۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۴
کد خبر 83295602
۰ نفر
مردم اصلاح‌طلبي را قبول دارند؛ اما فرصت‌طلبان را «نه»

تهران- ايرنا- زهرا شجاعي استاد دانشگاه و رييس امور مشاركت زنان رياست‌جمهوري در دولت اصلاحات در گفت وگو با «آرمان» مي گويد: در شرايط كنوني مردم از برخي از چهره‌هاي منتسب به جريان اصلاحات خسته شده‌اند و نه از جريان اصلاحات. مردم از فرصت‌طلبي و قدرت‌طلبي اين افراد خسته شده‌اند وگرنه همچنان دل در گرو جريان اصلاحات دارند و آن را تنها راه‌حل مشكلات كشور قلمداد مي‌كنند.

جريان اصلاحات امروز بيش از هميشه به بازنگري در رويكردهاي خود نياز دارد و تئوريسين‌ها و چهره‌هاي فكري و سياسي اين جريان در مواضع اخير خود اين ضرورت را بازگو مي‌كنند. جرياني كه همواره يك جريان فكري و سياسي پويا و سيال بوده امروز در بوته نقد صاحب‌نظران قرار گرفته و به نداشتن استراتژي براي آينده متهم مي‌شود. برخي اصلاح‌طلبان نيز هزينه و فايده مي‌كنند كه آيا حمايت از دولت حسن روحاني براي آنها سودمند بوده و يا خير. برخي نيز به روزهاي پس از حسن روحاني مي‌انديشند كه چگونه مي‌توانند افكار عمومي را براي حمايت مجدد از جريان اصلاحات اقناع كنند.

با اين وجود آنچه بيش از همه براي اين جريان ضروري به‌نظر مي‌رسد جداكردن فرصت‌طلبان از اصلاح‌طلبان واقعي است. فرصت‌طلباني كه به‌واسطه منتسب‌بودن به جريان اصلاحات به قدرت رسيده‌اند و تلاش مي‌كنند آرمان‌هاي جريان اصلاحات را فداي عطش قدرت خود كنند؛ رويكردي كه برخلاف مشي و مباني اصلاح‌طلبان است و رئيس دولت اصلاحات نيز در اين زمينه موضع‌گيري كرده و عنوان نموده اصلاح‌طلبان به‌دنبال قدرت نبوده و در آينده نيز نخواهند بود.

به همين دليل و براي تحليل و واكاوي مهم‌ترين چالش‌هاي دروني جريان اصلاحات «آرمان» با دكتر زهرا شجاعي استاد دانشگاه و رئيس امور مشاركت زنان رياست‌جمهوري در دولت اصلاحات گفت ‌و‌گو كرده است. دكتر شجاعي معتقد است: «در شرايط كنوني مردم از برخي از چهره‌هاي منتسب به جريان اصلاحات خسته شده‌اند و نه از جريان اصلاحات. مردم از فرصت‌طلبي و قدرت‌طلبي اين افراد خسته شده‌اند وگرنه همچنان دل در گرو جريان اصلاحات دارند و آن را تنها راه‌حل مشكلات كشور قلمداد مي‌كنند. كسب قدرت و ميل به قدرت براي يك اصلاح‌طلب اصيل هدف و غايت نيست. اين در حالي است كه برخي از اصلاح‌طلبان ميل به قدرت را به هر چيزي ترجيح مي‌دهند.» در ادامه ماحصل اين گفت‌ و‌گو را مي‌خوانيد:

**آيا اين مساله را مي‌پذيريد كه امروز جريان اصلاحات از مباني و آرمان‌هاي خود فاصله گرفته است؟
جريان اصلاحات ريشه در تاريخ معاصر ايران دارد. اصلاح‌طلبي در تاريخ معاصر ايران در بين روشنفكران و تئوريسن‌هاي سياسي و فكري همواره به‌عنوان يك روش و استراتژي براي تغيير وضعيت موجود به وضعيت مطلوب مورد نظر بوده است. به همين دليل نيز مشي اصلاح‌طلبي همواره جايگزيني براي برخوردهاي خشن به شمار مي‌رفته است. بروز و ظهور بارز گفتمان اصلاحات نيز در دوم خرداد سال76 و در دولت اصلاحات شكل گرفته است. پس از اين دوران است كه اصطلاحاتي مانند مردم‌سالاري ديني، جامعه مدني و آزادي مطبوعات وارد فضاي سياسي كشور شد.

رئيس دولت اصلاحات هنگامي كه به رياست‌جمهوري رسيدند عنوان كردند اصلاح‌طلبان به‌دنبال اين هستند كه در چارچوب قانون اساسي و گفتمان انقلاب اسلامي حركت كنند و در همه حوزه‌هاي فكري، فرهنگي، اجتماعي و سياسي اصلاحاتي را به وجود بياورند كه پيشرفت و رفاه مردم جامعه شكل جدي‌تري به خود بگيرد. پس از حادثه دوم خرداد مقام معظم رهبري در پيامي كه به مناسبت انتخابات صادر كردند، با حماسه‌ناميدن آن فرمودند كه انتخابات دوم خرداد انقلاب را براي مدت‌ها بيمه كرد. اين پيام نشان مي‌دهد كه جريان اصلاح‌طلبي سبب قوام و دوام جمهوري‌اسلامي و به‌صورت كلي گفتمان انقلاب شده است.

در علم مديريت تئوري وجود دارد كه اگر يك ساختار سياسي در نقطه‌اي كه نزول آن آغاز مي‌شود تغيير و اصلاح رخ بدهد منحني شكل صعودي به خود مي‌گيرد و دوباره رشد مي‌كند. جريان اصلاحات مانند همه جريان‌هاي فكري و سياسي ديگر يك جريان در حال رشد وتكوين است. به همين دليل هنوز نمي‌توان گفت كه جريان اصلاحات به يك گفتمان از پيش‌تعيين‌شده، مكتوب و مدون تبديل شده است. چالش مهم امروز جريان اصلاحات اين است كه برخي كليت جريان اصلاحات را در قامت برخي از افراد كه به جريان اصلاحات منتسب هستند گره زده‌اند. گستره جريان اصلاحات بسيار وسيع‌تر از اين است كه برخي از منتسبان اين جريان درباره آن اظهارنظر مي‌كنند.

در شرايط كنوني مردم از برخي از چهره‌هاي منتسب به جريان اصلاحات خسته شده‌اند و نه از جريان اصلاحات. مردم از فرصت‌طلبي و قدرت‌طلبي اين افراد خسته شده‌اند وگرنه همچنان دل در گرو جريان اصلاحات دارند و آن را تنها راه‌حل مشكلات قلمداد مي‌كنند. كسب قدرت و ميل به قدرت براي يك اصلاح‌طلب اصيل هدف و غايت نيست. اين در حالي است كه برخي از اصلاح‌طلبان ميل به قدرت را به هر چيزي ترجيح مي‌دهند.

**تحليل تفاوت بين افراد منتسب به جريان اصلاحات و گفتمان اصلاحات براي نخبگان فكري و سياسي جامعه امكان‌پذير است، اما توده‌هاي مردم از درك اين تفاوت ناتوان هستند و به همين دليل ممكن است اقدامات اين افراد را به نام كليت جريان اصلاحات به‌شمار بياورند. براي درك اين تفاوت در بين توده‌هاي مردم چه بايد كرد؟
من براي توده مردم اصالت قائل هستم. خلوص و ناب‌بودن نيت‌ها در توده‌هاي مردم بيشتر است. اين اصالت حتي ممكن است در بين برخي نخبگان جامعه نيز وجود نداشته باشد. توده‌هاي مردم شرايط كشور و جريان اصلاحات را خوب درك مي‌كنند، براي مثال توده‌هاي مردم با يك جمله «تكرار مي‌كنم» رئيس دولت اصلاحات به صحنه آمدند و نتيجه انتخابات را تغيير دادند.اگر امروز در يك نظرسنجي از توده‌هاي مردم درباره ميزان مقبوليت رئيس دولت اصلاحات صورت بگيرد بدون شك مردم با‌ درصد بالايي مقبوليت ايشان را تائيد مي‌كنند.

اشتباه مهمي كه برخي از اصلاح‌طلبان انجام مي‌دهند اين است كه خروجي رسانه‌ها و به‌خصوص فضاي مجازي را به‌عنوان واقعيت‌هاي جامعه مي‌پذيرند. اين در حالي است كه فضاي مجازي هم محدود است و هم بخش‌هايي از آن به شكل‌هاي مختلف مديريت مي‌شود. به همين دليل نبايد اين خروجي فضاي مجازي را نماينده و معدل افكار عمومي جامعه در نظر گرفت. اگر فضاي مجازي را كنار بگذاريم و بين توده‌هاي مردم برويم متوجه مي‌شويم كه شرايط به شكلي ديگري است و با فضاي خروجي فضاي مجازي متفاوت است. چالش ديگر جريان اصلاحات است اين است كه ما به‌جز نامه‌اي براي فردا و نامه رئيس دولت اصلاحات براي جوانان هيچ‌مانيفست و سندي براي گفتمان اصلاحات نداريم. به همين دليل هنوز هيچ‌ چارچوب و معياري براي مشخص‌كردن حركت اصيل اصلاح‌طلبي در جامعه نداريم.

در نتيجه نمي‌توان به‌صراحت رفتار برخي كه خود را به جريان اصلاحات منتسب مي‌كنند اما رويكرد ديگري را دنبال مي‌كنند از يك اصلاح‌طلب واقعي تفكيك كرد. در چنين شرايطي كه جريان اصلاحات مانند لاستيكي روي آب معلق مانده و هر كسي با هر منش و روشي به خود اجازه مي‌دهد خود را در ذيل جريان اصلاحات تعريف كند. برخي نيز اظهارات اين افراد را مواضع جريان اصلاحات قلمداد مي‌كنند و به جامعه آدرس اشتباه مي‌دهند.

**برخي از اصلاح‌طلبان به‌واسطه جايگاهي كه در جريان اصلاحات پيداكرده‌اند به‌شكلي موضع‌گيري مي‌كنند كه اصلاح‌طلبان در شرايطي به اهداف خود دست پيدا مي‌كنند كه در قدرت حضور داشته باشند. آيا عطش قدرت برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب به ساختارهاي دموكراتيك جريان اصلاحات ضربه نمي‌زند؟
رئيس دولت اصلاحات به‌صراحت در اين زمينه موضع‌گيري كرده‌اند و عنوان نموده‌اند كه اصلاح‌طلبي به‌معناي ميل به قدرت نيست. اين در حالي است كه اگر قرار است كسي سخنگوي جريان اصلاحات باشد هيچ‌فردي مانند رئيس دولت اصلاحات شايستگي اين عنوان را ندارد. هدف اصلي اصلاح‌طلبي اداره بهتر جامعه است و به همين دليل منافع ملي را برمنافع حزبي ترجيح مي‌دهد. به همين دليل كساني كه به‌نام اصلاح‌طلبي به‌دنبال قدرت هستند به ساحت جريان اصلاحات لطمه مي‌زنند. جريان اصلاحات يك سرمايه اجتماعي است كه به‌مرور زمان به دست آمده است. هيچ‌سرمايه‌اي يك‌شبه به دست نمي‌آيد و به مرور زمان و با تحولات مثبت و سازنده در جامعه براي خود جايگاه ايجاد مي‌كند. با اين وجود اگر از اين سرمايه صيانت نشود به يك‌باره از بين خواهد رفت. البته اين سرمايه هنوز وجود دارد و از بين نرفته است.

گذشت زمان خيلي مسائل را مشخص مي‌كند. با اين وجود كمتر چهره اصلاح‌طلبي در گذشته وجود داشته كه از موقعيتي كه به‌دست آورده به‌سود خود استفاده كرده باشد. البته بايد مراقب فرصت‌طلبان اصلاح‌طلب و كساني كه در آستانه كسب قدرت خود را به جريان اصلاحات منتسب مي‌كنند باشيم، براي مثال برخي افراد در آستانه انتخابات مجلس دهم خود را به جريان اصلاحات نزديك كردند تا وارد مجلس شوند اما پس از ورود به مجلس راه خود را جدا كردند و رويكرد ديگري در پيش گرفتند. اغلب اين افراد در تصميم‌گيري‌هاي مهم مجلس پشت اصلاح‌طلبان را خالي كردند. نمونه بارز اين مساله اننخاب رئيس مجلس و حتي لايحه افزايش تعداد زنان مجلس بود كه در هفته‌هاي اخير در مجلس مطرح شد و رأي كافي را به دست نياورد. جرياني كه در انتخابات اخير همواره مورد حمايت زنان جامعه به‌عنوان نيمي از جمعيت جامعه بوده به لايحه افزايش تعداد زنان جامعه تنها63رأي مي‌دهد كه آن هم هنوز مشخص نيست آيا همگي از جريان اصلاحات بوده و يا خير.

نكته جالب اينكه انتخابات خانه احزاب نشان داد اصولگريان نسبت به اصلاح‌طلبان حمايت بيشتري از زنان انجام مي‌دهند. در اين انتخابات اصولگرايان نسبت به اصلاح‌طلبان به خانم مولاوردي براي حضور در هيات‌رئيسه خانه احزاب رأي بيشتري داده بودند. اين مساله به‌خوبي نشان مي‌دهد بين شعارهاي اصلاح‌طلبي و عمل اصلاح‌طلبان فاصله افتاده است. رد لايحه افزايش تعداد زنان مجلس به‌خوبي نشان داد اصلاح‌طلبان هنگامي كه به رأي زنان نياز دارند دست كمك به‌سوي زنان دراز مي‌كنند اما هنگامي كه بايد درباره وضعيت زنان اقدامات موثري انجام بدهند و از سرمايه زنان در مديريت جامعه استفاده كنند بي‌معرفتي كرده و از اين كار خودداري مي‌كنند.

**از اينكه در گذشته از نيروهاي رده سوم و چهارم اصلاح‌طلب حمايت كرديد تا امروز مجبور باشيد از عملكرد متوسط به پايين آنها در مقابل افكار عمومي دفاع كنيد رضايت داريد؟
ما چاره‌اي به‌جز اين نداشتيم. با توجه به ردصلاحيت‌هاي گسترده‌اي كه توسط نهادهاي نظارتي صورت گرفت اين نيروها «خيرالموجودين» جريان اصلاحات به‌شمار مي‌رفتند. البته همه اين نيروها عملكرد ضعيفي نداشتند و برخي از آنها توانايي‌هاي خود را نشان دادند و در فضاي سياسي كشور درخشيدند. اگرچه در دوران نمايندگي اصلاح‌طلبان در مجلس ما با ريزش و چرخش نيز مواجه بوديم. اين چرخش هم به‌صورت علني روي‌ داد و هم به‌صورت پنهان. برخي راهنماي چپ مي‌زنند اما به راست مي‌پيچند.

اين وضعيت به‌خصوص در مورد تصميم‌گيري‌هاي مهم وجود داشته و جايي كه آرا مخفي بوده اما جريان اصلاحات به اين آرا نياز مبرم داشته است. به همين دليل اصلاح‌طلبان با توجه به كارنامه اين افراد درباره آينده تصميم‌گيري مي‌كنند و اجازه نخواهند داد اين افراد دوباره در ليست‌هاي انتخاباتي اصلاح‌طلبان قرار بگيرند. شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات تجربه خوبي از ارائه ليست‌هاي انتخاباتي در سال‌هاي اخير پيدا كرده است و بدون‌شك با استفاده از اين تجربه ديگر اجازه حضور افرادي كه قصد فرصت‌طلبي از جريان اصلاحات را دارند نخواهد داد.

**شما از حضور مشروط اصلاح‌طلبان در انتخابات آينده حمايت مي‌كنيد؟
با توجه به شرايط بين‌المللي و منطقه‌اي و همچنين آرايش سياسي كشور در آستانه انتخابات مجلس در پايان سال جاري هنوز براي قضاوت و ارائه راهكار اندكي زود است. بايد منتظر بود و تحولات داخلي و بين‌المللي را به‌خوبي رصد كرد و پس از آن به نتيجه‌گيري و جمع‌بندي مناسب رسيد. با اين وجود بنده معتقدم تحت هر شرايطي نبايد با صندوق رأي قهر كرد و جريان اصلاحات نيز به‌دنبال چنين رويكردي نيست. اصلاح‌طلبان همچنان براين باورند تنها راه‌حل مشكلات كشور صندوق رأي است. تفكر اصلاح‌طلبي همواره به‌دنبال حل مشكلات با گفتمان‌سازي و مذاكره بوده و به همين دليل همواره از روش‌هاي مسالمت‌آميز و دموكراتيك حمايت كرده است، اما اگر شرايط كشور به‌شكلي پيش نرفت كه مورد دلخواه اصلاح‌طلبان باشد اين جريان به‌صورت هزينه و فايده درباره آينده تصميم‌گيري خواهد كرد و در مسيري حركت خواهد كرد كه در مرحله اول به سود منافع ملي باشد و سپس منافع جريان اصلاحات را نيز تامين كند. با اين وجود تحريم انتخابات و قهر با صندوق رأي تحت هيچ‌شرايطي در دستور كار اصلاح‌طلبان قرار نخواهد گرفت.

هر نظام سياسي علاقه دارد كه مشروعيت بيشتري در بين مردم داشته باشد. بهترين راه براي افزايش مشروعيت يك نظام سياسي نيز بالا‌بودن آراي مردم در انتخابات است. در نتيجه اگر نظام سياسي تمايل دارد ميزان مشاركت مردم در انتخابات افزايش پيدا كند بايد شرايط جريان‌هاي سياسي را در نظر بگيرد تا جريان‌هاي سياسي بتوانند برنامه‌هاي و اهداف خود را براي مردم تشريح كنند. نمي‌توان شرايط و بسترهاي لازم را براي جريان‌هاي سياسي فراهم نكرد و سپس از آنها انتظار داشت به‌صورت فراگير و گسترده در انتخابات حضور پيدا كنند و مردم را نيز به حضور در انتخابات تشويق كنند.

**آيا جريان اصلاحات همچنان با همان سازوكار شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات درباره آينده تصميم‌گيري خواهد كرد و يا اينكه ساختار شوراي عالي سياستگذاري در آينده دستخوش تغيير خواهد شد؟
فرهنگ سياسي جامعه ما نياز به آسيب‌شناسي دارد. بايد دموكراسي را جدي‌تر تمرين كنيم و قواعد آن را بهتر رعايت كنيم و در رويكردهاي سياسي خودمحوري را كناربگذاريم چراكه مانع از به هدف رسيدن جناح‌هاي سياسي مي‌شود. اصلاح‌طلبان نيز با يك دورانديشي و براي تصميم‌گيري واحد در اين جريان و جلوگيري از چنددستگي و تشتت كه در گذشته به جريان اصلاحات ضربه‌زده تصميم گرفته‌اند كه شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات را به‌عنوان مرجع تصميم‌گيري اين جريان قرار بدهند تا همه جناح‌هاي منتسب به اصلاح‌طلبي در آن نماينده داشته باشند و همه تصميمات به‌صورت جمعي و با خرد جمعي گرفته شود.

با اين وجود در شرايط كنوني برخي از اصلاح‌طلبان به‌دنبال راه‌اندازي پارلمان اصلاحات هستند كه در صورت تحقق اين موضوع نهادهاي تصميم‌گير در جريان اصلاحات افزايش پيدا مي‌كند كه در نهايت به‌سود جريان اصلاحات نخواهد بود. احزاب و تشكل‌هاي اصلاح‌طلب بايد فعاليت‌هاي خود را تقويت كنند و رويكردهاي جديدي در پيش بگيرند و تلاش كنند رويكرد‌هاي خود را با مطالبات نسل جديد منطبق كنند. با اين وجود در شرايط كنوني مصلحت جريان اصلاحات در اين است كه تنها از يك مرجع تصميم‌گيري تبعيت كند كه در آن همه احزاب و گروه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب نماينده داشته باشند.اين اتفاق نيز در شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات رخ‌داده و همه احزاب اصلاح‌طلب و شخصيت‌هاي تاثيرگذار در آن حضور دارند و تصميمات نيز با خرد جمعي گرفته مي‌شود. به همين دليل نيز در شرايط كنوني ادامه كار شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات با رويكرد خرد جمعي به‌سود اصلاح‌طلبان خواهد بود.

منبع: روزنامه آرمان؛ 1398.02.09
گروه اطلاع رساني**9370**2002