بررسي سيلاب‌هاي اخير و خانه‌اي روي آب

تهران- ايرنا- «بررسي سيلاب‌هاي اخير»، «تقي‌زاده‌هاي جديد و وضع منورالفكري در ايران»، «انسان‌شناسي و فرهنگ» و «خانه‌اي روي آب» از مهمترين نشست هايي بود كه هفته گذشته در كشور برگزار شد.

گروه اطلاع رساني ايرنا در گزارش زير مهمترين نشست هاي پژوهشي را از بازه زماني 23 تا 30 فروردين 1398خورشيدي بررسي كرده است.

**بررسي سيلاب‌هاي اخير
نشست «بررسي سيلاب‌هاي اخير» در دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي برگزار شد. «رضا مكنون» عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي اميركبير با بيان اين‌ كه 92ميليارد متر مكعب آب وارد كشور شده است، گفت: از ميان اين ميزان آب وارد شده حدوداً 40ميليارد متر مكعب را توانستيم مديريت كنيم. اگر 50‌ميليارد متر مكعب باقي را هم با مديريت قوي هدايت مي‌كرديم، تقريباً تا 2 سال در موضوع آب نگراني نداشتيم.

رضا مكنون در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اينكه برخي، همه دلايل سيل را «تغيير اقليم» مي‌دانند و برخي ديگر اين چنين فكر نمي‌كنند، اظهار داشت: با وجود اين‌همه تحصيل‌كرده‌اي كه در كشور داريم، باز هم در موضوع سيلاب شبهه‌هايي مانند «هارپ» و «امكان ورود به ترسالي» پيش آمد؛ علاوه‌بر اين‌ها، بعضي اعلام كردند «ممكن است دست آمريكا در ميان باشد!» مسجل بدانيد كه تغيير اقليم فقط گريبان‌گير ما نيست، بلكه آمريكا و اروپا را هم درگير كرده است.

«عنايت فهمي» كارشناس ارشد وزارت نيرو بيان داشت: تصور نكنيد كه اين پديده فقط با دوره برگشت تحليل مي‌شود، ناهنجاري پديده‌هاي اقليمي، داده‌هاي تاريخي را از اعتبار لازم خارج مي‌كند. من «بارش سنگين و استثنايي» و «تعرض و دست‌اندازي به حريم رودخانه و مسيل» را از علت‌هاي صدمات سيل مي‌دانم. سيل شيراز سيلي نبود كه چنين تلفاتي داشته باشد.

فهمي ادامه داد: از ديگر علت‌هاي صدمات سيل «نبود برنامه جامع براي مديريت سيلاب» است. مشخص نيست چه نهادي متولي مديريت سيلاب است.

كارشناس ارشد وزارت نيرو «غافلگيري تمام ارگان مديريت سرزميني» را از ديگر علت‌هاي صدمات سيل دانست و افزود: ضعف جدي در حكمراني مديريت سرزميني وجود دارد و اين براي كشور خطرناك است؛ مسوولان به مناطق سيل‌زده رفتند، سلفي گرفتند و برخي هم كمك كردند كه ما از آن‌ها متشكريم اما هماهنگي ميان آن‌ها وجود نداشت.

«عليرضا برهاني» مدرس دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه وزارت نيرو بايد از طرح‌هاي هشدار سيل استفاده كند، توضيح داد: اگر سيستم‌هاي جامع هشدار سيل راه‌اندازي مي‌شد، خسارت‌هاي سيلاب اخير كاهش مي‌يافت.

برهاني با اشاره به اينكه عامل اصلي بحران سيلاب بارش‌هاي فوق‌العاده زياد بوده است، تصريح كرد: اينكه دوره بازگشت چقدر بوده، مشخص نيست. من مطالعه‌اي نديدم كه با مبناي علمي موضوع دوره بازگشت را بررسي كند اما قطعاً بارندگي‌هاي بي‌سابقه‌اي اتفاق افتاده است.

«عليرضا دائمي» قائم‌مقام پيشين وزير نيرو با بيان اين‌كه بايد سيلاب‌هاي اخير را به «تغيير اقليم» مرتبط كنيم، عنوان داشت: ما پيش‌تر سيلاب‌هاي شديد در كشور داشتيم، اما امسال مي‌بينيم كه مدت‌زمان پايداري سيلاب‌ها، شدت و پهنه آن‌ها بيشتر از گذشته است. ما تقريباً در 70سال اخير چنين پديده‌اي را ثبت نكرديم.

دائمي در ادامه خاطرنشان كرد: ما سيلاب‌هاي شديد در كشور زياد داشتيم اما امسال مي‌بينيم كه مدت‌زمان پايداري اين سيلاب‌ها و در عين حال شدت و پهنه آن‌ها زياد بوده است. ما تقريباً در 70سال اخير چنين پديده‌اي را ثبت نكرديم. در حوزه خليج‌فارس در بازه زماني اول مهر‌96 تا 24فروردين‌97، 153ميلي‌متر بارش داشتيم، اما در بازه زماني مهر‌1397تا 24فروردين 1398خورشيدي، 502 ميلي‌متر بارش داشتيم.

**تقي‌زاده‌هاي جديد و وضع منورالفكري در ايران
نشست علمي «تقي‌زاده‌هاي جديد و وضع منورالفكري در ايران» در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي برگزار شد.

حجت‌الاسلام «حميد پارسانيا» عضو هيأت علمي دانشگاه تهران منورالفكري را يك هويت فرهنگي و تاريخي ناميد كه افراد مختلف كارگزاران آن هستند و گفت: مسأله، مسأله شخص و حتي جريان نيست. ما به دنبال شخصي به نام سيدحسن تقي‌زاده نيستيم. اين كه چگونه منورالفكري در اشخاصي مثل تقي‌زاده كنش مي‌كند؟ او چگونه حامل يك موضع و موقعيت فكري و فرهنگي است؟ آيا تقي‌زاده صد سال پيش كه به دنيا آمد اگر الان به دنيا مي‌آمد همين آدم ممكن بود بشود؟ چيزي كه تقي‌زاده را هويت بخشيده، چيزي فراتر از هويت شخصي اوست. هويت تقي‌زاده چيست؟ تاريخ تولد هويت او چه وقتي است؟ در تاريخ اين هويت او و تقي‌زاده‌هايي كه او را نمايندگي مي‌كنند چگونه عمل مي‌كند؟

حجت الاسلام پارسانيا با تأكيد بر لزوم شناخت منورالفكري از اين منظر اظهار داشت: اين پديده در ايران كشورهاي غيرغربي يك هويتي دارد و در موطن خودش يك هويت ديگر دارد. اين هويت‌ها با هم تفاوت دارد. هر چند گاهي در جهان غيرغربي پررنگ‌تر از موطن اصلي خودش است. منورالفكري دو رقيب دارد. يك رقيب در عرض اوست و يك رقيب از درون و در طول اوست كه متولد مي‌شود.

عضو هيأت علمي دانشگاه تهران با طرح اين پرسش كه در ايران منورالفكري چه هويتي دارد، بيان كرد: در ايران منورالفكري در يك مكانيسم ديگري است. نه به دنبال پديد آمدن بورژوازي مي‌آيد و نه در پديد آمدن فقير غني ناشي از سرمايه‌داري است. مكانيسم منورالفكري در ايران مكانيسم اقتدار و قدرت است. ما در هر فرهنگي 2 سطح داريم يكي سطح فرهنگ عمومي است. اصطلاح خواص و عوام را فارابي دارد. ابتدا فرهنگ از طريق عمومي منتقل مي‌شود. سطح ديگري از فرهنگ با كساني است كه افق‌گشايي مي‌كنند و نقاط مركزي فرهنگ را شناسايي مي‌كنند و بعد در سطح فرهنگ عمومي با روش ترويجي توسعه مي‌دهند.

وي با بيان اينكه تقي‌زاده نسل دوم منورالفكري در ايران است، توضيح داد: نسل اول در بخش ديگري از تاريخ اين مرزوبوم است. نسل اول درباريان و سفرا هستند كه زودتر قدرت غرب را مي‌بينند. ملكم خان از اين قبيل است. اما نسل دوم از ميان كساني كه در نهاد فرهنگي جامعه هستند، ظهور مي‌كند. وقتي قلمرو اقتدار عوض مي‌شود، طلبه جواني مثل تقي‌زاده به آن سمت مي‌رود. نسل دوم سيد ضيا طباطبايي و تقي‌زاده و كسروي هستند كه به دنبال هويت جديد در شرايط جديدند. در مقطعي كه منورالفكري در ايران پيدا مي‌شود، روشنفكري در غرب به وجود نيامده است.

آيت‌الله علي‌اكبر رشاد رييس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با اشاره به زبان نمادين و استعاري آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري تصريح كرد: ايشان سمبل ناقص‌الخلقه زاده شدن منورالفكري را تقي‌زاده مي‌دانند. ايشان با اين استعاره يك دنيايي از معنا را منتقل مي‌كنند. تقي‌زاده در واقع جزو نمادهاي منورالفكري قلمداد مي‌شود. تقي‌زاده داراي چه ويژگي‌هايي بود. هم عمرش طولاني بود و هم عمر فعاليت‌هايش زياد بود. حوادث بسياري را تجربه كرد. با سفرهايي به نقاط جهان به آدمي چندجانبه بدل شد. او ادوار گوناگوني از تاريخ ايران را تجربه كرد.

آيت الله رشاد با طرح اين سؤال كه سرشت و صفات منورالفكري چيست، عنوان داشت: اين سرشت را بايد شناخت و از آن پرهيز كرد. مسأله روشنفكري يك امر بومي نيست. جوشيده از بطن جامعه، فرهنگ و سنت ما نيست. يك جريان بازآمده از وراي مرزهاست. اولين ويژگي آن همين حيات مجازي است كه من از آن به سيطره مجاز تعبير مي‌كنم. بر ذهن و زبان و زيست اين جريان زبان و زيست و ذهنيت مجازي مسيطر است. غرب دوره ماقبل سنت و سنت و مدرن و مابعد مدرن دارد. آن‌چنان كه مبدأ تاريخ را به روز تعيين مي‌كنند. ظهور شخصيت‌ها مبدأ تحولات‌شان است.

رييس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي خاطرنشان كرد: در ايران كساني بي آنكه بدانند غرب، غرب است و شرق، شرق، منورالفكري را پايه‌گذاري كردند. اسلام، اسلام است و مسحيت، مسيحيت. هزاران تفاوت و تمايز وجود دارد. بايد بيشتر به تمايزها توجه كرد.

وي دومين ويژگي منورالفكري در ايران را ناقص‌الخلقه بودن آن دانست و يادآور شد: اگر هم بايد روزگاري در ايران روشنفكري اتفاق بيفتد بايد زمانش فرا مي‌رسيد، اما روشنفكري كه هنوز وجود و خلقتش كامل نشده بود، سزارين شد.

آيت الله رشاد گفت: خصلت سوم مذبذب بودن منورالفكري در ايران است. از ميان عناصر منورالفكر شايد يك نفر در ميان‌شان نباشد كه بر يك موضع مستقر باقي باشد. حياتي پارادوكسيكال دارند. يك منحني اگر از زندگي‌شان بكشيم، تعجب مي‌كنيم. با طلبگي شروع مي‌كنند و دين‌ستيز مي‌شوند و از شاه‌پرستي تا ماركسيسم تا راست غربي بعد راست غربزده و گاهي سرسپردگي به غرب و ... . گاهي هم برمي‌گردند. تقي‌زاده هم توبه كرد و به اسلام بازگشت و حتي مي‌گفت بر اساس دين بايد سازوكارها را درست كنيم. البته توجيه مي‌كنند كه حرف‌هاي گذشته را از سر دلسوزي زده‌است.

**انسان‌شناسي و فرهنگ
صدوشصت‌وسومين نشست از سلسله نشست‌هاي «انسان‌شناسي و فرهنگ» در زمينه چهارشنبه‌سوري در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

«علي بلوكباشي» مردم‌شناس پيشكسوت و از پايه‌گذاران پژوهش‌هاي آكادميك مردم‌شناختي در ايران اظهار داشت: چهارشنبه سوري امري قدسي در فرهنگ ايران است و ماه اسفند كه زمان وقوع چهارشنبه سوري است نيز ماهي مقدس در فرهنگ ايران بوده است.

بلوكباشي با تذكر اين نكته كه مفهوم هفته در ساخت زمانبندي ايران باستان وجود نداشته و امري وارداتي پس از اسلام است بيان داشت: ما در فرهنگ ايران باستان، به جاي چهارشنبه سوري، شب سوري داشته‌ايم. چهارشنبه سوري از جنس نوروز است و پاره‌اي از ساختار نوروز است. كنش‌هاي مربوط به چهارشنبه سوري كنش‌هايي نشاط‌انگيز در انتهاي سال هستند و اين آئين قدسي به دو مقوله زمان و طبيعت وابستگي دارد. در فرهنگ اساطيري ما، آخر سال آخرالزمان به حساب مي‌آيد.

اين مردم شناس سپس به چرايي تقدس اسفند پرداخت و تصريح كرد: نام اين ماه خود مقدس است. اسفندارمز ايزددختي است كه مادر زمين ناميده مي‌شود و پاسداري از زمين و تمام امور و تدابير مرتبط با اين زمينه بر عهده اسفندارمز است. همچنين يكي ديگر از عوامل قداست ماه اسفند آفرينش انسان و نور در اين ماه است. به اعتقاد ايرانيان با پايان يافتن سال كهنه، بازخلقت رخ مي‌دهد و دوباره همه چيز از نو آغاز مي‌شود و از اين منظر نيز ماه اسفند حائز تقدس است.

وي سومين عامل قداست اسفند را اين دانست و توضيح داد: در گذشته هر روز از ماه نامي داشت و روز پنجم ماه اسفند نام داشت. زماني كه نام روز و نام ماه با يكديگر تطبيق پيدا مي‌كرد آن روز مقدس انگاشته مي‌شد. روز پنجم اسفند عيد زنان بود و اين روز چنان كه ابوريحان بيروني گفته است با نام مردگيران يا مژده‌گيران ناميده مي‌شده و در اين روز دختران اجازه داشتند خود همسرشان را انتخاب كنند.

بلوكباشي در بخش ديگري از سخن خود عنوان داشت: در برخي حوزه‌هاي فرهنگ ايراني چهار چهارشنبه جشن گرفته مي‌شود. از جمله در جمهوري آذربايجان هر يك از چهارشنبه‌ها به يكي از عناصر طبيعي آب و باد و آتش و خاك اختصاص دارد. در آذربايجان ايران و كردستان نيز چهار چهارشنبه مورد توجه قرار مي‌گيرند. چهارشنبه اول در آذربايجان يالانچي (دروغين)، چهارشنبه دوم مشتلقچي، چهارشنبه سوم كولي (خاكستر) و گلي چهارشنبه ناميده مي‌شوند.

«ناصر فكوهي» مدير نشست‌هاي انسان‌شناسي و فرهنگ و استاد دانشگاه تهران به بيان نظرات خود در زمينه جايگاه چهارشنبه سوري در وضعيت كنوني زيست ايراني پرداخت و خاطرنشان كرد: در چهارشنبه سوري در حال حاضر با نوعي تنش مواجهيم. موقعيتي بين مردم و مسئولان به وجود مي‌آيد كه در دوران كودكي ما وجود نداشت. ما در اين چند دهه دائم اين مسئله را داشته‌ايم كه چهارشنبه سوري بيش از آنكه در خدمت آرامش و هماهنگي باشد به تنش افزوده است.

فكوهي در پايان يادآور شد: اين تنش افزايي ربطي به نفس مراسم چهارشنبه سوري ندارد. كارويژه اين مراسم مانند يلدا، نوروز و... ايجاد انسجام اجتماعي بوده است. اتفاقي كه در مورد چهارشنبه سوري افتاده است به دليل عناصر سازنده اين مراسم و به ويژه وجود عنصر آتش و مواد آتش زا در آن است. بايد توجه داشته باشيم كه موقعيت‌هاي مرتبط با چهارشنبه سوري پيش از اين روستايي و سنتي بوده‌اند و انتقال اين موقعيت‌ها به محيط شهري بدون انديشيدن تدبيري براي انجام آن، رابطه مراسم و فضا را پروبلماتيك كرده است و به استفاده از چهارشنبه سوري براي ايجاد تنش منجر شده است.

**خانه‌اي روي آب
نشست رونمايي از كتاب «خانه‌اي روي آب» تاليف كاميل احمدي در خانه گفتمان شهر برگزار شد.
«كاميل احمدي» مردم شناس و فعال حوزه آسيب‌هاي اجتماعي به توضيحي در خصوص روش پژوهش خود پرداخت و در اين خصوص گفت: اين پژوهش با استفاده از رويكرد كيفي و كمي و بكارگيري روش زمينه‌يابي در سه كلانشهر تهران، مشهد و اصفهان در 1395-1396خورشيدي انجام گرفته است.

احمدي در ادامه صحبت‌هاي خود در تشريح اصطلاح صيغه و انواع آن اظهار داشت: صيغه نوعي قانون‌مند كردن و مشروعيت دادن به رابطه جنسي در نوعي گفتار مذهبي است. در تاريخ اروپا از دهه‌هاي 60 و 70 ميلادي به بعد، در تاريخ آمريكاي شمالي، آمريكا، بخشي از كانادا و اروپا انقلاب جنسي شروع شد كه به انقلاب هيپي‌ها و قدرت گل‌ها انجاميد و ساختار معمول و كلاسيك روابط جنسي و ازدواجي را از قالب مسيحي آن خارج كرد و روابط متعدد خارج از ازدواج را ايجاد و نوع نگاه به ازدواج را تغيير داد.»

اين فعال حوزه آسيب‌هاي اجتماعي در پژوهش جديدش از تغيير ماهيت صيغه از شكل سنتي به شكل‌هاي آنلاين و ساعتي، دلاري، زيارتي، شبي، مسافرتي، صيغه در ازاي تامين خوراك و ... خبر داد و بيان داشت: بخشي از افراد تن‌فروش از اين طريق وجهه قانوني و شرعي پيدا كرده‌اند.

«سميه طهماسبي» فقيه و پژوهشگر ديني با بيان اين كه در فقه 2 ازدواج دائم و موقت يا صيغه و يا منقطع تعريف شده است، توضيح داد: بين ازدواج موقت و صيغه محرميت، هيچ فرقي نيست و به نظر مي‌رسد اگر جدا به كار برده مي‌شود مانند پژوهش آقاي احمدي، ناشي از كاربرد عرفي و اجتماعي آن است.

طهماسبي با اشاره به تفاوت 2 ازدواج دائم و موقت تصريح كرد: در ازدواج موقت، ارث و نفقه وجود ندارد مگر با شرايطي در ضمن عقد يا اينكه مثلا مباني ازدواج، نفقه باشد. همچنين اگر زوجه بخواهد دعوي حقوقي مطرح كند حتما بايد ثابت شود كه ازدواج ثبت شده است.

اين فقيه و پژوهشگر ديني با اشاره به دلايل ازدواج موقت عنوان داشت: در جايي كه زن و مرد نمي‌توانند وارد رابطه تعهدآور شوند مانند تعهدات اقتصادي و زناشويي، به ازدواج موقت روي مي‌آورند.

وي ضابطه‌مند شدن اين پديده را توسط كارشناسان و قانونگذار، ضروري دانست و آن را راه‌حل كاهش آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از اين امر مي‌داند و معتقد است كه ازدواج موقت بايد در سابقه افراد ثبت شود تا هر زماني كه فرد بخواهد ازدواج دائم بكند، بداند كه با چه كسي ازدواج مي‌كند، چون اين گونه هزينه ازدواج موقت بيشتر مي‌شود و كمتر كسي حاضر به انجام آن مي‌شود.

«عباس عبدي» پژوهشگر اجتماعي با بيان اين كه اين مساله را از راه قانون نمي‌توان حل كرد خاطرنشان كرد: بسياري از مسائل به اقتضاي شرايط و زمان حل مي‌شود و تغيير مي‌كند و شرايط جامعه و زمان تعيين مي‌كند كه چگونه باشد، بنابراين تنها قانون راه‌حل و موثر نيست.

عبدي با اشاره به اين كه الفاظ ازدواج موقت، صيغه محرميت، متعه و غيره را قبول ندارد، گفت: بگذاريم مردم زندگيشان را بكنند اما حقوق برابري براي آنها تعريف شود و مانند دو انسان برابر با همديگر زندگي كنند، فرزندان من به شيوه جديد ازدواج مي‌كنند و همه چيز در ازدواج آنها بر اساس حقوق برابر است.

«سارا باقري» وكيل دادگستري و عضو انجمن حماين از حقوق كودكان با اشاره به مشكلات كودكان حاصل از چنين ازدواج‌هايي بيان داشت: در بسياري از اين ازدواج‌ها زماني كه به تولد فرزندي مي‌انجامد مرد زن را رها مي‌كند و بعد از آن گواهي ولادت به مادران اين فرزندان داده نمي‌شود و اين سبب مي‌شود تا ثبت احوال، شناسنامه اين كودكان را صادر نكند و نام طفل از نام خانوادگي مادر برداشته مي‌شود و همين مسئله باعث مي‌شود كه براي كودك تبعاتي مثل انگ اجتماعي به همراه داشته باشد.

باقري ادامه داد: در بسياري موارد، فرزندان چنين ازدواج‌هايي بسيار مستعد بوده و در زمينه‌هاي هنري و ورزشي و علمي داراي مقام و رتبه عالي بوده‌اند و حتي به خارج از كشور هم دعوت شده‌اند اما به دليل نداشتن پدر و شناسنامه از رفتن به چنين سفرهايي بازمانده‌اند.

«مينو مرتاضي» فعال مدني و حوزه زنان با اشاره به اين كه راهكارهاي مولف به تنهايي كافي نيست عنوان داشت: بايد پكيجي در سطح وسيع ارئه داد تا زنان به سمت ازدواج موقت نروند.

مرتاضي يادآور شد: اگر زنان خود را باور كنند و بپذيرند و نيز ازدواج دمكراتيك داشته باشند مي‌توانند با چنين پديده‌اي مقابله كنند در حالي كه زنان ما هنوز قيم دارند و شوهر، پدر و يا برادر بالاي سر آن‌هاست و اجازه نمي‌دهند عاطفه زن به رسميت شناخته بشود.

پژوهشم9370**9131