۵ اردیبهشت ۱۳۹۸،‏ ۸:۳۲
کد خبر: 83291223
۰ نفر
فرصت و تهديد صنعت نشر

تهران- ايرنا- ارديبهشت ماه هر سال را مي‌توان فرهنگي‌ترين ماهِ سال دانست؛ ماهي كه موعد برگزاري نمايشگاه سالانه كتاب است. اين روزها بسيار گفته مي‌شود كه مردم ما توجه چنداني به كتاب و مطالعه ندارند و روز به روز تيراژ كتاب كم و كم‌تر مي‌شود.

روزنامه ايران در يادداشتي آورده است:به طور قطع بخشي از اين گزاره درست است و آن كم شدن تيراژ كتاب است ولي اين مسأله نه به معناي كاهش مطالعه است و نه به معناي كم‌اثر شدن كتاب. چه بسا هر دو مورد بهبود نيز يافته باشند.

اولين دليل براي اثبات اين ادعا كاهش نسبي اقتصاد كتاب، ناشي از گسترش اينترنت و دسترسي وسيع، ارزان و راحت مردم به مطالب و حتي كتاب‌هاي موجود در اينترنت است. دليل ديگر اين ادعا وضعيت اقتصادي مردم و جامعه است كه نمي‌توانند به سادگي گذشته كتاب بخرند، بنابراين فقط كتاب‌هايي را مي‌خرند كه احتمال مطالعه آنها بيشتر باشد. برخلاف گذشته كه ممكن بود كتاب بخرند ولي احتمالاً مطالعه نكنند. برخي گزارش‌ها حاكي از آن است كه مردم كتاب‌ها را به‌صورت اجاره‌اي و امانتي در اختيار مي‌گيرند و پس از خواندن با قيمت پايين‌تر برمي‌گردانند و بالاخره علت سوم در افزايش عناوين و تيراژ كل كتاب بويژه كتاب‌هاي ادبيات و علوم اجتماعي است.

كافي است كه گفته شود طي 20 سال گذشته از 1375 تا 1396 تعداد عناوين كتاب‌هاي منتشر شده از كم‌تر از 15 هزار به 99 هزار يعني حدود 7 برابر افزايش يافته است. در همين فاصله تيراژ كل كتاب‌ها از 81 ميليون به 144 ميليون رسيده است كه 78 درصد افزايش نشان مي‌دهد. نكته مهم اينكه قيمت هر نسخه كتاب نيز در فاصله 1375 تا 1396، حدوداً 22 برابر شده و شاخص تورم نيز در اين فاصله 24 برابر شده است. بنابراين مجموعاً مردم در سال 1396 و به قيمت ثابت 70 درصد بيشتر از سال 1375 كتاب خريده‌اند.
اگر بخش علوم اجتماعي و ادبيات را به‌عنوان شاخصي درباره كتابخواني در نظر بگيريم در فاصله سال‌هاي 1375 تا 1396، تعداد عناوين آنها 11 برابر و تعداد شمارگان كل آنها نزديك به 3 برابر شده است كه رشد بسيار قابل توجهي است. آنچه هم كه در افواه عامه گفته مي‌شود كه متوسط مطالعه ما 2 دقيقه در روز است و از اين نوع مطالب، واجد ارزش علمي و عيني نيست. اصولاً منظور از مطالعه بايد روشن باشد، بهترين شيوه سنجش آن ميزان مصرف كالاهاي مرتبط با آن مثل كتاب، روزنامه و مطبوعات و اينترنت است كه درباره مطبوعات نوعي جايگزيني شديد از سوي فضاي مجازي و اينترنت و سايت‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي رخ داده است. ولي كتاب همچنان جايگاه به نسبت گذشته خود را حفظ كرده است.

علي‌رغم اين توصيف‌ها چند مسأله آينده كتاب در ايران را دچار مخاطره كرده است. اولين موضوع چاپ قاچاق و غيرقانوني كتاب است، كتاب‌هايي كه مجوز نيز دارند. اتفاقاً آمار اينها در بخش آمار رسمي كتاب نيامده كه اگر منظور شود ميزان اقتصاد و مطالعه كتاب را بشدت بيش از آنچه كه گفته شده افزايش مي‌دهد، ولي اين وضع به زيان ناشران و نويسندگان است و عملاً موجب نابودي اقتصاد نشر خواهد شد و بايد با آن قاطعانه برخورد كرد.

موضوع دوم مميزي است. اگر محدوديت‌هاي مطبوعاتي و رسانه‌اي در سال‌هاي 1384 تا 1392 كمتر مي‌بود، به احتمال فراوان اين كوچ بزرگ به فضاي مجازي رخ نمي‌داد. فضايي كه مسئوليت هيچ خبري به عهده منتشركننده آن نيست. عدم تعادل ميان فضاي مطبوعات و رسانه‌هاي رسمي با فضاي مجازي، كوچ به اين فضا را بشدت جذاب كرد. بنابراين نبايد اجازه داد كه اين شكاف موجب قهر جامعه با كتاب شود و عطاي آن را به لقايش ببخشند و دچار وضعيت مطبوعات شويم. بويژه آنكه بسياري از حساسيت‌هاي مميزي، سليقه‌اي است و مي‌تواند موجب ناراحتي و عصبانيت نويسندگان و خوانندگان كتاب شود.

موضوع سوم نيز كه در جاي خود اهميت دارد افزايش قيمت دلار و به تبع آن افزايش قيمت كاغذ و هزينه چاپ است و از آنجا كه اين افزايش همراه با ركود اقتصادي است، مردم مجبور مي‌شوند كه مصرف خود را از سبد كالاهاي فرهنگي كم كنند و اقتصاد كتاب يكي از اولين كالاهايي است كه ضربه مي‌خورد. شايد در كوتاه‌مدت اين مسأله مهم‌تر از دو مسأله قبلي باشد و بايد براي آن چاره‌اي انديشيد. با اين حال اميدواريم كه نمايشگاه امسال كتاب جلوه‌اي باشد از فرهنگ و ادب كشور و به رشد و غناي فرهنگي و ادبي جامعه كمك كند.

منبع: روزنامه ايران، 1398.2.5
گروه اطلاع رساني **9131