۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۱
کد خبر 83309872
۰ نفر
آموزش و پرورش؛ فاصله بین خطوط - حسین طالب زاده*

تهران- ایرنا- یكی از مشخصات نظام های انسانی، حفظ تعادل است. وقتی تعادل یك نظام، دچار مشكل شود، با وجود تلاش های زیاد اعضای سیستم، آشفتگی دامن گیر آن نظام خواهد شد.

در این شرایط هر چه اعضا تلاش می كنند، باز هم احساس كم فایده بودن دارند و ادامه این وضعیت، موجب سلب اعتماد اعضای سیستم نسبت به یكدیگر می شود و در صورت بروز ناكامی ، تقصیر را به گردن همدیگر می اندازند.
همین امر موجب بروز بی نظمی های بعدی و پشت سر آن، ناكامی دیگری می شود و این چرخه از نظر عمق و سطح افزایش یافته و سیستم را كاملا ناكارآمد جلوه می دهد. كافی است، عوامل محیطی نیز به نفع این سیستم كار نكنند، آن گاه مطالبات هم درونی می شود و هم بیرونی، آموزش و پرورش در این سال ها و ماه های اخیر، دچار چنین وضعیتی شده است.

* بحث
كارشناسان فوتبال برای موفقیت تیمی معتقد به اصلی به نام تعادل هستند. این تعادل، به معنای حفظ فواصل بین خطوط از یك سو و تك تك بازیكنان از سوی دیگر است.
دكتر تاج بخش می نویسد: «اگر می خواهید تیم شما از انسجام تیمی برخوردار باشد ، شرایط تیمی خود را از دست ندهد و برای اجرای تمامی كارهای مورد نظر شما قابلیت داشته باشد تا بتواند خود را بر حریف تحمیل كند و یا حداقل حریف نتواند به سادگی خود را بر شما تحمیل كند باید این فاصله در حد مناسب حفظ شود. فاصله زیاد خیلی زود تیم شما را از پا خواهد انداخت.
اگر خط حمله شما به جلو حركت كرد ، خط هافبك باید به جلو حركت كند تا فاصله خود با خط حمله را حفظ كند. خط دفاع نیز نباید بیكار بایستد بلكه آنها باید با حركت به جلو فاصله خود را با دو خط هافبك و حمله حفظ كنند. این شرایط نه تنها در مورد حركت به جلو بلكه در مورد حركت به عقب نیز صادق است.»
همین وضعیت در مورد آموزش و پرورش به عنوان یك سیستم انسانی صادق است با این تفاوت كه اگر در یك تیم فوتبال، سه خط وجود دارد، در آموزش و پرورش، حداقل هشت خط وجود دارد كه از شورای عالی انقلاب فرهنگی یا نهادهای قانونگذار شروع شده و تا معلم و كلاس ادامه پیدا می كند.
طبیعی است وقتی تعداد خطوط افزایش می یابد، ضرورت هماهنگی بیشتر می شود. از سوی دیگر اگر فوتبال هواداران خاص خود را دارد و عملكرد آن توسط آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد اما آموزش و پرورش نهادی است كه به نوعی اكثریت جامعه با آن درگیر هستند.
اگر هواداران فوتبال به تیم های مختلف علاقه مند هستند، نظام آموزش بسیار بزرگ تر از تیم ملی است كه اكثر مردم و از سوی دیگر، حاكمیت از آن انتظار كارآمدی دارند. در این وضعیت مدیریت این نهاد بسیار حساس تر بوده و باید انتظارات متعددی را برآورده كند.
اما نگاهی اجمالی به خطوط اصلی آموزش و پرورش، حكایت از فاصله زیاد بین خطوط دارد كه می توان به نكات زیر اشاره كرد.
1. فقدان شناخت صحیح خطوط از نقش و وظایف خود و سایر خطوط
در یك تیم فوتبال برای اینكه، فاصله بین خطوط حفظ شود، افراد قرار گرفته در خطوط ، باید درك متقابلی از وظایف و نقش همدیگر داشته باشند و خود را یك تیم و سیستم، فرض كنند. آیا چنین وضعیتی در آموزش و پرورش حاكم است. به عنوان مثال، چه درك متقابلی بین مولفان كتاب های درسی و معلمان، بین مدیران مدارس و مدیران ارشد آموزش و پرورش وجود دارد.
به خاطر این است كه گاهی صحبت از مدرسه محوری، گاهی معلم محوری و گاهی دانش آموز محوری می شود اما در واقع نظام برنامه ریزی و تصمیم گیری همچنان متمركز عمل می كنند و قدرت به مقدار زیاد در خطوط خاصی باقی می ماند. مانند این می ماند كه خط حمله خود را برتر از سایر خطوط بداند، اما موقع باخت، معتقد باشند، خط دفاع خیلی مهم بوده و چون به وظایف خود، عمل نكرده، تیم شكست خورده است.
به عبارتی، مشكل اصلی در آموزش و پرورش در دهه های اخیر، تعادل نداشتن در این سیستم بوده كه ناشی از فاصله زیاد بین خطوط است البته می توان به لحاظ تاریخی و مدیریتی، علت ایجاد این وضعیت را بررسی كرد كه خود، به مطالعات جداگانه ای نیاز دارد.

2. فقدان اعتماد بین اعضای خطوط
وقتی فاصله بین خطوط در یك تیم فوتبال زیاد باشد، به طور طبیعی ، تیم دچار ناكامی می شود و ادامه این وضعیت، باعث آشفتگی در تیم می شود. نمود این آشفتگی، تك روی است كه به جریان آشفتگی دامن می زند. نتیجه این امر (اعتماد نداشتن و فقدان همكاری مابین اعضای تیم) بروز ناكامی های متعدد است.

3. مقصر ناكامی
وقتی تیم شكست می خورد، مقصر كیست. هر كس، فرد یا خط دیگری را مقصر می داند، در حالی كه مقصر اصلی افراد نیستند. مقصر، فقدان اعتدال ناشی از فاصله زیاد بین خطوط است
تعادل جنبه دیگری هم دارد . دكتر تاج بخش می نویسد: «اما اصل تعادل تنها معطوف به خطوط سه گانه نیست بلكه تك تك بازیكنان در تمام خطوط را نیز شامل می شود. بازیكنان تمام خطوط با یكدیگر و با بازیكنان خطوط دیگر باید فاصله لازم با یكدیگر را حفظ كنند تا بتوانند به خوبی از یكدیگر حمایت كنند. مسلما تیمی كه از وضعیت بدنی خوبی برخوردار باشد این شرایط را به خوبی حفظ می كنند و می تواند بر موفقیت خود صحه بگذارد.
در مورد اصل تعادل در مورد بازیكنان مثالی می آورم. اگر توپی به گوشه زمین افتاد و بازیكنی به دنبال آن رفت خواه برای دریافت توپ و آغاز حمله و خواه برای دفاع در برابر بازیكن حریف، بازیكن تیمی هم او كه در موقعیت قبلی فاصله مناسبی با وی داشت باید با حركتی زنجیروار در خط خود و شعاع حركتی خود به دنبال وی فاصله مناسب با وی را حفظ كند تا در شرایط مختلف حمله و دفاع بتواند از همبازی خود حمایت كند. این وضعیت به همین منوال در مورد دیگر بازیكنان همان خط و همچنین بازیكنان دیگر خطوط نیز به وجود می آید.»
در این حالت، وجه عمیق تری از حمایت و حفظ فاصله وجود دارد. همه اعضای تیم، فاصله مناسب حمایت گرانه از همدیگر را دارند و به تناسب حركت های هم، حركت می كنند و حامی همدیگر هستند.
با توجه به موارد فوق، آیا در آموزش و پرورش در وضعیت موجود، حس حمایت گری با حفظ فاصله لازم وجود دارد، یا اینكه معلمان، مدیران، كارمندان ادارات در برابر مشكلات احساس تنهایی می كنند و همین طور خطوط بالاتر، نیز احساس حمایت از سوی سایر خطوط را نیز ندارند و همین امر باعث ایجاد پدیده «گله گذاری گسترده» بین اعضای سیستم و نهاد مهم آموزش و پرورش شده و این امر باعث اتلاف انرژی گسترده ای می شود كه ادامه گسترش ناكارآمدی را به همراه دارد و در زمانه رسانه های دیجیتال، نمود آن بارزتر از گذشته است

** چند پیشنهاد
از آنجا كه ادامه این وضعیت، در درازمدت، آفات متعدد و پیچیده ای را ایجاد خواهد كرد، چند راهكار پیشنهاد می شود:
1. پذیرش استقرار نظام خلاقانه و فناورانه و استلزامات آن كه نیاز به تصمیمی شجاعانه از سوی مسئولان ارشد دارد.
2. كم كردن تعداد خطوط با هدف نزدیك شدن خطوط به هم زیرا تجربه عملی و مطالعات صورت گرفته نشان می دهد، حركت از نظام كاملا عمودی با ارتفاع زیاد (خطوط متعدد) به سمت نظام افقی در صورت استقرار نظام خلاقیت، عوارض بسیار مطلوب تر از وضعیت فعلی خواهد داشت.
3. سهیم كردن تمام خطوط به صورت واقعی در تصمیم گیری ها و اقدامات

* كارشناس آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه فرهنگیان