۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۰
کد خبر 83300553
۰ نفر
معلم از نگاهی دیگر _ دكتر سید ضیاء هاشمی*

امروز، روز معلم است. همه ی اعضای جامعه، از یك كودك دبستانی گرفته تا تمامی كسانی كه دارای تحصیلات عالی هستند و همچنین همه ی مدیران و مسئولین كشور، در هر رده ی مدیریتی و از هر نهاد و ارگانی، دانایی، مهارت ها و بخش قابل توجهی از توانمندی هایشان را مدیون آموزش های بی دریغ و بی منت معلمان این آب و خاك هستند.

در وصف جایگاه و پایگاه اجتماعی معلم در فرهنگ، اعتقادات، باورها و در تاریخ كشورمان گفتنی های زیادی گفته شده است. من ترجیح می دهم به جای تكرار حرف های قشنگ و زیبایی كه بی شك از متن باورهای این جامعه بر می خیزد، به نقش و جایگاه امروزی معلمان و مسائل و مشكلات آنها بپردازم.
نام گذاری یك روز در سال به نام معلم چه بسا توجه ها را تا حدودی به این قشر از جامعه جلب كند و مسائل و مشكلاتشان را برجسته نماید، اما بدون شك توجه صرف به آنها چیزی از كوله بار مشكلات شان كم نخواهد كرد.
مشكلات معلمان را باید در چارچوب نظام آموزشی و نظام آموزشی را نیز باید در بسترتاریخ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشور ببینیم. ارتباطی تنگاتنگ میان معلم، نظام آموزشی و سایر بخش های جامعه وجود دارد. پیوندی ناگسستنی كه هرگز نمی توان از كنار آن به آسانی گذشت.
در ایران حدود هفتاد سال است كه برنامه های مختلف توسعه نوشته می شود، به صورت قانون در می آید و برای اجرا به دولت های مختلف ابلاغ می شود. ولی ما همچنان یك كشور در حال توسعه هستیم. یك دوره هفتاد ساله سرگذشت چندین نسل را در بر می گیرد. نسل های مختلفی كه حاملان برنامه های توسعه بوده و نیروی انسانی لازم و نیروی محركه این برنامه ها بوده و در آینده نیز خواهند بود.
در این میان معلمان تربیت كنندگان این نیروی انسانی هستند. آنها فرزندان این مرز و بوم را تربیت می كنند تا هریك به مثابه ی عنصری سازنده باشند برای ساخت بنای توسعه و پیشرفت كشور. اگر هنوز پیشرفت كافی نداشته ایم و با جایگاهی كه شایسته ی آن هستیم فاصله زیادی داریم، شاید به این دلیل باشد كه عناصر این بنا یا خام هستند و یا در جای درستشان قرار نگرفته اند.
بنا بر این شایسته است در تفكرمان در باره توسعه تجدید نظر كنیم. توسعه همانند سازه ای بتونی نیست كه با محاسبات ریاضی و بر مبنای قوانین فیزیكی ساخته شود.
عناصر اصلی یك جامعه توسعه یافته را انسان ها، تفكرات، باورها و مهارت هایشان تشكیل می دهند و این چیزی نیست كه خارج از نظام آموزشی ساخته شود. پس اگر واقعاً دغدغه ی پیشرفت و توسعه كشور را داریم ضروری است كه به این نظام رجوع كرده و با تلاش و همت مجدانه در راستای رفع چالش ها و مشكلات آن گام برداریم.
معلمان وهمچنین كارمندان و كاركنان نظام آموزشی كشور به ویژه در آموزش و پرورش دارای مشكلات و مسائلی هستند كه باید جدی گرفته شود و در راستای رفع آنها اقداماتی عملی و كارساز صورت گیرد.
در اغلب جوامع دنیا اعتباراتی كه صرف نظام آموزشی می شود را هزینه به حساب نمی آورند، بلكه از آن به عنوان یك سرمایه گذاری یاد می كنند. ما نیز باید از این زاویه به نظام آموزشی نگاه كنیم. هزینه های این نظام هزینه نیست بلكه یك سرمایه گذاری بلند مدت است. سال های زیادی طول می كشد تا فردی چه برای بازار كار و چه برای زندگی آماده شود. در این سال ها سرمایه های زیادی نیز باید صرف این كار نمود. اما چنانچه افراد در مسیر درست و متناسب با نیازهای جامعه آموزش ببینند تبدیل شدن به كشوری توسعه یافته و جامعه ای دور از دسترس نیست.
موفقیت و عملكرد درست نظام آموزشی به رفع مشكلات آن وابسته است. رفع كمبود كلاس و مدرسه، بازسازی بافت های آموزشی فرسوده، دفاع از حقوق مادی و معنوی معلمان، ارتقای مواد آموزشی، به روز سازی شیوه های آموزشی و مواردی از این دست مواردی است كه باید نسبت به آنها اقدامات لازم انجام شود. باید محیطی فراهم كنیم كه در آن معلمان، اساتید، دانش آموزان و دانشجویان دغدغه ای نداشته باشند جز پیشرفت و توسعه كشور و رساندن آن به جایگاهی كه در جهان شایستگی اش را دارد.
دو نكته دیگر را هم باید در نظر گرفت كه اهمیتی حیاتی در پیشبرد اهداف توسعه در جامعه ما دارد. نخست اینكه دنیا به سرعت در حال تغییر است و این تغییرات حوزه های مختلف زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را شامل می شود. برای همسویی و هماهنگی با این تغییرات لازم است كه نظام آموزشی ما پیوسته در حال بروز كردن امكانات سخت افزاری و نرم افزاری خود باشد. كارآمدی و بهره وری بالای آموزش و پرورش و آموزش عالی به این امر وابسته است. دومین مورد به لزوم برقراری پیوند و ارتباطی منطقی بین جامعه و نظام آموزشی بر می گردد. تربیت نیروی انسانی باید در راستای نیازهای واقعی جامعه در بخش های مختلف از جمله بخش كشاورزی، خدمات، صنعت و فرهنگ باشد.
اعتلای جامعه و شكوفایی استعدادها از طریق ایجاد اشتغال، كاهش بیكاری و افزایش شاخص های اقتصادی همچون رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی و ارتقای رضایتمندی و سلامت اجتماعی در سایه چنین پیوندی تحقق خواهد یافت.
.............................................................................................
* دانشیار دانشگاه تهران