رواج موسيقي سخيف، نتيجه تربيت مبتني بر اطاعت است

تهران- ايرنا- يكي از منظرهايي كه مي توان از آن به پديده رواج موسيقي هاي سخيف و رخداد جنجالي همخواني دانش آموزان نگريست، ضعف آموزش و پرورش در تربيت تفكر انتقادي است.

به گزارش گروه تحليل، تفسير و پژوهش هاي خبري ايرنا، با گذشت چند روز از پخش يك ترانه سخيف اما عامه پسند در چند مدرسه، تبعات آن را مي توان همچنان به چشم ديد؛ رخدادي كه مثل موارد مشابه انگشت اتهام را به سمت آموزش و پرورش چرخاند. اما كوتاهي آموزش و پرورش در كجا است؟ در نظارت ضعيف يا پرورش شهرونداني كه بدون تفكر انتقادي همراه هر جرياني شنا مي‌كنند؟
حدود دو هفته از جشن روز معلم مي‌گذرد، اما هنوز آهنگ موسوم به«جنتلمن» و مباحث پيرامونش از فضاي مجازي به گوش مي‌رسد. پخش آهنگي مبتذل در مدارس و هم‌خواني دانش‌آموزان و حتي چند معلم‌ها با آن ها بسياري را شگفت‌زده كرد. از «علي مطهري» نايب رئيس مجلس تا آيت‌الله «ناصر مكارم شيرازي» احساس خطر كرده نسبت به آن واكنش نشان دادند. وزير نيز پس از تخطئه موارد پيش آمده و صدور دستور پيگيري، در اندك زماني خبر از ابلاغ دستورالعمل سرود دانش‌آموزي داد كه در آن ضوابط سرودخواني در مدارس مشخص شده‌است.
اظهار نظر كاربران فضاي مجازي در اين زمينه نيز قابل توجه است. برخي از كاربران به نامناسب بودن محتواي آهنگ براي سنين كودكان تاكيد داشتند و از بي‌توجهي والدين و معلم‌ها به چنين موضوع مهمي ابراز تعجب مي‌كردند. گروهي ديگر واكنش‌هاي وزرا و وكلا را تا حدي تند و ناشي از نگاه‌هاي سياسي دانستند. شماري استقبال پرشور دانش‌آموزان از اين آهنگ را نشاني از عدم موفقيت سياست‌هاي فرهنگي خواندند. دسته ديگر نيز انتقادهاي وارده بر اين برنامه‌ها را نشاني از مخالفت مديران فرهنگي با شادي مردم قلمداد كردند.
نكته قابل توجه اينكه طيفي وسيعي از كاربران فضاي مجازي بدون توجه به ابعاد فرهنگي و اجتماعي موضوع، با نگرشي سطحي و سياست‌زده به موافقت يا مخالفت با پخش آهنگ شاد در مدارس مي‌پردازند. مثل موارد مشابه موضوعي طرح و به اصطلاح رايج داغ مي‌شود و افرادي كه دنبال‌كننده زيادي دارند احساس وظيفه مي‌كنند در باب آن سخني بگويند و موضعي بگيرند؛ موضعي كه مورد پسند باشد و ديده شود. آيا اين همان كاري نيست كه معلم‌هاي مدارس و دانش‌آموزان انجام داده‌اند؟ به نظر مي‌رسد فضاي مجازي و مدارس و شايد كل جامعه از يك بيماري رنج مي‎برند: همراهي با مد روز با چشماني بسته؛ پيوستن به هر آنچه كه طرفدار بيشتري دارد.
ظاهرا به چنين ملتي تبديل شده‌ايم. اگر آهنگي پرطرفدار باشد، ما هم گوش مي‌دهيم و به عنوان پدر و مادر يا معلم حتي بدون توجه به رده سني كودكان در اختيار آن‌ها قرار مي‌دهيم. اگر بحثي مد روز باشد در باب آن سخن مي‎گوييم، بدون آنكه زحمت مطالعه كتاب يا مقاله‌اي را به خودمان بدهيم. اگر همه بخواهند پزشكي قبول شوند، ما هم مي‌خواهيم پزشكي قبول شويم، بدون اينكه در مورد علايق و شرايط خودمان بيانديشيم. اگر همه فرزندشان را به دانشگاه بفرستند، ما هم به دانشگاه مي‌فرستيم.
سال 84 اگر همه بخواهند به احمدي‌نژاد راي دهند ما هم به احمدي نژاد راي مي‌دهيم. سال 92 همه بخواهند به روحاني راي دهند، ما هم به روحاني راي مي‌دهيم. اگر احساس كنيم همه موافق اجراي يارانه‌ها هستند ما هم موافقت مي‌كنيم، اگر همه مخالف گراني بنزين باشند ما هم مخالفت مي‌كنيم. بدون اينكه بدانيم هر يك از اين سياست‌ها چه تاثيري بر اقتصاد كشور و سرنوشت تك تك ما دارد. گويي رويكردها و انتخاب‌هاي ما در زندگي شخصي و حتي سياسي منتظر جريان عمومي است، تا بدون زحمت تفكر و پرسشگري با آن همراه شود؛ جرياني به اسم «همه» كه بر زندگي ما سايه افكنده است.
كجا و چگونه بايد ياد مي‌گرفتيم به جاي همراهي با جريان‌هاي جمعي و مدهاي روز، در مورد آن‌ها بيانديشم؟ كجا و چگونه بايد قدرت تفكر و مهارت پرسشگري را مي‌آموختيم؟ اينجا است كه دوباره به ضعف نظام آموزشي باز مي‌گرديم. اما با چنين رويكردي مساله ديگر پخش آهنگ مبتذل در مدارس و بي توجهي به ارزش‌هاي فرهنگي نيست، بلكه مساله ضعف در قدرت تفكر انتقادي والدين و معلم‌ها است.
به نظر مي‌رسد از خطاهاي اصلي نظام آموزشي طي سال‌هاي گذشته بي‌توجهي به آموزش تفكر انتقادي و قدرت پرسشگري بوده‌است. متاسفانه نظام آموزشي با نيت خيرِ تربيت ديني و مذهبي راه خطا در پيش گرفته و به جاي آموختن تفكر انتقادي بر ارزش‌هاي تابعيت و اطاعت تمركز مي‌كند. هر چه جريان جهاني شدنِ فرهنگي تندتر و پرشتاب‌تر وارد زندگي ما مي‌شود، نظام آموزشي عرصه مدارس را تنگ‌تر مي‌كند.
همين دستورالعمل جديد سرود نمونه آن بارزي از چنين نگرشي است. گويي مي‌توان دانش‌آموزان را در محيطي گلخانه‌اي نگه داشت و از تماس آن‌ها با كالاهاي فرهنگي گوناگون جهاني جلوگيري كرد؛ سياستي كه سال‌ها اجرا شده و شكست خورده‌است. اي كاش نظام آموزشي به جاي تمركز بر اطاعت، قدرت پرسشگري دانش‌آموزان را تقويت مي‎‌كرد. تا فارغ التحصيلان مدارس حداقل قبل از انتخاب آهنگ براي كودكانشان قدري در مورد محتواي آن بيانديشيند.
پژوهش**س.ا**9279