۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۶
کد خبر 83314964
۰ نفر
سكوت معنادار اروپا، چين و روسيه

تهران- ايرنا- هرميداس باوند كارشناس ارشد روابط بين‌الملل و استاد تمام روابط بين‌الملل گفت ‌وگو با «آرمان» مي گويد: چين كه حدود 6٠٠ ميليارد دلار صادرات به آمريكا دارد و يا ژاپن، كره‌جنوبي يا هند به دليل تعاملات گسترده‌اي كه با آمريكا دارند ممكن است در مواضع اعلامي سخناني را مطرح كنند، اما به دليل منافع اقتصادي كه دارند با سكوت خودشان با اين تحريم‌هاي ظالمانه و يكجانبه واشنگتن همراهي مي‌كنند.

در روزهاي اخير پس از افزايش ميزان تنش ميان تهران ـ واشنگتن برخي از صاحب‌نظران روابط بين‌الملل بر اين ديدگاه هستند كه واشنگتن با طرح شروط غيرقابل‌پذيرش به‌دنبال جنگ با ايران و نه مذاكره است. از سوي ديگر بسياري از كارشناسان داخلي و خارجي بر اين نظرند كه تهران با اقدامات حقوقي- ديپلماتيك و همچنين روشنگري رسانه‌اي بين‌المللي مي‌تواند دست جنگ‌طلبان افراطي در كاخ سفيد و همچنين شركت‌هاي اسلحه‌سازي و نفتي منفعت‌طلب را ببندد. به همين منظور «آرمان» با هرميداس باوند، كارشناس ارشد روابط بين‌الملل و استاد تمام روابط بين‌الملل گفت‌وگو كرده كه در ادامه مي‌خوانيد.

**با توجه به خروج يكجانبه آمريكا از برجام و عدم تعهد ساير كشورهاي عضو توافق هسته‌اي با ايران، آيا خروج تهران از برجام يا NPT به مصلحت ايران است؟
اروپايي‌ها به ظاهر به برجام متعهد و پايبند هستند، اما به تعهداتشان در قبال تهران عمل نكرده‌اند. بنابراين به محض آنكه ايران به‌صورت احتمالي از برجام خارج شود اروپا اتهام تازه‌اي را عليه تهران مطرح كرده و بر اين مبنا كه همانگونه كه ترامپ مدعي آن است اين مساله را بهانه‌اي قرار داده كه ايران به‌دنبال دستيابي به سلاح هسته‌اي است. بنابراين در شرايط موجود به‌نظر نمي‌رسد كه خروج از برجام يا NPT به نفع ايران باشد. البته با چنين اقدام احتمالي از سوي تهران، اروپايي‌ها خشنود خواهند شد، چون ديگر احساس هيچ‌گونه تعهدي نسبت به تهران نخواهند داشت.

**با توجه به تشديد فشارها از سوي آمريكايي‌ها سناريوي مشخص واشنگتن در قبال تهران چيست؟
آمريكايي‌ها با قراردادن سپاه پاسداران در ليست گروه‌هاي تروريستي هرگونه اقدام ممكن را عليه ايران مجاز و مشروع مي‌دانند، به‌گونه‌اي كه در هر منطقه‌اي با عوامل يا واحد‌هاي سپاه پاسداران در منطقه اعم از عراق و يا سوريه به‌عنوان نيروهاي به‌اصطلاح تروريستي برخورد خواهند كرد. اگر واشنگتن با واكنش احتمالي از سوي تهران روبه‌رو شود با توجه به حضور ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» پاسخ‌هاي سنگين‌تري خواهد داد.

بنابراين ايالات متحده آمريكا خود را مجاز مي‌داند برخلاف حقوق بين‌الملل نيروي نظامي يك كشور را تروريست خطاب كرده و بر خود مجاز مي‌داند عوامل و نيروهايش را سركوب كند. از سوي ديگر تهران حق هرگونه واكنشي نسبت به اين اقدامات يكجانبه واشنگتن را نيز نبايد داشته باشد. اين اقدام آمريكايي‌ها غيرمنطقي بوده و خلاف قوانين، حقوق و عرف نظام بين‌الملل و غيرمنطقي است. اين مسأله‌اي كه آمريكايي‌ها مطرح مي‌كنند كه ما نيروهاي نظامي ايران را سركوب مي‌كنيم و در مقابل تهران حق هيچ‌گونه واكنشي را ندارد. اينكه اگر هر يك از عوامل و نيروهاي ايران دست به هرگونه عكس‌العمل احتمالي بزنند برخورد ايالات متحده گسترده‌تر بوده و درگيري نظامي را در پيش خواهد داشت.

**با توجه به اينكه پايگاه خبري اكسيوس آمريكا مدعي شد براساس اطلاعات و هشدار سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي به واشنگتن، تهران به‌دنبال آن بوده كه دست به اقدام عليه منافع آمريكا در منطقه بزند، استقرار ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» را در چارچوب چه اهداف احتمالي مي‌دانيد؟
اين خبر كاملا نادرست و بي‌پايه و اساس است، چون تهران در شرايط كنوني چنين اقدامي انجام نمي‌دهد. بنابراين تهران با دركي كه از شرايط دارد به هيچ‌عنوان فضا را براي دشمني‌ها و بهانه‌جويي‌ها مساعد نخواهد كرد. آمريكايي‌ها در بحرين، قطر و ساير كشورهاي منطقه پايگاه دارند و به‌جز اين پايگاه‌ها ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» را نيز وارد منطقه كرده‌اند، اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه پيش از اين هم آمريكايي‌ها ناو هواپيمابر به منطقه مي‌فرستادند و رويه اين بود كه هر ٩ماه يكبار ناوهواپيمابر براي انجام تعميرات منطقه را ترك مي‌كرد و پس از آن يك ناو ديگر وارد منطقه مي‌شد. به‌نظر مي‌رسد حضور ناو هواپيمابر آبراهام لينكلن در منطقه به‌نوعي هشداري به تهران است كه هرگونه اقدامي از سوي ايران مبني بر بستن تنگه هرمز يا اقداماتي به هر شكل محدود و يا گسترده عليه منافع ايالات متحده با پاسخ گسترده و شديد واشنگتن مواجه خواهد شد.

**وزارت خزانه‌داري آمريكا طي روزهاي گذشته فاز ديگري از تحريم‌هاي جديد ضدايراني را كليد زد، آمريكايي‌ها از عملياتي‌كردن اين تحريم‌ها چه اهداف احتمالي را دنبال مي‌كنند؟
واشنگتن به‌دنبال يك تفاهم ديگر با تهران است، به‌گونه‌اي كه ايران متعهد شود از هرگونه احتمال دستيابي به سلاح هسته‌اي خودداري ورزيده و در عين حال حضور و نفوذ ايران در منطقه كاهش يابد. همچنين تهران نبايد تهديدي عليه متحدان استراتژيك آمريكا يعني رژيم صهيونيستي و عربستان باشد. واشنگتن سعي مي‌كند تا جاي ممكن آنقدر تحريم‌ها و حلقه محاصره و فشار را بر تهران تنگ‌تر و تنگ‌تر كند كه نه‌تنها مسأله نفت بلكه فرآورده‌هاي نفتي را مشمول اين تحريم‌ها قرار دهد تا ايران تن به خواسته‌هاي واشنگتن دهد.

آمريكايي‌ها با استفاده از ابزار تبليغات گسترده در سطح نظام بين‌الملل اين‌گونه فضاسازي كرده‌اند كه جمهوري اسلامي نه‌تنها خطر جدي براي منطقه بلكه براي كل جامعه بين‌المللي است. دونالد ترامپ با طرح چنين مسائلي به‌دنبال آن است كه مدعي شود جامعه بين‌المللي را از يك خطر بزرگ (ايران) رهانيده تا بدين‌وسيله هم جايگاهش را در سطح جهاني ارتقا داده و هم در انتخابات آينده رياست‌جمهوري در آمريكا بهره‌برداري لازم را ببرد. اگر واشنگتن در دستيابي به چنين مقصودي موفق نشود سعي مي‌كند تا يك برخورد حاشيه‌اي ايجاد كند. همچنين اقداماتي كه واشنگتن عليه مردم ايران انجام داده با ادعاي مبارزه با تروريسم، جمهوري اسلامي حق هيچ‌گونه واكنشي را نداشته باشد.

براساس حقوق و موازين بين‌المللي هر كشوري به‌صورت ذاتي حق دارد وقتي با يك تهديد، تهاجم يا تجاوزي مواجه مي‌گردد از خود دفاع كند، اما واشنگتن صراحتا اعلام داشته تهران در شرايط فعلي نه‌تنها خودش بلكه متحدانش حق دفاع مشروع از خود را ندارند. همچنين به‌عنوان نمونه اگر حزب‌ا.. لبنان دست به هرگونه اقدامي بزند واشنگتن آن را از طرف ايران قلمداد كرده و نسبت به آن واكنش نشان داده و آن را از سوي تهران مي‌داند نه حزب‌ا... .

**تهديدات كنوني تيم افراطي حاكم بر كاخ سفيد، تهديد به‌منظور جنگ بوده و يا اينكه هدف اين تهديدات كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره است؟
هدف اصلي ترامپ مذاكره با جمهوري اسلامي است. ترامپ به‌دنبال آن است كه در مورد كره‌شمالي و به‌خصوص در مورد ايران مدعي شود كه من جامعه بين‌المللي را از يك خطر بسيار جدي و بزرگ نجات داده‌ام! ترامپ به‌دنبال نمايشي بوده تا به‌وسيله آن به جهانيان اين‌گونه وانمود كند كه آمريكا اجازه نمي‌دهد چنين قدرت‌هايي كه تهديدكننده جامعه بين‌المللي هستند آزادي عمل داشته باشند.

**برخي از كارشناسان رفتار سياست خارجي ايالات متحده در قبال كاراكاس را مشابه با تهران مي‌دانند. آيا از ديدگاه شما اين‌گونه است؟
واشنگتن براي خودش حقوقي را در آمريكاي مركزي و جنوبي قائل است ولي ماهيتا اين دو كشور در دو منطقه متفاوت از يكديگر قرار گرفته‌اند. واشنگتن در منطقه خاورميانه و موضوع ايران نه‌تنها منافع خودش بلكه منافع رژيم صهيونيستي را تامين و دنبال مي‌كند، اما در ونزوئلا به هيچ‌عنوان مسأله رژيم صهيونيستي مطرح نيست. در شرايط كنوني آمريكا از مخالفان مادورو حمايت مي‌كند، اين در حالي است كه روسيه نيز تا حدودي وارد شده و تا به حال نيز ارتش به نفع دولت حاكم عمل كرده است.

بنابراين تهديدهاي آمريكا نسبت به ونزوئلا از آنجايي كه آمريكاي مركزي و جنوبي را حياط خلوت خودش مي‌داند، نسبتا حداقل از ديدگاه خودشان طبيعي به‌نظر مي‌رسد، اما در مورد ايران تنها مسأله منافع آمريكا مطرح نبوده بلكه تامين منافع متحدان منطقه‌اي استراتژيكش همچون رژيم صهيونيستي و عربستان نيز مطرح است. آمريكا به‌دنبال آن است كه ايران را كه به‌عنوان يك قدرت بزرگ منطقه‌اي مطرح است تحت فشارهاي فاحش قرار داده تا ايران را از جايگاه اوليه ژئوپليتيك و ژئواكونوميكش تعديل كند. در مورد ونزوئلا برخورد آمريكا متفاوت بوده است، چون در آنجا مسأله تامين منافع و امنيت ديگران وجود ندارد.

به نظر مي‌رسد تهديدات آمريكا عليه كاراكاس بيشتر لفاظي بوده، البته اعلام داشته كه گزينه‌هاي مختلف روي ميز است اما منتظر است ببيند كه فرآيند مخالفان ونزوئلا سرانجامش چه خواهد شد، به‌خصوص آنكه بسياري از كشورها نيز حمايت خودشان را از مخالفان دولت ونزوئلا در اروپا و آمريكا اعلام داشته‌اند. البته برخي از كشورهاي ديگر همچون چين و روسيه به نفع دولت حاكم موضع‌گيري كرده‌اند. درست است كه به موازات هم فشارها عليه ايران و ونزوئلا توسط واشنگتن افزايش يافته است، اما ماهيتا وضعيت اين دو كشور متفاوت است.

**تهران در برابر يكجانبه‌گرايي واشنگتن دست به چه اقدامات احتمالي مي‌تواند بزند؟
ايران بايد كارت‌هاي مورد ادعاي واشنگتن را از دستش بگيرد. همچنين تهران بايد افكار عمومي جهاني را به نفع خودش بسيج كرده و هم زمينه را براي كشاندن مسأله به يك داوري حقوقي بين‌المللي فراهم نمايد. تهران مي‌بايست برخي از زندانيان را آزاد كرده تا بهانه‌هاي حقوق بشري واشنگتن را خنثي كند. زماني كه ايالات متحده اعلام مي‌دارد ما به‌دنبال آن هستيم كه صادرات نفت ايران را به صفر برسانيم، توده مردم ايران از اين مسأله متضرر مي‌شوند.

اين اقدام يكجانبه ايالات متحده درست برخلاف حقوق بشر مورد ادعاي واشنگتن، معيشت مردم ايران را هدف گرفته و با خطر جدي مواجه كرده است، لذا هدف اصلي واشنگتن آن است كه جمهوري اسلامي را براساس آنچه كه مدعي آن است به زانو درآورد. مطرح‌كردن مسائلي همچون حقوق بشر بهانه‌اي بيش نيست. همين كه واشنگتن به‌دنبال آن است كه صادرات نفت ايران را به صفر برساند كه نتايج سنگينش به‌طور مستقيم بر دوش مردم ايران است، اين مسأله خود به‌معناي خلاف حقوق بشر مورد ادعاي آمريكا است. بنابراين به نظر مي‌رسد هدف واشنگتن رسيدن به يك توافق تازه با جمهوري اسلامي با آن خصوصيات ادعايي كه آمريكايي‌ها در صحنه بين‌المللي تبليغ كرده مي‌باشند.

**سناريوي مشخص واشنگتن در قبال نفت ايران چيست؟
بعد از اعلام به صفر رساندن صادرات نفت ايران طي چند هفته گذشته عربستان و امارات اعلام كردند كه كمبود نفت بازار جهاني حاصل از تحريم ايران را تامين خواهند كرد. كشورهاي بسياري (حتي كشورهايي كه به آمريكا خوشبين نيستند) با آمريكا تعاملات گسترده اقتصادي دارند. بنابراين تحريم‌هاي ايالات متحده تحريم‌هاي يكجانبه مضاعف است، يعني هر كشوري تحريم‌هاي آمريكا را رعايت نكند نمي‌تواند تعاملاتي در آمريكا داشته باشد، چراكه واشنگتن حق مجازات آنها و حتي شركت‌هاي چندمليتي را دارد. چين كه حدود 6٠٠ ميليارد دلار صادرات به آمريكا دارد و يا ژاپن، كره‌جنوبي يا هند به دليل تعاملات گسترده‌اي كه با آمريكا دارند ممكن است در مواضع اعلامي سخناني را مطرح كنند، اما به دليل منافع اقتصادي كه دارند با سكوت خودشان با اين تحريم‌هاي ظالمانه و يكجانبه واشنگتن همراهي مي‌كنند.

**برخي از كارشناسان غربي بر اين نظرند كه تهران به‌دنبال راه‌رفتن روي طناب مذاكره و عدم مذاكره با آمريكا است تا در انتخابات ٢٠٢٠ با روي كارآمدن دموكرات‌ها يكبار ديگر واشنگتن به پاي ميز مذاكره بازگردد. از ديدگاه شما آيا اين‌گونه است؟
اين ديدگاه وزير خارجه پيشين ايالات متحده بوده كه بر مبناي نظر وي بهتر است تهران تا حدودي به‌صورت كج‌دار و مريز با دولت افراطي حاكم بر كاخ‌سفيد تا پايان دوره رياست‌جمهوري ترامپ عمل كند. با توجه به آنكه در كنگره ايالات متحده دموكرات‌ها اكثريت كرسي‌ها را در دست دارند به احتمال بسيار زياد ديگر ترامپ در رأس هرم قدرت در آمريكا نخواهد بود و چون دموكرات‌ها تاحدودي پايبند به برجام هستند، بنابراين ايران بايد كج‌دار و مريز با دولت كنوني آمريكا عمل كند، اما اين ديدگاه در صورتي درست است كه ايالات متحده سناريوي مدون، مشخص و از پيش ‌طراحي‌شده‌اي نداشته باشد. اين ديدگاه جان كري وزير خارجه دولت اوباما است كه از ديدگاه وي دموكرات‌ها در انتخابات پيروز خواهند شد و واشنگتن بار ديگر به برجام بازخواهد گشت.

**اگر احتمالا دموكرات‌ها در انتخابات ٢٠٢٠ ايالات متحده پيروز نشوند و يكبار ديگر ترامپ به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريكا انتخاب شود، آنگاه سناريوي احتمالي آمريكايي‌ها در قبال تهران چه خواهد بود؟
آنگاه بدون‌شك دونالد ترامپ با آسودگي خيال برنامه خودش را عليه تهران عملياتي خواهد كرد.

**سناريوي مشخص ترامپ در قبال تهران، مذاكره است يا جنگ؟
ترامپ بدون‌شك در درجه اول به‌دنبال مذاكره است، اما زمينه‌اي كه ترامپ با قراردادن سپاه پاسداران در ليست گروه‌هاي تروريستي ايجاد كرده است و خودش را مجاز به سركوب نيروهاي سپاه مي‌داند، اين حق را براي خود محفوظ مي‌داند كه با آن برخورد كند به‌خصوص آنكه اگر يك واكنش كوچك از سوي جمهوري اسلامي پديدار شود ممكن است اقدامات واشنگتن به‌صورت اقدامات تنبيهي باشد، همانند نابودكردن سكوهاي نفتي ايران در زمان ريگان، به‌عنوان هشدار اوليه دست به يكسري اقدامات تنبيهي زده و اگر ببيند اين اقدامات كاربردي نداشته و به نتيجه نرسد احتمالا زمينه را براي اقدامات گسترده‌تر ديگري مهيا كند.

**با توجه به عدم تعهد طرف‌هاي برجامي به‌طور اخص اروپايي‌ها، تهران بايد چه سناريوي مشخصي را در قبال برجام در پيش گيرد؟
اروپايي‌ها در ابتدا پس از خروج يكجانبه آمريكا از برجام و تحريم‌هاي نفتي ايران اعلام كردند كه يك‌سوم نفت ايران را خريداري مي‌كنند و يك نهاد مالي (اينستكس) براي تبادلات اقتصادي ايجاد مي‌كنند، اما اروپايي‌ها از اين موضع خودشان عقب‌نشيني كردند. در حقيقت طرف‌هاي اروپايي نگاه به آمريكايي‌ها دارند ضمن آنكه ملاحظاتي را نيز رعايت كرده‌اند. همچنين تعهدات خودشان را در قبال تهران انجام نداده‌اند. متاسفانه چون اكثريت كشورهاي اروپايي و حتي روسيه و چين تعاملات گسترده اقتصادي با آمريكا دارند و به‌صورت كاملا طبيعي واشنگتن را بر تهران ترجيح مي‌دهند. هندوستان و چين هم به‌دنبال تبادل كالا به كالا با ايران هستند كه اين مسأله مشكل تهران را حل نمي‌كند.

نمي‌شود گفت كه اين روش بي‌اثر است اما اين مسأله مشكل ايران را حل نمي‌كند چون مشكل ايران درآمد‌هاي ارزي است. در حال حاضر ايران به‌منظور توسعه و بهره‌برداري از پارس‌جنوبي به يك تكنولوژي بسيار پيشرفته همچون قطري‌ها نياز دارد. شركت‌هايي از كشورهاي مالزي، روسيه يا توتال فرانسه هيچ‌كدام نتوانستند آن تكنولوژي كه مورد نياز ايران است تامين كنند. البته ممكن است همچنين ممكن است اتفاقات جديد در منطقه پديدار شده و سبب شود آمريكايي ها سياست تعديلي را در پيش گيرند.

اگر اتفاقات جديدي در منطقه پديدار شود در آن زمان ممكن است كه آن مسائل نسبت به مسأله ايران براي واشنگتن اولويت پيدا كند. در واقع در شرايط كنوني ايران تنهاست. نگاه به شرق ايران همانند روسيه و چين نگاهي نيست كه بتواند در قبال تهديدات آمريكا پاسخگو باشد. حتي ايران كه مايل است عضو پيمان شانگهاي شود، اما روسيه موافق نيست چون بايد براي پذيرش عضو جديد به انتخاب اكثريت اعضا باشد. كشورهايي همچون ازبكستان و تاجيكستان نظر مخالف دارند.

**برخي از كارشناسان بر اين نظرند كه ايالات متحده به‌دنبال آن است كه تهران را در بازي از پيش طراحي‌شده‌اي قرار دهد كه انتهاي آن جنگ با ايران خواهد بود آيا از ديدگاه شما اين‌گونه است؟
به نظر مي‌رسد اين مسأله كاملا مشهود است. واشنگتن با گام‌هايي كه انتظار آن هم نمي‌رود و برمي‌دارد هدفش آن است كه ايران را در گوشه رينگ قرار داده و مجبور به‌نوعي تفاهم كند. در سفري كه دكتر ظريف به نيويورك داشت در رابطه با گفت‌وگو اقداماتي را انجام داد ولي مذاكره با وجود شرايط ١٢گانه وضعيت را پيچيده كرده است. ترامپ اعلام مذاكره بدون قيد و شرط را مطرح كرد اما يك روز بعد وزير خارجه‌اش چهار شرط اساسي را مطرح كرد. بنابراين واشنگتن سعي مي‌كند تا تهران را مجبور به پذيرش نظراتش كند.

**برخي از كارشناسان بر اين نظرند كه آمريكايي‌ها به‌دنبال تكرار همان سناريوي تكراري در عراق نسبت به ايران هستند؟
ايالات متحده در سال ٢٠٠٣ بدون آنكه منتظر گزارش بازرسان و يا صدور قطعنامه از شوراي امنيت سازمان ملل متحد شوند جورج دبليو بوش اعلام كرد كه واشنگتن منافع حياتي‌اش را در اختيار شوراي امنيت و ديگران قرار نمي‌دهد. وقتي آمريكا دست به اقدام نظامي در عراق زد تمامي آن ادعاهايي كه قبلا مطرح كرده بود هيچ‌كدام از گزارشات صحيح نبود و گزارش بازرسان بين‌المللي بعدها اثبات كرد كه ادعاهاي ايالات متحده در خصوص سلاح‌هاي نامتعارف و كشتار جمعي كاملا بي‌اساس بوده است.

بنابراين واشنگتن براي انجام مقصودش هيچ‌گونه ابايي از زمينه‌سازي‌هاي دروغين در مورد ايران نيز ندارد تا كمابيش بخواهد همان سناريويي را كه نسبت به عراق در سال ٢٠٠٣ عملياتي كرد انجام دهد. منتها در مورد ايران دموكرات‌ها در ايالات متحده نظر موافق در مورد اقدام احتمالي نظامي عليه ايران ندارند. لذا هدف ترامپ اين است كه يك درگيري ايجاد كرده به‌عنوان نمونه٢٠ سرباز آمريكايي كشته شوند و اين مسأله را بهانه كرده تا افكار عمومي آمريكا و نظرات كنگره را به نفع اهداف خودش بسيج كند.

آمريكايي‌ها نسبت به كشته‌شدن شهروندانشان حساسيت خاصي دارند تا اين اجازه را به رئيس‌جمهور بدهند تا دست به هرگونه اقدامي كه در جهت تامين منافع مردم آمريكا لازم مي‌داند بزند. بنابراين ترامپ سعي مي‌كند از هر ابزار و وسيله ممكني استفاده كرده تا ايران را وادار كند در بدترين شرايط ممكن پذيراي خواست واشنگتن باشد.

**تهران در شرايط كنوني در برابر يكجانبه‌گرايي ايالات متحده دست به چه اقدامات احتمالي مي‌تواند بزند؟
ايران بايد دست به سلسله اقدامات داخلي و خارجي بزند. در عرصه داخلي تهران بايد تصويري را كه واشنگتن از ايران در خصوص حقوق بشر و زندانيان سياسي و... ساخته‌اند، مصالح كشور ايجاب مي‌كند حتي به‌صورت تاكتيكي هم كه شده آن ادعاها را خنثي كرده و پس از آن پيشنهاد گفت‌وگوهاي بدون قيد و شرط را مطرح كند. در صورت عدم پذيرش واشنگتن، تهران مي‌تواند مسأله را به مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديوان بين‌المللي دادگستري بكشاند. يعني تهران بايد مسأله را به يك عرصه حقوقي و سياسي بين‌المللي تبديل كند. اين دو اقدام احتمالي را اگر ايران انجام دهد تاحدودي مي‌تواند با تكيه بر افكار عمومي جهاني آمريكا را در وضعيت متفاوتي قرار داده كه آن آزادي عملش را تا حدود زيادي محدود مي‌كند.

**اقدام دكتر ظريف در پيشنهاد تبادل زندانيان و مصاحبه با شبكه فاكس‌نيوز را در همين چارچوب قابل‌تحليل مي‌دانيد؟
بدون‌شك اقدام وزير امور خارجه كشورمان در همين چارچوب بوده است. متاسفانه در شرايط فعلي كشورهايي كه بتوانند ميانجي‌گري كنند وجود ندارند. حتي كشورهاي اروپايي در خصوص موشك‌هاي بالستيك و نفوذ منطقه‌اي ايران و حمايت ايران از گروه‌هاي مقاومت در منطقه همانند حزب‌ا... لبنان، حماس و جهاد اسلامي متاسفانه ضمن آنكه اختلافاتي با واشنگتن دارند، اما در اكثر موارد فوق با ايالات متحده هم‌نظر هستند. اگر كشوري نقش ميانجي‌گري ميان تهران ـ واشنگتن را در پشت پرده انجام مي‌داد مي‌توانست نتايج مطلوبي داشته باشد به نظر مي‌رسد دكتر ظريف مي بايست قبل از آنكه زمان از دست برود گفت‌وگوهاي دوسويه را با استناد به ماده ٣6 منشور ملل متحد كليد زده و با چنين راهبردي از انجام هرگونه اقدام سخت‌افزاري از جانب ايالات متحده جلوگيري كند.

**با توجه به شروط ١٢ گانه پمپئو آيا تهران حاضر به پذيرش هرگونه گفت‌وگوهاي احتمالي با واشنگتن خواهد بود؟
به نظر مي‌رسد با توجه به سخنان پمپئو ديگر ١٢شرط مطرح نيست. براي واشنگتن سه مسأله اساسي در رابطه با تهران مطرح است. اول توان دفاع موشكي ايران، دوم نفوذ منطقه‌اي و سوم تحت عنوان آن چيزي كه حمايت ايران از تروريسم نام مي‌برند. مسأله نفوذ منطقه‌اي ايران امر دفعي نيست به‌عنوان نمونه در مسأله سوريه فقط ايران مطرح نيست بلكه پاي كشورهاي ديگري همچون روسيه، تركيه، عربستان، آمريكا و برخي ديگر از كشورهاي ديگر نيز به‌صورت غيرمستقيم حضور دارند مطرح است، بنابراين خروج ايران از سوريه منوط به تسريع و تسهيل‌شدن حل مسأله سوريه است.

همچنين تهران مي‌تواند اعلام دارد كه در خصوص مسأله يمن مي‌تواند وارد مذاكره شده و مسأله اين كشور نيز حل شود. ايران مي‌تواند به‌گونه‌اي صحنه بازي را آرايش كند كه افكار عمومي جهاني تا حدود زيادي به سمت خود جلب نمايد. زماني‌كه كه آمريكايي‌ها دو ناوچه سهند و سبلان را با موشك‌هاي دوربرد خودشان مورد اصابت قرار دادند ايران نتوانست پاسخ متناسبي بدهد. بنابراين آمريكايي‌ها همان اقداماتي را كه در عراق انجام دادند مي‌توانند نسبت به ايران عملياتي كنند. آمريكايي‌ها از نظر پيروزي نظامي سريع بوده ولي از نظر سياسي و اجتماعي اين مشكل فرآيندي پايدار خواهد بود كه نمونه بارز آن افغانستان است.

منبع: روزنامه آرمان؛ 1398.02.25
گروه اطلاع رساني**9370**2002