نقش هنر هشتم در آگاهي بخشي به جامعه- فرزانه سادات مدنيون*

اصفهان- ايرنا- روابط عمومي ها به عنوان قلب و مغز هر نهاد يا سازماني، در صورت عملكرد صحيح و به روز، مي توانند نقشي اساسي و محوري در افزايش اميد در سازمان ها و جامعه بزرگ مردمي داشته باشند.

در دنياي پر استرس و پرهياهوي امروز، آنچه كه بيش از همه خودنمايي مي كند رويدادهاي ناخوشايند و دغدغه ها و گرفتاري هاي مردم و اوضاع آشفته دنياست كه زندگي جهانيان را احاطه كرده است.
در اين بين تنها چيزي كه مي تواند روحيه انسان را كه آماج مشكلات است التيام بخشد و او را براي ادامه زندگي مصمم سازد واژه اي زيبا و دوستداشتني به نام 'اميد' است.
اميد را مي توان روزنه نوري در ميان مشكلات دنيايي دانست كه با درخشش در درون روح انسان تواني تازه و اراده اي محكم براي ادامه حيات وي به وجود مي آورد.
اين اميد مي تواند از يك رابطه صميمي، حضور فرد يا افرادي عزيز در كنار شخص و يا حتي يك لبخند و توجه ايجاد شود ولي همين بارقه اميد مي تواند آدمي را در برابر خروارها مشكلات و ناراحتي مقاوم سازد و او را از انحراف به بدي و ظلم مصون دار.
حال اينكه مردم تا چه ميزان مي توانند در مقابل يكديگر با گرمي و روي خوش رفتار كنند به عوامل مختلفي بر مي گردد و با نظر به اينكه بسياري از مردم جامعه بيشترين وقت خود را در طول روز و هفته در محيط هاي كاري و تحصيلي و در ارتباط با افرادي غير از خانواده ي خود مانند دوستان، همكاران، ارباب رجوع و خيل عظيمي از مردم جامعه مي گذرانند بايد گفت كه ما انسان ها بخش اعظمي از حالات احساسي خود شامل اميد، عشق، خشم، ياس، عصبانيت و ... را در محيط هاي بيرون منزل و در ارتباطات گسترده اجتماعي كسب مي كنيم.
يكي از مشاغلي كه در ارتباط كامل با مقوله ارتباطات است حرفه روابط عمومي با ويژگي اصلي و مهم برقراري ارتباط با مخاطبان داخلي (كاركنان) و خارجي سازمان (مردم)، تحليل اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ، نظرسنجي از مخاطبان، پاسخگويي به آن ها و ... است كه به دليل حساسيت امر ارتباطات، نوع و نحوه آن، از اين حرفه به 'هنر هشتم' تعبير مي شود.
اكنون بايد ديد كه اين شغل حساس و موثر در هر سازمان، ارگان و شركتي تا چه ميزان مي تواند در گسترش اميد و انگيزه در ميان افراد جامعه تاثيرگذار بوده و به عنوان موتور محركه جامعه در راستاي تحقق اهداف كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت باشد.
در اين مقاله سعي شده به صورت مختصر به گوشه اي از نقش روابط عمومي در اميدبخشي در جامعه اشاره شود.
همه مردم جامعه نام 'روابط عمومي' را شنيده اند اما در واقع كمتر كسي را مي توان يافت كه با وظايف و رسالت اصلي روابط عمومي ها آشنايي كامل داشته باشد.
روابط عمومي از ديد صاحب نظران و متخصصان اين رشته داراي تعاريف مختلفي است، برخي روابط عمومي را دانش عمل آگاهانه سازمان ها به مسووليت هاي اجتماعي و كسب حمايت و تفاهم مرتبطان با آن سازمان مي دانند و بعضي نيز روابط عمومي را كاركرد ارتباطي مديريت براي سازگاري با محيط، اصلاح و تغيير آن بيان مي كنند.
اما اگر بخواهيم روابط عمومي را از نقطه نظر امروزي بررسي كنيم بايد اين نكته را همواره مدنظر قرار دهيم كه روابط عمومي در قرن بيست و يكم بسيار پيچيده تر از گذشته است و در عصري كه مردمان آن روزبه روز بيشتر درگير مشكلات و ياس مي شوند و مادام در معرض هجوم رسانه هاي حقيقي و مجازي قرار دارند اين وظيفه روابط عمومي هاست كه بذر اميد، نشاط و اعتماد را در جامعه بكارند تا بتوان آينده اي روشن برداشت كرد.
روابط عمومي ها در دنياي پرتلاطم امروز همواره به عنوان وكيل مدافع سازمان متبوع، حامي منافع سازمان و مديرانش بوده اند و حتي مي توان گفت در دنياي تجارت و سودآوري گاهي به دروغ سعي در گمراه سازي مخاطبان دارند تا جايي كه اكنون روابط عمومي ها در ذهن اكثر مديران به ابزارهايي براي ترقي شخص ارشد سازمان بدل گشته و مديران؛ آن ها را بله قربان گوياني محض دانسته اند.
اما اين تصوري نادرست است و بايد اين امر به مديران متذكر شود.
همواره كلاس ها و دوره هاي مختلفي براي مديران و كارشناسان روابط عمومي برگزار مي شود ولي هيچگاه جلسه ويژه اي براي مديران سازمان ها ترتيب داده نمي شود كه به صورت جدي با فلسفه وجودي يك روابط عمومي، وظايف و اهداف آن آشنا شوند.
و ديده مي شود كه مديران روابط عمومي بيشتر مواقع از مديران خود و رفتار و نگرش آن ها نسبت به وظايف و عملكرد خود گلايه مند و ناراضي هستند و روابط عمومي هايي كه براساس دانسته ها و تخصص خود به فعاليت مي پردازند گاهي از سوي مديران ارشد خود متهم به تجاوز از فرامين رياست گشته و ترد مي شوند.
پيشنهاد مي شود مديران ارشد دستگاه ها با شرح وظايف روابط عمومي ها و اهدافي كه يك روابط عمومي بايد در مسير كاري خود طي كند آشنا شوند.
در ابتداي مقاله به اين مطلب اشاره شد كه روابط عمومي ها در عصر حاضر مي توانند ابزارهاي اميدآفريني در جامعه و سازمان خود باشند و اكنون اين نكته را بايد بيان كرد كه اگر مديران، حامي روابط عمومي هاي خود نباشند و اميد و آرامش در محيط كاري به آن ها تزريق نشود قطعا در دراز مدت هم دستگاه مربوطه و هم روابط عمومي مورد آسيب جدي واقع خواهند شد و عملا كارايي و بازدهي اصلي و مفيد خود را از دست خواهند داد.
به ويژه روابط عمومي در دولتي كه به نام تدبير و اميد نامگذاري شده است مي تواند در جايگاهي شايسته تر از گذشته قرار گرفته و دولت با به روزرساني وظايف و دستورالعمل ها روابط عمومي ها را كه هميشه در معرض تغييرات برگرفته از برخوردهاي سليقه اي بوده و هستند ياري كند و پشتيبان آن ها در نيل به اهداف والاي نظام مقدس جمهوري اسلامي و دولت باشد.
حال به اختصار به گوشه اي از رسالت هاي روابط عمومي ها در راستاي اميدآفريني در جامعه مي پردازيم.
يك روابط عمومي كاربلد و متخصص فارغ از هرگونه تعلق خاطر به هر حزب و گروهي؛ به بهبود شرايط و گسترش نشاط و شادي در بين مردم (به واسطه آشنايي با خدمات صورت گرفته در دستگاه هاي مختلف) مي پردازد و تلاش مي كند رضايتمندي را در ميان آحاد مردم گسترش دهد و از اين رهگذر جامعه به آينده، اميد بيشتري داشته باشد.
اينكه در دهه هاي اخير دشمنان به اين نتيجه رسيده اند كه ديگر با جنگ سخت نمي توانند به اهداف خويش نائل آيند امري انكارناپذير است، بنابراين هم اكنون جامعه ما با تهديدهاي جنگ نرم و تهاجمات فرهنگي احاطه شده است و سازمان ها و نهادها با داشتن مديران و كارشناسان روابط عمومي مسلط به سواد رسانه اي، شبكه هاي اجتماعي و مجازي و آگاه به مسائل و جريانات موجود مي توانند اين امواج مهيب را مديريت و آن را به فرصت هايي در جهت حفظ و تقويت سرمايه هاي اجتماعي و مولفه هاي مرتبط با اميد، انگيزه و اميدواري اجتماعي تبديل كنند.
روابط عمومي هاي متخصص مي توانند با پيش بيني هاي حساب شده خود و يا اطلاع رساني هاي به وقت، صحيح و دقيق از عملكرد دستگاه متبوع، در تمامي جوانب از بروز مشكلات آتي جلوگيري كنند.
اين موضوع درباره دستگاه هاي حساس امنيتي و سياسي، حتي اجتماعي و فرهنگي مي تواند بازدارنده بسياري از هجمه هاي نرم دشمن و پيشگيري از ايجاد ياس و نااميدي در ميان آحاد مردم باشد.
يك روابط عمومي قوي مي بايست جنبه هاي مثبت و توسعه بخش را به خوبي و به عنوان نقطه اي برجسته و مثبت به جامعه معرفي كند و اين نكته را نبايد فراموش كرد كه در جامعه كنوني نقاط قوت و اميدبخش بسياري در جاي جاي كشور پهناورمان ايران و بخش هاي مختلف جامعه وجود دارد كه متاسفانه به دليل عدم اطلاع رساني آن ها و يا اطلاع رساني هاي ناقص و غيراصولي از چشم ها دورمانده و آنگونه كه بايد علني و معرفي نمي شود، درحالي كه بازتاب اطلاع رساني هاي مناسب اينگونه امور مي تواند موجب اميدبخشي و اميدآفريني در جامعه شود كه اين خود چشم اندازي مثبت را براي آينده نويد مي دهد.
روابط عمومي رابطي دوسويه و در حقيقت پل ارتباطي ميان يك دستگاه و مردم است كه بايد مدافع منافع آن دستگاه در بين مردم و نيز حامي حقوق و خواسته هاي مردم در مقابل سازمان باشد، كاري سخت و دشوار كه البته با كمي تخصص و دقت عمل مي توان به بهترين شكل ممكن آن را به انجام رسانيد.
همچنين به قطع بايد گفت وظايف روابط عمومي به روش هاي كليشه اي همانند ارتباطات ساده و تبليغات ختم نمي شود، يك مدير روابط عمومي بايد با مديريت راهبردي و نه صرفا مديريت اجرايي به انجام امور خود بپردازد تا با برنامه ريزي هاي بلندمدت و توجه به چشم اندازهاي آينده و عاري از هرگونه تبليغات صِرف، ارتباط قوي و پيوسته خود با سازمان و مخاطبانش را حفظ كند.
يادمان نرود كه يك روابط عمومي از بطن مردم و جامعه و دلسوز آن هاست، پس بايد با حضور در ميان مردم و به دور از تشريفات رايج اداري، بي واسطه گوش شنواي خواسته ها و صداي جامعه باشد و البته مهمتر آنكه به انتقال واقع گرايانه مشكلات و درخواست هاي مردم به دستگاه خود و همچنين نيازسنجي هاي به روز و به موقع بپردازند و براي حل و فصل و رسيدگي عاجل به آن پيگير باشد.
يك روابط عمومي فارغ از وابستگي به هر نوع ارگان و سازماني مي تواند با حضور مستمر و ارتباطي عميق و صميمي با مردم جامعه به ايجاد تعامل متقابل مردم و مخاطبان با سازمان متبوع و حفظ آن كمك كند.
مديريت روابط با مخاطبان نوعي فرهنگ سازماني است كه رفتارهاي لازم براي ارزش گذاشتن به مخاطبان را به بهترين شكل ممكن ايجاد مي كند.
نخستين گام در اين ارزشگذاري اين است كه بدانيم 'مخاطب چه مي خواهد؟' اگر بتوانيم پاسخ مناسب و كاملي براي اين پرسش پيدا كنيم، آنگاه رضايتمندي، افزايش اعتماد و وفاداري مخاطبان را خواهيم داشت.
اگر مردم با تمام وجود احساس كنند كه سازمان و روابط عمومي (كه وظيفه ارتباطي ميان مردم و سازمان را برعهده دارد) برايشان ارزش و اهميتي ويژه قائل است و حرفهايشان را شنيده و پاسخگوي آن هاست؛ بي شك مردم خود را عضوي از آن سازمان دانسته و در نتيجه براي بهبود جايگاه و عملكرد آن همكاري و تلاش كرده و روز به روز اين روحيه مشاركت قوت مي گيرد.
مشاركت هاي مردمي در هر زمينه و موضوع و بخشي از جامعه تا جايي مي تواند پيشروي كند كه نوعي از همبستگي قوي اجتماعي را به دنبال داشته باشد و زمينه تعامل گروه هاي مختلف مردمي با يكديگر و به دور از هر نوع ديدگاه و گرايشي كه داشته باشند را فراهم كرده و بدين ترتيب روح نشاط و شادي و انگيزه ساخت آينده با دستان خوده مردم را در جامعه گسترش دهد.
و اين نوع تعامل هاي گروهي و مشاركت مردمي خود موجب ورود نظرات و پيشنهادات مختلف و كسب و جذب ايده هاي نو و خلاقانه مردم توسط روابط عمومي ها و سازمان ها مي شود و چشم اندازي توام با پيشرفت و نوآوري ترسيم مي كند.
همچنين خودباوري يكي ديگر از نتايج وجود حس مشاركت در مردم و سهيم بودن در تصميم گيري ها و اقدامات صورت گرفته توسط دستگاه هاست كه روح اميد را در جامعه زنده نگه داشته و مردم را به داشتن آينده اي زيبا اميدوار مي كند.
روابط عمومي ها به عنوان قلب و مغز هر ارگان و سازماني، در صورت عملكرد صحيح و به روز، مي توانند نقشي اساسي و محوري در افزايش اميد در جامعه كوچك سازمان و جامعه بزرگ مردمي داشته باشند.
و يادآوري اين نكته ضروريست كه توجه ويژه و در شان روابط عمومي ها و اختيار عمل دادن به آن ها براي اجرا و پياده سازي صحيح، به موقع و دقيق دانسته هاي ارتباطاتي و علوم اجتماعيشان نيز مي تواند اميد را در بين اين قشر افزايش دهد و لذا ارتقاي انگيزه در ميان روابط عمومي ها در افزايش اميدبخشي در جامعه موثر است.
** خبرنگار ايرنا اصفهان