۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۷
کد خبر 83319167
۰ نفر
آمایش سرزمین در سرزمین اختلافها - دكتر سعید عطار*

ایران را می توان كشور صداهای مختلف نامید، روزی نیست كه این یا آن مقام عالی مرتبه یا این یا آن مقام دون مرتبه، در مورد این یا آن موضوع در مخالفت با هم چیزی نگوید، حرفی یا عملكردی را نقد و رفتار دیگر را تجویز نكند.

شاید كمتر موردی را بتوان سراغ گرفت كه اغلب افراد، نظری مثبت و كم و بیش نزدیك به هم در مورد آن داشته باشند، این خصلت دولت ملی، خصلت حكومتهای محلی نیز هست. اگر ایران، كشور صداهای متضاد است، در درون استانهای ایران نیز آنچه كمتر حاضر است، اجماع بر سر اولویت هاست. وقتی ندانیم كه چه می خواهیم یا چیزهای متفاوت بخواهیم، برنامه هایمان نیز مشترك نخواهد بود.

برنامه ریزی توسعه و اجماع بر سر هیچ
استان یزد، استان پرظرفیتی است، سرمایه های انسانی عظیم و سرمایه های تاریخی متعددی در كوچه پس كوچه های دوستی ماست. اگر در خیابانهای یزد قدم بزنید و به آینده استان فكر كنید، چندان خبری از آن ظرفیت ها و اطمینانی از آن آینده نیست. اگر ورقه ای برای 20 نفر از سیاستگذاران ارشد پیدا و پنهان استان بفرستید و از آنها بخواهید كه توصیفشان از آینده استان و راه های رسیدن به آن را بنویسند، احتمالا شگفت زده خواهید شد؛ 20 نفر با توصیفات متفاوت و بعضا متضاد.
توسعه، محصول به هم رسیدن منابع و افق هاست و برنامه ریزی توسعه، برنامه ریزی در شرایطی است كه بدانیم هدف های اصلی مان چه هستند، اولویت هایمان كدام اند و با چه روشهایی، بهتر می توانیم به اهدافمان برسیم. اگر نتوانیم بر سر اولویت ها به نقطه نظر مشتركی برسیم و اگر تصویرهایمان از آینده، متفاوت و بعضا متضاد باشد، در یك كلام اگر نتوانیم كثرتمان را به وحدت تبدیل كنیم، هر كس سازی در دست خواهد گرفت و آن را منطبق با منافع خود و گروهش كوك خواهد كرد و چه دلخراش است صدای این سازهای زیبا و توسعه، كوك كردن سازهای متفاوت در یك هارمونی دلنواز است.
استان یزد، استان پرظرفیتی است اگر به منابع و تاریخش نگاه كنیم و استان كم ظرفیتی است اگر به هنر به اجماع رسیدن سیاستگذارانش بنگریم. استان یزد، استان پرظرفیت كم ظرفیتی است. پیش نویس سند آمایش استان، نمونه آخر (و نه احتمالا آخرین نمونه) این وضعیت است.

سند آمایش استان، آیینه «ما» نبودن «ما»
سند آمایش، مهمترین سند برای برنامه ریزی توسعه است. ایران یكی از باسابقه ترین كشورهای جهان در سنت برنامه نویسی توسعه است. با این حال، اگر از متن آمایش سرزمین تهیه شده توسط شركت ستیران در اوایل دهه 1350 بگذریم، آمایش نویسی سنتی جاافتاده در ایران نیست. اشتباه است اگر تصور كنیم كشوری كه دارای یكی از قدیمی ترین سنتهای برنامه نویسی توسعه در میان كشورهای در حال توسعه و تازه صنعتی شده است، باید ضرورتاً در میان سیاستگذارانش حداقل در مورد اینكه برنامه توسعه چیست و باید دارای چه محتوایی باشد، اجماع نظر وجود داشته باشد.
اولین برنامه توسعه ایران در سال 1327 (1948) نوشته شد، این در حالی است كه اولین برنامه توسعه ملی هند در سال 1951، چین در سال 1953، ژاپن در سال 1956 و كره جنوبی در سال 1962 تدوین شده بودند. با اینكه ایران 8 سال زودتر از ژاپن، 14 سال زودتر از كره جنوبی، 5 سال زودتر از چین و 3 سال زودتر از هند تدوین قانون برنامه برای توسعه ملی را آغاز كرده، هنوز هم كسان بسیاری، نظرهای بسیار متفاوتی در مورد برنامه نویسی توسعه دارند.
در واقع، سنت طولانی تر برنامه نویسی توسعه در ایران در مقایسه با اغلب كشورهای تازه صنعتی شده یا كشورهای در حال توسعه به نسبت موفق، نه تنها نتوانسته است به حل چالش توسعه نیافتگی كشور كمك چندانی كند بلكه هنوز هم با شروع زمان تدوین برنامه جدید و پس از پرده برداری از محتوای آن، آهنگ صداهایی بلند می شود كه برای مردم عادی یك پیام دارد: دولتمردان بعد از نزدیك به 70 سال، هنوز هم نمی دانند یك برنامه توسعه «خوب» چیست؛ هنوز نمی دانند یك سند آمایش خوب چیست.
در استان ها نیز همین قاعده حاكم است. زمانی كه مقامات ارشد استان (عمدتا روسای سازمانهای مدیریت و برنامه ریزی آنها)، در حال تدوین سند آمایش استانشان هستند، مهمترین خط كش روی میزشان یك چیز است: سند را به شكلی بنویسند كه بعدها با استناد به آن، بتوانند منابع بیشتری جذب كنند. با این خط كش، سند آمایشی كه قرار بود رابطه متوازنی میان «انسان»، «اقلیم» و در نهایت «فعالیت» ترسیم كند، به متنی برای تقویت بخش سوم، فارغ از ملاحظات دو بُعد دیگر تبدیل می شود.
اقتصادی شدن هرچه بیشتر سند آمایش، نشانه ای است از به فراموشی سپردن ملاحظات اقلیم هر استان و انسانهایی كه در آن اقلیم زندگی می كنند.
سند آمایش استان یزد نیز تدوین شد بی آنكه ما به نقطه نظر مشتركی برسیم كه با توجه به ملاحظات (فرصت-محدودیت) محیطی استان یزد، آینده یزد چه آینده ای باید باشد. سند در حال نهایی شدن است بی آنكه «ما»، ما شده باشیم.

سند آمایش استان و بازی های سیاسی- منفعتی
ما نشدن ما، نشانه ای است از تفرق در سیاستگذاران ما. جدا از مشكلات فرهنگی در شكل نگرفتن كارهای گروهی و جمعی، دلیل این تفرق را باید در ساختار دولت ملی ایران جُست. اگر دولت مدرن در علوم سیاسی، دولتی یكپارچه یا تابع هدف واحد باشد، دولت در ایران اما مجموعه ای از نهادها و رویه های مختلف است كه نه بر مبنای منفعتی واحد بلكه بر اساس منطق و پویش های متمایزی عمل می كنند كه برخی از آنها سازگار و برخی دیگر كاملاً ناسازگار با یكدیگر هستند. بازی سیاسی و منافع گروهی است كه مشخص می كند باید در چه چیزی مخالف چه كسی بود. در اینجا داوری در مورد درست بودن یك برنامه توسعه ای نه با سنجش رویكرد و جهت گیری آن برنامه بلكه با نگاه به بازی های سیاسی و منفعت های پشت آن سنجیده می شود. این یعنی تا اطلاع ثانوی، رسیدن به اجماع در حد آرزو باقی خواهد ماند.
به سرنوشت برنامه پنجم نگاه كنید. در ابتدا، گروه های مختلف سیاسی چندان كام طراحان آن برنامه را تلخ نكردند. ظاهراً كم و بیش اغلب مسندنشینان مهم، آن برنامه را تحول ساز می دانستند. چند ماه پس از تصویب برنامه، تنشی در میان گروه های سیاسی اتفاق افتاد و بازی سیاسی تغییر كرد. آن برنامه، نه تنها امیدبخش حركت قابل پیش بینی دولت در پنج سال بعدی نشد، بلكه به میدانی برای بازی های مخرب سیاسی نیز تبدیل شد. مخالفان دولت قبل در دو سال آخر، به مخالفان برنامه توسعه آن دولت تبدیل شدند.
چند سال است كه سند آمایش استان یزد در حال تدوین است، سند هنوز به مرحله تدوین نهایی نرسیده اما بازی سیاسی و منفعت های آن شروع شده است. دسته ای تلاش می كنند محتوایی به سند بدهند كه منافع آینده آنها را تامین كند، مجوزهایی بگیرند و وضع موجود را تداوم دهند. دسته ای دیگر، می خواهند افسار سند را به جهت دیگری بچرخانند، به سمت یزد كوچك تر و كمتر فولادی. دسته سومی هم یزد موجود را می خواهند بدون فولادهایش، با تقویت كسب و كارهای پاك تر از جنس گردشگری. گروهی تقویت این مورد آخر را یزد نامطلوب می دانند و دور از توصیفات یك شهر با عنوان «دارالعباده».
همه دغدغه مندند اما در پس این یزدهای متفاوت، بازی های سیاسی و منفعتی نهفته است. از این بگذریم كه ساختار چندبخشی دولت در ایران، استان یزد را استانی چندبخشی كرده است اما نیروهای داخل استان نیز هنر به اجماع رسیدن را نیاموخته اند. «ما» به مرحله «ما» نرسیده ایم به این دلیل ساده كه یزد آینده هر كدام از ما، یزد متفاوتی است.

سند آمایش استان و برنامه سیاسی فراموش شده
آیا پیش نویس سند آمایش استان، برنامه ای «خوب» است؟ از محتوای این پیش نویس می توان گفت كه این برنامه، علیرغم برخی نقاط قوت، سند نیست كه برای آمایش بتوان با استناد به آن، جهت گیری مطلوبی برای استان در افق 1414 ترسیم كرد. با نگاهی به مدیران ارشد سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان می توان گفت كه اگر نه همه اما بسیاری از آنها، دغدغه توسعه استان را دارند اما تردیدهای جدی وجود دارد كه این سند همانی باشد كه آنها برای استان آرزو می كنند (توسعه پایدار استان).
اینكه با این برنامه، می توان قدم های جدی در جهت رسیدن به وضعیتی «خوب» برای استان برداشت، تنها یك امید ذهنی است. باید از همین ابتدا پذیرفت كه گره كار، نه تنها در خود سند كه در جایی دیگر است.
اگر برای ساختن یك پل، نیاز به یك پیوست اجتماعی-فرهنگی است، برای تدوین یك سند مهم بالادستی نیاز است تا پیش از آن، سیاستگذاران ارشد استان به این سوال پاسخ «مشترك» دهند كه استان ما در افق 1414 باید چه استانی باشد؟ رسیدن به «نقطه نظر نزدیك به هم» را می توان برنامه سیاسی نامید.
كانونهای تفكر دانشگاه یزد در حال بررسی سند آمایش استان است تا تقویتش كند، این اقدام اگر با برنامه سیاسی همراه شود كه در آن، مسئولین ارشد استان در مورد آینده مطلوب استان به جمع بندی مشتركی برسند، آنگاه می توان انتظار داشت كه استان یزد، پیشگام اجرای نسخه ای شود كه اگر در پهنه ملی اجرایش كنند، ایران ما را متحول خواهد كرد.
اجماع نظر كلی ما در مورد ترسیم وضعیت مطلوبمان از آینده و سپس برقراری همان اجماع این بار بر سر روشهای رسیدن به آن وضعیت مطلوب، الگویی است كه می توانست و شاید، هنوز هم می تواند با سند آمایش استان اجرا شود، اگر چنین شود آنگاه می توان خوش بین بود كه سند آمایش اصلاح شده استان یزد، مسیر حركت ما به سمت یك جامعه بهتر از امروز را هموار خواهد كرد.
* رئیس دبیرخانه كانون‌های تفكر دانشگاه یزد و استادیار گروه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه یزد