۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۳
کد خبر 83319505
۰ نفر
گريه هاي نيلا سمفوني دردهاي پدر

كرمان - ايرنا - گريه هاي نيلا نوزاد 2 ماهه اي كه مادرش را به دليل قصور پزشكي در كرمان از دست داده حالا شب و روز به سمفوني دردهاي بي امان پدرش تبديل شده است.

به گزارش ايرنا، صبح روز 26 اسفند 97 در هفته 38 بارداري علائم زمان به دنيا آمدن فرزندش او را از خواب بيدار مي كند، سارا به اتفاق همسرش راهي بيمارستان ارجمند كرمان مي شود، رفتني كه قصور پزشكي آن را بي بازگشت مي كند.
سارا السادات فردوس زني 31 ساله اهل كرمان، مادري است كه براي هميشه لذت در آغوش كشيدن فرزندش را به گور مي برد.
پرونده پزشكي سارا، گواه بر 2 سقط جنين و البته تاكيد دكتر معالجش بر انجام عمل سزارين و درج كلمه 'زايمان پر خطر' است اما بدو ورود به بيمارستان پزشك كشيك وي را تشويق به انجام زايمان طبيعي مي كند.
پزشك سارا كه خود در مرخصي سال نو به سر مي برد براي زمان جراحي سارا در اين نامه سه واحد خون درخواست داده اما پرسنل بيمارستان بعدها وجود چنين نامه اي را تكذيب مي كنند در حالي كه يكي از ماماهاي اين بيمارستان وجود اين نامه را در پرونده سارا تاييد مي كند.
پزشك كشيك بعد از تحويل گرفتن سارا اعلام مي كند، پروسه زايمان 12 ساعت طول مي كشد و در صورت ناموفق بودن، وي مورد عمل سزارين قرار مي گيرد.
بعد از القاي دردهاي زايماني توسط دارو با وجود درد از آغاز روند زايمان خبري نمي شود.
همراه بيمار كه خواهر وي است به ماما و پرستاران بخش تاكيد مي كند اين روند را به اطلاع دكتر برسانند اما براي مرتبه چندم پاسخ مي گيرند 'دكتر در حال استراحت است'.
ساعت 6 و نيم صبح روز بعد از بستري طبق دستور پزشك به سارا آمپول فشار تزريق و دردهاي وي ناگهان زياد مي شود.
ساعت هشت صبح، دكتر براي معاينه سارا به بخش ليبر مراجعه و يكي از پرستارها شرايط وي را به پزشك گوشزد مي كند حدود ساعت هشت و پنج دقيقه شرايط بدني سارا در مدت زمان بسيار كوتاه ناگهان آماده زايمان مي شود.
سرانجام انتظار سارا و اطرافيانش به پايان مي رسد، حالا نيلا غافل از سرنوشت تلخي كه در انتظارش است چشم به جهان مي گشايد.
اول، نيلا و دقايقي بعد سارا را نيز از اتاق زايمان بيرون مي آورند، سارا فرزندش را براي اولين و آخرين بار مي بيند و اما لذت مادري كردن را نه. خونريزي شديد و ضعف و بي حالي حتي مانع در آغوش كشيدن و شير دادن كودك مي شود.
خواهر سارا مي گويد، سارا بارها اين كلمه را تكرار مي كند، خونريزي شديدي دارم و احساس مي كنم دارم به كما مي روم.
دكتر يك ربع بعد از زايمان سارا از بيمارستان بيرون مي رود، در همين حين بعد از اصرار خواهر سارا، پرستارها براي معاينه بيمار به بالين او مي آيند و وي را مجدد به اتاق زايمان مي برند در اين بين طبق گفته خودشان با دكتر تماس مي گيرند و وي پاسخ نمي دهد.
حالا همسر سارا شاهد رفت و آمد سريع پرسنل اتاق عمل و اتاق زايمان بيمارستان است، حدود ساعت 9 صبح 27 اسفند سارا را به اتاق عمل مي برند و بعد از يك ساعت و نيم اعلام مي كنند خونريزي بيمار قطع شده است.
حالا همسر سارا اين خبر مسرت بخش را به ديگر همراهان نگران مي دهد و سوسوي اميد از اين كلام در دل ياسين؛ همسر دل نگران سارا مي درخشد.
اما اين خرسندي زياد طول نمي كشد و حدود نيم ساعت بعد مجدد اعلام مي كنند، متاسفانه خونريزي قطع نشده و بايد آمپول ضد انعقاد خون را از بيمارستان پيامبر اعظم تهيه و به وي تزريق كنيم.
ياسين مدائني همسر سارا مي گويد: بعد از نيم ساعت از تزريق آمپول ها، پزشكي كه روند زايمان سارا را بعد از ورود به بيمارستان بر عهده گرفته بود مرا صدا زد و گفت: خونريزي بند نيامده و بايد رحم همسرت را برداريم.
وي مي گويد: پزشك معالج سارا گفت: نمي توانم قول و تضميني بدهم كه سارا با برداشتن رحم سلامتي خود را به دست بياورد.
حالا پرسنل به ياسين مي گويند، چهار ميليون و 500 تومان به حساب بيمارستان واريز كنيد تا سارا جراحي شود و به قول همسر سارا اين پول علاوه بر 2 ميليون و 500 توماني بود كه بدو ورود پرداخت كرده بودند.
سارا مجدد وارد اتاق عمل مي شود و بعد از يك ربع، پرسنل اتاق عمل، رحم را برداشته و بدون اطلاع خانواده و همراهانش به آزمايشگاه مي برند.
ياسين مي گويد، هر بار سراغ سارا را از پرسنل اتاق عمل مي گرفتيم، مي گفتند داخل ريكاوري است.
بعد از مدتي ياسين متوجه مي شود كه زمزمه هاي انتقال سارا از بيمارستان در جريان است، زمزمه هايي كه كمي بعد به آنها نيز با طرح اين سئوال كه 'براي انتقال وي به آي سي يو بيمارستان مهرگان مشكل هزينه اي نداريد'، مي رسد.
ياسين مي گويد: شنيدن اين جملات مرا به وحشت انداخت، باورش دشوار بود، به خاطر يك زايمان ساده كه هر روز بارها در مركز يك استان اتفاق مي افتد كار همسرم به آي سي يو كشيده شود.
بعد از كمي همسر سارا را مطلع مي كنند كه آي سي يو بيمارستان مهرگان در حال انجام تعميرات است.
بعدها متوجه شديم حتي بيمارستان پيامبر اعظم (ص) و سيد الشهدا (ع) نيز به دليل حال وخيم سارا وي را پذيرش نكرده اند، سرانجام پرسنل بيمارستان فاطمه زهرا (س) سارا را مي پذيرند اما در پرونده وي اين جمله نيز ثبت مي شود' بيمار براي رضاي خدا پذيرش شده است'.
ساعت پنج و 30 دقيقه عصر 27 اسفند اعلام كردند در بيمارستان فاطمه الزهرا (س) تخت آي سي يو خالي شده و وي را با سرعت زياد به اين بيمارستان اعزام كردند.
وقتي سارا را از در اتاق عمل بيرون آوردند خون تمام بدنش را فرا گرفته بود و دكتري كه از اتاق عمل بيرون آمد گفت 'برايش دعا كنيد'.
فضاي خانه پدري ياسين سنگين بود، همسر سارا در حالي كه بين برگه هايي كه به عنوان مدرك نگه داشته بود جست و جو مي كرد خيلي آشفته و نگران به نظر مي رسيد شايد يادآوري لحظات تلخ بيش از انچه من تصور مي كردم او را آزار مي داد.
صداي گريه هاي نيلا هم باعث مي شد ياسين بعضي جملاتش را براي اطمينان از شنيده شدن 2 بار تكرار كند.
ياسين دستي به سر و صورتش كشيد و ادامه داد: نه روي زمين بودم نه آسمان، نمي دانستم چه اتفاقي دارد مي افتد تمام خيال و نقشه هاي من و سارا بعد از سه سال داشت بر باد مي رفت.
سارا به بيمارستان فاطمه الزهرا (س) منتقل شد و بلافاصله چند آمپول را نسخه كردند و به من گفتند آنها را تهيه كنيد اما همه جا تعطيل بود حتي داروخانه هلال احمر، گفتند در حال انبار گرداني هستند.
شهر شلوغ بود همه در تكاپوي انجام كارهاي نوروزشان بودند و من با حالي پريشان در پي داروخانه اي مي گشتم كه آمپول هاي همسرم را داشته باشد بلكه راه نجاتش شود.
بالاخره آمپولها را با واسطه افراد پيدا كرديم و به بيمارستان برديم اما انگار خيلي دير شده بود.
در اين بين دكتر معالج سارا نيز وي را ويزيت كرده بود اما چه ديداري؟ حالا تن سارا با خوني كه به دليل پاره شدن سرخرگ رحمي از دست داده بود فارغ از من و نيلا روي تخت آي سي يو آرميده بود.
ساعت 6 و نيم صبح 28 اسفند رفت و آمد سريع پرسنل به آي سي يو مرا متوجه اتفاق بدتري كرد، قلب سارا كه ديگر ادامه حيات برايش ميسر نبود براي دقايقي از حركت مي ايستد و پرسنل بيمارستان وي را احيا مي كنند اما اين اتفاق را به ما نگفتند.
ياسين مي گويد: يادم است يكي از پرسنل بيمارستان به من گفت خيلي دير آورديدش، شنيدن اين جملات بيشتر مرا از يك اتفاق بد آگاه مي كرد.
همسر سارا ادامه داد: مجدد مرا پي گرفتن آمپول فرستادند و ما باز با مشقت زياد تهيه كرديم و آورديم اما ظاهرا آمپول ها تاثيري بر بازگشت سلامت سارا نداشتند.
سرانجام قلب سارا در ساعت هشت و 45 دقيقه بيست و هشتم اسفند در آستانه سالي نو كه همه انتظارش را مي كشيدند تا روز و روزگاري جديد را شروع كنند از حركت ايستاد و من و نيلا را در تنهايي محض تنها گذاشت.
صداي گريه هاي نيلا كه حال در بغل پدربزرگش بالا و پايين مي شد، دلم را بيشتر به درد مي آورد.
پدر همسر سارا كه مردي با چهره اي مهربان و دوست داشتني بود در حالي كه نيلا را در گهواره مي خواباند تا ساكت شود گفت: دلمان نمي خواهد به كسي آسيبي برسد اما مي خواهيم پزشك معالج سارا به نظام پزشكي فراخوانده شود و در مورد اين اقدامش توضيح دهد.
وي مي گويد: شبها من و همسر و پسرم به نوبت نيلا را نگهداري و تر و خشك مي كنيم.
او مي گويد: سارا دختر عزيز و مهرباني بود، مقصران اين پرونده بايد پاسخگو باشند.
مادر و خواهر ياسين نيز كه به نوبت نيلا را مي گرفتند و سعي مي كردند وي را آرام كنند همين تقاضا را داشتند.
حالا نيلا در گهواره اي كه وسط اتاق دائم تكان مي خورد فارغ از دردهاي خانواده اش آرام گرفته، دختري زيبا روي با لپ هاي برآمده كه نمي داند چه مصيبتي بر سرش آمده.
ياسين 24 فروردين سال جاري از پزشك سارا به نظام پزشكي شكايت مي كند اما آنها براي ثبت شكايت 200 هزار تومان از وي پول مي گيرند كه خود مي تواند سد راهي براي افراد بي بضاعت باشد كه مي خواهند از قصوري در پزشكي شكايت كنند.
خانواده سارا و همسر وي خواستار رسيدگي سريع به پرونده فوت وي هستند.
آنها مي دانند رفتن سارا بي بازگشت است، اما نمي خواهند اين حادثه تلخ براي فرد ديگري تكرار شود.
اما در اين ميان پيگيري هاي مصرانه مسئولان دانشگاه علوم پزشكي كرمان جاي تقدير دارد.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشكي كرمان در گفت و گو با خبرنگار ايرنا از معرفي عوامل مرگ سارا السادات فردوس مادر باردار كرماني به نظام پزشكي كرمان خبر داد.
مرتضي هاشميان با اشاره به فوت سارا زن باردار 31 ساله در 28 اسفند سال گذشته در يكي از بيمارستان هاي كرمان افزود: عوامل دست اندركار اين پرونده به دليل قصور در اقدامات به نظام پزشكي معرفي شدند.
وي با بيان اينكه تناقضات متعددي در پرونده فوت مادر باردار كرماني وجود دارد تصريح كرد: تذكرهاي تخلفات در پرونده بيمارستان و عوامل دست اندركار ثبت شده است.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشكي كرمان با بيان اينكه عوامل درگير در پرونده مرگ مادر باردار كرمان در نظام پزشكي پاسخگو خواهند بود، افزود: پزشك معالج، ماماها، پرسنل اتاق عمل و مسئول فني بيمارستان به نظام پزشكي مي روند.
هاشميان تاكيد كرد: قصور در اقدامات مرتبط با زايمان مادر باردار كرماني آن هم در مركز استان قابل قبول نيست و نمي توان رخداد چنين حادثه اي را پذيرفت.
وي افزود: مرگ يك زن باردار توجيه پذير نيست و ادله حاكي از قصور در پرونده است.
هاشميان با اشاره به اينكه هر چند دل بازماندگان اين حادثه دردناك با چيزي شاد نمي شود ، افزود: كميته تخصصي نظام پزشكي قصور احتمالي عوامل دست اندركار در اين پرونده را در قسمت هاي مختلف مشخص مي كند.
26 اسفند سال گذشته سارا السادت فردوس براي انجام زايمان به بيمارستان ارجمند كرمان مراجعه مي كند.
سارا به دليل قصور متعدد كه حالا مورد تاييد مسئولان دانشگاه علوم پزشكي كرمان است بعد از خونريزي گسترده به بيمارستان فاطمه الزهرا (س) منتقل مي شود و سرانجام ساعت هشت صبح 28 اسفند سارا بدون ديدن و در آغوش كشيدن نيلا دختر زيبا رويش چشم از جهان فرو مي بندد.
گزارش: نجمه حسني
3029/ 5054