۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۹
کد خبر 83319098
۰ نفر
اين قافله عمر عجب مي‌گذرد

تهران- ايرنا- غياث‌ الدين ابوالفتح عُمَر بن ابراهيم خَيّام نيشابوري در427 در نيشابور ديده به جهان گشود وي كه خيامي النّيسابوري هم ناميده شده‌ است. فيلسوف، رياضي ‌دان، ستاره ‌شناس و رباعي ‌سراي ايراني در دورة سلجوقي است.‏

‏گرچه پايگاه علمي خيام برتر از جايگاه ادبي اوست و لقبش «حجّةالحق» بوده‌است ولي آوازة وي بيشتر با انگيزه نگارش رباعياتش است كه شهرت جهاني دارد. افزون بر آن‌كه رباعيات خيام را به بيشترِ زبان ‌هاي زنده برگردان نموده‌اند، ادوارد فيتزجرالد رباعيات او را به زبان انگليسي برگردانده است كه ماية شهرت بيشتر وي در مغرب زمين شده‌است.‏

يكي از برجسته‌ترين كارهاي وي را مي‌توان سر و سامان دادن و سرپرستي محاسبات گاه‌شماري ايران در زمان وزارت خواجه نظام‌ الملك، كه در دورة پادشاهي ملك ‌شاه سلجوقي (426ـ490 هجري قمري) بود، دانست؛ محاسبات منسوب به خيام در اين زمينه، هنوز معتبر است و دقتي به مراتب بالاتر از تقويم ميلادي دارد. وي در رياضيات، نجوم، علوم ادبي، ديني و تاريخي استاد بود. نقش خيام در حل معادلات درجه‌سوم و مطالعاتش دربارة اصل پنجم اقليدس نام او را به عنوان رياضيداني برجسته در تاريخ علم ثبت كرده‌است نوپيدا كردن نظريه‌اي دربارة نسبت‌هاي هم‌ارز با نظرية اقليدس نيز از مهم‌ترين كارهاي اوست.

** زندگي خيام ‏
عمر خيام در سدة پنجم هجري قمري در نيشابور زاده شد. فقه را در ميان‌ سالي در محضر امام موفق نيشابوري آموخت؛ حديث، تفسير، فلسفه، حكمت و ستاره‌ شناسي را فرا گرفت. برخي نوشته ‌اند كه او فلسفه را مستقيماً از زبان يوناني فرا گرفته بود.

در نزديك سال 449 (هجري قمري) زير پوشش و سرپرستي ابوطاهر، قاضي‌القضات سمرقند، كتابي دربارة معادله ‌هاي درجة سوم به زبان عربي نوشت تحت نام رساله في البراهين علي مسائل الجبر و المقابله و از آن‌ جا كه با خواجه نظام‌ الملك طوسي رابطه‌اي نيكو داشت، اين كتاب را پس از نگارش به خواجه تقديم كرد.

پس از اين دوران خيام به دعوت پادشاه جلال ‌الدين ملك ‌شاه سلجوقي و وزيرش نظام الملك به اصفهان مي‌رود تا سرپرستي رصدخانة اصفهان را به‌ عهده گيرد. او هجده سال در آن‌جا مقيم مي‌شود. به مديريت او زيج ملكشاهي آماده مي‌شود و در سال 458 طرح سر و سامان دادن گاهشمار را تنظيم مي‌كند. خيام گاهشمار جلالي يا تقويم جلالي را دسته‌بندي كرد كه به نام جلال ‌الدين ملك‌شاه شهره است، ولي پس از مرگ ملك‌شاه اين گاهشماري كاربستي نيافت. در اين دوران خيام به عنوان ستاره‌شناس در دربار خدمت مي‌كرد هرچند به ستاره ‌شناسي باوري نداشت.

در سال 456 خيام مهم‌ترين و تأثيرگذارترين اثر رياضي خود را با نام رساله في شرح ما اشكل من مصادرات اقليدس را مي‌نويسد و در آن خطوط موازي و نظرية نسبت‌ها را شرح مي‌دهد. همچنين گفته مي‌شود كه خيام هنگامي كه سلطان سنجر، پسر ملك ‌شاه در كودكي به آبله گرفتار بوده وي را درمان كرده است. پس از درگذشت ملك‌شاه و كشته شدن نظام‌الملك، خيام مورد بي‌مهري قرار گرفت و كمك مالي به رصدخانه (زيج) قطع شد بعد از سال 479 خيام اصفهان را به قصد اقامت در مروكه به عنوان پايتخت جديد سلجوقيان انتخاب شده بود، ترك كرد. احتمالاً رساله ‌هاي ميزان الحكم و قسطاس المستقيم را در آن‌ جا نوشت. رسالة مشكلات الحساب (مسائلي در حساب) نيز احتمالاً در همين سال‌ها نوشته شده‌است. غلامحسين مراقبي گفته‌است كه خيام در زندگي زن نگرفت و همسر برنگزيد.

** شرايط دوران خيام
در زمان خيام فرقه‌ هاي گوناگون سني و شيعه، اشعري و معتزلي سرگرم بحث‌ ها و مجادلات اصولي و كلامي بودند. فيلسوفان پيوسته توسط قشرهاي مختلف به كفر متهم مي‌شدند. تعصب، بر فضاي جامعه چنگ انداخته بود و كسي جرئت ابراز ديدگاه خود را نداشت حتي امام محمد غزالي نيز از اتهام كفر در امان نماند.

اگر به سياست ‌نامة خواجه نظام‌الملك بنگريم، اين اوضاع كاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آن‌ جا، خواجه نظام‌الملك همة باورمندان به مذهبي خلاف مذهب خود را به شدت مي‌كوبد و همه را منحرف از راه حق و ملعون مي‌داند. در زمينه ‌هاي سياسي نيز رخدادهاي مهمي در دوره خيام رخ داد:
ستاره‌ شناسي يكي از برجسته ‌ترين كارهاي خيام را مي‌توان سروسامان دادن گاهشماري ايران در زمان وزارت خواجه نظام ‌الملك، كه در دورة پادشاهي ملك‌شاه سلجوقي (426ـ590 هجري قمري) بود، دانست. وي بدين منظور مدار گردش كرة زمين به دور خورشيد را تا 16 رقم اعشار محاسبه نمود. سروسامان دادن در 25 فروردين 458 هجري خورشيدي (3 رمضان 471 هجري قمري) انجام شد خيام زندگي ‌اش را به عنوان رياضيدان و فيلسوفي شهير سپري كرد، در حالي ‌كه معاصرانش از رباعياتي كه امروز مايه شهرت و افتخار او هستند بي‌خبر بودند.

معاصران خيام نظير نظامي عروضي يا ابوالحسن بيهقي از شاعري خيام يادي نكرده‌اند. قديمي‌ترين كتابي كه در آن از خيام شاعر يادي شده‌است، كتاب خريدة القصر از عمادالدين اصفهاني است. اين كتاب به زبان عربي و در سال 572 يعني نزديك به 50 سال پس از مرگ خيام نوشته شده است. صادق هدايت در اين باره مي‌گويد:
گويا ترانه‌هاي خيام در زمان حياتش به واسطه تعصب مردم مخفي بوده و تدوين نشده و تنها بين يكدسته از دوستان همرنگ و صميمي او شهرت داشته يا در حاشيه جنگ‌ها و كتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعي از او ضبط شده و پس از مرگش منتشر شده است.‏
ايـن قافلـه عمر عجـب مـي گـذرد
درياب دمي كه با طـرب مـي گـذرد
ساقي غم فرداي حريفان چه خوري
پيـش آر پياله را كه شـب مي گـذرد
‏***
آن قصر كه جمشيد در او جام گرفت
آهو بـچــه كرد و شـير آرام گرفـت
بـهرام كـه گور مي‌گرفتي همه عمـر
ديدي كـه چگونه گور بهرام گرفـت
***
از آمدنـم نبـود گـردون را سـود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هيچ‌كسي نيز دو گوشم نشنود
كاين آمدن و رفتنم از بهر چه بود!‏

** اظهار نظرها دربارة شخصيت خيام
برخي فارسي شناسان بر اين باورند كه رباعيات خيام تازيانه‌اي بر زاهدان رياكار است. «عبدالرضا مدرس ‌زاده» قائم مقام انجمن بين ‌المللي ترويج زبان و ادبيات فارسي اعتقاد دارد خيام در اشعارش بي‌اعتباري دنيا و ناپايداري هستي موقت انسان را در زندگي‌اش به تصوير مي‌كشاند. زبان تند و تيز خيام در رباعيات، تازيانه‌اي بر زاهدان دروغين و رياكار است.

بعضي او را به عنوان يك شاعر حكيم عارف‌منش و بعضي ديگر او را به عنوان يك شاعر بي‌اعتقاد به همه چيز و مادي‌انديش محض معرفي كرده‌اند. كساني نيز با الفاظ طفره‌آميز ـ بيشتر در دورة معاصر ـ درصدد برآمدند كه بگويند اصلاً اين رباعي‌ها از خيام نيست، و از شخص ديگري به همين نام است.

جلال آل احمد دربارة خيام مي‌گويد: خيام در شعرش مدام به اين مي‌خوانَد كه تو هيچي و پوچي؛ و آن‌وقت طرف ديگرِ سكة اين احساس پوچي، اين آرزوي محال نشسته كه «گر بر فلكم دست بُدي چون يزدان برداشتمي من اين فلك را زميان...» و الخ؛ و حاصل شعرش شك و اعتراض و درماندگي؛ اما همه در مقابل عالم بالا و در مقابل عالم غيب؛ و انگار نه ‌انگار كه دنياي پاييني هم هست و قابل عنايت؛ و غم شعر او ناشي از همين درماندگي؛ و همين خود راز ابديت رباعيات است.‏

**‏ ويژگي‌ هاي ادبي
رباعي، نوع خاصي از شعر است كه ايرانيان اختراع كرده‌اند و عبارت از دو بيت است، يعني چهار مصراع؛ كه مصراع اول و دوم و چهارمش بر يك قافيه است و در مصراع سوم، شاعر مختار است كه همان قافيه را بياورد يا نياورد و بر وزن لا حول ولا قوه الا بالله مي‌باشد. رباعي مشكل ‌ترين نوع شعر است، زيرا كوتاهي كلام فرصت سخن گزاف را به شاعر نمي‌ دهد و براي مطلوب شدن شعر شاعر بايد طبعي توانا داشته باشد تا بتواند تمام مطلب را در يك مصراع كه آن مصراع آخر است ادا كند و سه مصراع ديگر براي مستعد كردن كلام به جهت اداي معني آن است. باري معلوم مي‌شود خيام گذشته از مقامات علم و حكمت، ذوق سرشار و طبع شعري غرا نيز داشته ‌است.

خيام نه در قالب شعري، نه در كلمات و اصطلاحات شعري و نه در تفكر شعري‌اش از هيچ شاعري پيروي نمي‌كند چراكه خود در اين زمينه صاحب سبك است و تنها از صنعت ايجاز بهره مي‌برد. او به سادگي از معناي كلمات براي فهماندن مقصودش بهره مي‌گيرد و با چنان مهارتي اين كار را انجام مي‌دهد كه در نظر همگان كاري ساده مي‌نمايد. گيرندگي تفكرات خيام تنها مخصوص خود اوست و در زبان هيچ شاعر فارسي‌زبان ديگري مشاهده نمي‌شود، زباني بي‌ تكلف دارد و تشبيهات و استعاراتش با ظرافتي خاص و با شكلي ساده و روان چينش شده‌اند.

مفاهيمي كه خيام در رباعيات خود ارائه مي‌دهد مفاهيم فلسفي است اما در فلسفه اين مفاهيم به صورت كلي و مبهم و خبري مطرح مي‌گردد، حال آن كه خيام همان مسائل را به صورت جزيي ارائه مي‌دهد، لذا مسائل عينيت پيدا مي‌كند و ملموس مي‌گردد. با دقت و روشي مصور و قابل روِ‌يت درك مي‌شود و در مخاطب تأثير مي‌گذارد. مهم‌تر اين كه در نهايت خواننده به همان كل هم مي‌رسد.

** استفاده از لغات فارسي
ويژگي جالبي كه در شعر خيام نمايان است اين است كه وي با دقت نظر خاصي از لغات عربي در شعرش استفاده كرده، يعني يا كاملاً فارسي‌گو بوده يا مانند فردوسي تا آنجا كه توانسته كلمات متداول عربي در فارسي را هم استفاده نكرده و با بهره‌گيري از تنها يك يا چند لغت عربي در شعرش مفهوم خاصي را القا كرده‌است. اين ويژگي كاملاً در مفهوم شعري خيام نمايان ‌است. اين كار خيام از آن‌رو قابل توجه‌است كه در گذشته، زبان عربي را حتي مي‌توان به نوعي زبان رسمي ايران دانست چرا كه تمام كتب علمي و مذهبي، به زبان عربي نوشته مي‌شده و همان‌ طور كه ديده مي‌شود حتي قرن‌ها بعد از خيام نيز اشعار شاعران ايراني مملو از لغات عربي ‌است و اين خود مميزي است كه خيام و فردوسي را از ديگر شاعران ايراني تمييز مي‌دهد.

** تصحيح رباعيات خيام
شهرت خيام به عنوان شاعر مرهون ادوارد فيتزجرالد انگليسي‌است كه با ترجمة شاعرانة رباعيات وي به انگليسي، خيام را به جهانيان شناساند. با اين حال در مجموعة خود اشعاري از خيام آورده‌ است كه به قول هدايت نسبت آنها به خيام جايز نيست.

تا پيش از تصحيحات علمي مجموعه ‌هايي كه با نام رباعيات خيام وجود داشت؛ مجموعه‌هايي مغشوش از آراي متناقض و افكار متضاد بود به طوري كه به قول صادق هدايت اگر يك نفر صد سال عمر كرده باشد و روزي دو مرتبه كيش و مسلك و عقيدة خود را عوض كرده باشد قادر به گفتن چنين افكاري نخواهد بود.

بي‌ مبالاتي نسخه ‌نويسان و اشتباه كاتبان هميشه در بررسي نسخه ‌هاي خطي ديده مي‌شود. اما در مورد خيام گاه اشعارش را به‌ عمد تغيير داده‌اند تا آن را به مسلك تصوف نزديك كنند. هدايت حتي مي‌گويد يك علت مغشوش بودن رباعيات خيام اين است كه هر كس مي‌خوارگي كرده ‌است و رباعي‌اي گفته ‌است از ترس تكفير آن را به خيام نسبت داده ‌است. مشكل ديگري كه وجود دارد اين است كه بسياري به پيروي و تقليد از خيام رباعي سروده‌اند و رباعي ايشان بعدها در شمار رباعيات خيام آمده ‌است.

نخستين تصحيح معتبر رباعيات خيام به دست صادق هدايت انجام گرفت. وي از نوجواني دلبستة خيام بود تدويني از رباعيات خيام صورت داده بود. بعدها در 1274 ـ 1313 هجري آن را مفصل‌ تر و علمي‌تر و با مقدمه‌اي طولاني با نام ترانه ‌هاي خيام به چاپ رسانيد.

تصحيح معتبر بعدي به دست محمد علي فروغي در 1281 ـ 1320 هجري ـ به انجام رسيد. لازم به ذكر است كه اروپاييان نظير ژوكوفسكي، روزن و كريستن‌سن دست به تصحيح رباعيات زده بودند اما منتقدان بعدي شيوة تصحيح و حاصل كار ايشان را چندان معتبر ندانسته‌اند.

** آثار خيام ‏
خيام ميزان الحكمت را درباره فيزيك و لوازم الامكنت را در دانش هواشناسي نوشت. نوروزنامه ديگر اثر ادبي اوست، در پديداري نوروز و آيين پادشاهان ايراني و اسب و زر و قلم و شرا كه در حدود 495 هجري قمري نگاشته شده‌ است. كتاب جبر و مقابله خيام با تلاش دانش پژوهان اروپايي در سال 1742 در يكي از كتابخانه‌هاي ليدن يافته شد. اين كتاب در 1815 توسط تني چند از دانشمندان فرانسوي ترجمه و منتشر شد.
ـ رسالة في البراهين علي مسائل الجبر و المقابله به زبان عربي، دربارة معادلات درجة سوم.
ـ رسالة في شرح مااشكل من مصادرات كتاب اقليدس در مورد خطوط موازي و نظرية نسبت‌ها.
ـ رساله ميزان‌الحكمه. «راه‌حل جبري مسالة تعيين مقادير طلا و نقره را در آميزه‌(آلياژ) معيني به وسيلة وزنهاي مخصوص بدست مي‌دهد.»
قسطاس المستقيم
‏ـ رسالة مسائل الحساب، اين اثر باقي نمانده‌است.
ـ القول علي اجناس التي بالاربعاء، اثري دربارة موسيقي.
ـ رساله كون و تكليف به عربي درباره حكمت خالق در خلق عالم و حكمت تكليف كه خيام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهيم نسوي در سال 473 ـ 473 هجري ـ نوشته شده است. از ديگر آثار خيام مي‌توان به رساله روضة‌القلوب در كليات وجود، رساله ضياء العلي، رساله‌ در صورت و تضاد، ترجمه خطبه ابن سينا، رساله‌ در صحت طرق هندسي براي استخراج جذر و كعب، رساله مشكلات ايجاب، رساله‌اي در طبيعيات، رساله‌اي در بيان زيگ ملكشاهي، رساله نظام الملك در بيان حكومت، رساله لوازم‌الاكمنه، اشعار عربي خيام كه در حدود 19 رباعي آن بدست آمده‌ است. نوروزنامه، از اين كتاب دو نسخه خطي باقي مانده‌است. يكي نسخة لندن و ديگري نسخه برلن.

رباعيات خيام به زبان فارسي كه در حدود 200 چارينه (رباعي) يا بيشتر از حكيم عمر خيام است و زائد بر آن مربوط به خيام نبوده بلكه به خيام نسبت داده شده، عيون الحكمه، رساله معراجيه، رساله در علم كليات، رساله در تحقيق معني وجود.

** مرگ خيام
مرگ خيام را ميان سال ‌هاي 517ـ520 هجري قمري مي‌دانند كه در نيشابور رخ داد. گروهي از تذكره ‌نويسان نيز مرگ او را سال 516 نوشته‌اند، ولي پس از بررسي‌هاي لازم مشخص گرديده كه تاريخ مرگ وي سال 517 هجري قمري بوده‌است. آرامگاه وي هم ‌اكنون در شهر نيشابور، در باغي كه آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع است قرار گرفته‌است.‏

** تنديس خيام در بخارست، پايتخت روماني
در جهان خيام به عنوان يك شاعر، رياضيدان و اخترشناس شناخته شده‌است. هرچند كه اوج شناخت جهان از خيام را مي‌توان پس از ترجمه شعرهاي وي به وسيله ادوارد فيتزجرالد دانست. اين در حالي است كه بسياري از پژوهشگران شماري از شعرهاي ترجمه ‌شده به وسيله فيتزجرالد را سروده خيام نمي‌دانند و اين خود سبب تفاوت‌هايي در شناخت خيام در نگاه ايراني‌ ها و غربي ‌ها شده‌است. تأثيرات خيام بر ادبيات غرب از مارك توين تا تي. اس. اليوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفكران جهان تبديل كرده‌است.

بعد از فيتزجرالد، فرانسويان با ترجمه رباعيات او به معرفي خيام در جهان غرب كمك كردند. در سال 1875 ميلادي گارسن دوتاسي خاورشناس معروف فرانسوي تعداد 10 رباعي از خيام را به فرانسه برده بود اين در حالي بود كه حدود ده سال قبل يعني در سال 1867 نيكولاس، كنسول سفارت فرانسه در رشت اولين ترجمه رباعيات را به فرانسه ارائه كرده بود. او برخلاف عقيده فيتزجرالد كه بر وجهه شاعري خيام تأكيد داشت، خيام را يك صوفي قلمداد مي‌كرد همين بي‌خبري از فكر خيام موجب شد كه تئوفيل گوتيه او را شاعري رند حساب كند. نظر گوتيه نسبت به خيام و شرح و تفصيل اشعارش موجب شد كه فرانسويان نسبت به اين شاعر ايراني علاقة زيادي نشان دهند.
ارنست رنان با تأييد نظر فيتزجرالد، خيام را شاعري توانا در حفظ هويت آريايي مي‌دانست. وي هوش و قدرت خيام را در بيان الفاظ بعضاً كفرآميز در قالب اشعار عرفاني به تقيه نسبت داده‌ است. آندره ژيد هم با رباعيات خيام از طريق ترجمه فيتزجرالد آشنا بود بازتاب بعضي از مفاهيم رباعيات خيام را مي‌توان در كتاب مائده‌هاي زميني او مشاهده كرد. ولاديمير پوتين، مارتين لوتر كينگ و آبراهام لينكن هميشه قبل از خواب رباعيات خيام مي‌خواندند.

** چهار طاقي دانشمندان ايراني
دولت جمهوري اسلامي ايران در ژوئن 2009 به عنوان نشاني از پيشرفت علمي صلح‌آميز ساختمان ـ مجسمه‌اي به شكل چهارطاقي كه تركيبي از سبك‌هاي معماري و تزئينات هخامنشي و اسلامي در آن ديده مي‌شود را به دفتر سازمان ملل متحد در وين هديه داد كه در محوطة آن در سمت راست ورودي اصلي قرار داده شده‌است. در اين چهارطاقي مجسمه ‌هايي از چهار فيلسوف ايراني خيام، ابوريحان بيروني، زكريا رازي و ابوعلي سينا قرار دارد.

همچنين، در فروردين 1395، به همت مدير انجمن بين‌ المللي فرهنگ ايران، طي مراسمي از مجسمه خيام نيشابوري، ساخت استاد حسين فخيمي در دانشگاه اوكلاهما آمريكا با حضور گسترده دوستداران فرهنگ و هنر ايران زمين پرده برداري شد. در اين مراسم ديويد بورن، رئيس فعلي دانشگاه اوكلاهما، فرماندار سابق ايالت اوكلاهما و سياستمدار دموكرات آمريكايي، نيز سخنراني نمود و از اقدامات انجام شده تقدير كرد.

منبع: روزنامه اطلاعات؛ 1398.02.29
گروه اطلاع رساني **9117**2002