چرا گفتمان دولت روحانی امكان تداوم دارد؟ -سید عمادالدین محمودی*

تهران– ایرناپلاس– خروج آمریكا از برجام در اردیبهشت 97، در منظر بسیاری از كنشگران و كارشناسان سیاسی به‌معنای بن‌بست راهبردی دولت تلقی گردید. وضعیتی كه به‌نوعی نشان‌گر تعلیق – اگر نگوییم شكست – نرمالیزاسیون تعبیر می‌شد. با این‌وجود به نظر می‌رسد شرایط كنونی كه می‌توان تعبیر «نه جنگ، نه صلح» را برای آن به كار برد، موجب احیای گفتمان نرمالیزاسیون- یا همان تنش‌زدایی در سیاست خارجی- خواهد شد.

یكی از وجوه مشترك همه دولت‌های دوره بعد از رحلت امام، عدم امكان ادامه گفتمان آنها در ساخت سیاسی كشور بود. به‌گونه‌ای كه چه در دولت سازندگی، چه در دولت اصلاحات و چه در دولت مهرورزی، پس از اتمام دوره هشت ساله، گفتار سیاسی حاكم بر این دولت‌ها در ساخت سیاسی – اجتماعی كشور ادامه پیدا نكرد. اما به‌نظر می‌رسد شرایط حاكم بر كشور می‌تواند دولت روحانی را از دولت‌های پیشین از این منظر متمایز سازد.

اولا شعار اصلی و كانون تمركز دولت تدبیر و امید در حوزه سیاست خارجی است. ادامه بحران در حوزه سیاست خارجی و اولویت آن نسبت به سایر فاكتورهای موجود در جامعه، سبب در اختیارداشتن دست بالای دولت خواهد بود. به‌طور مثال اگر در چنین شرایطی شعار و وجه ممیزه دولت، اصلاحات سیاسی یا كارآمدی اقتصادی بود، دولت نمی‌توانست چنین وضعیتی داشته باشد.

نكته دوم اینكه در چنین شرایطی است كه دولت میانه‌رو به‌لحاظ گفتمانی و راهبردی امكان بقا پیدا می‌كند. به‌رغم فشارهای خارجی و كارشكنی‌های داخلی مبتنی بر ارائه تصویر ناكارآمد از دولت، وقتی باور عمومی جامعه در این راستا باشد كه مشكل اصلی و اساسی كشور به‌واسطه فشارهای خارجی است، این وضعیت سبب احیای وضعیت دولت حامی برجام می‌شود. تلاش مخالفان دولت در چنین شرایطی مبتنی بر «در گوشه رینگ نشان دادن دولت»، با افزایش تنش‌های حوزه سیاست خارجی، مجددا می‌تواند دولت را از حالت انفعال خارج كند.

نكته دیگر آنكه وضعیت كنونی، نشان می‌دهد حتی با تغییر كارگزاران نظام در انتخابات ریاست جمهوری، همچنان مولفه میانه‌روی در سیاست خارجی می‌تواند به‌عنوان یكی از مهم‌ترین وجوه گفتار سیاسی آینده ایران ادامه حیات دهد، كه خود یك پیروزی گفتمانی برای دولت محسوب می‌شود. شاهد آن كه جز یك جریان محدود، رادیكال و اقلیت سیاسی در كشور، تمام نیروهای سیاسی از ادامه حضور ایران در برجام، با وجود خروج آمریكا از آن، حمایت می‌كنند. عده‌ای از رسانه‌های تندرو در یك‌سال اخیر با القای ناكارآمدی برجام به‌واسطه خروج آمریكا، سعی دارند تا چهره‌ای وابسته، بعضا خائن و یا حداقل ضعیف از اعضای تیم مذاكره‌كننده و سیاست‌گذاران متكی به دولت در برجام ارائه دهند. حال آن كه تصمیم استراتژیك عدم خروج از برجام طی یك سال اخیر، نشان می‌دهد كه حتی آنچه آنها لاشه برجام می‌خوانند، منافعی برای كشور در بر دارد. چراكه حضور در برجام فارغ از برتری اخلاقی و حقوقی، نوعی ضمانت امنیتی هم برای ایران خواهد داشت؛ مولفه مهمی كه منتقدان برجام به‌واسطه برخورداری از قدرت رسانه‌ای، آن را مطرح نكرده و تنها بر چالش‌های اقتصادی كشور انگشت می‌گذارند.

بر اساس شواهد و همچنین تاكید رهبر انقلاب مبنی بر اینكه جمهوری اسلامی شروع‌كننده هیچ درگیری‌ای نیست و نخواهد بود، و همچنین اذعان بسیاری از كارشناسان آمریكایی مبنی بر اینكه جنگ با ایران، توام با شكست نظامی و سیاسی برای دولت آمریكاست، خطر وقوع جنگ وجود ندارد. اما پرداختن به این مساله حائز اهمیت است كه همان اندازه كه عدم وقوع جنگ حتمی است، افزایش احتمال بروز جنگ نیز امری واقعی به نظر می‌آید.

باید به این نكته توجه داشت كه افزایش احتمال وقوع جنگ، مولفه‌ای جداگانه از خود جنگ است. لذا این شرایط ایجاب می‌كند كه دولت میانه‌رو امكان حیات پیدا كند. از این منظر می‌توان به این نكته اشاره كرد كه برخلاف تبلیغات ‌پررنگ و ذهنیت شكل گرفته در بخشی از افكار عمومی میان دولت كنونی با عمق استراتژیك نگاه رهبری و راهبرد سپاه پاسداران، همگامی و همراهی جدی وجود دارد.

در شرایط كنونی نفوذ منطقه‌ای ایران توسط سپاه و برخورداری از توان موشكی، دو مولفه اصلی در اختیار نظام برای مواجهه با دولت كارشكن آمریكاست. برخورداری از قوه دیپلماتیك در این شرایط، همان نیرویی است كه دست جریان تصمیم‌گیر نظام در نوع مواجهه با آمریكا را باز می‌گذارد و این تقسیم كار می‌تواند عامل اصلی حفظ وحدت و آرامش اجتماعی باشد. كمااینكه به اذعان همه كارشناسان، لازمه برخورداری از دست بالا در روابط بین‌الملل، وجود وحدت اجتماعی و سیاسی در هر كشوری است.


*دبیر سرویس پرونده ایرناپلاس