دو عنصر هويت ملي از نگاه جامعه شناسان

تهران- ايرنا- پژوهشگران شركت كننده در نشست تخصصي جامعه شناسي تاريخي هويت ملي معتقدند: در دهه هاي اخير برخي جريانات سعي كردند دو عنصر ميرات تاريخي و دين رسمي را مقابل هم قرار بدهند. اما درهم تنيدگي اين دو مانع از اين مسئله شده است.

به گزارش روز چهارشنبه گروه دانشگاه ، نشست تخصصي جامعه شناسي تاريخي هويت ملي به همت گروه پژوهشي جامعه شناسي تاريخي پژوهشكده مطالعات اجتماعي پژوهشگاه علوم انساني و گروه جامعه شناسي تاريخي انجمن جامعه شناسي ايران برگزار شد.

در اين نشست «كامبيز مشتاق گوهري » عضو هيات علمي دانشگاه سيستان و بلوچستان و پژوهشگر حوزه هنر، معماري و ژئوپلتيك و شروين وكيلي پژوهشگر مسائل اجتماعي حضور داشتند. اين نشست به مديريت آتنا نيارمي دبير گروه جامعه شناسي تاريخي انجمن جامعه شناسي ايران برگزار شد.

** هويت ملي پشتوانه هر ملتي است

نيارمي در ابتداي اين نشست با اشاره به اهميت هويت ملي در قوام و دوام هر جامعه اي گفت: هويت ملي بحث مهمي است كه به درازاي تاريخ ايران وجود و حضور داشته است و در ايران به عنوان يك سرزمين كهن سال مفهوم هويت ملي مهم و قابل تامل است.

وي با بيان اينكه هويت ملي جان پناه، پشتوانه و پشت گرمي هر ملتي است، ادامه داد: در طول تاريخ هويت ملي ايرانيان استمرار داشته و يكي از اين مسيرها حضور ديوانيان ايراني در حكومت هاي مختلف است كه منجر به تقويت و استمرار هويت ملي ايرانيان حتي در حكومت هايي كه دشمني با اين هويت هم داشتند، شده است.

نيارمي با اشاره به تلاش هايي كه در طول تاريخ براي تضعيف هويت ملي ايران شده است، افزود: ايران در تاريخ خود آبستن جنگ ها و قدرت گرفتن حكومت ها با مشرب هاي فكري و فرهنگي مختلفي بوده است كه برخي از اين حكومت ها در پي شكست حكومت هاي ايران مستقر شده اند.
اين پژوهشگر علوم اجتماعي تصريح كرد: عيلرغم تلاشي كه برخي از اين حكومت ها براي مقابله با سنت و فرهنگ ايراني و وارد كردن فرهنگ و آداب خود انجام دادند در نهايت تسليم ميراث و هويت ملي ايران شدند. نمونه برجسته اين امر حكومت ايلخانان مغول بود كه در نهايت گرايشات ايراني و شيعي پيدا كرد.

نيارمي با اشاره به برخي تلاش ها براي تضعيف هويت ملي گفت: در سال هاي اخير برخي امور كه بايد تقويت كننده هويت ملي در جامعه ايران باشند به تضعيف كننده اين مسئله تبديل شده اند؛ يكي از اين حوزه ها مسئله فوتبال است كه در آن به برخي شعارها و اقداماتي كه هويت ملي را تضعيف مي كند دامن زده مي شود.

وي افزود: هويت ملي هر ملتي شناسنامه آن ملت است و شناسنامه هر ملتي اگر مخدوش شود همه عرصه هاي زندگي آن ملت را تحت تاثير قرار مي دهد و امكان ندارد جامعه اي هويت ملي خود را از دست بدهد و بتواند پيشرفت كند و يا در حوزه علمي حرفي براي گفتن داشته باشد.

** نبايد به بهانه مطالبات قومي هويت ملي را مخدوش كرد

مشتاق گوهري پژوهشگر امور ژئوپلتيك در اين نشست با طرح اين پرسش كه چرا ژئوپلتيك را به عنوان بستري براي تحليل هويت ملي استفاده مي كنند، گفت: ژئوپلتيك يك منطق تحليلي است كه بيشتر ناظر بر تعارف مختلفي است كه در مورد رقابت قدرت ها در سطوح مختلف ارائه شده است.

وي ادامه داد: خاستگاه تحليل ژئوپلتيكي در ابتدا نظامي گري بود. اما بعد از جنگ جهاني دوم تبديل به يك منطق تحليل رفتار اجتماعي بازيگران عرصه رقابت و قدرت شد. اين عرصه مي تواند سطح يك محله، شهر يا سرزمين باشد و يا سطح روابط و رقابت سرزمين هاي مجاور با هم باشد.

عضو هيات علمي دانشگاه سيستان و بلوچستان افزود: اين بستر تحليلي در گذشته بيشتر در رقابت بين سرزمين هاي مختلف مورد استفاده قرار مي گرفت اما در حوزه رقابت هاي محلي و بين بازيگران خرد هم كارآيي دارد.

وي با بيان اينكه يكي از وجوه مطرح در حوزه ژئوپلتيك «باز نمون ها» و مختصات گروه هاي مختلف جمعيتي است، اظهار كرد: هويت ملي يكي از عرصه هاي بازنمون ها است كه بر اساس عناصر و مختصات تعريف شده، باز نمون هايي را براي گروه هاي جمعيتي مختلف حتي در پهنه يك سرزمين تعريف مي كند تا در تعامل و يا رقابت با هم قرار بگيرند. عرصه ژئوپلتيك نسبت به واكاوي و تحليل اين بازنمون ها هم مورد استفاده قرار مي گيرد.

وي ادامه داد: ارائه تحليل هاي مختلف از مختصات و عناصر يك ملت و يا قوم مي تواند منجر به چالش ها و درگيري هايي شود. همان اتفاقي كه در منطقه كاتولون اسپانيا رخ داده است و اين بخش جغرافيا ادعاي سرزمين دارد و اين مسئله چالش بر انگيز است. در واقع همين نوع تحليل از هويت ملي يك قوم و يا سرزمين منجر به شكل گرفتن ادعاهاي سرزميني در آن مردم مي شود.

وي با اشاره به عناصر هويت ملي هم گفت: قوم و ملت بستري است كه افراد در آن متولد مي شوند و داراي عناصري مثل زبان، فرهنگ و دين همانند والدين خود هستند و از والدين خود به ارث مي برند. يعني حقانيت بسياري از عناصر هويتي زاده شدن در يك سرزمين خاص، دين مشخص و... است.

مشتاق گوهري افزود: كنواسيون هاي بين المللي هم اين امر را به رسيميت شناخته اند كه فارغ از هرگونه استدلالي افراد نسبت به دين، قوم و زبان خود متعهد باشند و به آن عاطفه داشته باشند و در چارچوب آن زيست كنند.

وي افزود: زبان، فرهنگ، دين، ورزش ملي، غذاي محلي و عناصر ديگري مثل اساطير هر ملت هويت ملي و قومي مشخصي را شكل مي دهد. البته رويكردهاي مختلفي نسبت به هويت ملي وجود دارد. گروه اول رويكرد تاريخي دارند كه معتقدند هويت ملي و ملت ها پديده تاريخي كهن هستند كه در دوره هاي مختلفي در مناطق مختلف دنيا به وجود آمده اند و مفهوم هويت ملي مفهومي پايدار و متقدم است.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: نگاه دوم ملي گرايي است كه در اين نگاه مفهوم هويت ملي و ملت را يكي از محصولات مدرنيته و صنعتي شدن جوامع مي دانند و در كنار ديگر محصولات مدرنيته مثل سكولاريزم، شهري شدن و...قرار مي دهند كه در جامعه غربي پديد آمده است.

عضو هيات علمي دانشكده هنر و معماري دانشگاه سيستان و بلوچستان با طرح اين سوال كه هويت ملي ايراني چگونه پديد آمده است؟ گفت: وجود همزمان دو نظريه در سپهر فرهنگي ما هويت ملي ايراني را تحيكم بخشيده است.

«ما به عنوان يك ملت درك مشخصي از مفهوم ايران، سرزمين ايران و تاريخ مبارزات خود داريم كه اين عناصر در نظريه اول قرار مي گيرند. در تاريخ معاصر هم با پيدايش دولت مدرن مواجه هستيم كه عناصر مدرن دولت را در ايران شكل داديم. اين تحولات تاريخي را هم ذيل گفتمان دوم مي توان طبقه بندي كرد. اين دو گفتمان تا به امروز با هم در كش و قوس هستند و هيچكدام نتوانسته بر ديگري غلبه پيدا كند. »

وي با بيان اينكه نگاه مدرنيستي سكولار عناصر هويت ملي را سرزمين، زبان و تاريخ مشترك مي داند كه منتي به دولت- ملت هاي مدرن مي شود، گفت: رويكرد تاريخي علاوه بر عناصر فوق، دين رسمي را هم دخيل در اين هويت مي كند و مفهوم امت- ملت را پديد مي آورد.

مشتاق گوهري ادامه داد: وجود اين دو عنصر در عرصه هويتي جامعه ايران باعث دو قطبي شدن اين هويت شده است. در اين دو قطبي عناصر فرهنگي و تاريخي ايران باستان در مقابل دين قرار داده مي شود و تلاش مي شود در گفتمان ملت- امت مرزها كمرنگ شود و هويت ملي به هويت مذهبي گره بخورد كه به نوعي تضعيف هويت ملي است.

اين استاد دانشگاه گفت: اولين بار مفهوم هويت ملي ايراني را با مفهوم ايران شهر در ايران ساساني مي بينيم. زماني كه براي برساختن يك نظام منسجم اجتماعي و مقاومت در مقابل دشمن خارجي عناصر هويت ملي تبيين مي شود. در اين دوره عناصر مختلفي از جمله تاريخ باستان، زبان رسمي و دين رسمي تبليغ و ترويج مي شود.

وي با بيان اينكه «اردشير بابكان» كودتاي مذهبي عليه اشكانيان انجام داد و در ساختار مذهبي زمينه كوچ ساير اديان را فراهم كرد كه اين امر به اتمام جنگ هاي هزار ساله با روم شده است .

به گفته وي ، دوره تاريخي ديگري كه در تحكيم هويت ملي ايراني مهم و اثر گذار است صفويه است. امپراطوري عثماني بزرگترين امپراطوري تاريخ است كه در كنار ما تشكيل شد و تمام كشور هاي اسلامي به جز ايران را تحت سيطره خود درآورد. اينكه چرا نتوانست ايران را تحت سيطره خود در بياورد به اين دليل بود كه مفهومي در تاريخ ايران با عنوان حفظ سرزمين برجسته است. براي حفظ سرزمين تغيير كيش در ايران اتفاق مي افتد كه در نتيجه اين امر يكپارچگي ايران با توسل به باور هاي مذهبي مقابل عثماني حفظ مي شود.

وي سومين مقطع تحكيم هويت ملي ايرانيان را دوره جنگ ايران و عراق دانست و گفت: همه كشور ها از عراق حمايت مي كردند و ايران تنها توانست با به كار گرفتن عناصر هويت ملي كه يكي از پايه هاي اصلي آن دين و مذهب رسمي بود مقاومت كند.

وي در پايان اين بخش از سخنان خود تاكيد كرد: اين سه دوره، هويت ملي ايرانيان را تقويت كرده است به نحوي كه حتي ورود مدرنيته و عناصر مدرن هم نتوانست آن را دچار خدشه كند. بلكه تنها در برخي حوزه ها ظاهر ديگري به آن بخشيد و محتوا تغيير نكرد. ايرانيان با وجود شكاف هاي مختلف و حضور قوميت هاي گوناگون تا به امروز يكپارچگي خود را حفظ كرده اند.

دانام **9487**1601**