۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۵
کد خبر 83313719
۰ نفر
تشكيك در شرط بندي

دو هفته نامه خط اول چاپ استان گيلان در شماره سي و هشتم، مطلبي در قسمت يادداشت با عنوان تشكيك در شرط بندي به قلم صاحب مقصودي منتشر كرده است.

اصولا ملتي موج سواريم و مومي هستيم در دست عده اي بازيگر، تا مي گويند قرار است بنزين گران شود، صف هاي طويل در جايگاه هاي سوخت امان از هر كسي مي برد، يا وقتي شير، پياز و يا هر خوراكي ديگر گران مي شود به جاي تحريم، از همسايه پول قرض مي كنيم تا مقدار بيشتري را در منزل احتكار كنيم، بحث خودرو و طلا و ارز هم فعلا بماند. در ورزش هم همينطوريم؛ يك روزي محمد احمدزاده كه سرمربي برق شيراز بود خواست شكست چهار گله اش مقابل پرسپوليس را توجيه كند، گفت كه پرسپوليسي ها غيرطبيعي بازي مي كردند، خيلي مي دويدند و همين شد داستان هزار مثنوي براي فوتبالمان كه دوپينگ را ريشه كن كنند. اگرچه اين تخلف (دوپينگ) نيز به مانند تخلفات فراوان ديگر از گذشته در فوتبال و ساير ورزش ها وجود داشت اما سر حرف هاي احمدزاده را گرفتيم و تا مدتها خود را مشغول يافتن بازيكنان دوپينگي كرديم و ريشه يابي كرديم و همايش و سمينار گذاشتيم و يادداشت ها نوشتيم و برخوردها كرديم.
اما امروز اين ملت موج سوار در كنار گراني رب گوجه و تن ماهي، موج ديگري نيز براي سواري يافته است.
در بازي تراكتور سازي تبريز و سپيدرود رشت بود كه محسن فروزان دروازه بان تراكتور گل هاي مضحكي خورد و همين امر باعث شد تبريزي ها از قافله مدعيان صدرنشيني عقب بيفتند، اين موضوع براي مالك تراكتور گران تمام شد و دروازه بان رشتي تبريزي ها را ابتدا متهم به تباني و سپس از شرط بندي همسر فروزان در فوتبال رونمايي كرد.
و ما سر اين موج را گرفته ايم و الان يك ماه است هزاران هزار سخن در اين رابطه گفته ايم؛ كه شرط بندي در اسلام حرام است و زندگي شرط بندان تباه خواهد شد و نبايد نابرده رنج گنج ميسر شود و بلكه مزد آن گرفت كه جان برادر كار كرد و از اين حرف ها. اما كسي نمي آيد واكاوي كند چرا جوانان و نوجوان ما به سمت شرط بندي مي روند؟ چرا مردم ايران دوست دارند يك شبه ره صد ساله روند؟ بخصوص شمالي ها كه سابقه توتو زدنشان به بيش از نيم قرن مي رسد. البته اين روزها قمار فوتبال، نوين تر شده و به فضاي مجازي راه پيدا كرده و الان طرف در خانه اش در خمام مي نشيند و نتايج ليگ دسته دوم يونان را پيش بيني مي كند.
در هر صورت شرط‏بندي و قمار نه تنها در اسلام به واسطه تحصيل مال بدون زحمت و فعاليت و اخلال در سيستم اقتصادي سالم همچون ربا، غيرقابل پذيرش و حرام تلقي شده، بلكه در كشورهاي غربي نيز كتب و فيلم‏هاي متعددي در خصوص آسيب‏هايي كه شرط‏بندي و قمار در سطح اجتماع باقي گذاشته و حتي مي‏تواند منجر به تباهي زندگي يك انسان ‏شود، ساخته شده كه متاسفانه اغلب آنها در ايران ترجمه و بازنشر نيافته است.
اما ناگهان برخي به منابع اسلامي رجوع مي كنند و مي گويند همين شرط بندي خانه خراب كن، در ورزش هايي مثل اسب سواري و تيراندازي و شمشيربازي نه تنها مشكلي ندارد، بلكه توصيه هم شده است.
حتي در استان گلستان كه مسابقات سواركاري رايج است، شاهد شرط بندي هاي هنگفتي هستيم، حتي خاطرم هست خود فدراسيون سواركاري اين برگه هاي شرط بندي را چاپ مي كرد و در سايت فدراسيون نتايجش را هم مي زد.
البته بعدها كمي ايراد گرفتند كه شرط بندي فقط بايد بين ورزشكاران شركت كننده برگزار شود نه تماشاگران و يا اينكه فقط در رشته هاي رزمي كه در جنگ كاربرد نظامي دارد شرط بندي حلال است مثل همين سواركاري و تيراندازي و شمشيربازي و ...
خب چرا ؟
مگر اسلام دين رافت و مهرباني نيست؟ چرا اينگونه مي خواهيد اسلام را دين جنگاوري و خونريزي نشان دهيد؟ اگر نفس شرط، بد است و حرام، استفتاعاتي بكار ببريد كه نوجوان كنجكاو امروز ما بپذيرد، اگر ربا حرام است براي همه حتي بانكهاي اسلامي ما هم بايد حرام باشد، اگر شرط بندي حرام است بايد هم براي فوتبال و هم براي سواركاري حرام باشد، اگر مرگ بر آمريكا، چرا چندين هزار آقازاده در ينگه دنيا زندگي مي كنند؛ اين تشكيك ها را برداريد.
وقتي علي انصاريان در يك برنامه تلويزيوني فاش مي كند كه روزانه حدود يك ميليون دلار در ازاي شرط بندي از كشور خارج مي شود و يا اينكه گردش مالي همين برگه هاي توتو در گيلان هفتگي به يك ميليارد تومان مي رسد خب چرا جوان و نوجوان ما فكر رفتن ره صد ساله را يك شبه نكند؟ وقتي اينهمه فشار اجتماعي روي دوش جوانان وجود دارد بايد هم آنها راه ميانبر را بجويند، آموزشي هم كه به آنها نداديم، نه سواد رسانه اي و نه سواد اقتصادي.
از همين رو وقتي جوان مي‌بيند كه گروه همسن خود به شدت درگير فعاليت‌هاي شرط‌بندي شده او نيز بدون فكر كردن و به شكلي احساسي وارد اين عرصه مي‌شود؛ مشابه اين اتفاق را مي‌توان در گرايش جوانان به مواد مخدر و يا فعاليت‌هاي پر ريسك ديگر مثل تك چرخ زدن با موتورسيكلت مشاهده كرد.
آموزش و پرورش 12 سال، نوجوان و جوان را در بهترين سن در اختيار دارد و هر درسي به او مي‌دهد جز درس زندگي، كه بسيار مهم است. حال كه نظام آموزشي ما غافل از اين مهم شده است وظيفه خانواده دوصد چندان مي شود تا سواد اقتصادي را به فرزندانمان بياموزيم، بايد به آنها بگوييم كه روياي پولدار شدن، باعث فريب خوردن بسياري از افراد مي‌شود و آن‌ها را به تصميم‌گيري احساسي وا مي‌دارد؛ در حالي كه اگر هر كسي اندكي بينديشد، متوجه مي‌شود كه سايت‌هاي شرط‌بندي قصد توزيع پول ندارند و به طور حتم سود بسياري اول از همه نصيب خودشان مي‌شود تا كساني ‌كه وارد اين عرصه مي‌‌شوند و برنده اول و آخر، سايت‌هاي شرط‌بندي هستند.
اما هرچقدر بكاريم باز موج سايتهاي شرط بندي در فضاي مجازي كشورمان را حريف نيستيم، موجي كه به بلنداي نابودي اينده سازان كشورمان شده است، اينجاست كه اموزش سواد رسانه اي هم در كنار سواد اقتصادي لازم است. اما پيش از آن بايد تشكيك را از شرط بندي برداريم.
2007