا مورد تایید مسئولان دانشگاه علوم پزشكی كرمان است بعد از خونریزی گسترده به بیمارستان فاطمه الزهرا (س) منتقل می شود و سرانجام ساعت هشت صبح 28 اسفند سارا بدون دیدن و در آغوش كشیدن نیلا دختر زیبا رویش چشم از جهان فرو می بندد.
گزارش: نجمه حسنی
3029/ 5054