توصيه مولانا براي رفتار با برخي افراد خود تئورسين پندار

پايگاه تحليلي خبري تدبير شرق در گيلان يادداشتي با تيتر توصيه مولانا براي رفتار با برخي افراد خودتئورسين پندار با عنوان فرعي چند سوال براي كسي كه از تلاش براي عضويت در حزب مشاركت به تئوريسيني حزب اعتدال و توسعه رسيد، منتشر كرده است.

در دفتر سوم مثنوي معنوي مولانا داستاني زيبا وجود دارد كه در اين داستان فردي مي‌بيند حضرت عيسي(ع) در حال فرار كردن به سمت كوه است و ماجرا را از ايشان مي پرسد چرا شما كه مرده را زنده ، كر را شنوا و كور را بينا مي كنيد در حال فرار كردن هستيد ؟
پيامبر اولوالعظم در پاسخ مي‌گويد همان اسم اعظمي كه من بر كر و كور خواندم و شفا يافتند و يا بر كوه خواندم و كوه شكافت و يا بر تن مرده خواندم ، مرده زنده شد، هزاران بار بر فرد جاهل خواندم اما سودي نداشت و همچنان در جهل خويش باقي است .
اين داستان زيبا را مولانا در قالب اشعار خود آورده و در ابيات آخر اينگونه نتيجه‌گيري كرده است كه آدمي بايد از جهل ديگران چون حضرت عيسي(ع) بگريزد و دوري كند، گريز ايشان نه به خاطر بيم و وحشت بود بلكه به اين خاطر بود كه آسيب هاي جهل را به مردم نشان دهد.
ز احمقان بگريز چون عيسي گريخت
صحبت احمق بسي خون ها بريخت
آن گريز عيسي نه از بيم بود
ايمن است او از پي تعليم بود
حالا حكايت برخي افراد خودتئورسين پندار كه خود را نزديك به دكتر نوبخت معرفي مي كنند و به تملق از ايشان مي پردازند و از طرفي به نفرت پراكني در خانواده حاميان دولت مي پردازند به دلايل زير حكايت همان داستان دفتر سوم معنوي است كه بايد از اين افراد گريخت و دور شد . اما بد نيست بعد از اين دوري گزيدن؛ اين افراد هم در خلوت خود به دنبال پاسخ به برخي سوالات باشند ...
اول : چرا آقاي خود تئوريسين هرگاه از كورس پست گرفتن عقب مي ماند فيلش ياد هندوستان مي كند و به فكر دفاع از دوستان سابق خود مي افتد و تن به حمايت دروغين از هم حزبي هاي خود مي پردازد و از آنان به عنوان سپر و ابزار حمله استفاده مي كند؟ در حاليكه بخاطر همين رفتارهاي منفعت طلبانه هيج جايگاهي نزد آنان ندارد. به عبارتي اين فرد كه از تلاش جهت عضويت در حزب مشاركت به تئوريسيني در حزب اعتدال و توسعه رسيد در ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان كه هيچ وزني ندارد و در ميان خانواده اعتداليون هم تقريبا جز خانواده محترم ايشان كمتر كسي حاضر به دفاع از عملكرد او است.
دوم : هدف اين فرد شكست خورده از ترويج دوگانه اصلاح طلبان -اعتداليون در استان چيست ؟ چه سودي از اين اختلاف برانگيزي هاي سخيف مي برد ؟ و مي خواهد اگر بتواند با گل آلود كردن آب، ماهي گيري كند؟
سوم :هدف اين فرد به ظاهر حامي دولت از القاي دوگانه جهانگيري -نوبخت چيست ؟
چهارم : چرا مي خواهد بين حاميان دولت در استان در آستانه انتخابات حساس مجلس اختلاف ايجاد كند؟آيا ماموريت خاصي در اين خصوص دارد ؟
پنجم: با توجه به عملكرد و روند پيش گرفته توسط ايشان، يعني حمله به استاندارسابق در زمان تصدي مديريت يكي از ادارات كل همين استان! و نيز حمله به استاندار كنوني بعد از پست نگرفتن در پي تهديدها و واسطه اندازي هاي متعدد و مهم تر از همه حمله و تخريب نماينده فومن و شفت بعد از سخنراني هاي آتشين و حتي انصراف از انتخابات به نفع ايشان، آيا بايد منتظر شمشير كشيدن آقاي تئوريسين عليه دولت روحاني در آينده نزديك هم باشيم؟
به نظر مي رسد اين اصرارهاي مغرضانه بر ايجاد دوگانه هاي آسيب زا مصداق همان جهل و ناداني است كه در اين داستان آمده و حاميان دولت بايد از چنين افرادي بگريزند و دوري كنند چراكه تملق هاي هدف دار از ايشان ابزاري براي حمله ديگران و ساختن حاشيه امن براي خود است.
توصيه ديگر هم به آقاي تئوريسين اينكه به جاي وقت هدر دادن براي باج گيري رسانه اي جهت كسب كرسي هاي مديريتي، بهتر است كمي وقت بيشتري براي مطالعه و شناخت از دنياي سياست و امور اجرايي بگذارند تا بار ديگر در يك مطلب مثلا تحليلي و روشنگرانه! معاون سياسي استاندار را رئيس شوراي تامين استان نخواند كه مايه تمسخر و مضحكه فعالين سياسي شود.
2007